داستان مسجد جمکران برای کودکان

داستان مسجد جمکران برای کودکان

داستان مسجد جمکران برای کودکان

داستان مسجد جمکران برای کودکان

ایبنا گزارش داد:

چاپ نخست کتاب «مسجد جمکران المقدس» (به زبان عربی) تحقیق و ترجمه قسمت تحقیق مسجد مقدس جمکران از سوی انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر و روانه بازار نشر شد.

 اثر حاضر در پنج بخش «اهمیت، داستان بناء مسجد، مسجد جمکران در آراء علماء، کرامات امام زمان(عج) و گوشه‌ای از کلام امام(ع) و چند عکس رنگی از مسجد مقدس جمکران» به رشته تحریر درآمده است.مسجد مقدس جمکران در نزدیکى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذیراى زائرینى از نقاط مختلف ایران و جهان است. این مکان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت مهدی(عج) قرار دارد و آن حضرت از شیعیانشان خواسته‌اند که به این مکان مقدس روى آورند، چرا که این مکان، داراى زمین شریفى است و حق‌تعالی آن را از زمین‌های دیگر برگزیده است.

‏شیخ صدوق در کتاب ‌«مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» و در روایت مشهوری که به‌نظر می‌آید تنها سند موجود و معتبر برای ساخت این مسجد باشد، آورده است: «شیخ حسن‌بن مثله جمکرانی گوید: من شب سه شنبه، ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۷۳ ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند: برخیز و مولای خود، مهدی(ع) را اجابت کن که تو را طلب کرده است.

آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده شده، جوانی 30 ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیرمردی هم نزد او نشسته است، آن پیر، خضر نبی(ع) بود که مرا امر به نشستن کرد، حضرت مهدی(عج) مرا به نام خودم خواند و فرمود: برو به حسن مسلم (که در این زمین کشاورزی می‌کند) بگو، این زمین شریفی است و حق‌تعالی آن را از زمین‌های دیگر برگزیده است و دیگر نباید در آن کشاورزی کند. عرض کردم: یا سیدی و مولای! لازم است که من دلیل و نشانه‌ای داشته باشم و‌گرنه مردم حرف مرا قبول نمی‌کنند.داستان مسجد جمکران برای کودکان

امام فرمود: تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه‌هایی برای آن قرار می‌دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن‌الرضا (یکی از علمای قم ) برو و به او بگو حسن‌بن مسلم را احضار کند و سود چند ساله را که از زمین به دست آورده است، وصول کند و با آن پول در این زمین مسجدی بنا کند. به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن‌را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در آن گذارند. آنگاه امام(عج) فرمودند: هر که این دو رکعت نماز را در این مکان (مسجد جمکران) بخواند مانند آن است که دو رکعت نماز در کعبه خوانده باشد.

چون به راه افتادم، چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گله جعفر کاشانی است، آن‌را خریداری کن و بدین مکان بیاور و آن‌را بکش و بین بیماران انفاق کن، هر بیمار و مریضی که از گوشت آن بخورد، حق‌تعالی او را شفا دهد. حسن‌بن مثله جمکرانی می‌گوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اندیشه بودم، تا اینکه نماز صبح را خوانده و به سراغ «علی المنذر» رفتم و ماجرای شب گذشته را برای او نقل کردم و با او به همان مکان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایی را دیدیم که طبق فرموده امام علیه‌السلام، حدود بنای مسجد را نشان می‌داد.

سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمکران هستی؟ به او گفتم: بلی! خادم گفت: سید از سحر در انتظار توست. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامی داشت و گفت: ای حسن‌بن مثله! من در خواب بودم که شخصی به من گفت: حسن‌بن مثله، از جمکران نزد تو می‌آید، هر چه او گوید، تصدیق کن و به قول او اعتماد نما، که سخن او سخن ماست و قول او را رد نکن.

از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجرای شب گذشته را برای وی تعریف کردم، سید بلافاصله فرمود تا اسب‌ها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم، چون به نزدیک روستای جمکران رسیدیم، گله جعفر کاشانی را دیدیم، آن بز از پس همه گوسفندان می‌آمد، چون به میان گله رفتم، همین‌که بز مرا دید به طرف من دوید، جعفر سوگند یاد کرد که این بز در گله من نبوده و تاکنون آنرا ندیده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح کرده و هر بیماری که گوشت آن‌را تناول کرد، با عنایت خداوند تبارک و تعالی و حضرت بقیه‌الله ارواحنا فداه شفا یافت. ابوالحسن رضا، حسن مسلم را احضار کرده و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمکران را بنا کرد و آن را با چوب پوشانید. سپس زنجیرها و میخ‌ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بیمار و دردمندی که خود را به آن زنجیرها می‌مالید، خدای‌تعالی او را شفای عاجل[سریع] می‌فرمود، پس از فوت سید ابوالحسن، آن زنجیرها ناپدید شد و دیگر کسی آنها را ندید…»

چاپ نخست کتاب «مسجد جمکران المقدس» (به زبان عربی) با شمارگان 2000 نسخه، 56 صفحه و بهای 6000 ریال راهی بازار نشر شد.

هموطنان تهرانی برای تهیه این کتاب‌‌ کافیست با شماره 88453188 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند.

6060

در ۱۰۰ کیلومتری شیراز، یکی از تاریخی‌ترین و زیباترین شهرهای استان فارس وجود دارد که سال‌های دور میهمان پادشاهی بوده است که علاقه‌های عجیب و غریب و بلندپروازی‌هایش سرنوشت تاریخ را تغییر داد. اگر از قدمت این شهر بپرسید باید گفت که به دوران هخامنشیان و حمله‌ اسکندر و در نهایت به اواخر دوران اشکانی و ابتدای شکل گیری حکومت ساسانیان خواهد رسید.

عملکرد بانک‌ ملی ایران در واگذاری اموال و دارایی ها چنان چشمگیر بوده که این کارنامه موفق در گزارش کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای اصل 44 قانون اساسی مورد تمجید و تقدیر قرار گرفت.

تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2018 khabaronline News Agancy, All rights reserved

امام زمان(عج) در هفدهم رمضان سال 393 هجری به حسن‌بن مثله جمکرانی دستور ساخت مسجدی را در جمکران می‌دهند که تا امروز میعادگاه عاشقان حضرت اباصالح المهدی(عج) است.

حضرت مهدى مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: اینجا
زمین شریفى است و حق تعالى این زمین را از زمین‌هاى دیگر برگزیده و شریف
کرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‌اى…».

حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولاى من! مرا در این باره نشانى لازم است،
زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمى‌پذیرند. امام فرمودند: «تو برو
رسالت خود را انجام بده، ما در اینجا، علامتى مى‌گذاریم که گواه گفتار تو
باشد. برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت
چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بناى مسجد بنهند و باقى وجوه را
از رهق(2) به ناحیه اردهال که ملک ماست، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف
رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت
مسجد کنند. مردم را بگو تا به این (مکان روى بیاورند) و چهار رکعت نماز در
اینجا بگذارند:

دو رکعت تحیت مسجد در هر رکعتى یک بار سوره حمد و هفت بار سوره «توحید»
بخوانند و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند، و دو رکعت نماز صاحب
الزمان بگذارند، (به این ترتیب) که در هنگام خواندن سوره حمد چون به «ایاک
نعبد و ایاک نستعین» برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا
آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح رکوع و سجود
را نیز هفت بار بگویند. هنگامى که نماز تمام شد، تهلیل «لااله‌الاالله»
بگویند و تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار
صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند.

پس از آن، حضرت به من اشاره کردند که برو! چون مقدارى راه پیمودم، مرا صدا
کردند و فرمودند: «در گله جعفر کاشانى(چوپان) بُزى است، باید آن بز را
بخرى، اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریدارى کن وگرنه پولش را خودت
بپرداز. فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانى کن و گوشت آن را بر
بیماران و کسانى که مرض صعب‌العلاج دارند انفاق کن که حق تعالى همه را شفا
دهد. آن بز أبلق است، موهاى بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یکى به
اندازه یک درهم، در دو طرف آن، سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر
است». آن گاه به راه افتادم.(3)داستان مسجد جمکران برای کودکان

حسن بن مثله مى‌گوید: من به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح
طلوع کرد، نماز صبح خواندم، به نزد على منذر رفتم و قضیه را با او در میان
نهادم و همراه على منذر به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: به خدا سوگند که
نشان و علامتى را که امام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، (این حدود
مسجد) با میخ ها و زنجیرها مشخص شده است. آن‌گاه به نزد سیدابوالحسن الرضا
رفتیم. چون به سراى وى رسیدیم، غلامان ایشان گفتند: شما از جمکران هستید؟
گفتیم: آرى. پس گفتند: از اول (صبح) سیدابوالحسن در انتظار شماست … . به
حضورش رسیدیم. گفت: اى حسن بن مثله! من خوابیده بودم شخصى در عالم رؤیا به
من گفت: شخصى به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد،
آنچه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن. از خواب بیدار شدم و تا این
ساعت در انتظار تو بودم.

حسن بن مثله داستان را مشروحاً براى او نقل کرد. سیدابوالحسن دستور داد بر
اسب‌ها زین نهادند و به سوى ده جمکران رهسپار شدند. چون به نزدیک ده
رسیدند، جعفر (چوپان) را دیدند که گله‌اش را در کنار راه به چرا آورده بود.
حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز که از پشت گله مى‌آمد به سویش دوید.
حسن بن مثله آن بز را گرفت. سپس آن را به جایگاه آوردند و سر بریدند.
سیدابوالحسن به محل آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را گرفت.
آنگاه وجوه رهق را نیز از اهالى آنجا گرفتند و به بناى مسجد پرداختند.
سیدابوالحسن الرضا، زنجیرها و میخ ها را به قم آورد و در خانه خود نگه دارى
کرد و هر بیمار صعب‌العلاجى اگر خود را به زنجیرها مى‌مالید، شفا
مى‌یافت.(4)

ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: به طور مستفیض شنیدم، پس از آنکه سیدابوالحسن
الرضا وفات کرد و در محله موسویان(خیابان آذر فعلى) مدفون شد، یکى از
فرزندانش بیمار شد، داخل اطاق شد، سر صندوق را برداشت، ولى زنجیرها و
میخ‌ها را نیافت.(5)

علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مسجد مقدس جمکران می‌توانند از اینجا اقدام کنند.


*پی‌نوشت‌ها

1- این کتاب به دستور میرزاى شیرازى توسط میرزا حسین نورى به رشته تحریر
درآمد و میرزاى شیرازى در تقریظ خود از آن تمجید کرده و نوشته: «این کتابى
است در نهایت تمامیت و متانت…». ر. ک: میرزا حسین طبرسى نورى، نجم
الثاقب، (قم: انتشارات مسجد جمکران، چ نهم، 1384 ش)، ص 5.

2-رهق از قراء معروف و معمور و به کاشان نزدیک‌تر از قم است، لکن از توابع
قم است، تقریباً به مسافت ده فرسخ. به نقل از: کچویى قمى، انوارالمشعشعین،
(قم: انتشارات کتابخانه آیت‌‌الله مرعشى نجفى، ج اول، 1381 ش)، ج1، ص470،
پاورقى؛ و میرزا حسین نورى، همان، ص391.

3-همان، ص391 ـ 392.

4-میرزا حسین نورى، همان، ص383 -388 و محمدباقر مجلسى، بحارالانوار،
(بیروت: داراحیاء التراث العربى، ط. الثالثة، 1403 هـ ق)، ج53، ص230 ـ 233 و
ناصر الشریعه، تاریخ قم، (قم: چاپ حکمت، بى‌تا)، ص148 ـ 152.

5-میرزا حسین نورى، همان، ص387

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

 

آن‌ چه‌ مسلم‌ است‌، این‌ است‌ كه‌ این‌ مسجد، بیش‌ از یك‌ هزار سال‌ پیش‌ به‌ فرمان‌ حضرت‌ بقیة‌ الله، ارواحنا فداه‌، در بیداری‌، نه‌ در خواب‌ تأسیس‌ گردید و در طول‌ قرون‌ و اعصار، پناهگاه‌ شیعیان‌ و پایگاه‌ منتظران‌ و تجلّی‌گاه‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (علیه السلام)  بوده‌ است‌.

 علامة‌ بزرگوار، میرزا حسین‌ نوری‌، (متوفای‌ 1320 هجری‌) در كتاب‌ ارزشمند نجم‌ ثاقب‌ كه‌ به‌ فرمان‌ میرزای‌ بزرگ‌، آن‌ را تألیف‌ كرد و میرزای‌ شیرازی‌، در تقریظ‌ خود، از آن‌ ستایش‌ فراوان‌ كرد و نوشت‌: برای‌ تصحیح‌ عقیدة‌ خود، به‌ این‌ كتاب‌ مراجعه‌ كنند تا از لمعانِ انوار هدایت‌اش‌، به‌ سر منزل‌ یقین‌ و ایمان‌ برسند   تاریخچة‌ تأسیس‌ مسجد مقدس‌ جمكران‌ را به‌ شرح‌ زیر آورده‌ است‌:

 شیخ‌ فاضل‌، حسن‌ بن‌ محمد بن‌ حسن‌ قمی‌، معاصر شیخ‌ صدوق‌، در كتاب‌ تاریخ‌ قم‌ از كتاب‌ مونس‌ الحزین‌ فی‌ معرفة‌ الحق‌ و الیقین‌ از تألیفات‌ شیخ‌ صدوق‌ بنای‌ مسجد جمكران‌ را به‌ این‌ عبارت‌ نقل‌ كرده‌ است‌:

 شیخ‌ عفیف‌ صالح‌ حسن‌ بن‌ مثلة‌ جمكرانی‌ می‌گوید: شب‌ سه‌ شنبه‌، هفدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ 393 هجری‌، یعنی 1037 سال پیش در سرای‌ خود خفته‌ بودم‌ كه‌ جماعتی‌ به‌ درِ سرای‌ من‌ آمدند. نیمی‌ از شب‌ گذشته‌ بود. مرا بیدار كردند و گفتند: برخیز و امر امام‌ محمد مهدی‌ صاحب‌ الزمان‌  ، صلوات‌ الله علیه‌ را اجابت‌ كن‌ كه‌ ترا می‌خواند.داستان مسجد جمکران برای کودکان

 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: من‌، برخاستم‌ و آماده‌ شدم‌ چون‌ به‌ در سرای‌ رسیدم‌، جماعتی‌ از بزرگان‌ را دیدم‌. سلام‌ كردم‌. جواب‌ دادند و خوشامد گفتند و مرا به‌ آن‌ جایگاه‌ كه‌ اكنون‌ مسجد (جمكران‌) است‌، آوردند.

شیخ‌ عفیف‌ صالح‌ حسن‌ بن‌ مثلة‌ جمكرانی‌ می‌گوید: شب‌ سه‌ شنبه‌، هفدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ 393 هجری‌، یعنی 1037 سال پیش در سرای‌ خود خفته‌ بودم‌ كه‌ جماعتی‌ به‌ درِ سرای‌ من‌ آمدند. نیمی‌ از شب‌ گذشته‌ بود. مرا بیدار كردند و گفتند: برخیز و امر امام‌ محمد مهدی‌ صاحب‌ الزمان‌  ، صلوات‌ الله علیه‌ را اجابت‌ كن‌ كه‌ ترا می‌خواند.

 

چون‌ نیك‌ نگاه‌ كردم‌، دیدم‌ تختی‌ نهاده‌ و فرشی‌ نیكو بر آن‌ تخت‌ گسترده‌ و بالش‌های‌ نیكو نهاده‌ و جوانی‌ سی‌ ساله‌، بر روی‌ تخت‌، بر چهار بالش‌، تكیه‌ كرده‌، پیر مردی‌ در مقابل‌ او نشسته‌، كتابی‌ در دست‌ گرفته‌، بر آن‌ جوان‌ می‌خواند و  بیش‌ از شصت‌ مرد كه‌ برخی‌ جامة‌ سفید و برخی‌ جامة‌ سبز بر تن‌ داشتند، برگرد او روی‌ زمین‌ نماز می‌خواندند.

 آن‌ پیر مرد كه‌ حضرت‌ خضر (علیه السلام) بود، مرا نشاند و حضرت‌ امام‌ (علیه السلام) مرا به‌ نام‌ خود خواند و فرمود: برو به‌ حسن‌ بن‌ مسلم‌   بگو: تو، چند سال‌ است‌ كه‌ این‌ زمین‌ را عمارت‌ می‌كنی‌ و ما خراب‌ می‌كنیم‌. پنج‌ سال‌ زراعت‌ كردی‌ و امسال‌ دیگر باره‌ شروع‌ كردی‌، عمارت‌ می‌كنی‌، رخصت‌ نیست‌ كه‌ تو دیگر در این‌ زمین‌ زراعت‌ كنی‌، باید هرچه‌ از این‌ زمین‌ منفعت‌ برده‌ای‌، برگردانی‌ تا در این‌ موضع‌ مسجد بنا كنند.

 به‌ حسن‌ بن‌ مسلم‌ بگو: این‌ جا، زمین‌ شریفی‌ است‌ و حق‌ تعالی‌ این‌ زمین‌ را از زمین‌های‌ دیگر برگزیده‌ و شریف‌ كرده‌ است‌، تو آن‌ را گرفته‌ به‌ زمین‌ خود ملحق‌ كرده‌ای‌! خداوند، دو پسر جوان‌ از تو گرفت‌ و هنوز هم‌ متنبّه‌ نشده‌ای‌! اگر از این‌ كار بر حذر نشوی‌، نقمت‌ خداوند، از ناحیه‌ای‌ كه‌ گمان‌ نمی‌بری‌ بر تو فرو می‌ریزد.

 حسن‌ بن‌ مثله‌ عرض‌ كرد: سیّد و مولای‌ من‌! مرا در این‌ باره‌، نشانی‌ لازم‌ است‌؛ زیرا مردم‌ سخن‌ مرا بدون‌ نشانه‌ و دلیل‌ نمی‌پذیرند.

چون‌ نیك‌ نگاه‌ كردم‌، دیدم‌ تختی‌ نهاده‌ و فرشی‌ نیكو بر آن‌ تخت‌ گسترده‌ و بالش‌های‌ نیكو نهاده‌ و جوانی‌ سی‌ ساله‌، بر روی‌ تخت‌، بر چهار بالش‌، تكیه‌ كرده‌، پیر مردی‌ در مقابل‌ او نشسته‌، كتابی‌ در دست‌ گرفته‌، بر آن‌ جوان‌ می‌خواند.

 بیش‌ از شصت‌ مرد كه‌ برخی‌ جامة‌ سفید و برخی‌ جامة‌ سبز بر تن‌ داشتند، برگرد او روی‌ زمین‌ نماز می‌خواندند.

امام‌ (علیه السلام) فرمود: تو برو رسالت‌ خود را انجام‌ بده‌، ما در این‌ جا علامتی‌ می‌گذاریم‌ كه‌ گواه‌ گفتار تو باشد. برو به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌، و بگو تا برخیزد و بیاید و آن‌ مرد را بیاورد و منفعت‌ چند ساله‌ را از او بگیرد و به‌ دیگران‌ دهد تا بنای‌ مسجد بنهند، و باقی‌ وجوه‌ را از “رهق” به‌ ناحیة‌ اردهال‌ كه‌ ملك‌ ما است‌، بیاورد، و مسجد را تمام‌ كند، و نصفِ رهق‌ را بر این‌ مسجد وقف‌ كردیم‌ كه‌ هر ساله‌ وجوه‌ آن‌ را بیاورند و صرف‌ عمارت‌ مسجد كنند.

مردم‌ را بگو تا به‌ این‌ موضع‌ رغبت‌ كنند و عزیز بدارند و چهار ركعت‌ نماز در این‌ جا بگذارند: دو ركعت‌ تحیّت‌ مسجد، در هر ركعتی‌، یك‌ بار سورة‌ حمد و هفت‌ بار سورة‌ قل‌ هو الله احد (بخوانند) و تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را، هفت‌ بار بگویند.

و دو ركعت‌ نماز صاحب‌ الزمان‌ بگذارند، بر این‌ نسق (روش)‌ كه‌ در (هنگام‌ خواندن‌ سورة‌)حمد چون‌ به‌ ایّاك‌ نعبد و ایّاك‌ نستعین‌ برسند، آن‌ را صد بار بگویند، و بعد از آن‌، فاتحه‌ را تا آخر بخوانند. ركعت‌ دوم‌ را نیز به‌ همین‌ طریق‌ انجام‌ دهند. تسبیح‌ ركوع‌ و سجود را نیز هفت‌ بار بگویند. هنگامی‌ كه‌ نماز تمام‌ شد، تهلیل‌ (یعنی‌، لا إله‌ الاّ الله)   بگویند و تسبیح‌ فاطمة‌ زهرا(علیها السلام)  را بگویند. آن‌ گاه‌ سر بر سجده‌ نهاده‌، صد بار صلوات‌ بر پیغمبر و آلش‌، صلوات‌ الله علیهم‌، بفرستند.

 و این‌ نقل‌، از لفظ‌ مبارك‌ امام‌ (علیه السلام)  است‌ كه‌ فرمود: فَمَنْ صلاّهما، فكأنّما صلّی‌ فی‌ البیت‌ العتیق‌. یعنی هركس‌، این‌ دو ركعت‌ (یا این‌ دو نماز) را بخواند، گویی‌ در خانة‌ كعبه‌ آن‌ را خوانده‌ است‌.

 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: در دل‌ خود گفتم‌ كه‌ تو این‌ جا را یك‌ زمین‌ عادی‌ خیال‌ می‌كنی‌، این‌ جا مسجد حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (علیه السلام)  است‌.

 پس‌ آن‌ حضرت‌ به‌ من‌ اشاره‌ كردند كه‌ برو!

 چون‌ مقداری‌ راه‌ پیمودم‌، بار دیگر مرا صدا كردند و فرمودند: در گلّة‌ جعفر كاشانی‌ چوپان‌ بُزی‌ است‌، باید آن‌ بز را بخری‌. اگر مردم‌ پولش‌ را دادند، با پول‌ آن‌ خریداری‌ كن‌، و گرنه‌ پولش‌ را خودت‌ پرداخت‌ كن‌. فردا شب‌ آن‌ بُز را بیاور و در این‌ موضع‌ ذبح‌ كن‌. آن‌ گاه‌ روز چهارشنبه‌   هجدهم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، گوشت‌ آن‌ بُز را بر بیماران‌ و كسانی‌ كه‌ مرض‌ صعب‌ العلاج‌ دارند، انفاق‌ كن‌ كه‌ حق‌ تعالی‌ همه‌ را شفا دهد.

 آن‌ بُز، ابلق‌ است‌. موهای‌ بسیار دارد. هفت‌ نشان‌ سفید و سیاه‌، هر یكی‌ به‌ اندازة‌ یك‌ درهم‌، در دو طرف‌ آن‌ است‌ كه‌ سه‌ نشان‌ در یك‌ طرف‌ و چهار نشان‌ در طرف‌ دیگر آن‌ است‌.

 آن‌ گاه‌ به‌ راه‌ افتادم‌. یك‌ بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: هفت‌ روز یا هفتاد روز ما در اینجاییم‌.

 حسن‌ بن‌ مثله‌ می‌گوید: من‌، به‌ خانه‌ رفتم‌ و همة‌ شب‌ را در اندیشه‌ بودم‌ تا صبح‌ طلوع‌ كرد. نماز صبح‌ خواندم‌ و به‌ نزد علی‌ منذر رفتم‌ و آن‌ داستان‌ را با او در میان‌ نهادم‌.

 همراه‌ علی‌ منذر، به‌ جایگاه‌ دیشب‌ رفتیم‌. پس‌ او گفت‌: به‌ خدا سوگند كه‌ نشان‌ و علامتی‌ كه‌ امام‌ (علیه السلام)  فرموده‌ بود، این‌ جا نهاده‌ است‌ و آن‌، این‌ كه‌ حدود مسجد، با میخ‌ها و زنجیرها مشخص‌ شده‌ است‌.

 آن‌ گاه‌ به‌ نزد سیّد ابوالحسن‌ الرضا رفتیم‌. چون‌ به‌ سرای‌ وی‌ رسیدیم‌ غلامان‌ و خادمان‌ ایشان‌ گفتند: شما از جمكران‌ هستید؟ گفتیم‌: آری‌. پس‌ گفتند: از اول‌ بامداد، سید ابوالحسن‌ در انتظار شما است‌.

 پس‌ وارد شدم‌ و سلام‌ گفتم‌. جواب‌ نیكو داد و بسیار احترام‌ كرد و مرا در جای‌ نیكو نشانید. پیش‌ از آن‌ كه‌ من‌ سخن‌ بگویم‌، او سخن‌ آغاز كرد و گفت‌: ای‌ حسن‌ بن‌ مثله‌! من‌ خوابیده‌ بودم‌. شخصی‌ در عالم‌ رؤیا به‌ من‌ گفت‌:

 شخصی‌ به‌ نام‌ حسن‌ بن‌ مثله‌، بامدادان‌ از جمكران‌ پیش‌ تو خواهد آمد، آن‌ چه‌ بگوید اعتماد كن‌ وگفتارش‌ را تصدیق‌ كن‌ كه‌ سخن‌ او، سخن‌ ما است‌. هرگز، سخن‌ او را ردّ نكن‌. از خواب‌ بیدار شدم‌ و تا این‌ ساعت‌ در انتظار تو بودم‌.

 حسن‌ بن‌ مثله‌، داستان‌ را مشروحاً برای‌ او نقل‌ كرد. سید ابوالحسن‌، دستور داد بر اسب‌ها زین‌ نهادند. سوار شدند. به‌ سوی‌ دِه‌ (جمكران‌) رهسپار گردیدند.

 چون‌ به‌ نزدیك‌ دِه‌ رسیدند، جعفر شبان‌ را دیدند كه‌ گله‌اش‌ را در كنار راه‌ به‌ چرا آورده‌ بود. حسن‌ بن‌ مثله‌، به‌ میان‌ گله‌ رفت‌ آن‌ بز كه‌ از پشت‌ سر گله‌ می‌ آمد، به‌ سویش‌ دوید. حسن‌ بن‌ مثله‌، آن‌ بُز را گرفت‌ و خواست‌ پولش‌ را پرداخت‌ كند كه‌ جعفر گفت‌: به‌ خدا سوگند! تا به‌ امروز، من‌ این‌ بز را ندیده‌ بودم‌ و هرگز در گلة‌ من‌ نبود، جز امروز كه‌ در میان‌ گله‌، آن‌ را دیدم‌ و هرچند خواستم‌ كه‌ آن‌ رابگیرم‌، میسّر نشد.

 پس‌ آن‌ بُز را به‌ جایگاه‌ آوردند و در آن‌ جا سر بریدند.

 سید ابوالحسن‌ الرضا به‌ آن‌ محل‌ معهود آمد و حسن‌ بن‌ مسلم‌ را احضار كرد و منافع‌ زمین‌ را از او گرفت‌.

 آن‌ گاه‌ وجوه‌ رهق‌ را نیز از اهالی‌ آن‌ جا گرفتند و به‌ ساختمان‌ مسجد پرداختند و سقف‌ مسجد را با چوب‌ پوشانیدند.

 سید ابوالحسن‌ الرضا، زنجیرها و میخ‌ها را به‌ قم‌ آورد و در خانة‌ خود نگهداری‌ كرد. هر بیماری‌ صعب‌ العلاجی‌ كه‌ خود را به‌ این‌ زنجیرها می‌مالید، در حال‌، شفا می‌یافت‌.

 ابوالحسن‌ الرضا وفات‌ كرد و در محلة‌ موسویان‌ (خیابان‌ آذر فعلی‌) مدفون‌ شد، یكی‌ از فرزندان‌اش‌ بیمار گردید. داخل‌ اطاق‌ شده‌ سر صندوق‌ را برداشت‌ زنجیرها و میخ‌ها را نیافت‌.

 

تنظیم توسط آقامیری

بخش دین و اندیشه تبیان

سلام این انیمیشن را چگونه می توان تهیه کرد؟ ممنون.

سلام علیکم
در مشهدمقدس، نمایشگاه گنجینه های ماندگار، چهارراه خواجه ربیع، بین عبادی 19 و 21
05132228415
09151039613
اگر مشهد نیستید با شماره های فوق تماس بگیرید تا راهنمایی کنند

سلام انیمیشن های گروه پویانمایی موعود را چگونه می توان تهیه کرد؟
شهر مشهد هستیم

سلام علیکم
در مشهدمقدس، نمایشگاه گنجینه های ماندگار، چهارراه خواجه ربیع، بین عبادی 19 و 21


نام كاربری

داستان مسجد جمکران برای کودکان


رمز عبور

مرا بخاطر بسپار

هدف ما جمع آوری و معرفی آثار تولید شده در زمینه انیمیشن‌های مذهبی و اخلاقی مفید برای کودکان و نوجوانان ایرانی است.
لطفا با معرفی و ارسال انیمیشن‌های مذهبی یا اخلاقی که می‌شناسید، ما را یاری فرمایید.

به گزارش سرویس فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ «در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و خواسته امام زمانت (عج) را اجابت کن که تو را می‌خواند. آن‌ها مرا به محلی که اکنون مسجد (جمکران) است، آوردند. سه شنبه ۱۷ ماه رمضان سال ۳۹۳ هجری قمری… » این ها را مرحوم میرزا حسین نوری در کتاب تاریخچه تأسیس مسجد جمکران از قول شیخ فاضل حسن بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق (ره)، در کتاب تاریخ قم از کتاب مونس الحزین فی معرفة الحق والیقین و او نیز این عبارات را از شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی بیان کرده است.

 

آن ها که از راه دور و نزدیک به قصد زیارت بانوی آب و آیینه، کریمه اهل بیت(س) به قم می آیند با پای تن نه، که با پای دل راه مسجدی را در پیش می گیرند که منتسب به دردانه عالم هستی، امام زمان (عج) است.

 

مسجد مقدس جمکران در 6 کیلومتری شهر مقدس قم قرار دارد و بیش از هزار سال از تاسیس آن می گذرد. مسجدی که در زمان غیبت دل هر منتظر عاشقی را از سراسر ایران و حتی سایر کشورها به خود جلب می کند و مامنی آرام برای دل شکستگانی است که عرض ارادت خود را به محضر امامشان برسانند.داستان مسجد جمکران برای کودکان

 

این مسجد بیش از یک هزار سال پیش به فرمان حضرت حجت (ع) در بیداری (نه درخواب) تأسیس شده است. شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی فردی است که امام دستور تاسیس مسجد را به وی ابلاغ کردند. او دراین باره می گوید: شب هفدهم ماه مبارک رمضان حضرت مهدی (عج) مرا به نام خواندند و فرمودند: برو به حسن بن مسلم بگو: اینجا زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین‌های دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‌ای… و آنگاه فرمود: «به مردم بگو به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز بدارند».

 

شرح ساخت مسجد مقدس جمکران

 

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: من شب سه شنبه ۱۷ ماه مبارک سال ۳۹۳ هـ ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و خواسته امام مهدی (عج) را اجابت کن که تو را می‌خواند. آن‌ها مرا به محلی که اکنون مسجد (جمکران) است آوردند.

 

حضرت مهدی مرا به نام خواندند و فرمودند: «برو به حسن بن مسلم بگو: اینجا زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمین‌های دیگر برگزیده و شریف کرده است تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‌ای…».

 

حسن بن مثله عرض کرد: سید و مولای من! مرا در این باره نشانی لازم است، زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی‌پذیرند.

 

امام فرمودند: «تو برو رسالت خود را انجام بده، ما در اینجا، علامتی می‌گذاریم که گواه گفتار تو باشد.

 

برو به نزد سید ابوالحسن و بگو تا بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چندساله را از او بگیرد و به دیگران دهد تا بنای مسجد بنهند و باقی وجوه را از رهق به ناحیه اردهال که ملک ماست، بیاورد و مسجد را تمام کند و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند.

 

پس از آن، حضرت به من اشاره کردند که برو! چون مقداری راه پیمودم، مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله جعفر کاشانی (چوپان) بُزی است، باید آن بز را بخری، اگر مردم پولش را دادند با پول آنان خریداری کن و گرنه پولش را خودت بپرداز.

 

فردا شب آن بز را بیاور و در این (محل) قربانی کن و گوشت آن را بر بیماران و کسانی که مرض صعب العلاج دارند انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد. آن بز أبلق است، موهای بسیار دارد، هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه یک درهم، در دو طرف آن، سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر است». آن‌گاه به راه افتادم.

 

حسن بن مثله می‌گوید: من به خانه رفتم و همه شب را در اندیشه بودم تا صبح طلوع کرد، نماز صبح خواندم، به نزد علی منذر رفتم و قضیه را با او در میان نهادم و همراه علی منذر به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: به خدا سوگند که نشان و علامتی را که امام فرموده بود، اینجا نهاده است و آن، (این حدود مسجد) با میخ‌ها و زنجیر‌ها مشخص شده است. آن‌گاه به نزد سید ابوالحسن الرضا رفتیم. چون به سرای وی رسیدیم، غلامان ایشان گفتند: شما از جمکران هستید؟ گفتیم: آری. پس گفتند: از اول (صبح) سید ابوالحسن در انتظار شماست…. به حضورش رسیدیم. گفت:‌ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم شخصی در عالم رؤیا به من گفت: شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان از جمکران پیش تو خواهد آمد، آنچه بگوید اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن. از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم.

 

حسن بن مثله داستان را مشروحاً برای او نقل کرد. سید ابوالحسن دستور داد بر اسب‌ها زین نهادند و به سوی ده جمکران رهسپار گردیدند.

 

چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر (چوپان) را دیدند که گله‌اش را در کنار راه به چرا آورده بود. حسن بن مثله به میان گله رفت و آن بز را گرفت. سپس آن را به جایگاه آوردند و سر بریدند. سید ابوالحسن به محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع زمین را گرفت. آن‌گاه وجوه رهق را نیز از اهالی آنجا گرفتند و به بنای مسجد پرداختند.

 

سید ابوالحسن الرضا، زنجیر‌ها و میخ‌ها را به قم آورد و در خانه خود نگه داری کرد و هر بیمار صعب العلاجی اگر خود را به زنجیر‌ها می‌مالید، شفا می‌یافت.

 

فضیلت عبادت در مسجد جمکران

 

حضور در هر مکان مقدسی آدابی دارد که افراد با حضور در آن ملزم به رعایت آن هستند در این میان آنان که با هزار امید و آروز پا در این مکان مقدس می گذارند نیز به عشق حضور امام زمانشان دست ادب بر سینه می گذارند و پس از انجام اعمال وارده به دعا و نیایش می پرداند.

 

از عبادات مهمی که در این مسجد مورد سفارش بوده، دو نمازی است که به توصیه حضرت ولی عصر (عج) زایران این مسجد به جا می‌آورند. در اهمیت این دو نماز همین بس که آن حضرت می‌فرماید: «فَمَن صَلّا هُما فَکانَّما صلّی فی البیت العتیق» هر کس این دو نماز را بخواند، گویی در خانه کعبه نماز خوانده است.

 

صالح حسن بن مثله جمکرانی درباره دستور اقامه این نماز نقل می کند: حضرت به من فرمودند:« مردم را بگو تا به این مکان روی بیاورند و چهار رکعت نماز در اینجا بگذارند: دو رکعت تحیّت مسجد در هر رکعتی یک بار سوره حمد و هفت بار سوره «قل هو الله احد» بخوانند و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، (به این تربیت) که در هنگام خواندن سوره حمد چون به (ایاک نعبد و ایاک نستعین) برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند، تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (لااله الاالله) بگویند و تسبیح فاطمه زهرا (علیها السلام) را بگویند. آن‌گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش بفرستند».

 

داستان مسجد جمکران برای کودکان

شان و منزلت مسجد مقدس جمکران از منظر علما و بزرگان

 

در واقع می توان گفت اقدام امام عصر (عج) در ایجاد و تأسیس این مکان مقدس در راستای رشد و تعالی مؤمنان و ظرفیت بخشی به منتظران در دوران غیبت کبری بوده و شاید همین امر سبب جایگاه و شان ویژه شهر مقدس قم به عنوان پایگاه تشیع در عصر غیبت است.

 

آیت الله مرعشی نجفی عالم و مرجع بزرگ شیعیان در باب شان و منزلت این مکان مقدس می گوید: « این مسجد شریف مورد احترام کافه شیعه بوده است، از غیبت صغری تا به امروز که حدود یک هزار و دویست و دو سال می‌گذرد و همینطور که شیخ بزرگوار مرحوم صدوق علیه الرحمة کتابی به نام مونس الحزین دارند که حقیر آن نسخه را ندیده‌ام ولی مرحوم آقای حاج میرزا حسین نوری استاد حقیر از آن کتاب نقل می‌فرماید، و بالجمله این مسجد مقدس مورد احترام علمای اعلام و محدثین کرام شیعه بوده و کرامات متعددی از مسجد جمکران دیده شده است. »

 

در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» آمده است که از این عالم ربانی پرسیدند اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان (ع) چه بخواهیم؟ ایشان می فرمایند: « افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آن‌ها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند! »

 

همچنین ایشان درباره شان و منزلت مسجد مقدس جمکران می فرماید:« ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند. »

 

آيت الله بروجردى عالم بزرگ و مرجع عالی قدر جهان تشیع نیز دراین باره فرمودند: اگر موفق بشوم، در ‏قم دو كار انجام ‏خواهم داد، يكى راه مسجد جمكران را باز خواهم كرد، دومى بيمارستانى در شهر قم ‏بنا خواهم نمود.‏

 

امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب نیز در باب این مکان مقدس شعری به شرح ذیل سروده اند:

 

دلم قرار نمى گيرد از فغان بى تو ***سپند وار زكف داده ام عنان بى تو ‏

ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ ***زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو ‏

چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى ***پر است سينه ام از اندوه گران بى تو ‏

نسيم صبح نمى آورد ترانه شوق ***سر بهار ندارند بلبلان بى تو ‏

لب از حكايت شب هاى تار مى بندم ***اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو ‏

چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان ***نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو ‏

ز بى دلى و خموشى چو نقش تصويرم ***نمى گشايدم از بى خودى زبان بى تو ‏

عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم ***چو يادم آيد از آن شكرين دهان بى تو ‏

گزاره غم دل را مگر كنم چون امين(*)***جدا ز خلق به محراب جمكران بى تو ‏

 

و امروز 17 رمضان المبارک 1436 هجری قمری با گذشت بیش از هزار سال هنوز هم گنبد فیروزه ای مسجد جمکران عاشقان حضرتش را به خود می خواند تا مرهمی بر دردهای دنیایی باشد، تا گوشه گوشه شبستان هایش خلوتی باشد  با یار غریب و مهربانی که قرن هاست همه انتظار فرجش را دارند و او در پس پرده غیبت شوق حضور….



To view this video please enable JavaScript, and consider upgrading to a web browser that supports HTML5 video

برای پخش این رسانه تصویری نیاز به نرم افزار Flash Player دارید.
از لینک زیر می توانید این نرم افزار را دانلود کنید.

شاید اینها را هم دوست داشته باشی

نظرات کاربران

داستان مسجد جمکران برای کودکان

لطفاً برای بهتر شدن محصولات آینده، نظر خود را درباره این محتوا بنویسید.

To view this video please enable JavaScript, and consider upgrading to a web browser that supports HTML5 video


آیا ساخته شدن مسجد مقدس جمکران و وقف زمین آن توسط آقا امام زمان سندیّت دارد یا خیر؟


در پاسخ  شما مقاله­ای را  که در این خصوص در مجله انتظار شماره 5 (نوشته علی اکبر مهدی­پور) چاپ شده با اندکی تصرف خدمتتان ارسال می­کنیم: (در این مقاله علاوه بر تاریخچه مسجد مقدس جمکران نظر برخی از علما و بعضی از معجزات این مکان مقدس و… نیز بیان شده است)
داستان مسجد جمکران برای کودکان

یکی از وظایف شیعیان تجلیل و تکریم اماکن منسوب به وجود مقدس حضرت بقیة الله،

ارواحنا فداه، است

.

آیة‏الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی (متوفای 1348هجری) در کتاب گران سنگ« مکیال

المکارم» به هنگام شمارش تکالیف مردم در عصر غیبت می‏نویسند

:

شصت و هشتم – بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت‏یافته‏اند، مانند مسجد

سهله، مسجد اعظم کوفه، سرداب مقدس، مسجد جمکران و غیر این‏ها از مواضعی که بعضی از

صلحا آن حضرت را در آن جاها دیده‏اند یا در روایات آمده است که آن جناب در آن جا

توقف دارد، مانند مسجد الحرام
[1]

این رهگذر، بر منتظران ظهور و عاشقان مقدم آن امام نور، لازم است که این

اماکن را بشناسند و شیوه‏ی تعظیم و تکریم آن‏ها را بیاموزند

[2]


1ـ مسجد مقدس جمکران

مهم‏ترین پایگاه شیعیان شیفته و عاشقان دل سوخته‏ی حضرت بقیة‏الله، ارواحنا

فداه، مسجد مقدس جمکران، در شش کیلومتری شهر مذهبی قم است . مطابق آمار، همه ساله،

بیش از دوازده میلیون عاشق دل باخته، از سرتاسر میهن اسلامی و جهان، در این پایگاه

معنوی، گرد می‏آیند، نماز تحیت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل‏الله تعالی فرجه

الشریف، را در این مکان مقدس به جای می‏آورند، با امام غایب از ابصار و حاضر در

امصار و ناظر بر کردار، راز دل می‏گویند، استغاثه می‏کنند، ندای «یابن الحسن! » سر

می‏دهند، از مشکلات مادی و معنوی خود سخن می‏گویند، با دلی خون بار، از طولانی شدن

دوران غیبت، شکوه‏ها می‏کنند

.

آنان که از شناخت عمیق‏تری برخوردارند، به هنگام تشرف به این پایگاه ملکوتی،

همه‏ی حوائج‏شخصی خود را فراموش می‏کنند و همه‏ی مشکلات دست و پاگیر زندگی را به

فراموشی می‏سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجی بشر، امام ثانی عشر، حضرت ولی عصر

، روحی و ارواح العالمین فداه، را مسئلت می‏کنند; زیرا، اگر این حاجت‏برآورده شود،

دیگر مشکلی نخواهد ماند، و اگر این حاجت روا نشود، حل دیگر مشکلات، مشکل اساسی را

حل نخواهد کرد

.

مسجد مقدس جمکران، روز هفدهم رمضان 373 هجری به فرمان حضرت بقیة‏الله، ارواحنا

فداه، در کنار روستای جمکران تاسیس شد . تاریخچه‏ی آن – به طوری که در این نوشتار

به تفصیل آمده – به دست‏شیخ صدوق (متوفای 381 هجری) در کتاب« مونس الحزین» بیان

گردیده و کیفیت نماز تحیت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، در

ضمن آن آمده است

.


تاریخچه‏ی مسجد جمکران

آن چه مسلم است، این است که این مسجد، بیش از یکهزار سال پیش به فرمان حضرت بقیة

الله، ارواحنا فداه، در بیداری – نه در خواب – تاسیس گردید و در طول قرون و اعصار،

پناهگاه شیعیان و پایگاه منتظران و تجلی‏گاه حضرت صاحب الزمان علیه السلام بوده است

.

علامه‏ی بزرگوار، میرزا حسین نوری، (متوفای 1320 هجری) در کتاب ارزش‏مند « نجم

ثاقب »- که به فرمان میرزای بزرگ، آن را تالیف کرد و میرزای شیرازی، در تقریظ خود،

از آن ستایش فراوان کرد و نوشت: «برای تصحیح عقیده‏ی خود، به این کتاب مراجعه کنند

تا از لمعان انوار هدایتش، به سر منزل یقین و ایمان برسند»

[3]

)

تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران را به شرح زیر آورده است

:

شیخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، در کتاب« تاریخ قم» از کتاب«

مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین – از تالیفات شیخ صدوق – بنای مسجد جمکران را

به این عبارت نقل کرده است

:

شیخ عفیف صالح حسن بن مثله‏ی جمکرانی می‏گوید

:

شب سه‏شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان 393 هجری،

(

[4]

در سرای خود خفته

بودم که جماعتی به در سرای من آمدند . نصفی از شب گذشته بود . مرا بیدار کردند و

گفتند: «برخیز و امر امام محمد مهدی صاحب الزمان

[5]

، صلوات الله علیه،

را اجابت کن که ترا می‏خواند

.

حسن بن مثله می‏گوید: «من، برخاستم و آماده شدم‏» . چون به در سرای رسیدم،

جماعتی از بزرگان را دیدم . سلام کردم . جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن

جایگاه که اکنون مسجد (جمکران) است، آوردند

 .

چون نیک نگاه کردم، دیدم تختی نهاده و فرشی نیکو بر آن تخت گسترده و بالش‏های

نیکو نهاده و جوانی سی‏ساله، بر روی تخت، بر چهار بالش، تکیه کرده، پیرمردی در

مقابل او نشسته، کتابی در دست گرفته، بر آن جوان می‏خواند

.

بیش از شصت مرد که برخی جامه‏ی سفید و برخی جامه‏ی سبز بر تن داشتند، بر گرد او

روی زمین نماز می‏خواندند

.

آن پیرمرد که حضرت خضر علیه السلام بود، مرا نشاند و حضرت امام علیه السلام مرا

به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم
[6]

بگو: «تو، چند سال

است که این زمین را عمارت می‏کنی و ما خراب می‏کنیم . پنج‏سال زراعت کردی و امسال

دیگرباره شروع کردی، عمارت می‏کنی . رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی،

باید هر چه از این زمین منفعت‏برده‏ای، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند

».

به حسن بن مسلم بگو: «این جا، زمین شریفی است و حق‏تعالی این زمین را از

زمین‏های دیگر برگزیده و شریف کرده است، تو آن را گرفته به زمین خود ملحق کرده‏ای

!
خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبه نشده‏ای! اگر از این کار بر حذر

نشوی، نقمت‏خداوند، از ناحیه‏ای که گمان نمی‏بری بر تو فرو می‏ریزد

»

.

حسن بن مثله عرض کرد: «سید و مولای من! مرا در این باره، نشانی لازم است; زیرا،

مردم، سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی‏پذیرند».

امام علیه السلام فرمود: «تو برو رسالت‏خود را انجام بده . ما، در این جا،

علامتی می‏گذاریم که گواه گفتار تو باشد . برو به نزد سید ابوالحسن، و بگو تا

برخیزد و بیاید و آن مرد را بیاورد و منفعت چند ساله را از او بگیرد و به دیگران

دهد تا بنای مسجد بنهند، و باقی وجوه را از رهق

[7]

به ناحیه‏ی اردهال

که ملک ما است، بیاورد، و مسجد را تمام کند، و نصف رهق را بر این مسجد وقف کردیم که

هر ساله وجوه آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد کنند

.

مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا

بگذارند: دو رکعت تحیت مسجد، در هر رکعتی، یک بار «سوره‏ی حمد» و هفت‏بار سوره‏ی

«

قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ

» بخوانند  و تسبیح رکوع و سجود را، هفت‏بار بگویند

.

و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر این نسق که در [ هنگام خواندن سوره‏ی

]
حمد چون به «

إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعینُ

‏» برسند، آن را صد بار بگویند، و بعد از آن ،

فاتحه را تا آخر بخوانند . رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند . تسبیح رکوع و

سجود را نیز هفت‏بار بگویند . هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (یعنی، لا اله الا

الله)

[8]

بگویند و تسبیح فاطمه‏ی زهرا علیها السلام را بگویند . آن گاه

سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آلش، صلوات الله علیهم، بفرستند

.

و این نقل، از لفظ مبارک امام علیه السلام است که فرمود

:

 « فمن صلاهما، فکانما صلی فی البیت العتیق

؛

»

هر کس، این دو رکعت [ یا این دو نماز ] را بخواند، گویی در خانه‏ی کعبه آن را

خوانده است

. .

حسن بن مثله می‏گوید: «در دل خود گفتم که تو این جا را یک زمین عادی خیال

می‏کنی، این جا مسجد حضرت صاحب الزمان علیه السلام است

.


پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو

!

چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کردند و فرمودند: «در گله‏ی جعفر

کاشانی – چوپان – بزی است، باید آن بز را بخری . اگر مردم پولش را دادند، با پول

آنان خریداری

کن، وگرنه پولش را خودت پرداخت کن . فردا شب آن بز را بیاور و در

این موضع ذبح کن . آن گاه روز چهارشنبه
[9]
هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت

آن بز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب‏العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را

شفا دهد

آن بز، ابلق است . موهای بسیار دارد . هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه‏ی

یک درهم، در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است

.

آن گاه به راه افتادم . یک بار دیگر مرا فرا خواند و فرمود: «هفت روز یا هفتاد

روز در این محل اقامت کن‏

[10]

حسن بن مثله می‏گوید: «

من، به خانه رفتم و همه‏ی شب را در اندیشه بودم تا صبح

طلوع کرد . نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان

نهادم

.

همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم . پس او گفت: «به خدا سوگند که نشان و

علامتی که امام علیه السلام فرموده بود، این جا نهاده است و آن، این که حدود مسجد،

با میخ‏ها و زنجیرها مشخص شده است

» .

آن گاه به نزد سید ابوالحسن الرضا رفتیم . چون به سرای وی رسیدیم، غلامان و

خادمان ایشان گفتند

:

« شما از جمکران هستید؟» . گفتیم: «آری .» . پس گفتند: «از اول بامداد، سید

ابوالحسن در انتظار شما است

.

»

داستان مسجد جمکران برای کودکان

پس وارد شدم و سلام گفتم . جواب نیکو داد و بسیار احترام کرد و مرا در جای نیکو

نشانید . پیش از آن که من سخن بگویم، او سخن آغاز کرد و گفت: «ای حسن بن مثله! من

خوابیده بودم . شخصی در عالم رؤیا به من گفت

:

« شخصی به نام حسن بن مثله، بامدادان، از جمکران پیش تو خواهد آمد . آن چه بگوید،

اعتماد کن و گفتارش را تصدیق کن که سخن او، سخن ما است . هرگز، سخن او را رد نکن

.

» از خواب بیدار شدم و تا این ساعت در انتظار تو بودم

.

حسن بن مثله، داستان را مشروحا برای او نقل کرد . سید ابوالحسن، دستور داد بر

اسب‏ها زین نهادند . سوار شدند . به سوی ده (جمکران) رهسپار گردیدند

.

چون به نزدیک ده رسیدند، جعفر شبان را دیدند که گله‏اش را در کنار راه به چرا

آورده بود . حسن بن مثله، به میان گله رفت . آن بز که از پشت‏سر گله می‏آمد، به

سویش دوید . حسن بن مثله، آن بز را گرفت و خواست پولش را پرداخت کند که جعفر گفت

:

« به خدا سوگند! تا به امروز، من این بز را ندیده بودم و هرگز در گله‏ی من نبود، جز

امروز که در میان گله، آن را دیدم و هر چند خواستم که آن را بگیرم، میسر نشد »

.

پس آن بز را به جایگاه آوردند و در آن جا سر بریدند

.

سید ابوالحسن الرضا به آن محل معهود آمد و حسن بن مسلم را احضار کرد و منافع

زمین را از او گرفت

.

آن گاه وجوه رهق را نیز از اهالی آن جا گرفتند و به ساختمان مسجد پرداختند و سقف

مسجد را با چوب پوشانیدند

.

سید ابوالحسن الرضا ، زنجیرها و میخ‏ها را به قم آورد و در خانه‏ی خود نگهداری

کرد . هر بیمار صعب العلاجی که خود را به این زنجیرها می‏مالید، در حال، شفا

می‏یافت

.

ابوالحسن محمد بن حیدر گفت: «به طور مستفیض شنیدم، پس از آن که سید ابوالحسن

الرضا وفات کرد و در محله‏ی موسویان (خیابان آذر فعلی) مدفون شد، یکی از فرزندانش

بیمار گردید . داخل اطاق شده سر صندوق را برداشت زنجیرها و میخ‏ها را نیافت

»

.


منبع‏شناسی مسجد جمکران

منابع تاسیس مسجد مقدس جمکران به فرمان حضرت صاحب الزمان، ارواحنا فداه، بر اساس

تسلسل زمانی، به شرح زیر است

:

     1-

 
نخستین کسی که این داستان را در کتاب خود آورده، ابوجعفر محمد بن علی بن

بابویه، مشهور به شیخ صدوق (متوفای 381 هجری) است . ایشان، مشروح آن را در کتاب «مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین» درج کرده است

.

با توجه به این که تاسیس این مسجد در عصر شیخ صدوق‏رحمه الله واقع شده، و ایشان

در قم زندگی می‏کرد، طبعا، همه‏ی جزئیات آن را بدون واسطه از حسن بن مثله، و سید

ابوالحسن الرضا و دیگر شاهدان عینی، شنیده و نقل کرده است

.

کتاب مونس الحزین، همانند ده‏ها اثر گران‏بهای دیگر شیخ صدوق، در طول زمان، از

بین رفته و به دست ما نرسیده است

.

2-

حسن بن محمد بن حسن قمی، معاصر شیخ صدوق، صاحب کتاب گران سنگ« تاریخ قم» ، شرح

آن واقعه را از کتاب شیخ صدوق نقل کرده است

.

کتاب تاریخ قم در عصر شیخ صدوق، به سال 378 هجری، در بیست‏باب به رشته‏ی تحریر

در آمده است

.

 3- حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی، به سال 865 هجری آن را به فارسی ترجمه

کرده است .(الذریعه، ج 3، ص 276

) .

4-

متن عربی کتاب، به دست مولی محمد باقر مجلسی، (متوفای 1110 هجری) نرسیده، ولی

ترجمه‏ی فارسی آن به دست ایشان رسیده [ بحار، ج 1، ص 42 ] و احادیث مربوط به قم را

در جلد «السماء و العالم‏» از آن روایت کرده است

[11]

سید نعمت‏الله جزائری، صاحب « انوار نعمانیه» (متوفای 1112 هجری) ترجمه‏ی فارسی

آن را دیده و داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را با خط خود، از آن استنساخ کرده است

(بحار، ج53، ص 254

)

.

 6ـ شاگرد فرزانه‏ی علامه مجلسی، میرزا عبدالله افندی، (متوفای 1130 هجری) نسخه‏ای از ترجمه‏ی فارسی آن را در بیست ‏باب، در قم مشاهده کرده و گزارش آن را در

تالیف گران‏بهای خود آورده و تصریح کرده که این ترجمه، به سال 865 هجری، به دستور

خواجه فخرالدین ابراهیم، انجام یافته است .(ریاض العلماء، ج 1، ص 319

).

سید امیر محمد اشرف ، معاصر و شاگرد علامه مجلسی، صاحب کتاب « فضائل السادات »،

(متوفای 1145 هجری) متن عربی آن را دیده و از آن نقل کرده است .(جنة الماوی، ص 47

).

8 ـ

سید محمد بن محمد بن هاشم رضوی قمی، به سال 1179 هجری، بنا به خواهش محمد

صالح معلم قمی، کتابی در این رابطه تالیف کرده و آن را  «خلاصة البلدان» نام نهاده است

.
این کتاب، احادیث مربوط به شرافت قم و تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران را دربر

دارد .(الذریعه، ج 7، ص 216

).

  9ـ شایسته‏ی تامل است که آقا محمد علی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی، (متوفای

1216
هجری) به متن عربی تاریخ قم دسترسی داشته و در حاشیه‏ی خود بر کتاب« نقد

الرجال» تفرشی، شرح حال «حسن بن مثله‏» و خلاصه‏ی داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را

به نقل از متن عربی آن آورده است .(بحار، ج 53، ص 234

).

10ـ

محقق و متتبع بی‏نظیر، میرزا حسین نوری، متوفای 1320 هجری، پس از جست و جوی

فراوان، به هشت‏باب از ترجمه‏ی تاریخ قم دست‏یافته (جنة الماوی، ص 47 و بحار، ج 53،

ص 234) و مشروح داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را از ترجمه‏ی تاریخ قم، از روی

دست‏خط سید نعمت الله جزائری، در آثار ارزش‏مند خود آورده است

:

جنة الماوی، چاپ بیروت، دارالمحجة البیضاء، 1412 هجری، ص 42- 46

.

2ـ همان، به پیوست، بحار الانوار، چاپ بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403 هجری، ج 53، ص 234ـ. 230

.

نجم ثاقب، چاپ تهران، علمیه‏ی اسلامیه، بی‏تا، ص 212- 215

.

کلمه‏ی طیبه، چاپ سنگی، بمبئی، 1303 هجری، ص 337

.

5ـ مستدرک الوسائل، چاپ قم، مؤسسه‏ی آل‏البیت علیهم السلام، 1407 هجری، ج 3، ص

432

و447

.

11ـ شیخ محمد علی کچویی قمی (متوفای 1335 هجری) مشروح آن را از کتاب‏های خلاصة

البلدان، نجم ثاقب، کلمه‏ی طیبه، در کتاب ارزش‏مند انوار المشعشعین، چاپ قم،

کتابخانه آیة‏الله مرعشی، 1423 هجری، ج اول، ص 441- 449 (چاپ سنگی 1327 هجری، جلد

اول، ص 184- 189)، نقل کرده است

.

12ـ حاج شیخ علی یزدی حائری (متوفای 1333 هجری) مشروح آن را در کتاب « الزام

الناصب » ، چاپ بیروت، مؤسسه‏ی اعلمی، 1397 هجری، جلد دوم، ص 58- 62، به نقل از محدث

نوری، از ترجمه‏ی تاریخ قم آورده است

.

13ـ همه‏ی کسانی که بعد از محدث نوری درباره‏ی تاریخ قم کتاب نوشته‏اند، مشروح

داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران را از ایشان نقل کرده‏اند . شیخ محمد حسن ناصر

الشریعه، متوفای 1380 هجری، در تاریخ قم، چاپ قم، مؤسسه‏ی مطبوعاتی دارالعلم، 1342

شمسی، ص 147- 156، یکی از آن افراد است

.

14ـ همه‏ی علمای معاصر که در این رابطه کتاب نوشته‏اند، همانند علامه‏ی معاصر

آیة‏الله حاج شیخ محمد غروی، در کتاب گران سنگ« المختار من کلمات الامام المهدی علیه

السلام» ، چاپ قم، 1414 هجری، جلد یکم، ص 440- 448، نیز به این واقعه اشاره کرده است

.

15ـ در این اواخر، در کتاب‏های مستقل و مستندی – مانند موارد زیر – به شرح و بسط

داستان تاسیس مسجد مقدس جمکران پرداخته شده است

:

تاریخ بنای مسجد جمکران؛

2ـ تاریخ مسجد مقدس جمکران؛

3ـ تاریخچه‏ی بنای مسجد جمکران؛

4ـ توجه امام زمان به مسجد جمکران

؛

5ـ توشه‏ی مسجد جمکران

؛

6ـ در بارگاه منتظر

؛

در حریم جمکران

؛

8ـ سیمای مسجد جمکران

؛

9ـ فیض حضور برای گمشدگان

؛

10ـ مباحثی چند درباره‏ی مسجد جمکران

؛

11ـ مسجد مقدس جمکران

؛

12ـ

مسجد جمکران المقدس

؛

13ـ مسجد صاحب الزمان

؛

14ـ معجزه‏ی مسجد جمکران

؛

برای کسب معلومات وسیع‏تر در مورد آثار یاد شده، به کتابنامه‏ی حضرت مهدی علیه

السلام تحت عناوین فوق، مراجعه فرمایید .

نظر مرحوم آیة‏الله حائری در باره‏ی مسجد جمکران

در آخرین فراز از بخش مسجد مقدس جمکران، متذکر می‏شویم که اگر بخواهیم نظر مراجع

گذشته و معاصر را در مورد مسجد مقدس جمکران یاد آور شویم، به تالیف کتاب مستقلی در

این رابطه ناگزیر خواهیم بود . لذا این موضوع را به فرصت دیگری موکول می‏کنیم . این

بخش را با بیان نظر مرحوم آیة‏الله حاج شیخ مرتضی حائری (متوفای 24 جمادی الثانیه

1406

هجری) که همگان با مقام رفیع علمی و تقوایی ایشان، آشنا هستند، حسن ختام

می‏بخشیم

.

مرحوم آیة الله حائری، کتاب ارزش‏مندی دارند که این نویسنده، آن کتاب را از محضر

معظم له امانت گرفتم و با اجازه‏ی ایشان زیراکس کردم

.

هنگامی که دست نویس‏های ایشان را به محضر مقدس ایشان بردم، از خدمت‏شان پرسیدم: «آیا برای نقل مطالب این کتاب، مجاز هستم؟» . ایشان، ضمن این که اجازه دادند،

فرمودند: «من، در این کتاب ، فقط مطالبی را آوردم که بر صحت آن‏ها اعتقاد دارم و

می‏توانم بر صحت آن‏ها قسم حضرت عباس بخورم

»

.

مرحوم آیة‏الله حائری، در این کتاب می‏فرمایند

:

مسجد جمکران، یکی از آیات باهرات آن حضرت است . توضیح این مطلب، در ضمن چند جهت


که شاید خیلی‏ها از آن غافل باشند – مذکور می‏شود

:

1ـ داستان مسجد جمکران که در بیداری واقع شده، در کتاب تاریخ قم که کتاب معتبری

است، از صدوق، علیه الرحمه، نقل شده است

.

مرحوم آقای بروجردی که مرد دقیق و ملایی بود، می‏فرمود: «این داستان، در زمان

صدوق، علیه الرحمه، واقع شده و این که او نقل کرده است، دلالت‏بر کمال صحت آن دارد

.

2ـ داستان، مشتمل بر جریانی است که مربوط به یک نفر نیست، برای این که صبح که

مردم بیدار می‏شوند، می‏بینند با زنجیر، علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند

.
و این زنجیر، مدتی در منزل سید محترمی، ظاهرا به نام سید ابوالحسن الرضا، بوده است

و مردم به آن استشفاء می‏کرده‏اند و بعدا، بدون هیچ جهت طبیعی، مفقود می‏شود

.

3ـ جای دور از شهر و در وسط بیابان، جایی نیست که مورد جعل یک فرد جمکرانی بشود،

آن هم دست تنها، در یک شب ماه رمضان

.

4ـ نوعا، مردم عادی، به واسطه‏ی خواب، یک امامزاده را معین می‏کنند و مسجد، از

تصور مردم عادی، دور است

.

اگر پیدایش این مسجد روی احساسات مذهبی و علاقه‏ی مفرط به حضرت صاحب الامر

علیه السلام بود، می‏بایست‏سراسر، توسل به آن بزرگوار باشد، چنان که در این عصر،

مردم، بیش‏تر، زیارت حضرت‏اش را در آن مسجد می‏خوانند و متوسل به آن حضرت می‏شوند،

در صورتی که در این دستور معنوی، اصلا، اسمی از آن حضرت نیست، حتی تا به حال هم

بیش‏تر معروف به مسجد جمکران است، نه مسجد صاحب الزمان

.

6ـ متن دستور، موافق با ادله‏ی دیگر است؛ برای این که هم نماز تحیت مسجد وارد

شده است و هم نماز امام زمان علیه السلام با صد بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین‏» و

هم تهلیل و تسبیح فاطمه‏ی زهرا، سلام‏الله علیها

.

7ـ این دو داستان که نقل شد، مشهود و یا مثل مشهود خودم بود

[12]

و

داستان‏های دیگری هست که فعلا تمام خصوصیات آن را در نظر ندارم . بعدا، ان شاءالله،

تحقیق کرده، در این دفتر، باذنه تعالی، ذکر می‏کنم

.

8ـ در آن موقع که زمین، این قدر بی‏ارزش بوده است، فقط یک مساحت کوچکی را مورد

این دستور قرار داده‏اند، که ظاهرا حدود سه چشمه از مسجد فعلی است که در زمان ما

خیلی بزرگ شده است: ظاهرا، آن چشمه‏ای که در آن، محراب هست، و دو چشمه‏ی طرفین باشد

.

نگارنده که خالی از وسوسه نیستم و خیلی به نقلیات مردم خوش‏بین نیستم، از این

عبارات، به صحت این مسجد مبارک قطع دارم . والحمدلله علی ذالک و علی غیره من النعم

التی لاتحصی

[13]

.
پیشگویی امیر مؤمنان علیه السلام از مسجد جمکران

مطابق نقل خلاصة البلدان از کتاب مونس الحزین شیخ صدوق، امیر مؤمنان علیه السلام

از مسجد مقدس جمکران سخن گفته است

.

محمد بن محمد بن هاشم حسینی رضوی قمی، به تقاضای مولی محمد صالح قمی، به سال1176هجری، در باره‏ی فضیلت‏شهر قم و تاریخچه‏ی تاسیس مسجد مقدس جمکران، کتاب

ارزش‏مندی تالیف و آن را« خلاصة البلدان» نام نهاده است

.

شیخ آقا بزرگ تهرانی، این کتاب را مشاهده کرده و گزارش آن را در« الذریعه» آورده

است
[14]

 

مرحوم کاتوزیان، این کتاب را در اختیار داشته، فرازهایی از این کتاب را در کتاب «انوار المشعشعین »آورده است

.

وی، در این رابطه، حدیثی از امیر مؤمنان علیه السلام آورده، که فرازهایی از آن

را در این جا می‏آوریم و علاقه‏مندان به تفصیل بیش‏تر را به کتاب انوار المشعشعین

رهنمون می‏شویم . او می‏گوید

:

در کتاب خلاصة البدان از کتاب مونس الحزین – از تصنیفات شیخ صدوق – با سند صحیح

و معتبر، از امیر مؤمنان علیه السلام روایت کرده که خطاب به حذیفه فرمود: «ای پسر

یمانی! در اول ظهور، خروج نماید قائم آل محمد علیه السلام از شهری که آن را قم

گویند

)[15]

و مردم را دعوت به حق می‏کند، همه‏ی خلائق از شرق و غرب، به

آن شهر روی آورند و اسلام، تازه شود

ای پسر یمانی! این زمین، مقدس است، از همه‏ی لوث‏ها، پاک است

عمارت آن، هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد . رایت وی بر این کوه سفید بزنند، به نزد

دهی کهن، که در جنب مسجد است، و قصری کهن – که قصر مجوس است – و آن را «جمکران‏»

خوانند . از زیر یک مناره‏ی آن مسجد بیرون آید، نزدیک آن جا که آتش‏خانه‏ی گبران

بوده

… [16]

از این حدیث‏شریف، استفاده می‏شود به طوری که مسجد سهله در دوران ظهور حضرت

بقیة‏الله، ارواحنا فداه، پایگاه آن حضرت خواهد بود، مسجد مقدس جمکران نیز در عصر

ظهور، جایگاه خاصی دارد و پایگاه دیگری برای آن حضرت است

.

مرحوم کاتوزیان، پس از نقل متن کامل حدیث، به شرح و تفسیر آن پرداخته، در باره‏ی

کوه سفید و قصر مجوس و دیگر تعبیرهایی که در حدیث‏شریف آمده و ما به جهت اختصار

نیاوردیم، به تفصیل، سخن گفته است

[17]

خوانندگان گرامی، توجه دارند که احادیث ملاحم، چندان نیازی به تحقیق در سند

ندارند; زیرا، جز معصومان علیهم السلام که با سرچشمه‏ی وحی مربوط بودند، شخص دیگری

نمی‏توانست‏خبری بگوید که صدها سال بعد تحقق پیدا کند

.

روزی که امیرمؤمنان علیه السلام به حذیفه از مسجد جمکران خبر می‏داد، در سرزمین

حجاز و عراق، کمتر کسی نام قم را شنیده بود، لذا می‏بینیم که در احادیث فراوانی،

به هنگام بحث از قم، به «در نزدیکی ری‏» تعبیر شده تا به این وسیله، موقعیت

جغرافیایی شهر قم، برای اصحاب ائمه علیهم السلام روشن گردد

.

از این رهگذر، احتمال نمی‏رود که احدی از مردم حجاز، نام جمکران را به عنوان یکی

از دهات قم شنیده باشد

.

نکات ریزی که در مورد قصر مجوس و آتش‏خانه‏ی گبران آمده، مطلبی نبود که در حجاز

و عراق، کسی از آن آگاه باشد

.

به هنگام صدور این حدیث از مولای متقیان علیه السلام، کسی نمی‏توانست پیش‏بینی

کند که در کنار ده جمکران، در آینده، مسجدی ساخته خواهد شد و با حضرت بقیة‏الله

(عج) – که آن روز متولد نشده بود – ارتباط خواهد داشت

.

هنگامی که شیخ صدوق، این حدیث را در کتاب مونس الحزین درج می‏کرد، بدون تردید،

این مسجد، مناره نداشت

.

هنگامی که صاحب خلاصة البلدان، در قرن دوازدهم، این حدیث را از مونس الحزین نقل

می‏کرد، باز هم مسجد مقدس جمکران، مناره‏ای نداشت; زیرا، برای نخستین بار، در سال

1318

هجری، یک مناره در زاویه‏ی جنوب شرقی مسجد ساخته شد

[18]

هنگامی که مرحوم کاتوزیان، این حدیث را در کتاب انوار المشعشعین می‏نوشت، مسجد

جمکران، فقط یک مناره داشت و تا چند سال پیش نیز به همین منوال بود، ولی در این

حدیث آمده است که «از زیر یک مناره‏ی آن، مسجد، بیرون آید»

.[19]

این تعبیر، صریح است در این که به هنگام ظهور حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه،

مسجد مقدس جمکران، بیش از یک مناره خواهد داشت، در حالی که به هنگام چاپ کتاب (1327

هجری) مسجد، فقط یک مناره داشت

.

معجزات حضرت بقیة الله علیه السلام در مسجد مقدس جمکران

کرامات و معجزات و عنایاتی که از ائمه‏ی اطهار علیهم السلام صادر گشته و از سوی

راویان مورد اعتماد روایت‏شده، و در کتاب‏های مورد استناد ثبت گردیده، منحصر به صدر

اسلام و قرون اولیه‏ی اسلام نیست ، بلکه هر روز در گوشه و کنار جهان ، بویژه در حرم

ائمه‏ی هدی علیهم السلام معجزات و کرامات تازه‏ای تحقق می‏یابد که دلیل حقانیت

پیشوایان شیعه ، و مایه‏ی دل گرمی شیعیان است

.

هر یک از شما، یک یا چند معجزه در حرم مطهر ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا

علیه السلام دیده و یا شنیده‏اید

.

اکنون که دوران فرمانروایی حضرت بقیة الله، ارواحنا فداه، است، همه روزه ، ده‏ها

نفر در اقطار و اکناف جهان، با توسل به ذیل عنایت آن حضرت علیه السلام ، از امراض

صعب‏العلاج و دیگر گرفتاری‏های خانمان ‏سوز، به طور معجزآسا ، رهایی می‏یابند و برای

همیشه ، خود را رهین عنایت آن حضرت می‏دانند

.

در این جا، یکی از این کرامت‏ها را که در شب دوازدهم جمادی‏الاولی 1414 هجری، در

مسجد مقدس جمکران، برای یک کودک سیزده ساله‏ی زاهدانی روی داد ، برای نورانیت قلب

خوانندگان گرامی می‏آوریم

.

این کودک، سعید چندانی، دانش‏آموز کلاس پنجم ابتدایی است که در دبستان محمد علی

فائق، در زاهدان ، مشغول تحصیل است

.

سعید، در یک خانواده‏ی مذهبی، در زاهدان متولد شده و بر شیوه‏ی عقاید اهل تسنن

تربیت‏یافته است

.

مادر سعید، اگر چه از لحاظ نسب، به خاندان عصمت و طهارت منسوب است، ولی او نیز

سنی حنفی است

.

سعید ، یک سال و هشت ماه پیش از تاریخ یاد شده، در یک تعمیرگاه ماشین، پایش

می‏لغزد و به چاهی که روغن و فاضلاب تعمیرگاه در آن می‏ریخته می‏افتد، و جراحت‏های

مختلفی بر بدنش وارد می‏شود . این جراحت‏ها، بهبود می‏یابد، ولی غده‏ای در

ناحیه‏ی شکم پدید می‏آید . نخست، خیال می‏کنند که فتق است، ولی با گذشت چند ماه،

پزشکان معالج، اظهار می‏کنند که غده‏ی سرطانی است و باید او را برای معالجه به

تهران ببرند

.

او را به تهران می‏آورند و در «بیمارستان هزار تختخوابی‏» بستری می‏کنند . پس از

نمونه‏برداری و احراز غده‏ی بدخیم سرطانی، او را به «بیمارستان الوند» منتقل

می‏کنند و غده‏ای به وزن یک کیلو و نیم از شکم او بیرون می‏آورند، ولی در مدت

کوتاهی، جای غده ، پر می‏شود . پزشکان ، اظهار می‏کنند که با این رشد سریع غده ، دیگر

کاری از ما ساخته نیست

.

مادر سعید ، شبی در خواب می‏بیند که به او می‏گویند: «سعید را به مسجد جمکران

ببرید

»

.

طبعا، یک زن سنی، نمی‏داند که مسجد جمکران کجا است ، ولی هنگامی که خوابش را

برای دیگران نقل می‏کند ، او را به مسجد جمکران قم راهنمایی می‏کنند

.

وی ، سعید را با دیگر فرزندش، محمد نعیم، به قم می‏آورد و بلافاصله به مسجد مقدس

جمکران مشرف می‏شوند

.

سعید ، روز سه‏شنبه یازدهم جمادی الاولی 1414 هجری ساعت ‏یک و نیم بعدازظهر، وارد

مسجد جمکران می‏شود . خدام مسجد ، وضع او را که به این منوال می‏بینند، او را در

اتاق شماره‏ی هشت زایرسرای مسجد ، اسکان می‏دهند

.

مادر سعید ، اعمال مسجد را فرا می‏گیرد، با پسرش، محمد نعیم، اعمال مسجد را انجام

می‏دهد ، آن گاه عریضه‏ای تهیه می‏کند و آن را در چاه می‏اندازد ، و با دلی سرشار از

امید ، به ذیل عنایت‏حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه ، متوسل می‏شود

.

شب، فرا می‏رسد و عاشقان حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، طبق رسم سنواتی که

شب‏های چهارشنبه، از راه‏های دور و نزدیک، به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شوند، دسته

دسته می‏آیند، در مسجد ، به عبادت و نیایش می‏پردازند

.

مشاهده‏ی این شور و هیجان مردم، در دل مادر سعید ، طوفانی ایجاد می‏کند . او نیز

همراه ده‏ها هزار زایر به عبادت و دعا و تضرع می‏پردازد و شفای فرزندش را از حضرت

بقیة‏الله، ارواحنا فداه ، با اصرار و الحاح مسئلت می‏کند

.

هنگامی که به اتاق مسکونیش در زایر سرای مسجد می‏آید ، دو نفر از خادمان با

اخلاص، به اطاق او می‏آیند و در آنجا عزاداری می‏کنند و برای شفای سعید ، به طور

دسته جمعی، دست‏به دعا برمی‏دارند

.


سعید می‏گوید

:

درست ، ساعت ‏سه‏ بعد از نیمه شب بود که در عالم رؤیا دیدم نوری از پشت دیوار

ساطع شد و به طرف من به راه افتاد

.

او، یک انسان بود، ولی من، از او، فقط نور خیره کننده‏ای می‏دیدم که آهسته آهسته

به من نزدیک می‏شد

.

من، ابتدا، مضطرب شدم، ولی سعی کردم که بر خودم مسلط شوم . هنگامی که نور به من

رسید، به ناحیه‏ی سینه و شکم من اصابت کرد و برگشت

.

من، از خواب بیدار شدم و چیزی متوجه نشدم و باز هم خوابیدم . صبح که از خواب

برخاستم، سعی کردم که خودم را به عصایم نزدیک کنم و عصا را بردارم، ناگاه متوجه شدم

که بدنم سبک شده و آن حالت درد شدید، به کلی، از من رفع شده است

.

در آن وقت، متوجه شدم که شفا یافته‏ام و آن نور، وجود مقدس حضرت صاحب الزمان

علیه السلام بوده است

»

.

این معجزه‏ی باهر و کرامت ظاهر، در شب چهارشنبه دوازدهم جمادی الاولی 1414 هجری

برابر با پنجم آبان 1372 خورشیدی رخ داد

.

سعید ، با مادر و برادر خود، سه شب ، در زائرسرای مسجد اقامت کردند . شب سوم که شب

جمعه بود، عنایت دیگری شد که این بار، در بیداری انجام پذیرفت . اینک، متن آن واقعه

را از زبان سعید بشنوید

:

شب جمعه، در اتاق شماره‏ی هشت نشسته بودم و مادرم مشغول تلاوت قرآن بود . احساس

کردم که شخصی در کنار من نشست و برای من، رهنمودها و دستورالعمل‏هایی را بیان فرمود

.

چون سخنانش تمام شد، برگشتم و کسی را ندیدم . از مادرم پرسیدم که: «مادر! با

من بودی؟» . گفت: «من، قرآن می‏خواندم، با تو نیستم .» . پرسیدم: «پس این کی بود که

با من سخن می‏گفت؟» . مادرم گفت: «کسی در این جا نیست

» .

در آن موقع، پتو را بر سرم کشیدم و هر چه به مغزم فشار آوردم که مطالب آن شخص را

به خاطر بیاورم، چیزی به یادم نیامد

.

روز جمعه، سعید و مادرش، به تهران باز می‏گردند و به بیمارستان الوند مراجعه

می‏کنند . پس از عکس‏برداری، معلوم می‏شود که سعید، صحیح و سالم است و از غده‏ی

بدخیم سرطانی، هیچ خبری نیست

.

بدین گونه، این کودک سعادت‏مند – که به حق، «سعید» نامگذاری شده – از معجزات

باهر حضرت ولی عصر، ارواحنا فداه، بهبودی کامل خود را در می‏یابد

.

دو هفته بعد (شب چهارشنبه بیست و پنجم جمادی الاولی برابر با 19/8/72) سعید ، با

مادرش و برادرش محمد نعیم، به جمکران آمده بود تا پیشانی ادب بر آستان مسجد حضرت

صاحب الزمان علیه السلام بساید و از محضر مولا و مقتدایش تشکر کند . خوش‏بختانه،

حقیر هم در مسجد بودم و از داستان شفا یافتن او آگاه بودم . با او به دفتر مسجد

رفتم و در حضور ده‏ها نفر از دوستان ، مطالب بالا را از زبان سعید بدون واسطه شنیدم

.

مادرش، از خوش‏حالی، در پوست‏خود نمی‏گنجید و بر حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه،

پیوسته درود می‏فرستاد و سخنانی می‏گفت که از یک فرد سنی مذهب بسیار جالب بود

.
مثلا می‏گفت: «من نمی‏دانم الآن امام زمان علیه السلام کجا است: آیا در دریاها ،

کشتی‏ها را نجات می‏دهد و یا در آسمان‏ها، هواپیماها را نجات می‏دهد؟

»

.

سعید، در این سفر، با کوله‏باری از پرونده‏های پزشکی و عکس‏ها و آزمایش‏ها آمده

بود، که آنان را به مشتاقان ارائه دهد . از اسناد پزشکی او، مسئولان مسجد، فیلم

برداری کردند . از خود سعید و مادرش نیز فیلم‏برداری شد، و سخنانشان ضبط گردید

.
بی‏گمان ، خانواده‏ی «چندانی‏» در میان خانواده‏های معتقد اهل سنت، مبلغ صمیمی و

بی‏قرار حضرت بقیة‏الله، عجل الله تعالی فرجه الشریف ، خواهند بود

.


جمکران، میعادگاه عاشقان

در طول سال، شب‏های چهارشنبه، مسجد مقدس جمکران ، پذیرای قریب یکصد هزار عاشق دل

باخته است که از شهرهای دور و نزدیک، به شهر مقدس قم روی می‏آورند و در حرم مطهر

حضرت معصومه علیها السلام پیشانی ادب بر آستان می‏سایند و آن گاه راهی مسجد مقدس

جمکران می‏شوند و با امام رؤف ، به راز و نیاز می‏پردازند

.

از چهره‏های برجسته‏ای که ارادت خاصی به مسجد مقدس جمکران داشتند و خوانندگان

گرامی با شخصیت علمی و تقوایی آنان آشنایی دارند ، آیات عظام حاج شیخ عبدالکریم

حائری ، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ، حاج سید محمد تقی خوانساری ، حاج سید محمد

حجت کوهکمری ، حاج آقا حسین بروجردی ، حاج سید حسین قاضی، حاج شیخ محمد تقی بافقی،

حاج آقا مرتضی حائری را می‏توان نام برد

.

برای مرحوم آیة‏الله حائری، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد، مرحوم آیة‏الله بافقی را

به مسجد جمکران می‏فرستاد و رفع مشکل می‏شد

.

هر وقت ‏شهریه‏ حوزه تامین نمی‏شد ، مرحوم آیة‏الله حجت ، به مسجد مقدس جمکران

مشرف می‏شد و همان روز، شهریه تامین می‏گردید

.

برای مرحوم آیة‏الله بروجردی، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد، گوسفندی می‏فرستاد تا در

کنار مسجد جمکران قربانی کنند

.

برای مرحوم آیة‏الله گلپایگانی ، هر وقت مشکلی پیش می‏آمد ، عریضه‏ای می‏نوشت و با

گروهی از اصحاب و فرزندان خود ، به مسجد مقدس جمکران مشرف می‏شد و توسل می‏کرد و رفع

مشکل می‏شد

.

مرحوم آیة‏الله مرعشی، چهل شب چهارشنبه، در مسجد جمکران بیتوته کرد

.

آیة‏الله صافی، در مورد پدر بزرگوارشان، مرحوم آیة‏الله حاج ملا جواد صافی

گلپایگانی، نقل فرمودند که ملتزم بود حتی الامکان ، پیاده به مسجد جمکران مشرف شود

.

آیة‏الله حاج سید محمد تقی خوانساری نیز غالبا ، پیاده مشرف می‏شدند

.


ختم زیارت عاشورا در مسجد جمکران

در عصر زعامت مرحوم آیة الله حاج سید محمد حجت ، قحطی و گرانی سختی پدید آمد ، به

طوری که نان سنگک دانه‏ای یک تومان رسید ، در حالی که شهریه‏ طلاب در ماه ، فقط ده

تومان بود

.

مرحوم آیة‏الله حجت ، چهل تن از طلاب مهذب و متدین را دستور داد که به مسجد مقدس

جمکران مشرف شوند و در پشت‏بام مسجد ، به صورت دسته جمعی ، زیارت عاشورا را با صد

سلام و لعن و دعای صفوان بخوانند و به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و حضرت

ابوالفضل علیه السلام و حضرت علی اصغر علیه السلام متوسل شوند و رفع گرانی و نزول

باران را از خداوند متعال بخواهند

.

چهل تن طلبه مهذب و متدین ، طبق فرمان مرجعیت اعلای تشیع، به میعادگاه عاشقان

شرفیاب شدند . بعد از ادای نماز تحیت و نماز حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه، و توسل

به ذیل عنایت فرمانروای جهان هستی، به پشت‏بام مسجد رفتند، ختم زیارت عاشورا را ،

طبق دستور آن مرجع وارسته ، انجام دادند و حوائج‏خود را با شفیع قرار دادن سه تن

باب‏الحوائج ، به درگاه حضرت احدیت ، عرضه داشتند و مسجد را به قصد قم ترک کردند

.

راه قدیمی مسجد جمکران ، از طرف روستای جمکران بود . گروه چهل نفری طلاب، هنوز به

ده جمکران نرسیده بودند که درهای رحمت گشوده شد و باران رحمت ، سیل‏آسا فرو ریخت و

طلاب، ناچار شدند که لباس‏های خود را درآورند ، حتی کفش‏های خود را به دست گرفتند ،

از میان سیلاب‏ها عبور کردند

.

این حادثه‏ی تاریخی را نخستین بار، از دانشمند معظم حجة‏الاسلام والمسلمین استاد

محمد امین رضوی صاحب کتاب ارزش‏مند تجسم اعمال – که خود جزء چهل تن بود – شنیدم

.

بسیاری از آن چهل تن، به رحمت ایزدی پیوسته‏اند ، ولی الحمدلله ، برخی از آنان در

قید حیات هستند که خوانندگان گرامی، می‏توانند از آنان تحقیق کنند

.

اخیرا ، این داستان از زبان حضرت آیة‏الله حاج سید مهدی اخوان مرعشی و

حجة‏الاسلام والمسلمین آقای گل محمدی ابهری ، منتشر شده است

[20]

بسیار مناسب است که مراجع بزرگوار عصر ما نیز در مشکلات مادی و معنوی ، مردم را

به مسجد مقدس جمکران و ختم زیارت عاشورا به صورت دسته جمعی در آن میعادگاه عاشقان ،

فرا خوانند

.


خصوصیت‏شب چهارشنبه

مکررا ، با این سؤال مواجه شده‏ایم که «آیا شب چهارشنبه، خصوصیتی دارد ؟ »

در پاسخ، باید عرض کنیم که شب چهارشنبه ، خصوصیت دارد . لذا می‏بینیم که حضرت

بقیة‏الله ، ارواحنا فداه ، در همان فرمانی که برای تاسیس مسجد جمکران صادر کردند ،

فرمودند: «فردا شب که شب چهارشنبه است، آن بز را به همین جایگاه بیاور و ذبح کن و

روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است ، گوشت آن را به بیماران صعب‏العلاج انفاق کن

که خداوند ، همه‏شان را شفا عنایت می‏کند

»

[21]


دعای عظم البلاء

در این جا یاد آوری این نکته لازم است که در مسجد مقدس جمکران، از دعاهای مربوط

به حضرت بقیة‏الله ، ارواحنا فداه ، مانند «دعای ندبه‏» ، «دعای سلام الله الکامل » ، « زیارت آل یاسین‏» ، «دعای عهد» ، . . . بویژه از دعای «اللهم عظم البلاء . . .» که

بعد از نماز حضرت صاحب الزمان علیه السلام به آن امر شده است ، غفلت نشود.
[22]

[1]

 1ـ

 
مکیال المکارم، ج 2، ص 314

.

[2]

 صاحب مکیال ، کیفیت تعظیم و تکریم آن اماکن را در کتاب مکیال المکارم، ج 2 330ـ327شرح داده است

[3]

 3ـ

 
این تقریظ، در آغاز نجم ثاقب چاپ شده است . دست‏خط میرزای بزرگ، در

کتابخانه‏ی آستان قدس، در یکی از نسخ خطی کتاب، به شماره‏ی 9361 موجود است

[4]

 4ـ

 
میرزای نوری، استظهار کرده‏اند که رقم «393 هجری‏» تصحیف شده و صحیح آن «373

هجری‏» است .(جنة الماوی، ص 47; نجم ثاقب، ص 215; مستدرک: ج 3، ص 447

)

[5]

 
 
هرچند راوی این خبر شیخ صدوق ، معتقد است که در زمان غیبت ، نباید نام اصلی

حضرت بقیة الله تلفظ شود ، ولی در این جا، برای رعایت امانت در نقل ، به طور صریح

آورده است

[6]

ـ به جای «حسن بن مسلم‏» ، در نجم ثاقب و جنة الماوی، «حسن مسلم‏» آمده ، ولی در

مستدرک ج 3، ص 432 ، «حسن بن مسلم‏» تعبیر شده است . البته، نتیجه، مساوی است، و

حذف واژه‏ی «بن‏» در نام‏ها، شایع است

[7]

  رهق، نام روستایی است در ده فرسخی قم در مسیر کاشان ، که تا زمان ما ، آباد است .

{

 
مستدرک ج 3، ص 432

}.

[8]

 مرحوم نوری ، معتقد است که باید: «لااله‏الاالله وحده وحده‏» گفته شود

{

بحار، ج 53، ص 231}.

[9]

 کلمه‏ی «چهارشنبه‏» در نجم ثاقب افتاده، ولی در جنة الماوی و انوار المشعشعین

آمده است . و اگر در متن هم نیامده بود ، از بررسی متن استفاده می‏شد; زیرا ، به طوری

که در متن داستان تصریح شده ، دیدار، در شب سه‏شنبه، شب هفدهم رمضان بوده است، پس شب

هجدهم، شب چهارشنبه، و روز هجدهم روز چهارشنبه خواهد بود

.

[10]

 ما، این تعبیر را از جنة الماوی نقل کردیم، ولی در نجم ثاقب چنین آمده است :

« هفتاد روز یا هفت روز، ما این جاییم‏» (نجم ثاقب، ص 214

) .

با توجه به این که این ملاقات در شب هفدهم رمضان بود ، اگر آن را بر هفت‏حمل کنی،

بر شب بیست و سوم رمضان منطبق می‏شود که شب قدر است ، و اگر بر هفتاد روز حمل کنی بر

بیست و پنجم ذوالقعده منطبق می‏شود که آن نیز روز مبارکی است

[11]

 .(بحار، ج 60، ص 208-221

).

[12]

ـ اشاره به دو داستان از عنایات حضرت بقیة‏الله، ارواحنا فداه ، در مسجد مقدس

جمکران است ، که مرحوم آیة‏الله حائری آن‏ها را در کتاب خود آورده است

.

[13]

کریمه‏ی اهل‏بیت، ص 484 ; سردلبران ، ص 248- 250

[14]

الذریعة، ج 7 ، ص 216

.

[15]

تردیدی نیست که قیام نخستین حضرت بقیة‏الله ، ارواحنا فداه ، از مکه معظمه و

کنار خانه‏ خدا است . این حدیث و احادیث مشابه ، به حرکت‏های بعدی آن کعبه‏ مقصود،

نظر دارد

[16]

انوار المشعشعین ، ج 1، ص 453

[17]

انوار المشعشعین، ج 1، ص 454- 458

[18]

گنجینه‏ آثار قم، ج 2، ص 672

[19]

انوار المشعشعین ، ج 1، ص 454

[20]

مسجد مقدس جمکران، ص40 ; زیارت عاشورا و آثار شگفت ، ص 55

[21]

جنة‏الماوی ، ص 45 ; بحار، ص53 ، ص 232

.

[22]

  
جمال الاسبوع ، ص 280

.

یشتر شیعیان امام هادی(ع) از ایرانآیا می توان گفت که بیشترین شیعیان امام هادی(علیه السلام) از «ایران» بودند؟
پاسخ اجمالی

دلایل زیادی وجود دارد که بیشتر اصحاب امام هادی(ع) ایرانی بودند. …

علت نیاز به امامبا توجه به علم و عقل و تجربه چه نیازی به امام است؟
ممکن است افرادی خیال کنند که در عصر علم و دانش، بشر چه نیازی به امام دارد؟ بشریّت روز به روز مستقل تر و کامل تر می شود و طبعاً نیازم…

طبق برخی از گزارشات علت سفر حضرت معصومه سلام الله علیها به ایران جهت دیدار با برادر خودش بوده چون همانطور که اشاره شد حضرت معصومه بعد از شهادت پدر بزرگوارش علاقه و محبت و وابستگی خاصی به برادر خودش ام…

به حسب ظاهر مثل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتن است. اگر آن وارد باشد، این هم وارد است. و در ادامه نیز پرسیده شد: آیا چهل شب چهارشنبه رفتن خصوصیّتی دارد؟ ایشان جواب دادند: به خصوص بنده اطّلاع ندارم؛ لیک…

حرکت آن حضرت از مدینه به سمت ایران با این مسیر طولانی و به جان خریدن همه سختی های مسافرت مخصوصاً خطراتی که از ناحیه حکومت مأمون آن حضرت را تهدید می کرد حاکی از شخصیت سیاسی و اجتماعی این بانوی بزرگ است…

تعداد همسران امام حسن مجتبی(ع)امام حسن علیه السلام چند همسر داشتند. تعداد زنانی که در یک زمان داشته است چند تا بوده اند؟تعدد زوجات در صدر اسلام و در محیط جزیرة العرب امری متعارف بود و اسلام با تعیین ش…

خداوند در بهشت نعمت‌هاي زيادي دارد، اين نعمت‌ها آنقدر جالب و با ارزش است كه حتي تصور آن هم براي ما ممكن نيست. يكي از اين نعمت‌ها، داشتن سن و سال مناسب است. سني كه بتوان بيشترين لذت را از نعمت‌هاي بهشت…

طریقه ی انجام غسل از طریق دوش حمام
آیا می شود با دوش حمام غسل کرد؟

1)- غسل به دو صورت انجام می گیرد ارتماسی و ترتیبی، ارتماسی یعنی اینکه انسان به نیت غسل تمام بدن را در آب فرو ببرد مثلاً د…

علائم نهایی پیش از ظهور امام زمان(ع)علائم نهایی پیش از ظهور امامان زمان (عج) چیست؟
علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که ال…

خواندن قرآن هنگام عادت ماهانهبا سلام و تشکر از زحمات شما سوال: آیا هنگام عادت ماهانه می شود قرآن خواند (مثل سوره یاسین به طور کامل )؟ من در این مدت از خداوند دور می شوم آیا راه کاری برای این مواقع دار…

مَسجِد جَمْکَران، مسجدی منسوب به امام زمان، دوازدهمین امام شیعیان، در حاشیه شهر قم که گفته شده در قرن چهارم قمری به‌دستور وی ساخته شده است. بنا به گفته میرزا حسین نوری، محدث شیعی در قرن چهاردهم، مسجد جمکران به دستور امام زمان و به‌دست شخصی به نام ابوالحسن از علمای قم بنا شده است. محدث نوری از دیداری سخن گفته است که حسن بن مثله جمکرانی با حضرت مهدی داشته و امام زمان، دستور ساخت مسجد جمکران را داده است. میرزا حسین نوری، سال وقوع این رخداد را ۳۷۳ یا ۳۹۳ق دانسته و آن را به کتاب مونس الحزین شیخ صدوق نسبت داده است. برخی از محققان معاصر، در انتساب مسجد جمکران به امام زمان تردید کرده‌اند؛ نام نبردن کتب رجالی شیعه از کتاب مذکور و اشاره نشدن به این ماجرا در دیگر آثار شیخ صدوق، از دلایل آنهاست.

برخی از مراسم‌های مذهبی مانند جشن نیمه‌شعبان، دعای توسل و دعای ندبه در این مسجد برگزار می‌شود و افرادی از مناطق مختلف ایران به‌ویژه در شب‌های چهارشنبه، در مسجد جمکران حضور می‌یابند. گفته شده است که حضور مردم در شب‌های چهارشنبه در مسجد جمکران از زمان شیخ محمدتقی بافقی، عالم شیعی دوره پهلوی رونق گرفته است؛ چرا که او به همراه شماری از طلاب، شب‌های چهارشنبه در مسجد جمکران به عبادت می‌پرداخت.

مسجد جمکران در دوره‌های مختلف، تعمیر و بازسازی شده است؛ قدیمی‌ترین کتیبه موجود، به تعمیر آن در سال ۱۱۶۷ق اشاره دارد. مسجد تا پیش از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش، ساختمان کوچکی داشته اما پس از انقلاب توسعه زیادی یافته است. مجموعه مسجد جمکران از محوطه بیرونی، صحن اصلی، شبستان‌ها، مسجد مقام و ساختمان‌های اداری تشکیل شده است.

برای مسجد جمکران، اعمال مخصوصی ذکر شده است؛ از جمله دو رکعت نماز تحیت مسجد و دو رکعت نماز امام زمان. محدث نوری این اعمال را به امام زمان نسبت داده و شیخ عباس قمی به نقل از او در مفاتیح الجنان ذکر کرده است.

مسجد جمکران، مسجدی است در حاشیه شهر قم و در فاصله حدود ۸ کیلومتری حرم حضرت معصومه (س).[۱] و به حضرت مهدی (ع)، امام دوازدهم شیعیان منسوب شده است.[۲] و به سبب نزدیکی با روستای جمکران، به مسجد جمکران شهرت یافته است.[۳] این مسجد در گذشته با اتکا به سنگ مرمری که قدمگاه امام دوازدهم شیعیان دانسته می‌شده است[۴] به «‌مسجد قدمگاه‌» مشهور بوده.[۵] این مسجد، به دلیل انتساب به امام زمان،[۶] «مسجد صاحب الزمان‌» نیز نامیده شده است.[۷]
داستان مسجد جمکران برای کودکان

بر اساس نقل میرزا حسین نوری، محدث شیعه قرن چهاردهم، مسجد جمکران در قرن چهارم قمری به‌دستور امام زمان و به دست شخصی به نام سید ابوالحسن از علمای قم بنا شده است.[۸] محدث نوری از حسن بن مثله جمکرانی نقل کرده که در شب سه‌شنبه ماه رمضان سال ۳۹۳ق خدمت امام زمان رسیده و در این دیدار، امام زمان از وی خواسته که از حسن بن مسلم درخواست کند که دیگر در این زمین (زمینی که بعدها مسجد جمکران در آن ساخته شد) کشاورزی نکند و به سید ابوالحسن که از علمای قم بوده بگوید که با دریافت مبالغی که حسن بن مسلم از کشاورزی چند ساله در زمین مذکور به دست آورده، در آنجا مسجدی بنا کند.[۹] بر این اساس، پس از این ماجرا سید ابوالحسن مسجدی با سقفی از چوب در مکانی که حدود آن به وسیله امام زمان مشخص شده بود، احداث کرده است.[۱۰][یادداشت ۱]

داستان ساخت مسجد جمکران، در کتاب‌های محدث نوری مانند کلمه طیبه،[۱۱] نجم الثاقب،[۱۲] مستدرک الوسائل[۱۳] و جنة المأوی[۱۴] نقل شده است. محدث نوری، داستان را به کتاب تاریخ قم نسبت داده و نوشته که تاریخ قم آن را از کتاب مونس الحزین فی معرفة الحق و الیقین اثر شیخ صدوق نقل کرده است.[۱۵] محدث نوری همچنین در مستدرک الوسائل‌گفته است که این داستان را در حاشیه کتاب نقد الرجال به خط آقا محمدعلی فرزند وحید بهبهانی (۱۱۴۴-۱۲۱۶ق) دیده که آن را به کتاب مونس الحزین فی معرفة الدین و الیقین نسبت داده است.[۱۶]

محدث نوری (۱۲۵۴-۱۳۲۰ق)، سال ساخته‌شدن مسجد جمکران را در برخی از آثار خود ۳۹۳ق[۱۷] و در برخی دیگر ۳۷۳ق دانسته است.[۱۸] ناصر الشریعه، نویسنده کتاب تاریخ قم، احتمال داده که واقعه مذکور، صد سال پیشتر و در سال ۲۹۳ق رخ داده باشد.[۱۹] محدث نوری، در حاشیه کتاب نقد الرجال هم همین تاریخ را ذکر کرده است.[۲۰]

برخی از محققان معاصر، در صحت ماجرای انتساب مسجد جمکران به امام زمان تردید کرده‌اند؛ علی دوانی محقق معاصر، اشاره نشدن به کتاب مونس الحزین شیخ صدوق در کتب رجالی، نبود این ماجرا در ترجمه پنج باب موجود کتاب تاریخ قم و اشاره نکردن شیخ صدوق به آن در دیگر آثارش را از ایرادات مطالبی می‌داند که در این باره نقل شده است.[۲۱]

برای مسجد جمکران اعمال مخصوصی ذکر شده است؛ نماز تحیت مسجد، و نماز امام زمان؛[۲۲]

محدث نوری، اعمال مسجد جمکران را به امام زمان نسبت داده و از او نقل کرده که «مردم به این مکان رغبت کنند و آن را عزیز بدارند». چنانکه او نوشته، کسی که این چهار رکعت نماز را در مسجد جمکران به جا بیاورد، مانند کسی است که در کعبه نماز خوانده است.[۲۶] شیخ عباس قمی این اعمال را به نقل از استادش محدث نوری، در مفاتیح الجنان آورده است.[۲۷] علی دوانی، تاریخ‌نگار و محقق معاصر، به تبع تردید در انتساب مسجد جمکران به امام زمان، در انتساب این اعمال به وی نیز تردید کرده است.[۲۸]

مسجد جمکران، محل برگزاری برخی از مراسمات مذهبی مانند جشن نیمه شعبان است.[۲۹] همچنین شب‌های جمعه، دعای کمیل، صبح‌های جمعه دعای ندبه، و شب‌های چهارشنبه، دعای توسل در این مسجد برگزار می‌شود.[۳۰] و افرادی از مناطق مختلف، به‌ویژه در ایام مذکور در مسجد حاضر می‌شوند.[۳۱] گفته شده، تعداد آنها سالانه به ۱۵ میلیون نفر می‌رسد.[۳۲]

علی‌اصغر فقیهی، نویسنده مجموعه ۵ جلدی تاریخ جامع قم در سال ۱۳۵۰ش،[۳۳] مسجد جمکران را از بارونق‌ترین مساجد ایران در آن زمان دانسته که در شب‌های چهارشنبه افرادی از شهرهای مختلف ایران مانند تهران و قم در این مسجد حاضر می‌شده‌اند.[۳۴] او رونق گرفتن مسجد جمکران را مدیون توجه آيت‌الله محمدتقی یزدی بافقی دانسته که عصرهای سه‌شنبه به همراه گروهی از طلاب با پای پیاده به مسجد جمکران می‌رفت و نماز مغرب و عشاء را در آنجا اقامه می‌کرد و شب را تا صبح در آنجا به عبادت می‌پرداخت.[۳۵] به گفته ناصر الشریعه، پیشتر در شب‌های جمعه افرادی از قم در این مسجد به عبادت می‎پرداخته‌اند.[۳۶]

بر پایه حکایتی که میرزا حسین نوری نقل کرده، ساخت مسجد جمکران به قرن چهارم قمری برمی‌گردد.[۳۷] سید حسین مدرسی طباطبایی احتمال داده که مسجد جمکران همان مسجد خطّاب اسدی باشد که به گفته تاریخ قم در اوایل قرن دوم قمری در روستای جمکران ساخته شد.[۳۸] [یادداشت ۲] برخی دیگر از محققان، مسجد جمکران را غیر از مسجد مذکور دانسته‌ و بر پایه نقل محدث نوری، ساخت آن را در قرن چهارم می‌دانند.[۳۹]

با این حال، در منابع تاریخی، درباره مسجد جمکران اطلاعاتی وجود ندارد. تنها در کتاب خلاصة التواریخ، ضمن بیان وقایع سال ۹۸۶ق، در شرح حال میرغیاث الدین محمد میرمیران آمده است که او به هنگام توقف در روستای لَنجَرودِ قم، گاهی در مکانی که مَقامِ امام زمان خوانده شده، در جمکران اعتکاف می‌کرد.[۴۰] به گفته علی‌اصغر فقیهی، تاریخ‌پژوه معاصر، منظور او از آن مقام، مسجد جمکران بوده است.[۴۱]

مسجد جمکران در دوره‌های مختلف تعمیر و بازسازی شده است؛ بنا بر کتیبه‌ای که با تاریخ ۱۱۶۷ق موجود است، میرزا علی‌اکبر جمکرانی در سال ۱۱۶۷ق مسجد را تعمیر کرده است. همچنین بر اساس کتیبه مذکور، بنا در آن زمان شامل مسجدی به ابعاد ۱۷×۵ متر، در جنوبِ صحنی به ابعاد ۱۷×۱۳ متر بوده است.[یادداشت ۳][۴۲] بعدها علی‌قلی جمکرانی، ساخت یک طرف صحن مسجد را آغاز کرده، ولی صحن نیمه‌تمام مانده تا آنکه علی‌اصغرخان اتابک در اوایل حکومت مظفرالدین شاه قاجار (۱۲۳۲-۱۲۸۵ش) آن را تعمیر کرد.[۴۳] شیخ محمدتقی بافقی (درگذشته ۱۳۲۵ش) از علمای قم در دوره پهلوی، تعمیراتی در مسجد انجام داده است.[۴۴]‌ همچنین فردی به نام سید محمد آقازاده، در سال ۱۳۳۲ش، قسمت‌هایی از مسجد را تعمیر کرد و تالاری در جنوب صحن آن احداث نمود.[۴۵]

در قسمت جنوب شرقی مسجد، گلدسته آجری به ارتفاع ۱۷ متر قرار داشته که با استناد به کتیبه‌ای، در ۱۳۱۸ش ساخته شده است.[۴۶]

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ش در ایران، شورای مدیریت حوزه علمیه قم، هیئت امنای مسجد جمکران را معرفی کرد و اداره اوقاف و امور خیریه، نظارت بر امور آن را بر عهده گرفت.[۴۷] و توسعه مسجد سرعت گرفت. پس از آن ۴۰ هکتار زمین در اختیار مسجد جمکران قرار گرفت که ۵/۵ هکتار آن به محوطه و صحن اصلی اختصاص یافت.[۴۸] همچنین در سال ۱۳۸۲ش طرحی تصویب شد که برای مجموعه مسجد جمکران، حدود ۲۵۰ هکتار زمین در نظر گرفته شده بود و نزدیک به ۳۰ هزار مترمربع آن به مسجد مقام و شبستان‌ها اختصاص داشت و مابقی، مربوط به صحن و ساختمان‌های ادارای و خدماتی می‌شد. در این طرح، ساختمان‌های مسجد به جز مسجد مقام، بازسازی شد.[۴۹]

مسجد جمکران با واحدهای مختلفی مانند واحد مراسم و تبلیغات، روابط عمومی، کتابخانه، انتشارات، ثبت کرامات و نذورات و هدایا، اداره می‌شود و محمدحسین رحیمیان، تولیت مسجد جمکران را بر عهده دارد. پیش از او، ابوالقاسم وافی عهده‌دار مدیریت مسجد جمکران بوده است.[۵۰]

مجموعه مسجد جمکران از قسمت‌های مختلفی مانند مسجد مقام، شبستان‌ها، صحن اصلی و ساختمان‌های تشکیلات ادرای تشکیل شده است.

ساختمان شبستان اصلی مسجد جمکران، مسجد مَقام نامیده می‌شود و حدود ۱۱۰۰ متر مربع مساحت دارد. ایوان ورودی مسجد، از طریق سه ورودی به شبستان راه دارد و در اطراف ایوان، دو مناره‌با ارتفاع ۶۰ متر قرار دارد. شبستان دارای هشت ستون است که گنبد مسجد با سازه‌ای فلزی بر فراز آنها استوار شده است. در ساقه گنبد، ۲۳ پنجره تعبیه شده است که نور شبستان را تأمین می‌کنند. سطح خارجی گنبد نیز با کاشی‌های فیروزه‌ای پوشیده و با کتیبه‌های تهلیل و تُرَنج‌هایی با عبارت «یا مهدی ادرکنی» در داخل آن، تزئین شده است. سطح داخلی گنبد مزین به کاشی‌های معرق با تلفیق آجر است. همچنین ستون‎ها، محراب و ایوان ورودی شبستان و دو مناره اطراف آن با کاشی‌های معرق و مقرنس‌کاری تزیین شده است.[۵۱]

مسجد جمکران، شش ورودی دارد که ورودی شمال شرقی، مستقیما به شبستان اصلی مسجد می‌رسد.[۵۲] در اطرف صحن، مناره‌هایی ساخته شده که بنا به گفته مسئولان مسجد جمکران، تعداد آنها به ۱۴ خواهد رسید.[۵۳]

در محوطه بیرونی مسجد، و در پشت ساختمان مسجد مقام، چاهی وجود دارد که به چاه عریضه معروف است.[۵۵] برخی از شیعیان با اعتقاد به تقدس این چاه، عریضه‌ و نامه‌های خود به امام زمان را در آن می‌اندازند.[۵۶] به گفته برخی از پژوهشگران، برای چاه سندی یافت نشده و هیچ یک از مراجع تقلید برای آن قداستی قائل نیستند.[۵۷] آیت الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران[۵۸] و آیت الله مکارم شیرازی[۵۹] از مراجع تقلید، با انداختن نامه به داخل چاه مذکور مخالفت کرده‌اند. همچنین گفته شده در میان محراب مسجد، چاه کوچکی قرار داشته که برخی زائران برای تبرک از درون آن خاک برمی‌داشته‌اند. در محراب مسجد، قطعه سنگی نیز وجود داشته که در میان آن اثر یک قدم بزرگ، به نشان قدمگاه بودن مسجد، حجاری شده بوده که در ۱۳۵۰ق، به دستور آیت‌اللّه فیض قمی (متوفی ۱۳۷۰ق) به نشانه بدعت بودن، تخریب شده است.[۶۰]

چاه عریضه

صحن اصلی مسجد جمکران

داستان مسجد جمکران برای کودکان

داستان مسجد جمکران برای کودکان

0

0 مهران عربزاده داستان آگوست 21, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *