داستان بازی خدای جنگ 2

داستان بازی خدای جنگ 2

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

داستان بازی خدای جنگ 2

داستان بازی خدای جنگ 2

تماس با مادرباره بازی مگآرشیو خبر


ثبت نام

داستان God of War 2 کمی پس از وقایع نسخه Ghost of Sparta به وقوع می‌پیوندد. زمانی که کریتوس به جای Ares در جایگاه خدای جنگ قرار گرفته اما به خاطر خشونت و رفتار خصمانه‌اش با شهرنشینان یونان در پیشگاه سایر خدایان از مقبولیتی برخوردار نیست. کریتوس هنوزهم درگیر خاطرات گذشته‌‌ی خود است؛ هنگامی که اعمال نابخشودنی تحت فرمان Ares انجام داده بود. پس برای رهایی از این کابوس او تصمیم به فتح کردن تمامی یونان  گرفت.داستان بازی خدای جنگ 2

در این میان، آتنا (خدای دانایی و شجاعت) از کریتوس خواست تا قبل از آنکه خشم خدایان را با این کارش بیش از گذشته برانگیزد، از تصمیم خون‌بار خود صرف نظر کرده؛ چراکه با آغاز آن نمی‌تواند هیچ کمکی به کریتوس کند. اما خدای جنگ مصمم‌تر از هر زمان دیگری به آتنا می‌گوید که عهد و پیمانی با او نداشته و بی‌توجه به گفته‌های خدای دانایی به ارتش اسپارتان‌هایش که راهی جنگ در شهر ساحلی و بزرگ Rhodes شده بودند، می‌پیوندد.

کریتوس با قدرت یک خدا پا به صحنه‌ی نبرد می‌گذارد و پس از اندک زمانی متوجه حضور عقابی در آسمان می‌شود. او در ابتدا فکر می‌کرد که آتنا در قالب یه عقاب در آسمان می‌چرخد و نظاره‌گر اوست؛ در حالی که ماجرا چیز دیگری است.

در میانه‌ی جنگ، عقاب به کریتوس حمله می‌کند و با جادو قدرت خدایی او را می‌رباید و به سوی مجسمه‌ی برنزی و غول‌پیکر Rhodes که از شمایل و پیکر Helios (خدای خورشید و نور) ساخته شده بود، پرواز می‌‌کند  و بر روی شانه‌ی مجسمه نشسته و قدرت خدایی را به آن می‌دمد. با طغیان کردن خشم مجسمه‌ی Helios و ورود او به جنگ با کریتوس، زئوس در برابر کریتوس ظاهر می‌شود و برای پیروزی در این نبرد پیشنهاد استفاده از شمشیر قدرتمند اُلمپ که زئوس را در جنگ بزرگ تایتان‌ها پیروز گردانده بود، می‌دهد.

در این میان کریتوس با پذیرفتن شمشیر و مبارزه‌ای سخت با مجسمه‌ی Helios و شکست دادن آن، به دلیل زخم‌ها و خستگی این نبرد، ناتوان شده و خسته به روی زمین می‌افتد. عقابی که قدرت خدایی او را گرفته بود و کریتوس باور داشت که آتنا است، بار دیگر روبه‌روی او ظاهر می‌شود، اما او کسی نیست جز زئوس؛ او از کریتوس می‌خواهد اعمال خود را کنار گذاشته و بار دیگر در خدمت خدایان باشد و به آن‌ها خدمت کند، اما کریتوس باز هم در برابر این خواسته ایستادگی می‌کند و قبل از اینکه بتواند شمشیر اُلمپ را به دست بگیرد و در مقابل  زئوس ایستادگی کند، زئوس شمشیر را به شکم کریتوس فرو می‌کند و سرانجامی همانند Ares را برای وی نیز رقم می‌زند. در حالی که کریتوس به سمت شکنجه‌ی ابدی خود در دنیای مردگان برده می‌شود، Gaia (مادر تایتان‌ها) او را از چنگ دوزخیان نجات می‌دهد.

او پس از نجات کریتوس، وقایع مابین تایتان‌ها و خدایان را بازگو می‌کند و می‌گوید که چگونه Cronos (پدر زئوس) با خوردن تمامی فرزندانش در پی آن بود تا از محقق شدن پیشگویی که در آن یکی از فرزندان کرونوس علیه او قیام می‌کند، جلوگیری کند.

اما Rhea همسر کرونوس و فرزند گایا، زئوس را مخفیانه نجات می‌دهد و به دستان مادربزرگش (گایا) می‌سپارد. اما زئوس پس از بزرگ شدن تصمیم به خون خواهی از پدرش می‌گیرد و با ساخت شمشیر قدرتمند اُلمپ و به راه انداختن جنگ بزرگ میان خدایان و تایتان‌ها، تمامی تایتان‌ها از جمله مادربزرگش را به اعماق سیاهچال‌های Tartarus تبعید می‌کند تا برای همیشه در رنج و عذاب باشند. گایا در پایان از کریتوس برای گرفتن انتقام از زئوس و یاری رساندن به آن‌ها کمک می‌خواهد تا بتواند سرنوشتی مشابه خود را برای خدایان رقم بزند.

کریتوس پس از فرار از دنیای مردگان سوار بر Pegasus اسب جادویی و پرنده‌ای که گایا به او می‌دهد، راهی یافتن خواهران سرنوشت می‌شود؛ موضوعی که می‌تواند منجر به تغییر گذشته و سرانجام کریتوس و سایر تایتان‌ها شود. کریتوس سوار بر اسب پرنده‌اش، به جزیره‌ خلقت که محل زندگی تایتان Typhon و Prometheus است، می‌رود.

در نزدیکی جزیره‌‌ خلقت، سوار تاریکی با گریفین‌ها‌ و کلاغ‌هایش به کریتوس حمله می‌کند. کریتوس پس از نبرد با سوار تاریکی و البته از دست دادن پگاسوس، در نهایت به جزیره‌ می‌رسد.

در این ماجراجویی کریتوس با افراد مختلفی همانند Theseus یکی از قهرمانان یونان و پسر پوسایدون (خدای دریاها)، Perseus قهرمان بزرگ و مشهور یونانی، Icarus دیوانه و پیر، Euryale ملکه‌ی گورگون‌ها (موجوداتی با سر زنانه و بدنی مانند مار) مواجه می‌شود و پس از کشتن هر یک قابلیت‌های هرکدام را به دست می‌آورد.

کریتوس در ادامه‌ی مسیر سر از اعماق زمین در می‌آورد و با Atlas (یکی از مشهورترین تایتان‌ها) ملاقات می‌کند. در اولین برخورد، Atlas از قبول همکاری با کریتوس سر باز می‌زند اما خدای جنگ راهی برای متقاعد کردن او می‌یابد و در نهایت Atlas نیز قبول می‌کند برای تغییر سرنوشت و کشتن زئوس همکاری کند. علاوه بر این، وی قدرت Atlas Quake را به کریتوس می‌دهد تا به وسیله‌ی آن به سطح زمین بازگردد.

پس از بالا آمدن کریتوس از اعماق زمین، او با Kraken (هیولای هشت‌پا) مبارزه می‌کند و پس از آن با بیدار کردن ققنوس به سوی معبد سرنوشت رهسپار می‌شود.

پس از رسیدن کریتوس به اتاق شا‌هانه‌ی خواهران تقدیر و درخواست از ‌‌آن‌ها برای تغییر و عبور از آینه‌ی زمان، او با جواب رد آنان مواجه شده و همین امر سبب خشم و رویارویی کریتوس با Lahkesis  (یکی از خواهران تقدیر) می‌شود.

پس از نبردی خونین میان آن دو، Atropos (یکی دیگر از خواهران) وارد نبرد با کریتوس شده و او را از طریق آینه‌ به زمان نبرد با Ares می‌برد تا شاید بتواند از این طریق و با نابود کردن شمشیر خدایان که کریتوس توانسته بود با آن Ares را بکشد، سرنوشت را  گونه‌ا‌ی دیگری رقم بزند. اما کریتوس Atropos را مغلوب کرده و او را در آینه‌ی زمان محبوس می‌کند.

با نابودی دو خواهر، کریتوس به سراغ Clotho آخرین بازمانده‌ خواهران می‌رود؛ فردی که چرخه‌ی سرنوشت در اختیار اوست. کریتوس با کشتن او قدرت تغییر و سفر به گذشته را به دست می‌آورد. وی با این توانایی اندک زمانی قبل از کشته شدن به وسیله‌ی زئوس در جنگ Rhodes باز می‌گردد. اما این بار قبل از آنکه زئوس به شمشیر اُلمپ دست یابد، کریتوس آن را مال خود کرده و به نبرد با خدای خدایان می‌رود.

زئوس با قدرت صاعقه‌هایش کریتوس را تضعیف و گیج می‌کند، اما زمانی که به نظر می‌رسد بار دیگر او پیروز این نبرد خواهد شد، کریتوس با یک حرکت شمشیر اُلمپ را از دست وی خارج کرده و دستانش را با Blade of Athena به صخره‌ای میخکوب می‌کند. اما قبل از آنکه کار خدای خدایان تمام شود آتنا پا به میان گذاشته و مانع از کشته شدن زئوس می‌شود.

کریتوس که از دخالت آتنا به ستوه آمده، بار دیگر به سمت زئوس زخمی حمله‌ور می‌شود ولی این‌بار آتنا جسم خود را در برابر زئوس قرار داده تا مانع از کشته شدنش شود. این اتفاق باعث می‌شود که زئوس فرصت فرار را پیدا کرده و از مهلکه بگریزد. کریتوس در حالی که شوکه از اتفاق پیش آمده بود، آتنا را در آغوش می‌گیرد.

آتنا به خدای جنگ می‌گوید دلیل دخالتش برای حفظ بقای اُلمپ و متوقف کردن چرخه‌ی کشتن پدر توسط پسر بوده؛ چرا که پیش از آن کرونوس پدرش (Uranus) را کشته و بعد از آن زئوس کرونوس را مغلوب کرده و اگر کریتوس زئوس را می‌کشت، این چرخه ادامه می‌یافت. او در عین حال از کریتوس می‌خواد که فکر نابودی پدرش را کنار بگذارد.

در حالی که کریتوس همچنان در بهت و شک اتفاق پیش آمده بود، آتنا در آخرین لحظات مرگش به او هشدار می‌دهد که سایر خدایان او را انکار خواهند کرد و در کنار پدرشان و در برابر تو خواهند ایستاد؛ با اینکه می‌داند او در آرزوی کشتن زئوس است، اما وجود اُلمپ و پابرجایی آن به وجود و زندگی خدای خدایان وابسته است.

با مرگ آتنا، کریتوس قسم یاد می‌کند که زئوس و خدایانی که او را انکار کنند و در مقابلش ایستادگی نمایند را مجازات خواهد کرد.

در این میان گایا به کریتوس یادآوری می‌کند که او قدرت کنترل زمان را همچنان دارد.

کریتوس بار دیگر به سراغ چرخه‌ی زمان رفته و به دوران جنگ بزرگ میان تایتان‌ها و خدایان می‌رود. او به گایا توضیح می‌دهد که چگونه آنان می‌توانند این‌بار نبرد را به نفع خودشان تمام کنند اما این اتفاق تنها در زمان حاضر محقق خواهد شد. گایا و سایر تایتان‌ها از دوران جنگ بزرگ به زمان حاضر برمی‌گردند.

در حالی که زئوس زخم خورده و از دیگر خدایان می‌خواهد او را در نابودی کریتوس یاری کنند، خدای جنگ بر دوش گایا و به همراه سایر تایتان‌ها در حال صعود از کوه اُلمپ هستند.

«زئوس؛ پسرت بازگشته… همراه خود ویرانی اُلمپ را ‌آ‌‌‌ورده‌ام.»

خیلی خوب بود. لطفا داستان نسخه های فرعی رو هم در متنتون بنویسید.
یک قسمت از متن رو من متوجه نشدم. نوشته بودید که پدر زئوس تمام فرزندانش رو از ترس اینکه ممکنه یکی از اونها بر علیهش قیام کنه خورده بوده. بعد هم گفتید که تایتان ها زئوس رو نجات دادن و در نبردی که بین زئوس و پدرش اتفاق می افته به زئوس کمک می کنن. فقط من متوجه نمی شم که چرا باید زئوس بعد از پیروزیش تایتان ها رو تبعید کنه و بجای اینکه بخاطر کمکی که بهش کردن مورد لطفش قرار بگیرن، مورد ستمش قرار گرفتن ؟ ممکنه دلیلش پیشگیری از اتفاقی باشه که خودش برای پدرش رقم زده ؟ یعنی جلوگیری از براندازی احتمالی خودش در آینده بدست پسری که هنوز نمی دونه کیه به کمک تایتان ها؟

[email protected](dot)com

09155229694

051-37657648

051-37650323

وی‌جی بازار فروشگاه آنلاین بازی و سخت افزار

سبد خرید شما خالی است.

سبد خرید شما خالی است.

داستان بازی خدای جنگ God of War 2 در ادامه داستان خدای جنگ ۱ و پس از به قدرت رسیدن کریتوس (به عنوان خدای جنگ جدید پس از اِریس) درمیان خدایان یونان می باشد.

کریتوس صاحب تاج و تخت خدای جنگ شده و در میان خدایان یونان او را به عنوان خدای جنگ می شناسند. او که نتوانست خاطرات تلخ گذشته خود را فراموش کند، دست به جنگ و خوش گذرانی فرآوان زد. کریتوس انسان قدرت طلبی بود و خدایان به همین علت از او برای نابودی اِریس استفاده کرده بودند. ولی هم اکنون کریتوس دست به همان کارهایی می زد که قبل از او اِریس آن ها را انجام می داد. خدایان از کریتوس ترس زیادی داشتند، تا حدی که خود زئوس جرئت رویارویی مستقیم با کریتوس را نداشت.

کریتوس با جانب داری خویش، اسپارتا -یک روستای کوچک بود- را تبدیل به شهر بزرگی کرده بود. او برای اسپارتا لشگر بزرگی ساخته بود و به وسیله آن به شهرهای دیگر یونان حمله و آن ها را تصرف می کرد. در یکی از همین جنگ ها کریتوس دستور حمله به شهری به نام رودز (Rhodes) را صادر کرد. حال نوبت خدایان بود تا برای همیشه از دست کریتوس (که چندین برابر خون خوارتر از اِریس بود) راحت شوند. در گذشته آن ها نمی توانستند مستقیم با اِریس بجنگند زیرا اِریس از خانواده آن ها بود و قانون بین خدایان چنین اجازه ای به آن ها نمی داد. اما کریتوس انسان بود و فقط تکیه بر جای خدایان زده بود. از این رو خود زئوس برای از بین بردن کریتوس دست به کار شد و برای او نقشه شومی کشید.داستان بازی خدای جنگ 2

در ادامه داستان بازی خدای جنگ God of War 2 دیدیم که لشگریان اسپارتا وارد شهر شدند و شروع به نابودی آن شهر کردند. در میان شهر مجسمه بزرگی به نام کولوس یا کولوسس (Colossus) وجود داشت که نماد آن شهر نیز محسوب می شد. زئوس به وسیله قدرت های خود به آن مجسمه غول پیکر جان بخشید و آن مجسمه شروع به مبارزه و از بین بردن لشگر اسپارتا کرد. کریتوس از آن نقشه شومی که برایش کشیده شده بود خبر نداشت. زمانی که او شگرش را در حال نابودی دید، عزم حرکت به سمت میدان مبارزه کرد تا آن مجسمه را نابود کند. در همان زمان آتنا به پیش کریتوس رفت و از او خواست تا مطیع خدایان باشد و سپاس گذار جایگاهی باشد که به او بخشیده اند. آتنا از کریتوس خواست تا به جنگ نرود ولی کریتوس درخواست او را رد کرد و گفت به کمک کسی نیاز ندارد.

وقتی کریتوس وارد صحنه جنگ شد، زئوس خود را به شکل یک عقاب درآورد تا وارد جنگ شود. زئوس با تکیه بر توانایی هایش، قدرت کریتوس، که از جعبه پاندورا به دست آورده بود را از او گرفت و او را به اندازه انسان های عادی درآورد. کریتوس که فکر می کرد این کار را آتنا انجام داده بسیار خشمگین شد. اما این تمام قدرت های کریتوس نبود. او از زمانی که به مقام خدای جنگ رسیده بود قدرت های زیادی به دست آورده بود که می توانست هر چیزی را که در مسیر راه او قرار می گرفت تبدیل به خاکستر کند. اما این تمام نقشه زئوس نبود. در همین حال زئوس شمیر المپیوس (Blade of Olympus) را برای کریتوس فرستاد و به او گفت اگر می خواهد آن مجسمه بزرگ را نابود کند می بایست تمام قدرت های خود را درون آن شمشیر بریزد و آن را آزاد کند تا بتوتند با کمک قدرت آن شمشیر مجسمه را نابود کند. کریتوس خبر از اتفاق بدی که در ادامه داستان بازی خدای جنگ God of War 2 در انتظار او بود نداشت. او تمام قدرت خود را درون شمشیر قرار داد (تبدیل به یک انسان فانی شد) و تمام منابع قدرت آن مجسمه را نابود کرد. درست در زمانی که مجسمه نابود شد، دست مجسمه بر روی کریتوس افتاد و شمشیر المپیوس از دستانش جدا شد. در همین حین زئوس از ظاهر یک عقاب بیرون آمد و شمشیر را از زمین برداشت. کریتوس که تا به آن جا نمی دانست چه اتفاقی برایش افتاده است، بسیار خشمگین شد. اما او بدون هیچ کدام از قدرت هایش نمی توانست کوچک ترین آسیبی به زئوس برساند. زئوس همانند جسمی حقیر کریتوس را از زمین بلند کرد و به او گفت: راه خدایان راه من است، با من پیمان ببند یا تو را نابود خواهم کرد. کریتوس از سوگند خوردن برای زئوس سر باز زد. زئوس شمشیر را به سینه کریتوس فرو برد و تمام سربازان او را با همان شمشیر کشت.

در ادامه داستان بازی خدای جنگ God of War 2 کریتوس برای بار دوم وارد جهان زیرین شد. این بار او با گایا (زمین، یکی از بزرگ ترین و کهن ترین تایتان ها، مادر رئا و کرونوس، که پدر مادر زئوس بودند یا به عبارتی دیگر مادر بزرگ زئوس) رو به رو شد. زئوس که هزاران سال به علت نفرت از پدرش به تحقیر کردن و کشتن تایتان ها می پرداخت باعث ناراحتی گایا شده بود. او برای کریتوس شرح داد که چگونه او جلوی خورده شدن زئوس توسط پدرش را گرفته است و او را بزرگ کرده تا از گزند مشکلات دور بماند. این بار گایا می خواست با استفاده از جاه طلبی کریتوس انتقام تایتان ها را از خدایان بگیرد. درست همانند خدایان که از کریتوس برای نابود کردن اِریس استفاده کردند. او به کریتوس گفت که هم پیمان آنها شود تا انتقام خود را از زئوس بگیرید.

گایا زخم ها و شکاف روی شکم کریتوس را ترمیم کرد. او به کریتوس گفت باید به جزیره خلقت برود و زمان را به عقب بازگرداند تا مانع از مرگ خود شود. زیرا که سرنوشت کریتوس، سرنوشت تمام تایتان هاست.

حال کریتوس دوباره به کمک گایا به جهان زندگان باز می گردد. بدون هیچ قدرتی و این بار با سختی بیشتری مثل خشم خدایان، روبه روست. در ادامه داستان بازی خدای جنگ God of War 2 کریتوس برای یافتن سه خواهر، به سمت جزیره خلقت حرکت می کند (۳ خواهری که به کمک رشته های سرنوشت، توانایی تغییر سرنوشت انسان ها و انحراف در زمان را دارند). کریتوس در مسیر رسیدن به آن جزیره با افراد قدرتمند و خدایان گوناگونی همانند Typhon، Prothemus، Teseus، Euryale، Perseus و Icarus روبه رو می شود و در ادامه قدرت آن ها را تصاحب می کند. قدرتی   که به کریتوس توان مقابله دوباره به خدایان را می دهد. پس از این اتفاق او به جزیره مذکور می رسد. ۳ خواهر را که با زئوس هم پیمان شده بودند، در جنگی بسیار دشوار از سر راه خود برمی دارد و توانایی سفر به زمان (توسط آن رشته ها در جزیره) را بدست می آورد. کریتوس قبل از ورود به آینه های زمان، ۳ زمان گذشته، حال و آینده را در آن ها می بیند.

سپس رشته های سرنوشت، متعلق به زمان مرگش را با تیغی پاره می کند و توسط آینه زمان، به زمان مرگش باز می گردد.

 

در ادامه داستان بازی خدای جنگ God of War 2 او با ضربه ای، زئوس را پرتاب می کند تا مانع مرگ خویش گردد. سپس جنگ بسیار بزرگی بین او و زئوس شکل می گیرد. درست در زمانی که کریتوس دستان زئوس را با تیغ های هرج و مرج (Blade of Chaos) به بند کشیده است و می خواهد ضربه نهایی را به او وارد کند، آتنا ظاهر می شود. آتنا به کریتوس می گوید که زئوس پدر اوست و نباید او را بکشد. آتنا می خواست تا چرخه کشته شدن پدر به دست پسر را از بین ببرد همان گونه که زئوس کرونوس را به بند کشید و کرونوس پدر خود، یعنی اورانوس را اخته کرده و از بین برد. کریتوس حرف های آتنا را باور نمی کند و با شمشیر المپیوس (Blade of Olympus) به زئوس حمله می کند. زئوس از ترس کنار می کشد و شمشیر کریتوس کاری به جز دریدن پیکر آتنا از پیش نمی برد. زئوس با دیدن این صحنه از معرکه می گریزد. کریتوس بر بالین آتنا می نشیند و تا آخرین لحظات زندگی اش، او را همراهی می کند. او از کریتوس می خواهد تا زئوس را نکشد و این حلقه را پاره کند. سپس با انفجار نوری سبز رنگ، او از دنیا می رود و خبر مرگش به همه جا می رسد. این شاید از معدود دفعاتی است که شما کریتوس را در قابی احساسی می بینید (چیزی فراتر از خون ریزی و انتقام). کریتوس بسیار خشمگین و ناراحت می شود و سوگند می خورد که آتش خشم و نفرت او نه تنها زئوس بلکه همه خدایان را نابود خواهد کرد.

در پایان داستان بازی خدای جنگ God of War 2 کریتوس به وسیله رشته های سرنوشت به زمان جنگ بزرگ بین خدایان و تایتان ها می رود. او به گایا می گوید آتنا و اِریس مرده اند و زئوس از هر زمان دیگری ضعیف تر است. سپس تعداد زیادی از تایتان ها به سمت المپیوس می روند و زئوس با لرزش شدید کاخش، متوجه تایتان ها می شود و کریتوسی که بر روی گایا ایستاده و فریاد می زند:

“زئوس، فرزندت برگشته تا تو و تمام خدایان را نابود کند.”

و این پایان آغازی بزرگ بود.

پایان داستان بازی خدای جنگ God of War 2.

شما می توانید ادامه داستان این بازی را در داستان بازی خدای جنگ ۳ مطالعه کنید.

خرید بازی God of War

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

وب‌سایت

قیمت مناسب نسبت به نبض بازار

ارسال به سراسر استان های ایران

بسته بندی اختصاصی کروکوگیم

هفت روز ضمانت تعویض کالا

هولوگرام بنیاد ملی بازی های رایانه ای

کروکوگیم دارای نماد اعتماد الکترونیکی دو ستاره

(برای مشاهده مجوز، بر روی نماد فوق “کلیک” فرمایید.)

 


نام کاربری یا آدرس ایمیل *

داستان بازی خدای جنگ 2


گذرواژه *

مرا به خاطر بسپار

ورود


گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟


آدرس ایمیل *


گذرواژه *

سیاست حفظ حریم خصوصی


عضویت

در صورت داشتن مشکل اول راهنمای موجود در ادامه مطلب رو بخونید و در دانلود کردن حتما باید ای پیتون ایرانی باشه و یکی یکی باید دانلود کنی همزمان نمیشه اگه مشکلتون رفع نشد و مشکلتون مهم و جدی بود با شماره 09369555630 تماس بگیرید برای مشکلات جزیی به آیدی @morti72 پیام دهید کانال @downloads98

 

داستان بازی God Of War I , II , III

خدای جنگ ۱ , ۲ , ۳

داستان بازی خدای جنگ 2

گاد آف وار

این کریتوس ما توی دهکده اسپارتا زندگی میکرده و یدونه داداش و مادر داشته که داداشش مریض میشه و بعد از اون به کوهی میره و دیگه ازش خبری نمیشه و همه فکر میکنن که مرده ولی توی یکی از یازیهایی که برای پی اس پی اومده دنبال داداشش میگرده حالا بعد از اون کریتوس میره به سپاه اسپارتا و با یه سری افراد کم شروع میکنه و کم کم نیروهاش به هزاران هزار سرباز میرسه ولی تو یکی از جنگ ها در برابر باربارین ها تا مرز شکست خوردن میره ولی درست در لحظه ای که یه قدم تا شکست خوردن فاصله داره روح خودشو به اریس خدای جنگ میفروشه و اریس هم دستور میده که از اعماق جهنم شمشیری بسازن و میارن به دستهای کریتوس زنجیر میکنن و زنجیرها انقدر داغ بود که به دستهای اون میچسبه و یادآور قولی هست که به اریس داده اون سر رئیس بابارین ها رو میکنه و کل سربازهای اونم اتیش میگیرنو کریتوس پیروز میشه و بعد از اون به اریس خدمت میکنه و همه ی دهکده ها رو آتیش میزنه و همه رو میکشه ولی توی اخرین ماموریتش به یه معبد حمله میکنه که متعلق به آتنا یکی از خدایان بود قبل از ورود کریتوس به معبد صاحب معبد به اون اخطار میده که نباید به اینجا وارد بشه ولی اون گوش نمیکنه میره اونتو و همه رو میکشه آخرین کسایی که میکشه زن و بچه خودش بودن و وقتی اونا رو میکشه تازه میفهمه چیکار کرده ولی دیگه دیر شده بود اون تعجب میکنه که زن و بچشو تو اسپارتا ترک کرده بود ولی اینجا بودن اون موقع به اریس میگه که دیگه به اون خدمت نمیکنه و میخواد که اونو بکشه و بعد از اون خاکستر زن و بچه اش روی پوست اون موند تا همه بفهمن که اون چیکار کرده و بعد از اون به خاطر سفید شدن پوستش بهش میگفتن روح اسپارتا.

 

بعد از اون کریتوس دلشو میزنه به دریا و با کشتی به این ور و اون ور سفر میکنه ولی کابوس کسایی که کشته هنوز باهاشه آزارش میدن واسه همین پیش آتنا میره و ازش میخواد که یکاری بکنه که کابوساش تموم بشه .آتنا هم میگه باید بری آتن الان برادرم اریس داره اونجا رو تخریب میکنه و اگه جلوی اونو بگیره کابوساش تموم میشه و کریتوس میره به شهر و صاحب معبد اونجا رو پیدا میکنه و اونم بهش میگه باید بره جعبه پاندورا رو بدست بیاره تا بتونه اریس رو شکست بده اونم با تحمل یه عالمه سختی  و رد شدن از کویر و رویارویی با هیولاها بالاخره به کرونوس پدر زئوس میرسه و بعد از ۳ روز بالا رفتن ا زکوهی که پشت کرونوس بود میرسه به بالای اون و بعد از تحمل سختی ها و حل معماهای زیادی به جعبه میرسه ولی اریس متوجه میشه و یه چوب از اونجا به طرف کریتوس پرت میکنه که به اون میخوره و میکشتش ولی کریتوس دواره برمیگرده و در جعبه رو باز میکنه و اریس رو میکشه ولی خدایان فقط گناهاشو میبخشن و لی کابویهاشو تموم نمیکنن برای همین اون تصمیم میگیره خودشو از بلندترین صخره اونجا یعنی کوه المپ به پایین پرت کنه و این کارو میکنه ولی با افتادن توی آب با هیچ سنگی برخورد نمیکنه و دوباره از آب میاد بیرون و به سمت بالا میره بدون این که بخواد خدایان نجاتش داده بودن تا خدای جنگ بعدی بشه و چون اریس شمشیرهاشو ازش گرفته بود آتنا یه جفت شمشیر به اون میده و کریتوس میشه خدای جنگ.

 

تا این جا واسه خدای جنگ ۱ بود

 

حالا خدای جنگ ۲:

 

کریتوس که خدای جنگ میشه سربازاشو رهبری میکنه و همه جاهارو میگیره ولی توی آخرین جنگ تصمیم میگیره که خودش هم بره و به سربازاش کمک کنه ولی خدایان که از این کارهای کریتوس میترسیدند و میترسیدند که با این کار و قوی شدن بیش از حد خدایان رو هم از بین ببره برای همین جلوی اونو میگیرن ولی کریتوس گوش نمیکنه و میپره پایین ولی با ورودش به اونجا زئوس که تبدیل به یک کلاغ شده بود میاد و یکم از قدرت اونو میگیره و به یه مجسمه میده که توی اون شهر داشتن میساختنش و اونو زنده میکنه و کریتوس هم کوچیک میشه ولی هنوز بیشتر قدرت هاشو داره و اون باادامه راهش و کشتن سربازها با اون مجسمه درگیر میشه و یکم اونو زخمی میکنه ولی زئوس به اون میگه که میخواد بهش کمک کنه و شمشیر اولیمپوس که جنگی که بین خدایان و تایتانها بود رو تموم کرده بود برای اون میفرسته ولی هدف دیگه ای داره و میخواد باقی نیروهای خدایی اونو بگیره و با اینکار کریتوس مجبور میشه همه ی نیروهاشو داخل شمشیر بریزه تا بتونه ازش استفاده کنه و اون مجسمه رو میکشه ولی موقع پایین افتادن مجسمه دستش روی کریتوس میفته و شمشیر از دستش در میره اونم که همه ی نیروشو داخل شمشیر ریخته بود دیگه نیرویی براش نمونده بود و زئوس اونو میکشه و به دنیای زیرزمینی میره ولی گایا مادر زئوس که به مادر زمین هم معروفه به اون کمک میکنه تا دوباره زنده بشه و بهش میگه که اونا هم میخوان زئوس رو بکشن و برای اینکار باید کریتوس پیش خواهران سرنوشت بره اونا رو بکشه و با یکی از وسیله هاشون به زمان گذشته بره و زمانی که جنگ بین تایتانها و خداها بوده تایتانها رو به زمان حال بیاره چون زئوس بعد از اون جنگ اونا رو تبعید کرده بود به دنیای زیرزمینی و پدرش کونوس رو مجازات کرده بود که تا آخر عمرش باید جعبه پاندورا رو حمل کنه و کریتوس با گذشتن از موانع مختلف و کشتن دشمنها و یا حتی خدایانی مثل ایکاروس یا گرفتن قدرت از کرونوس یا … خیلی قدرتمند میشه و میتونه خواهران سرنوشت رو شکست بده و حتی ۱آتنا رو هم میکشهو به زمان گذشته میره و تایتانها رو میاره به حال و با تایتان ها به سمت کوه المپ برای گرفتن انتقامش از خدایان راه میفته

 

اینجا هم خدای جنگ ۲ تموم شد

 

حالا آخرین قسمت یعنی خدای جنگ ۳:

 

کریتوس به همراه تایتانها به بالای کوه المپ راه میفتن و خدایان هم هراسان شروع به جمع کردن نیرو و حمله به اونا میکنن ولی کریتوس در این راه خدای ۷ دریا یعنی پوزیدون رو میکشه و باعث میشه سطح دریاها بالا بیاد و خودشو به بالای کوه میرسونه و با زئوس مواجه میشه و گایا هم خودشو میرسونه به بالای اونجا و بعد از اون زئوس هر دو رو به پایین پرت میکنه کریتوس در حال افتادن از گایا میگیره و بهش میگه که اونو نجات بده ولی گایا این کار رو نمیکنه و به اون میگه که این کار گایا و بقیه تایتانها بوده که با زئوس مقابله کنن و کریتوس رو فقط برای آزادسازی خودشون احتیاج داشتن و کریتوس رو به پایین و رودخونه ی مردگان پرت میکنه و هر کس بجز هیدیس خدای دنیای زیرزمین یا مردگان به داخل این رود بیفته ارواح داخل رود از اون تغذیه میکنن و اینکار باعث میشه که اون دوباره قدرتهاشو از دست بده و دیگه قدرتی نداشته باشه و با بیرون اومدن از اونجا روح آتنا رو میبینه که به طرفش میاد و اون که تا الان داشته بر علیه کریتوس و به نفع خدایان حرف میزد پیداش میشه و با یه سری حرف که کریتوس باید خدایان رو بکشه اونو راضی میکنه که با اون همکاری کنه و بهش یه شمشیر میده و بهش میگه که باید بره دختری به نام پاندورا رو پیدا کنه تا بتونه جعبه پاندورا رو باز کنه و دراین راه اون تقریبا تمام خدایان رو میکشه و آخرش هم با قربانی کردن پاندورا جعبه رو باز میکنه ولی با وجود امیدواری فراوان با جعبه خالی مواجه میشه و بخاطر اینکه به پاندورا وابستگی پیدا کرده بود خیلی از مرگش ناراحت میشه و وقتی میره به جنگ زئوس و به پدرش میگه که باید این کارو تموم کنن پس شروع میکنن به جنگ و گایا میاد به اونا حمله میکنه و اونا میرن داخل قلب گایا بعد از یه سری زد و خورد کریتوس زئوس رو به قلب گایا با شمشیر میدوزه و اونا میمیرن ولی کریتوس که داشت برمیگشت یهو زئوس بلند میشه و اونو میکشه ولی کریتوس به خیالاتش میره واونجا براش یه سری اتفاقات میفته و در  آخر جعبه رو پیدا میکنه و وقتی اونو باز میکنه قدرت داخلشو میگیره و یاد حرف پاندورا میفه که میگفت ما باید همیشه امید داشته باشیم و برمیگرده و آخرین خدا رو هم میکشه و آتنا میاد و به کریتوس میگه که باید قدرتی که داخل جعبه پاندورا پیدا کرد رو به اون بده ولی کریتوس میگه که هیچی داخل جعبه نبود ولی آتنا یه داستان تعریف میکنه که موقعی که زئوس داشت جعبه رو میساخ همه ی بدی ها و ترس هارو داخل اون گذاشت ولی آتنا که از باز شدن جعبه و بیرون اومدن اونا میترسید .داخل جعبه یه سری نیروهای خوب و امید هم میفرسته و با باز شدن جعبه در قسمت اول قدرت رو کریتوس میگیره و بدی ها به سمت خدایان میره و زئوس رو گرفتار میکنه ولی کریتوس که از مرگ پاندورا ناراحت بود خودش رو میکشه و نیروی آتنا رو پخش میکنه و ………..

 

خلاصه ی داستان:

هنگامی که زمین به اسمان رسید یعنی وقتی که گایا که مادر زمین است با اورانوس که تصور اسمان است با هم ازدواج کردند از ان ها فرزندان زیادی از جمله کرونوس پدید امد . گایا که از زایمان های پیاپی خسته شده بود داسی را ساخت و به فرزندش داد تا با ان پدرش را بکشد و زمین را از اسمان جدا کند .پس کرونوس پدرش را کشت و در ان لحظه یعنی لحظه ی جدایی زمین از اسمان زیبایی در جهان پدید امد . گایا پس از مرگ اورانوس به کرونوس گفت که فرزندی از تو پدید می اید که تو را همچون پدرت خواهد کشت . سال ها بعد کرنوس با ریه ازدواج کرد و از ان ها سه دختر و دو پسر به وجود امد که کرونوس از ترس کشته شدن ان ها را خورد . پس از مدتی فرزند دیگری از ان ها پدید امد … پسری به نام زئوس … ریه از ترس این که پسر جدیدش هم توسط کرونوس خورده شود به جزیره ای گریخت و بزرگ کردن فرزند جدیدش را به پری ها سپرد … سپس پارچه را به دور سنگی پیچید و ان را به عنوان فرزند جدیدشان به کرونوس معرفی کرد . کرونوس هم بدون ان که درون پارچه را ببیند ان را خورد . هنگامی که زئوس بزرگ شد و فهمید که خواهران و برادرانش در شکم کرونوس هستند و خواهران و برادرانش را نجات داد و سپس ان ها پدر خود را به بند کشیدند . انگاه زئوس جهان را بین خود و برادرانش تقسیم کرد . به قید قرعه اسمان به زئوس و دریا ها به پوزیدون و دنیای مردگان و زیر زمین به هادس رسید و شما در نسخه ی شماره ی سوم بازی هلیوس و هادس را اول از همه میکشید . هر یک از خواهران هم الهه های زمین شدند . یکی از خواهران که هرا نام داشت با زئوس ازدواج کرد  . فرزندانی که از ان دو به وجود امد شامد ارس –خدای جنگ قبلی که در شماره ی یک بازی به طرز بدی او را کشتید – هفایستوس – خدای اهنگری که او را در نسخه ی سوم کشتید و شمشیر هایش را گرفتید – . هبه الهه ی جوانی و ایلیتایه الهه ی زایمان . اتنا که الهه ی خرد است که در سفرتان برای انتقام گیری از زئوس یار همراهتان است که البته فرزند زئوس و متیس است . زئوس از طریق یک پیشگو فهمید که اگر متیس دخنری را به دنیا بیاورد ان دختر پسری را به دنیا میاورد که نه تنها زئوس را میکشد بلکه تمام المپیان را به خاک و خون میکشد . پس زئوس متیس را بلعید ولی هفایستوس سر پدرش را شکافت و تا متیس از سر زئوس بیرون بیاید و اتنا متولد شود . و در نهایت فرزند اتنا به دنیا امد … پسری به نام کریتوس که خود شما هستید . مایا نیز از زئوس فرزندی به نام هرمس به دنیا اورد که خداتی پیام رسان شد که در نسخه ی سوم این بازی شما پا های هرمس را قطع کردید و کفش هایش را برداشتید تا از دیوار ها بتوانید بالا روید . سپس هلیوس را که خدای خورشید بود کشتید تا از سر او در مکان های تاریک به عنوان چراغ قوه استفاده کنید . پس از ان گل زندگی هرا را خشک کردید . کرونوس هم همان تایتانی بود که در شماره های قبلی بازی دیده بودید که در صحرا در حالی که باری بر روی دوش اوست حرکت میکند که البته او را نیز در شماره ی سوم بازی کشتید و ان چیزی را هم که روی دوشش بود معبد پندورا بود  . تایفون را نیز که فرزند گایا بود کشتید به این دلیل که گایا به او دستور داده بود تا زئوس را بکشد ولی شما دوست داشتید تا خودتان زئوس را بکشید . اکاروس که فرزند ددالوس صنعتگر بود و پایه های تعادی زمین را طراحی کرده بود را کشتید تا بال هایش را بکنید و از ان بال ها برای پرش های بلند استفاده کنید . هرکول را نیز که افسانه ای ترین پهلوان یونان بود را نیز کشتید و مشت های اهنینش را برای شکستن و خورد کردن سپر ها استفاده کردید . هنگامی که خود را برای کشتن زئوس اماده میکردید و در جعبه ی پندورا را باز کردید در حالی که انتظار داشتید که در ان قدرتی باشد تا با ان بتوانید خدایی را بکشید ان را خالی دیدید و سپس بدون قدرت ان جعبه برای انتقام نهایی پدر بزرگ خود را که زئوس بود کشتید . ای کریتوس تو نه تنها خانواده ی خود را کشتی بلکه تمام کسانی را که به تو قدرت بخشیده بودند را نیز به خاک و خون کشیدی و هر چیزی را که سر راهت بود نابود کردی . در نهایت هم فهمیدی که قدرت جعبه ی پندورا یک وسیله نبود بلکه قدرتی بود که اتنا در ان دمیده بود . حال که تمام دنیا را نابود کردی چه میخواهی بکنی ؟ در اخر هم خود را کشتی … و دیگر هیچ .

 

 

 


انتشار مطلب

داستان بازی خدای جنگ ۱ , ۲ , ۳ GOD OF WAR

آدرس کوتاه شده این مطلب

خیلی عالی بود ممنون

چرا کریتوس خود کشی کرد لطفا مدیر سایت بگید

کریتوس انتقامشو گرفت اتنا هم چون قدرت پاندورا رو تو وجود کریتوس دید خواست ازش سو استفاده کنه خودشو کشتو فدرتو آزاد کرد

روایت داستان رو در بالا واقعا زیبا بیان کردید سپاسگذارم راستی دوست عزیز این بازی رو اکثر ماها در کامپیوتر در مبدل های پلی استیشن بازی میکنیم معمولایک نرم افزار برای بازی ها ساخته میشه که میشه باهاش در بازی تقلب کرد مثلا پرش قدرتی یا سلاح قدرتی رو در اول بازی به کمک این نرم افزار داشت میخوام ازتون درخواست کنم این مورد رو به سایتتون اضافه کنید چون واقعا نیاز هست بهش

تشکر در مورد این نرم افزار اطلاعی ندارم اگه شما نام انگلیسی نرم افزار رو بادید قید کنید قرار داده میشه

سلام خواستم ببینم که شماره ۳ این بازی همون ghost of sparta است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام خیر برای ps3فقط منتشر شده نسخه ۳

نه نیست همون خدای جنگ ۳ هستش

سلام سایتتون واقعا عالی بود و متشکرم که داستان ۳ رو هم کمو بیش با جزیاتش توضیح دادی چون تو سایتای دیگه فقط راجب سلاح ها و کیفیت و…. توضیح داده بودن

خواهش می کنم

داستان بازی خدای جنگ 2

سلام . ببخشید زنجیرهای المپ چندش میشه ؟ میشه به ترتیب تمام نسخه هاش را بگید ؟ زنجیره های المپ و روح اسپارتا نمیدونم کدوما میشه . میخوام بگیرم میخوام به ترتیب باشه

ترتیب نداره دو تاش داستان متفاوت داره ولی اول المپ منتشر شد بعد روح اسپارتا

چجوری دانلود کنم از کجا خدای جنگ ۳رو دانلود کنم

در سایت موجوده سرچ کنید

المپ و روح اسپارتا شماره چنده و آیا میتوان شماره سه را واسه کامپیوتر دانلود کرد

شماره ای نیستن
نه نمیشه

تشکر از داستانتون.
یه سوال دارم .تو صحنه پایانی کریتوس بعد از خودکشی چی میشه چون جسدش اونجا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وسری۴این بازی قراره ساخته بشه یا کلا تموم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخره داستان خودشو می کشه و اون نیرویی که داررو رها می کنه سری ۴ بازی کلا داستان دیگه ای خواهد داشت و میشه گفت ربطی به نسخه های قبل نداره

ببینید زعوس خودکشی نمیکنه
اون قدرتی که توی جعبه بوده اونو ناپدید میکنه و اینکه توی گاد اور چهار از یه سرزمین دیگه ظاهر میشه که قراره اهریمن ها و نیروهای باقی‌مانده تایتان ها به اون سرزمین حمله کنن و زعوس پسرش رو پیدا میکنه و به پسرش میگه شکار حیوانات کار خوبی نیست ناگهان موجودات اهریمن به پسرش حمله میکنن و اون میره برای نجات پسرش توی جنگل و کوهستان

لطفا اطلاعات غلط ندید خدای جنگ در نسخه ی سه داستانش تموم میشه نسخه ی جدید خدای جنگ داستان متفاوت و به دوز از نسخه های قبل داره در ضمن به پسرش میگه من گشنمه باید برام شکار کنی برعکس گفتی

نخیر ایشون درست میگن ختی تیزر خدای جتگ ۴ هم داخل آپارت اومده

خیلی ممنون خیر سرمون آمده بودیم پشتون برای درست کردن کارمون

سلام ممنون بابت توضیحتون،فقط ی سوال داشتم داستان خدای جنگ۳گفتین کریتوس پسره گایا هستش ولی در خلاصه گفتین فرزند آتنا.و ی سری توضیحات گیج کننده ک فرق داشتن با هم دیگه.

کریتوس پسر زئوسه گایا مادره زمینه

سلام خیلی علی بود فقط میخوام بدونم که گاد اف وار۴و۵ هم میزارین

سلام ببخشید من با کیبورد بازی میکنم و در مرحله ای باید با زنی مثل مار (ماهی) بجنگید و باید سرش را بچرخانید اما من هر کاری میکنم نمیتونم شکستش بدم لطفا کمک کنید

پاسخ قصفت:: با دکمه هایی مثل AوSوDوW رو بزنین من تونستم

سلام من هم همین مشکل رو داشتم که خودم با یه ابتکار حلش کردم!
در قسمت تنظیمات حرکت ها رو روی ماوس اعمال کنید و از ماوس استفاده کنید.
وقتی علامت چرخش روی اون مارماهی میاد ماوس رو سریع بچرخونید.
اولش سخته و باید سعی کنید بعد که یاد گرفتید آسون میشه.

اتنا برای چی میخواست از کریتوس سو استفاده کنه برای چی (لطفا این رو هم جواب بدید

می خواست قدرت پاندورارو بگیره ازش

ممنون

یه سوال کریتوس زئوس رو کشت ولی زئوس کریتوس رو کشت بعد از خود کشی کریتوس چی میشه

بازی تموم میشه

اقا عالی بود من تمام نسخه هارو بازی کردم مرتضی جان ممنون بابت داستان واقعا از نظر خدای جنگ بهترین بازیه و هیچ بازی به پاش نمیرسه

بله بازی خوبی بود

روایت شده نیرو جعبه توانایی نامیرا داشته میشه مرد و زنده شد داستان چهار سه روایت و نظریه داره یک که همین نیرو نامیرا که از جعبه گرفته و فرزند کریتوس که داخل چهار هست یک روایت میگه چهار میره به سمت فیلم سینمایی ثور و اون پسر بچه ثور و اون مرد پدرش هست و یک روایت دیگه هم هست دقیقا یادم نیس ولی سه نظریه هست درباره شماره چهار و طبق شواهد شماره چهار هیچ ربطی به قبل نداره مگر با یک چرخش عظیم داستان یک و دو و سه به چهار و شایدم پنج کشیده بشه …..

در خدای جنگ دو که گفتید زءوس تبدیل به کلاغ شد و قدرت کریتوس را گرفت و به یک مجسمه داد اشتباه است. او زءوس نبود. او آتنا بود که به کریموس اخطار داده بود که اگر به فتح کردن سرزمین ها ادامه دهد دیگر به او کمک نمی کند. و تبدیل به کلاغ هم نشد آتنا تبدیل به هیپوگریف شد.به غیر از این همه چیز درست و با متن بسیار عالی نگارش شده است.

داداچ خیلی خیلی خیلی عالی توضیح دادی ناموسا خیلی میخااااامت

قربانت

پس اتنا مادر کریتوس بود یا خواهرش?

خواهرش

آیا گاد آف وار ۳ برای ps2 هم هست؟باتشکر

خیر

اقا مرتضی چند روزه که نیستید

همیشه هستم

باشه
اما من یک نظر دارم شما اسم بازی خدای جنم روح اسپارتا و زنجیر های الیمپوس رو شنیدید بازی خدای جنن زنجیر های الیمپوس قبل از خدای جنگ یک انتشار یافته که من بازیش میکنم

اون بازی که شما میگید کریتوس به دنبال برادرش میگرده اسمش خدای جنگ روح تسپارتاست که اخرش توسط خدای مرگ کشته میشه و کریتوس انتقام میگره این بازی بعد از خدای جنگ یک است

میگم داستان خدای جنگ چهار جریانش چیه پسرم مگه داشته ؟!تو قبلیاش شمشیرش بهتر با تا یه ددونه تبر

بعضی جاهاشو غلط نوشتیدددد مثلا اونجا که حتی اتنارو هم میکشه اونجا اومد زوس بکشه که اتنا پرید جلوش و اتناکشته شد وزوس در رفت البته بیشتر جاهاشو تو پاسخاتونم اشتباه کردید وقتی از یک بازی چیزی نمیدونید الکی تو سایت نذارید

تو خوبی تو مهندسی خیالت راحت شد؟ عقده ای
این نوشتار خلاصه خصلاصه شده برو بفهم خلاصه یعنی چی بعد نظر بده

من متاسفانه‌پلی استیشن ۲ ندارم.چندین بار بازی گاد اف وار یک‌ و دو‌رو برای کامپیوتر خریدم ولی گیر میکرد و دیگه جولوتر نمیرفت.میشه لینک سالم بازی‌ رو برای پی‌سی بهم بدین؟باور‌کنین یه عمره عاشق این بازیم،دعاتون میکنم

کمی درهم برهم گفتید ولی خوب بود از آخر خلاصه داستان هم خیلی حال کردم

اول اینکه داداشش غیب نشد دوتا از خداها که یکیش هم اتنا بوده میدزدنش اون زخم رو چشم چپ کریتوس هم بخاطر درگیری با اونیکی خداهه بوده . دومش کریتوس خودشو میکشه اما زنده میمونه اگه ادامه بازی رو دیده باشید کریتوس از کوهه پریده تو دریا از رد خون میشه فهمید.سومش میشه تو فیلم چهارش فهمید که تو زمان تور و لوکی بودن چون پسره داشت با عروسک های اونا بازی میکرد.چهارمش وقتی پسره داره میره تو خونه میتونید کفشای خدای نامه رسان رو تو یه جعبه ببینید که کریتوس از خدای نامه رسان گرفته بود.پنجمش تبر کریتوس عین همون شمشیر های افشان کریتوس که تو جنگ خدایان یک یه خط های ابی رنگ روش بود رو تبر هم هست.شیشمش میشه لباس کریتوس که دامن مانند بود رو تو تنش دید .هفتمش رد شمشیر رو شکم کریتوس که خودشو کشته بود هست .هشتمش رد زنجیر های داغ شده شمشیر های افشان روی دست راست کریتوس قابل دیدنه و کلی چیز های دیگه از قسمت های قبل تو جنگ خدایان چهار وجود داره .درضمن اگه پسره کریتوسه چرا بهش نمیشه بابا یا پدر میگه قربان ! کریتوس هم بهش نمیشه پسرم میگه پسر! اگه پسرشه پس زن جدیده ی کریتوس کجاست؟

سلام.. من با کیبورد بازی god of war2تو کامپیوتر من تو قسمتی که با مار میجنگه نمی دونم چطوری قدرت هایی رو که گرفتم عوض کنم چون باید بعد از اون سرباز ها رو با قدرت سر مار بکشم .لطفا جواب بدین.ممنون

سلام ، داستانو خیلی خوب گفتید فقط کریتوس پسر زعوس بود یا اتنا؟؟؟

با تشکر از متن خوبتون
یه سوال داشتم : توی god of war 4 این پسره بچه کیه؟ پسر کریتوس هست؟؟ از کجا اومده؟؟

د. ماه دیگه بازی منتشر میشه و داستانش مشخص میشه

سلام خسته نباشید خیلی جالب بود
میخواستم بپرسم که اگه زئوس پدربزرگ کریتوس بود پس بابای کریتوس کی بود؟ چرا اشاره ای بهش نشده؟!

زیوس پدرشه

اصلا با عقل جور در نمیاد. شما اینجا نوشتید که
کریتوس پسر آتنا و نوه زئوسه!! درحال که توی داستان،
کریتوس برادر ناتنی آتنا و پسر زئوسه.

کجا اینو نوشتیم؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

آموزش استخراج پارت های دانلود شده و نصب

آموزش های مربوط به کنسول و بازی های پلی استیشن

آیا این بازی در سیستم من اجرا می شود؟

راهنمای دانلود فایل ها

در صورت داشتن مشکل با شماره 09369555630 تماس بگیرید یا با ایدی تلگرام @morti72
آدرس کانال تلگرام @downloads98

تمامی حقوق برای این وب سایت محفوظ بوده و هر گونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد

طراحی و پرداخته شده توسط ترفندهای وردپرس

خدای جنگ ۳ یک بازی ویدئویی در سبک اکشن-ماجراجویی که توسط استودیو سنتا مونیکا توسعه یافته و بوسیلهٔ سونی کامپیوتر انترتینمنت منتشر شده‌است. این بازی پنجمین قسمت از مجموعه بازی‌های خدای جنگ به‌شمار می‌رود که اولین بار در ای۳ ۲۰۰۸ رونمایی شد.[۲] وقایع این نسخه بعد از زنجیرهای المپ، خدای جنگ ۱، خیانت و خدای جنگ ۲ است.[۳]

روند کلی بازی خدای جنگ ۳ همانند نسخه‌های پیشین این سری است. محیط جنگ با دید سوم شخص از حالت افقی به حالت عمودی تغییر کرده‌است. صحنه‌های درگیری پر از زدوخورد و شلوغتر از قبل هستند، تعداد پولیگون‌ها (قطع‌های تشکیل دهنده اجسام و افراد) بیش از ۴ برابر شده‌اند. زمان لازم برای اتمام بازی نیز حدود دو برابر شده‌است که در مقایسه با سایر عناوین سوم شخص قابل قبول است. در این بازی شوک‌های زیادی قرار گرفته است مثلاً تایتان‌ها در ابتدا با شما هستند یا بعد دشمن شما و زئوس می‌شوند یا خالی بودن جعبه پاندورا. در نسخه‌های جدید این بازی از قابلیت سیکس اکسیس نیز استفاده شده‌است.[۴]

داستان از جایی شروع می‌شود که، کریتوس به زمانی می‌رود که تایتان‌ها در حال حمله به کوه المپ و المپ نشینان هستند؛ او سوار بر شانهٔ گایا که از کوه بالا می‌رود است.
در همین هنگام المپ نشینان از قصر بیرون می‌آیند و به جنگ با تایتان‌ها می‌پردازند. کریتوس پس از گذشتن از راه‌های طولانی و کشتن دشمنان زیاد، به پوسایدون، خدای دریاها می‌رسد و او را از مجسمه‌ای آبی که دور خود ساخته بود بیرون می‌کشد و با دست خالی آن را می‌زند؛ پوسایدون می‌خواهد از دره خود را به دریا بیندازد تا قدرت بگیرد اما کریتوس چشم او را کور می‌کند و گردنش را می‌شکند و به دریا می‌اندازد، با افتادن او به دریا، طوفان می‌شود و دریا برای همیشه نا آرام می‌شود و با اینکار جزایر به زیر اب می‌روند کریتوس و گایا باهم به بالای کوه المپ می‌روند. کریتوس که داشت از پشت گایا می‌افتاد از گایا درخواست کمک می‌کند، اما گایا به او می‌گوید کشتن کار تو نیست و بعد کریتوس به رودخانه مردگان می‌افتد و زمانی که از رودخانه مردگان بیرون می‌آید تمامی قدرت‌های خود را که در خدای جنگ ۲ به دست آورده بود از دست می‌دهد ولی روح آتنا را می‌بیند و با او صحبت می‌کند و سپس تیغ‌های تبعید را به کریتوس می‌دهد.

کریتوس به راه خود ادامه می‌دهد و با پاندورا دختر هفائستوس روبرو می شود. او کمی با پاندورا صحبت می‌کند و سپس به راه خود ادامه می‌دهد. سپس به هفائستوس خدای آهنگری می‌رسد. پس از صحبت با هفائستوس به راه خود ادامه و شمشیر المپ را پیدا می کند.سپس به سه قاضی دنیای مردگان می‌رسد. در انجا پس از ثابت کردن لیاقت خود به قاضی‌ها می‌تواند وارد قصر هادس خدای مردگان و دنیای زیرین شود. پس از اتمام چند معما سرانجام با هادس خدای مردگان روبرو می‌شود. کریتوس پس از کمی نبرد موفق به گرفتن شمشیرهای هادس و گرفتن روح او می‌شود و اینگونه ارباب قدرتمند دنیای مردگان از بین می‌رود و باعث آزاد شدن روح‌ها و مردگان می‌شود. پس پیش هفائستوس بر می‌گردد. پس از گذشتن از موانعی نه چندان سخت از طریق دروازه جادویی به شهر المپیا می‌رود، جایی که هلیوس خدای خورشید سوار بر ارابه اسب‌های آتشینش در حال نبرد با اطلس تایتان عظیم که سال‌ها به دستور زئوس آسمان را بالای سرش نگه داشته بود. سپس در ادامه راه با گایا روبرو می شوید. گایا از کریتوس خواهش می کند به او کمک کند اما کریتوس دست او را قطع و از کوه پایین می‌اندازد. پس از عبور از دروازه شهر المپیا وارد شهر می‌شود. سپس کریتوس با سانتور روبرو می‌شود و او را می‌کشد.

بعد از کشتن سانتور به منجنیقی می‌رسد که باید با آن به ارابه هلیوس شلیک کند. اما مانتیکوری مانع او می‌شود. پس از کشتن مانتیکور کریتوس با منجنیق به ارابه هلیوس شلیک و او را زمین گیر می‌کند. بعد از اینکه به هلیوس می‌رسد با او صحبت و سپس سر او را قطع می‌کند و باعث می‌شود تا خورشید برای همیشه از بین برود و تاریکی همه جا را فرا بگیرد. سپس با استفاده از سر وی، درِ مخفی واقع در دیوار را پیدا و وارد غار می‌شود. پس از رد شدن از غار به شهری می‌رسد که هرمس در آنجا قرار دارد. پس از دنبال کردن آن کریتوس موفق می‌شود او را زمین گیر کند. سپس به طرز وحشیانه ای پاهای او را قطع و کفش های او را بر می‌دارد. بوسیلهٔ کفش‌های هرمس، کریتوس قادر به دویدن با سرعت بالایی می‌شود و از برخی دیوارها بالا برود…

خلاصه داستان خدای جنگ ۲ با زیرنویس فارسی از زکس گیم قسمت اول
به دلیل عدم هماهنگی زیرنویس فارسی با ویدیو پیشنهاد می شود که ویدیو را جداگانه و زیرنویس را نیز جداگانه دانلود کنید.
سپس در برنامه Kmplayer با زدن «چ» یا «خ» هماهنگی لازم را با عقب و جلو کردن زیرنویس اصلاح کنید.
لینک دانلود زیرنویس:
http://uplod.ir/5u2b50vmislf/GODOFWAR2-ZAXGAME.COM.SRT.htm

اینم مرحله آخر این بازی یادش بخیر البته الانم دارم رو پی سی بدون مشکل برای کسانی که تو یکی از مرحله های خدای جنگ 2 روی کامپیوتر هنگ میکنه سیو بازی را دانلود کنند تا فیلم را رد کنند با این کار اصلا بازی شما هنگ نمیکند


نام کاربری یا ایمیل


پسوورد

مرا به خاطر بسپار

God of War 2 یک بازی Hack and Slash با المان‌های ماجراجویی است که توسط استودیوی Santa Monica برای کنسول PS2 طراحی و ساخته شد. این بازی یکی از آخرین بازی‌های انحصاری بود که برای این کنسول عرضه شد و بدون شک یکی از بهترین بازی‌های تاریخ به شمار می‌آید. این اثر ادامه‌ای برای نسخه اول به شمار می‌رود. این بازی با ادامه دادن راه نسخه اول توانست در بسیاری از محافل به عنوان بهترین بازی سال انتخاب شود و جای بسیار خاصی در دل میلیون‌ها گیمر دارد. این بازی در هفته ابتدایی توانست صدرنشین جدول فروش هفتگی بریتانیا باشد و در انتها نیز به فروشی 4.24 میلیونی دست پیدا کرد. این اثر در ادامه به صورت بازسازی شده در قالب God of War Collection برای Playstation 3 نیز منتشر شد.داستان بازی خدای جنگ 2

از روح اسپارتا تا خدای جنگ

داستان God of War 2 تقریبا بلافاصله بعد از اتفاقات God of War Ghost of Sparta پیگیری می شود. کریتوس توانست بعد از مشقت‌های فراوان، آرس (خدای جنگ سابق) را شکست دهد و حالا به عنوان خدای جنگ جدید شناخته می‌شود. گرچه این اتفاق ناخواسته چندان توسط دیگر خدایان المپوس، مورد پذیرش قرار نگرفت. بیشتر این نگرانی‌ها از این لحاظ بود که کریتوس هیچ رحمی نسبت به مردم یونان نشان نمی‌داد و آنها را به بدترین شکل ممکن قتل‌عام می‌کرد. کریتوس همچنان با کابوس‌های کار‌هایی که برای خدایان مخصوصا آرس انجام داده بود، عذاب می‌کشید. او تنها لذت را در رهبری ارتش اسپارتان و فتح شهر‌های مختلف یونان می‌دید. آتنا (Athena) از کریتوس درخواست کرد که این کار را متوقف کند و نسبت به مردم یونان بی‌رحم نباشد. آتنا در ادامه به کریتوس گفت که نمی‌تواند برای همیشه او را از خشم خدایان مصون نگه دارد و حالا موقع خوبی برای پشت کردن به او (آتنا) نیست. هر چه باشد آتنا باعث شد که کریتوس به عنوان خدای جنگ انتخاب شود. کریتوس در پاسخ به آتنا گفت که هیچ دینی نسبت به او ندارد و سپس به ادامه جنگ‌ علیه Rhodes همراه ارتش اسپارتان پرداخت. کریتوس به عنوان یک خدا وارد میدان جنگ شد و با تمام قدرت قصد تخریب Rhodes را داشت. گرچه بعد از مدت کوتاهی، کریتوس حضور یک عقاب را حس کرد که از نظر او بسیار شبیه به آتنا بود. این پرنده، تمام قدرت‌های کریتوس را از او گرفت و با استفاده از آنها Colossus of Rhodes را زنده کرد تا کریتوس را نابود کند.

 

سقوطی دیگر برای کریتوس

بعد از مبارزه بسیارسهمگین با Colossus of Rhodes، کریتوس با زئوس (Zeus) خدای خدایان، مواجه شد. زئوس Blade of Olympus را به کریتوس پیشنهاد کرد. زئوس با استفاده از همین شمشیر در مبارزه بین خدایان و تایتان‌ها پیروز شده بود. کریتوس با دریافت این شمشیر بار دیگر به یک موجود فانی تبدیل شد اما حالا می‌توانست Colossus of Rhodes را شکست دهد. کریتوس در انتها توانست این موجود را شکست دهد اما در ادامه به صورت بسیار بدی زخمی شد. او حس می‌کرد که تنها راه نجاتش دسترسی دوباره به شمشیر Blade of Olympus خواهد. در حالی که کشان کشان به سمت شمشیر‌ها می‌رفت بار دیگر عقاب بر فراز او ظاهر شد اما بر خلاف انتظار این عقاب همان زئوس بود! زئوس توضیح داد که تمام قدرت‌های کریتوس را از او گرفته تا او با سرنوشتی مثل آرس مواجه نشود. زئوس بعد از سخن‌رانی خود Blade of Olympus را در سینه کریتوس فرو می‌کند! کریتوس خدمت‌گذاری برای خدایان را قبول نکرده بود پس زئوس راهی جز کشتن او نداشت. در حالی که کریتوس به سمت دنیای زیرین (UnderWorld) برای ابدیتی از عذاب هدایت می‌شد، توسط گایا (Gaia) نجات پیدا کرد. گایا در واقع مادر همه تایتان‌ها (Titans) و روایت‌گر داستان سری بازی‌های God of War است. در واقع صدای گایا است که داستان کریتوس را در بازی‌های مختلف این سری روایت می‌کند. گایا پیشنهاد متحد شدن به کریتوس می‌دهد. گایا در ادامه داستان زندگی زئوس و پدرش را به کریتوس می‌گوید. کرونوس (Cronos)، پدر زئوس از ترس یک پیشگویی تمام فرزندانش را می‌خورد! در این پیشگویی آمده بود که یکی از فرزندان کرونوس بر ضد او شورش خواهد کرد. مادر زئوس، او را دور از چشم پدرش کرونوس به جزیره‌ای فرستاد که در واقع همان گایا بود. گایا در واقع مادر زمین و مادربزرگ زئوس نیز محسوب می‌شود. در حالی که نبرد بین خدایان و تایتان‌ها شروع شده بود، زئوس شمشیری به اسم Blade of Olympus را با دستان خود ساخت. زئوس توانست در نهایت با استفاده از قدرت همین شمشیر نبرد بین تایتان‌ها و خدایان را به پایان برساند. او در نهایت تایتان‌ها را برای همیشه به اعماق Tartarus تبعید کرد.

کریتوس متحد با تایتان‌ها

وقتی تایتان‌ها توسط خدایان و به خصوص زئوس شکست خوردند، به سختی تنبیه و تحقیر شدند. حالا آنها از کریتوس می‌خواهد که برای گرفتن انتقام از خدایان به آنها کمک کند. کریتوس با کمک گایا و با هدف پیدا کردن خواهران سرنوشت (Sisters of Fate) از دنیای زیرین و چنگال مرگ فرار کرد. او با قدرت خواهران سرنوشت می‌توانست گذشته خود را تغییر داده و در نهایت زئوس را بکشد. در این راه گایا اسبی به نام Pegasus را به کریتوس اهدا می‌کند. کریتوس همراه با Pegasus قبل از سفر طولانی خود به ملاقات تایتانی به اسم Prometheus رفتند. در ادامه او به سمت Isle of Creation حرکت کرد اما در میانه راه با مقابله سنگین دشمن‌ها روبرو شد. در این بین Dark Rider توانست Pegasus را نابود کند اما کریتوس باز هم جان سالم به در برد. حالا کریتوس به Isle of Creation رسیده است. کریتوس با گشت و گذار در این جزیره با افرادی مثل Theseus برخورد می‌کند و با شکست دادن آنها می‌تواند به آیتم‌هایی مثل Keeper’s Key و Seeds of Time دسترسی پیدا کند. Seeds of Time در واقع هدیه‌ای است که کرونوس به عنوان رشوه به خواهران سرنوشت اهدا کرد تا سرنوشت خود که کشته شدن توسط یکی از فرزندانش بود را تغییر دهد. کریتوس در ادامه نیز با کشتن Perseus توانست سپر مورد نظر خود را نیز به دست آورد. او همچنین توانست Barbarian Hammer را نیز به دست آورد. کریتوس در ادامه راه خود با Icarus دیوانه نیز برخورد کرد که توانست با نابود کردن او به Icarus Wings نیز دسترسی پیدا کند. در انتها کریتوس با Euryale نیز مبارزه کرده و سر او را از بدن جدا کرد. کریتوس در ادامه سفر خود به مناطقی در زیر زمین سفر کرد تا بتواند با تایتانی به اسم Atlas ارتباط برقرار کند. در ابتدا Atlas از دیدن کریتوس منزجر شد و قصد نداشت که به او کمک کند. کریتوس و Atlas مشکلات خصوصی زیادی در بازی God of War Chains of Olympus داشتند که در مطلب مربوطه به آنها اشاره خواهد شد. کریتوس در نهایت می‌تواند Atlas را برای کمک کردن راضی کند، شاید با کمک کردن حتی سرنوشت Atlas نیز تغییر کند. بعد از جذب نظر مثبت Atlas، او قدرتی جدید به اسم Atlas Quake را به کریتوس اهدا کرد. کریتوس توانست با این قدرت به سطح زمین بازگردد. او بعد از رسیدن به سطح زمین موجودی به اسم Kraken را نابود کرد و با بیدار کردن Phoenix توانست به سمت  Temple of Fates حرکت کند، جایی که او می‌توانست در نهایت به آرزوی خود یعنی نابود کردن زئوس برسد. کریتوس در نهایت به اتاق Throne Room رسید. او خواسته قلبی خود برای تغییر سرنوشت زندگی‌اش و در نهایت زئوس را مطرح کرد اما خواهران سرنوشت این خواسته را رد کردند. حالا کریتوس باید با یکی از خواهران به اسم Lahkesis مبارزه کند!

در دستان سرنوشت

بعد از نبری خونین با Lahkesis، نوبت به خواهر دوم به نام Atropos رسید. او کریتوس را به گذشته برد، جایی که او در حال نبرد با Ares بود. Atropos قصد داشت تا با نابود کردن شمشیر خدایان، کریتوس را در گذشته نابود کند اما کریتوس توانست در نهایت شمشیر را حفظ کرده و به همین صورت گذشته خود را دست نخوره باقی بگذارد. قبل از سفر به زمان حال کریتوس Atropos را نیز شکست داد اما در آخرین لحظه او کریتوس را در آینه‌ای محبوس کرد. حالا او باید با Lahkesis و Atropos به صورت همزمان مبارزه کند. در انتها بازهم کریتوس می‌تواند این دو خواهر را شکست داده و طلسم آینه را بشکند. با حضور هر دو خواهر در زمان شکستن آینه، هر دو آنها در این فرآیند نابود شدند. در حالی که حالا دو خواهر کشته شده‌اند، کریتوس به سراغ آخرین خواهر سرنوشت یعنی Clotho می‌رود. Clotho مسئول Loom of Fate است که با آن سرنوشت همه موجودات از جمله موجودات فانی و یا خدایان نوشته می‌شود. کریتوس Clotho را نیز در راه رسیدن به هدف خود می‌کشد و حالا دسترسی کاملی به Loom of Fate دارد. او در زمان عقب رفته به جایی می‌رسد که زئوس، کریتوس را نابود کرد. کریتوس از دست زئوس نجات پیدا کرده و Blade of Olympus را نیز به دست می‌گیرد. زئوس که از اعمال انجام شده متعجب بود وارد یک نبرد طولانی با کریتوس می‌شود. در انتهای این نبرد سهمگین، زئوس می‌تواند کریتوس را به زانو درآورده اما کریتوس به دروغ ادعای تسلیم می‌کند. در لحظه‌ای که زئوس قصد دارد تا با ضربه نهایی کریتوس را نابود کند، کریتوس به حرکتی زیرکانه زئوس را به سمت دیوار پرت کرده و با در دست گرفتن Blade of Olympus ضربه‌های مرگباری به سینه زئوس وارد می‌کند.

چرخه انتقام پسر از پدر

قبل از اینکه کریتوس بتواند زئوس را نابود کند، آتنا سر رسیده و از زئوس دفاع می‌کند. کریتوس که از مداخله آتنا بسیار عصبانی شده بود اما آتنا دلایل خودش را برای دفاع از زئوس و المپوس داشت. زئوس که به خاطر ضربات مرگبار کریتوس به شدت زخمی شده بود قصد فرار داشت اما در حال فرار خطاب به کریتوس گفت که او جنگی را آغاز کرده که هرگز پیروز آن نخواهد بود. در این لحظه کریتوس از بند آتنا فرار کرده و برای تمام کردن کار زئوس به سمت او می‌دود اما در لحظه آخر آتنا خود را جلوی زئوس قرار داده و با این حرکت، آتنا به جای زئوس کشته می‌شود. در حالی که کریتوس از این حرکت متعجب شده است از آتنا می‌پرسد که چرا خودش را برای زئوس قربانی کرده است؟ آتنا می‌گوید که زئوس قصد دارد که چرخه انتقام پسر از پدر را بشکند. قبل از او، کرونوس پدرش یعنی اورانوس را شکست داد، سپس زئوس پدرش کرونوس را شکست داد و حالا مبارزه کریتوس با زئوس! زئوس قصد دارد تا با کشتن کریتوس به این چرخه پایان دهد. در اینجا مشخص می‌شود که کریتوس در حقیقت پسر زئوس است. آتنا به کریتوس التماس می‌کند که دست از تلاش برای انتقام‌گیری بردارد. بعد از چند ثانیه که کریتوس در حالت شرمندگی به سر می‌برد بار دیگر عصبی شده و با فریاد اعلام کرد که او هیچ پدری ندارد. آتنا در حالی در دستان کریتوس جان داد که به او گفت که هیچ‌کدام از خدایان المپوس با او کنار نخواهند آمد، آنها از زئوس دفاع می‌کنند تا المپوس به راه خود ادامه دهد. آتنا در ادامه می‌گوید که از خواسته قلبی کریتوس برای نابود کردن زئوس آگاه است اما باید بداند که زئوس در واقع همان المپوس است. در ادامه کریتوس سوگند یاد می‌کند که زئوس و هر کدام از خدایان که راه انتقام جویی او قرار بگیرند را نابود خواهد کرد. آتنا در دستان کریتوس جان می‌سپارد و بلافاصله گایا به کریتوس می‌گوید که او حالا قدرت کنترل زمان را دارد. کریتوس با استفاده از قدرت Loom of Fate به گذشته و زمانی باز می‌گردد که نبرد خدایان المپوس و تایتان‌ها در حال شکل‌گیری بود. کریتوس به سراغ گایا می‌رود و به تایتان‌ها می‌گوید که حالا با کمک او می‌توانند پیروز این نبرد باشند. در این بین زئوس سعی می‌کند تا دیگر خدایان را به پشتیبانی از خودش ترغیب کند اما تایتان‌ها همراه با کریتوس به زمان حال باز‌می‌گردند. بازی در حالی به پایان می‌رسد که تایتان‌ها در حال بالا رفتن از کوه المپ هستند، کریتوس در این بین می‌گوید:« زئوس، پسرت بازگشته است، من المپوس را سرنگون خواهم کرد!» ادامه داستان بازی و بدون هیچ فاصله زمانی در God of War 3 پیگیری می‌شود.

دستتان درد نکند کارتون درسته
از یک بازی هک اسلش بعیدبود چنین داستان زیبا و استخوان داری داشته باشد به نظر یکی از دلایل موفقیت خدای جنگ داستان فوق آلعاده اش باشد لطفا قسمت های دیگرشم هم بذارید البته خدای جنگ خیلی این سبک را به جلو برد یعنی انتظارات از این سبک را خیلی بالا برده به طوری که هر بازی در این سبک عرضه میشه هیچ شانسی در برابر این بازی نداره

اقا جواد ممنون بابت مقاله عالی بود
من خودم چون ps3 و ps2 نداشت نتونستم این شاهکار رو بازی کنم و فقط نسخه سومش رو ps4 بازی کردم
ماه پیش یه ps2 گیرم اومد اومدم باهاش گاد اف وار یک رو برم ولی مموری حافظه نداشت و باید تو یه روز کامل تمومش میکردم
اقا ما تو بازی رفتیم جلو و رفتیم جلو تا به یه جاش رسیدم که یه جای خاکی هستش که چن تا کلاغن بالا سر مرده ها و باید انگار کات سین نمایش داده میشد
واسه من نشون نمیداد کات سین رو???????
۶ ساعت هم پاش نشسته بودم…مجبور شدم بازی رو ول کنم
خلاصه که خورد تو حالمون…واسه همینم همیشه دنبال مقاله های داستان گاد اف وار یک و دو هستم?????
مرسی واقعا??????

اره یه سری دیسکا ایراد داشتن کلا، هنوزم هستن تو بازار ایران 😀

سلام آگه میشه قسمت سوم هم بزارید

داستان تک تک بازی های سری god of war به آرشیو سایت اضافه خواهد شد.

vgmag.ir
info }at{ vgmag.ir

تمامی حقوق برای وبسایت “وی جی مگ” محفوظ است.

داستان بازی خدای جنگ 2

داستان بازی خدای جنگ 2

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 rashed عکس جولای 23, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *