آثار و فوايد ذکر يونسيه

خواص دارویی و گیاهی :

همیشه زندگی خصوصی هنرمندان برای مردم جالب بوده و همان قدر که خبرهای مربوط به ازدواج آنها برای مردم خوشحال کنندست خبر جدایی آنها باعث تاسف هوادارنشان می شود امروز قصد داریم به صحت یا دروغ بودن شایعه ای را که مدتیست در فضای مجازی پیچیده است بپردازیم.

ت آيت الله العظمی خويی در سن 14 سالگی و به تائيد مكتوب اساتيدشان به درجه اجتهاد نائل شدند. زمان اولین دوره تدریس دروس خارج فقه و اصول ایشان به سال 1330 (ه.ش) برمی‌گردد و اولین چاپ رساله توضيح المسائل معظم له نیز مربوط به سال 1340 (ه.ش) می‌باشد.

از نظر اهل دل، از ميان دو مصيبت حضرت زهرا عليها السلام و حضرت امام حسين‏ عليه السلام كداميك سخت‏ تر مى ‏باشد؟

به چه دليل است كه حضرت عباس‏ عليه السلام از آشاميدن آب خوددارى نمودند در حالى كه اين كار مقدمه يك عمل واجب يعنى نجات جان خود و ديگران مى‏ باشد؟

مفهوم و مقصود امام حسين‏ عليه السلام از منع نمودن خواهر گرامى اش زينب كبرى‏ عليها السلام در اين فرموده ايشان چيست: «خواهرم تو را سوگند مى دهم و از تو مى خواهم كه سوگند مرا نشكنى، چون به شهادت رسيدم بر [مصيبت‏] من گريبان چاك نكن و صورت خود را خراش مده و ناله و شيون ننما» (1)؟

عده‏ اى بر اين عقيده‏ اند كه اگر امام حسين‏ عليه السلام مى دانست در كربلا به شهادت می ‏رسد اقدام به سفر نمى كرد، زيرا اين كار قتل نفس است و آن را حرام مى دانند. در قبال اين طرز تفكر چه مى توان گفت؟

نقش امام حسين ‏عليه السلام در جنبش‏ هاى آزادى بخش و اصلاح طلب را چگونه ارزيابى مى ‏كنيد؟

عده‏ اى اين گونه مى ‏انديشند كه حادثه كربلا در مقطعى از زمان اتفاق افتاده و امروزه چه نيازى به احياى آن است. نظر جنابعالى در اين زمينه چيست؟

جدای از بحث احترام پدر و مادر، لطفا ميزان ولايت و اختيار داری پدر بر فرزند را بيان فرموده و والدين تا چه ميزان می توانند به فرزندان خود بر انجام يا نهی كاری دستور دهند؟ آيا در ولايت بر فرزندان بين پدر و مادر تفاوتی هست؟

رفت و آمد به منزل كسانى كه نماز نمى ‏خوانند و خمس و زكات‏ نمى ‏پردازند، چه حکمی دارد؟

اگر شخصی متدين و مذهبی صله رحم نمايد و مورد تمسخر و يا اذيت و آزار و ظلم قرار بگيرد لازم است به صله رحم ادامه دهد یا خیر؟ اگر پدر و مادرش باشند چطور؟

حكم صله ارحام با افراد زير چگونه مى باشد؟

الف) اقوامى كه از اهل سنت هستند. ب) اقوامى كه علناً احكام شرعى را به سخره مى گيرند. ج) اقوامی كه پدر و مادر امر كرده اند كه بايد با آن ها قطع رابطه كنيم.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در تفسیر آیه 152 سوره بقره (فَاذْکُرُونِى أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِى وَلاَ تَکْفُرُونِ﴾ به تبیین آثار ذکر پرداخته و می گوید: شواهدی را قرآن کریم مطرح می‌کند که در آن شواهد روشن می‌کند که اگر کسی به یاد خدا بود، خدا هم به یاد او است و معنای اینکه خدا به یاد کسی باشد آن است که او را از خطر می‌رهاند؛ یا خطر معصیت و یا خطرهای دیگر که کمتر از خطر معصیت نیستند.

وی گناه را مهم‌ترین خطر اعلام کرده و یادآور می شود: در جریان یوسف(ع) در سوره مبارکه یوسف آیه 24 این چنین فرمود: ﴿وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَن رَأی بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ﴾ یعنی آن زن در برخورد با یوسف(ع) قصد کرد، ولی یوسف(ع) قصد و خیال نکرد؛ چون فعل خارج که محقق نشد از هیچ طرف، قصد و خطور قلبی برای آن زن حاصل شد، ولی برای وجود مبارک یوسف(سلام الله علیه) حاصل نشد؛ برای اینکه فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن رَأی بُرْهَانَ رَبِّهِ﴾؛ اگر برهان و شهود حق را نمی‌دید، قصد می‌کرد و چون برهان حق را دید، قلبش خطور نکرد و قصد هم نکرد، پس وجود مبارک یوسف(سلام الله علیه) همان‌طوری که در مقام فعل معصوم بود، در مقام خطور نیّت هم معصوم بود. شاهد بحث آن است که فرمود: چون برهان رب را دید، از خطرِ قصدِ گناه نجات پیدا کرد.

این مفسر برجسته قرآن کریم با بیان اینکه یاد خدا در دل بالاترین مصداق ذکر است؛ تأکید می کند: نام خدا بر لب و یاد خدا در دل از مصادیق ذکراند، منتها شهود قلبی از کامل‌ترین مصادیق ذکر به شمار می‌رود؛ همان مشاهده حضور حقّ، یاد حقّ است. پاداش آن یاد حقّ این است که سوء و فحشا از او زدوده شد. یاد حق باعث می‌شود که خدا به یاد انسان خواهد بود. خدا اگر به یاد انسان شد، معصیت به سراغ انسان نخواهد آمد، لذا خدای سبحان فرمود: ما سوء و فحشا و گناه را از او باز داشتیم و نگذاشتیم به سراغ او برود، معصیت که دشمن انسان است به سراغ کسی که متذکر حق باشد نمی‌رود.

ذکر تسبیح، عامل نجات یونس(ع)

وی نجات از خطرات و بلایا را از دیگر آثار یاد حق برشمرده و می گوید: در سوره مبارکه صافات اثر دیگری که برای یاد حقّ ذکر می‌کند این است که انسان را از خطر می‌رهاند، آیه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (این ذالنون(ع)) اگر یونس(ع) جزء مسبحین نبود، در بطن ماهی الی یوم القیامه می‌ماند. این خطر را خدا از او دور داشت، برای اینکه او اهل تسبیح بود. چون ذکر خواه به صورت تسبیح و تحمید باشد، خواه به صورت تهلیل و تکبیر باشد شامل می‌شود، فرمود: چون او اهل تسبیح بود از این خطر نجات پیدا کرد، وقتی هم که خدای سبحان ذکر یونس(ع) را نقل می‌کند، می‌بیینم در حدّ یک تسبیح است، دیگر مسئلت در ذکر او نیست، عرض نکرد «خدایا مرا نجات بده!»، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، این ذکر او را از خطر نجات داد.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: … یونس که ﴿فلتقمه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ﴾ ؛ در خطر مرگ قرار گرفت، او محتاج به نجات بود، اما جز تسبیح چیزی نداشت، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ همین، به نقص خود اعتراف کرد وخدا را از نقص منزّه کرد: آن تسبیح برای آن است که بگوید: عبد ناقص است و مولا منزه از نقص است: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾؛ من ناقصم و تو منزه از نقصی، همین. درباره یونس(ع) هم فرمود به اینکه او عبد صالح ما است، این ظلمی که دارد یعنی قصور، وگرنه او معصوم است و منزه از نقص است.

وی یادآور می شود: خدای سبحان می‌فرماید به اینکه نعمت ولایت ما نصیب یونس شد و اگر نعمت ولایت ما نصیب یونس نمی‌شد او گرفتار عذاب بود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَکَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾، ﴿لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ﴾ ، خدای سبحان او را مشمول نعمت خاص می‌داند در بعضی از آیات، در همان آیه‌ای که به پیغمبر می‌فرماید: ﴿وَلاَ تَکُن کَصَاحِبِ الْحُوتِ﴾ در آنجا، برای اینکه مبادا کسی توهم کند، که یونس(ع) که صاحب حوت است خلافی انجام داد، فوراً فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَکَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ یعنی اگر او مشمول نعمت ولایت نبود، ممکن بود مورد خشم ما قرار بگیرد، ولی او از اولیای ما است خدای سبحان او را با مدح و منقبت یاد می‌کند، بنابراین نقصی برای وجود مبارک یونس(ع) نیست به شهادت آن آیه‌ای که فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَکَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، آن وقت «مذموم» بود یعنی چون مشمول نعمت ولایت ما است مذموم نیست.

این مدرس عالی حوزه علمیه بر عدم اختصاص ذکر یونسیه به حضرت یونس(ع) تأکید کرده و می گوید: ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، برای اینکه تثبیت کند این مسئله کلی است و اختصاصی به أنبیا ندارد، منتها مرحله بالایش برای أنبیا است وگرنه مراحل وسطی و نازله‌اش نصیب دیگران هم می‌شود، در ذیل آیه اصل کلی را ارائه داد و فرمود: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، قبل از اینکه از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف می‌کنیم. آنها هم که اهل راه هستند این ذکر یونسی را مجرَّب می‌دانند، می‌گویند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، حالا یا 400 بار است در روز یا کمتر، بیشتر، یا در حال سجده است یا غیر سجده اگر در حال سجده باشد اثرش بیشتر است، هرچه بیشتر بهتر ولی این اصل را قرآن کریم به ما ارائه داد و فرمود: این مخصوص یونس نیست، مخصوص دریا هم نیست، مخصوص کام ماهی هم نیست، هر خطری باشد، ما او را از غم نجات می‌دهیم: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر مؤمنی با ذکر یونسی با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پیدا می‌کند.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تفسیر آیه 152 بقره، ذکر خدا را از ادب عبودیت خوانده و تأکید می کند: ادب عبد آن است که در برابر خدا ذاکر باشد، اینکه می‌بینید ما مرتّب از خدای سبحان چیزی می‌طلبیم برای آن است که لذّت یاد حق در ما ظهور نکرده است و اگر لذت یاد حقّ در جان ما ظهور کند، ما همین که سرگرم مناجات با خدا شدیم، آن نیاز و حاجت ما از یاد ما می‌رود، ولی از یاد خدا نمی‌رود؛ چون ﴿وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیّاً﴾ ؛ حاجات ما را می‌داند و برآورده هم می‌کند.

در روایات دارد که اگر انسانی به یاد حقّ سرگرم بود و حاجتش یادش رفت، خدا حاجت او را برآورده می‌کند و آنها که اهل مناجات با خدایند، همین که وارد ذکر و ثنا شدند، لذّت مناجات آن قدر در جانشان شیرین است که حاجتشان از یادشان می‌رود.

 

آثار و بركات ذكر يونسيه 1-پیامبر گرامى(ص): هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است .

3- امام صادق(ع): عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى خواند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرماید: فاستبجنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین (ما او را پــاسـخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم )

حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ، و ذالنون إذ ذهب مغاضبا فظنّ أن لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمین را تا سه آیه بخوان إنشاء الله فرزنددار خواهى شد.

ختم هاي اين ذكر شريف «400» «700» «1001» «3000» «4000» «7000» بار گفته اند؛ كه بستگي به دستور استاد و قابليت طالب دارد، اما عدد 400 براي همه، آن هم شبها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده، نافع است.

براي تقويت نفس و قلب و مكاشفات بسيار خوب است و براي رفع حجب و نورانيت مؤثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنين، از طرف خدا شامل گوينده آن مي شود.

مرحوم آخوند ملا حسنقلي همداني: هر قدر، در هر وقت بتوانيد؛ اين ذكررا بگوئيد.

حضرت استاد از قول مرحوم سيدهاشم حداد نقل كردند كه ذكر يونسيه براي معرفت نفس و معرفت ربّ مؤثر است، و خودش به ذكر يونسيه مشغول بود.

فرمود: ذكر يونسيه.

جناب استاد مدت زيادي در نجف 3000 مرتبه اين ذكر را در سجده مي گفتند.

وقتي از مرحوم آيةالله كشميري پرسيدند بهترين كار براي سالك در كدام يك از اعمال عبادي است؟ فرمودند: بهترين آن سجده است كه ذكر يونسيه در آن گفته شود. و فرمودند: امان ذكر يونسيه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخي ميگردد.

امام صادق (ع) فرمودند: تعجب مي كنم از چهار كس كه چهار نوع گرفتاري دارند چگونه به اين چهار چيز پناه نمي برند. از جمله اينها فرمودند: تعجب مي كنم از كسي كه دچار غم و اندوه شده است اما به اين سخن پناه نمي برد، زيرا كه حق تعالي در دنباله آن فرموده: «و نجيناه من الغم و كذلك ننجي الموءمنين» يعني ما او را «حضرت يونس را به سبب اين سخن» از غم و اندوه نجات داديم و اينگونه ما مؤمنان را نجات مي بخشيم.

منبع:جام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *