داستان کامل گنجشکک اشی مشی

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

 

 

اشی مشی

 

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

 

یکی بود ،  یکی نبود .غیرازخدا ، هیچ کس نبود .گنجشکی بودبه اسم « اشی مشی »که خیلی تمیز بود . خیلی کوچک بود .

پاهایش کوتاه بود . چشمهایش هم ریز بود . اشی مشی  ،آن قدر تمیزبود که هر وقت می خواست چیزی بخورد ، اوّل دست  ورویش را  می شست . یک روز اشی مشی ، مثل همیشه از لانه بیرون رفت . دنبال غذا  و دانه رفت  .  اینجا راگشت،آنجا را گشت . باغ را گشت . صحرا را گشت . یکهو خاری به پایش رفت.  فریادش به آسمان بلند شد . خاررا از پایش درآورد و با عصبانیت پرت کرد به گو شه ای . بعددوباره مشغول گشتن شد . این طرف راگشت . آن طرف را گشت  . ناگهان فکری  به خاطرش رسید .به طرف خار دوید . خار را برداشت . به هوا پرید . رفت و رفت تا به دکان نانوایی رسید . نانوا یک گوشه ای تنها نشسته بود . خیلی غمگین بود . خیلی خسته بود . سرش را پایین انداخته بود و هی غصه می خورد .

اشی مشی گفت:« نانوا سلام !»

نانوا سرش را بالا کرد . به اشی مشی نگاه کرد . با غصه گفت :

« علیکه سلام اشی مشی !»

اشی مشی پرسید :« چی شده نانوا ؟ چرا غمگینی ؟»

نانوا به تنورش اشاره کرد و گفت :« مگر نمی بینی ؟ تنورم خاموش است . هیزم ندارم که نان بپزم .» اشی مشی خار رابه نانوا داد و گفت :« بیا بگیر، نان از تو ، هیزم  ازمن .»

نانواخیلی خوشحال شد . خار را گرفت . تنور را روشن کرد و مشغول پختن نان شد . اشی مشی گفت :«تا تونان را حاضر ،من دست ورویم را می شویم وبر می گردم. »بعد به طرف چشمه پرید . دست ورویش را شست و برگشت . نانوا فوری نانهایی را که پخته بود ، قایم کرد . اشی مشی گفت :« آقانانوا ، مرد تنها ! من گرسنه ،نانم رابده بخورم .» نانوا پرسید :« کدام نان؟ من نانی ندارم که به تو بدهم .»

اشی مشی گفت :« پس خارم را بده .»

نانوا گفت :« خارت توی تنور افتاده وسوخته .»

اشی مشی  که خیلی ناراحت شده بود ، گفت :« حالاکه این تور است ، من هم می دانم چه کار کنم .»

بعد دور تنور چرخید و خواند :

این ور تنورت می پرم                     آن ور تنورت می پرم

تنورت را برمی دارم                      به جای خارم می برم

اشی مشی اینها را خواند و تنور را بردا شت و به هوا پرید . رفت و رفت تا به خاله پیرزن رسید . خاله پیرزن داشت گاوحنایی اش را  می دوشید . اشی مشی تنور را به پیرزن داد و گفت : « خاله پیرزن ! گرسنه ام . تنور را بگیر ، به جایش کمی شیر بده من بخورم . »

پیرزن گفت : « باشد . »

اشی مشی گفت : « تا شیر حاضر شود ، من دست و رویم را می شویم و بر می گردم »

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

بعد به طرف چشمه پرید. خاله پیرزن فوری تنور را قایم کرد . اشی مشی برگشت و به پیرزن گفت : « خاله پیرزن ، عزیز من ! گرسنه ام ، شیرم را بده تا بخورم . »

پیرزن گفت : « کدام شیر ؟ »

اشی مشی  جواب داد : « همان شیری که قرار بود به من بدهی . »

پیرزن گفت : « خواب دیدی ، خیر باشد ! من شیرم کجا بود که به تو بدهم ؟!»

اشی مشی گفت : « پس تنورم را بده که بروم . »

پیرزن گفت : « پای گاو قشنگم ، گاو حنایی رنگم به تنور خورد و تنور شکست . »

اشی مشی خیلی ناراحت شد . دور گاو پرخید و خواند :

این ور گاوت می پرم             آن ور گاوت می پرم

     گاوت رو بر می دارم                جای تنورم می برم .

آن وقت گاو قشنگ را ، گاو حنایی رنگ را برداشت و به هوا پرید . رفت و رفت و رفت تا به قصر حاکم رسید . حاکم توی باغ بود . خیلی هم چاق بود . اشی مشی گفت :« جناب حاکم گرسنه ام . گاو را بگیر ، یک چیزی بده تا بخورم . »

حاکم گفت : « باشد »          

اشی مشی گاو را به حاکم داد و دوباره به طرف چشمه پرید تا دست و رویش را بشوید . حاکم هم فوری گاو را قایم کرد. وقتی اشی مشی برگشت و ما جرا را فهمید ، خیلی ناراحت شد . لب بام نشست . چشمهایش رابست ورفت توی فکر . ناگهان فکری به خاطرش رسید . خوشحال شد             و به هوا پرید . رفت و رفت تابه « نقا ره خانه » رسید . آن وقت نقاره زد و خواند :

دیمبول و دیمبول نقاره                     حاکم عرضه نداره 

       گاو منو دزدیده                             اون رو به من نمی ده

حاکم وقتی این آواز را شنید ، رنگ از رویش پرید . با خودش گفت : « الان این گنجشک بد جنس آبرویم را می برد .»

بعد دستور داد گاو را به اشی مشی بدهند . اشی مشی گاو را برداشت و به هوا پرید .

همین موقع ، پیرزن که دنبال گاوش راه افتاده بود ، اشی مشی را دید . به طرفش دوید . فریاد کشید :« آهای اشی مشی ، گاوم را بده ، تنورت را بگیر . »

اشی مشی گاو را داد  و تنورش را گرفت . بعد تنور را برداشت و به هوا پرید . رفت و رفت تا به نانوایی رسید . نانوا که بدون تنور دیگر نانوا نبود ، فریاد کشید :« آهای اشی مشی ! تنورم را بده ، به جایش هر چقدر نان که می خواهی ، بگیر . »

اشی مشی گفت : « من کوچکم . با یک نان هم سیر می شوم . »

این را گفت و یک نان از نانوا گرفت . بعد به لانه اش برگشت . رفت و دست و رویش را شست و نانش را خورد . بعد توی لانه اش دراز کشید و خوابید . قصه ما هم به سر رسید .

                           

گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی (احتمالاً با ریشه کازرونی) است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانه‌ای بر اساس آن خوانده‌اند. آهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده بود. این ترانه در فیلم گوزن‌ها اجرا شده‌است.[۱] داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایت‌های مختلفی منتشر شده‌است. روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده می‌شود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شده‌است.

گنجشککی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آنکه با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می‌شود. پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشکک نان پیرزن را می‌برد. با چوپانی شریک می‌شود و چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشکک بره چوپان را به تلافی می‌دزدد. با تازه‌دامادی شریک می‌شود و باز هم نارو می‌خورد. گنجشکک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشکک با تمبک خویش به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد. پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرها به وی اصابت نمی‌کنند ولی او از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌خورد. گنجشکک که در زندان نمور و تاریک شکم پادشاه به هوش می‌آید، موفق می‌شود از آنجا فرار کرده و آبروی پادشاه را نیز نزد همه ببرد و تنبک خود را بازپس گیرد. تمبک را به نزد لوطیان برده و عروس را بازپس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند. بخشی از داستان از زبان نگهبانان پادشاه چنین است: «گنجشکک اشی‌مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس می‌شی، برف میاد گولّه می‌شی می‌افتی تو حوض نقاشی، می‌گیرتت فراش باشی، می‌کشتت قصاب باشی، می‌پزتت آشپزباشی، می‌خورتت حاکم‌باشی.»[۲]

گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.[۳]

به گفته حسن حاتمی، اشی مشی در گویش کازرونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسی است که با شاه نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد.[۴] به گفته حامد هاتف داستان بار سیاسی و اعتراضی داشته و فرهاد مهراد نیز با جایگزین کردن کلمه «حاکم» به جای «حکیم» بر این بار سیاسی و اعتراضی افزوده‌است.[۵]

انتخاب یک پرنده آزاد به عنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره او، تقابل رنگ‌هایی که گنجشکک خود را به آن می‌آمیزد (وجه مثبت رنگ‌ها) با رنگ‌های گوناگون جواهرات پادشاه (وجه منفی رنگ‌ها)، همگی از نکات برجسته داستان هستند.[۶]
داستان کامل گنجشکک اشی مشی

در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری این داستان را در روایت‌های گوناگون منتشر کرده‌اند.[۷] در سال ۱۳۴۰ این متل (با روایت کازرونی) در کتاب هفته کیهان به سردبیری احمد شاملو منتشر شد. احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند.[۸]

گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی (احتمالاً با ریشه کازرونی) است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانه‌ای بر اساس آن خوانده‌اند. آهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده بود. این ترانه در فیلم گوزن‌ها اجرا شده‌است.[۱] داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایت‌های مختلفی منتشر شده‌است. روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده می‌شود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شده‌است.

گنجشککی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آنکه با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می‌شود. پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشکک نان پیرزن را می‌برد. با چوپانی شریک می‌شود و چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشکک بره چوپان را به تلافی می‌دزدد. با تازه‌دامادی شریک می‌شود و باز هم نارو می‌خورد. گنجشکک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشکک با تمبک خویش به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد. پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرها به وی اصابت نمی‌کنند ولی او از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌خورد. گنجشکک که در زندان نمور و تاریک شکم پادشاه به هوش می‌آید، موفق می‌شود از آنجا فرار کرده و آبروی پادشاه را نیز نزد همه ببرد و تنبک خود را بازپس گیرد. تمبک را به نزد لوطیان برده و عروس را بازپس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند. بخشی از داستان از زبان نگهبانان پادشاه چنین است: «گنجشکک اشی‌مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس می‌شی، برف میاد گولّه می‌شی می‌افتی تو حوض نقاشی، می‌گیرتت فراش باشی، می‌کشتت قصاب باشی، می‌پزتت آشپزباشی، می‌خورتت حاکم‌باشی.»[۲]

گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.[۳]

به گفته حسن حاتمی، اشی مشی در گویش کازرونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسی است که با شاه نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد.[۴] به گفته حامد هاتف داستان بار سیاسی و اعتراضی داشته و فرهاد مهراد نیز با جایگزین کردن کلمه «حاکم» به جای «حکیم» بر این بار سیاسی و اعتراضی افزوده‌است.[۵]

انتخاب یک پرنده آزاد به عنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره او، تقابل رنگ‌هایی که گنجشکک خود را به آن می‌آمیزد (وجه مثبت رنگ‌ها) با رنگ‌های گوناگون جواهرات پادشاه (وجه منفی رنگ‌ها)، همگی از نکات برجسته داستان هستند.[۶]
داستان کامل گنجشکک اشی مشی

در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری این داستان را در روایت‌های گوناگون منتشر کرده‌اند.[۷] در سال ۱۳۴۰ این متل (با روایت کازرونی) در کتاب هفته کیهان به سردبیری احمد شاملو منتشر شد. احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند.[۸]

گنجشکک اشی مشی نام متلی ایرانی (احتمالاً با ریشه کازرونی) است که ابتدا پری زنگنه و بعد فرهاد مهراد ترانه‌ای بر اساس آن خوانده‌اند. آهنگ این کار از اسفندیار منفردزاده بود. این ترانه در فیلم گوزن‌ها اجرا شده‌است.[۱] داستان این متل سیاسی و اعتراضی بوده و در روایت‌های مختلفی منتشر شده‌است. روایت کازرونی این متل که ساخته شاعر و نویسنده کازرونی حسن حاتمی است برای چاپ به احمد شاملو سپرده می‌شود که با گویش تهرانی توسط احمد شاملو در سال ۱۳۴۰ منتشر شده‌است.

گنجشککی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آنکه با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می‌شود. پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشکک نان پیرزن را می‌برد. با چوپانی شریک می‌شود و چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشکک بره چوپان را به تلافی می‌دزدد. با تازه‌دامادی شریک می‌شود و باز هم نارو می‌خورد. گنجشکک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشکک با تمبک خویش به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد. پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرها به وی اصابت نمی‌کنند ولی او از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌خورد. گنجشکک که در زندان نمور و تاریک شکم پادشاه به هوش می‌آید، موفق می‌شود از آنجا فرار کرده و آبروی پادشاه را نیز نزد همه ببرد و تنبک خود را بازپس گیرد. تمبک را به نزد لوطیان برده و عروس را بازپس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند. بخشی از داستان از زبان نگهبانان پادشاه چنین است: «گنجشکک اشی‌مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس می‌شی، برف میاد گولّه می‌شی می‌افتی تو حوض نقاشی، می‌گیرتت فراش باشی، می‌کشتت قصاب باشی، می‌پزتت آشپزباشی، می‌خورتت حاکم‌باشی.»[۲]

گنجشکک اشی مشی از تاج شاه یاقوتی می‌دزدد تا به بچه‌هایش بدهد تا با آن بازی کنند. اما در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا به زندگی‌اش سر و سامان بدهد. پس از آن گنجشکک به دزدی رابین هود وار جواهرات شاه و بخشش این جواهرات به مردم ادامه می‌دهد. او برای اینکه شناخته نشود هر بار خود را در حوض نقاشی به رنگی دیگر در می‌آورد.[۳]

به گفته حسن حاتمی، اشی مشی در گویش کازرونی مخفف «با شاه منشین» و به مفهوم کسی است که با شاه نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد.[۴] به گفته حامد هاتف داستان بار سیاسی و اعتراضی داشته و فرهاد مهراد نیز با جایگزین کردن کلمه «حاکم» به جای «حکیم» بر این بار سیاسی و اعتراضی افزوده‌است.[۵]

انتخاب یک پرنده آزاد به عنوان شخصیت اصلی داستان، رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره او، تقابل رنگ‌هایی که گنجشکک خود را به آن می‌آمیزد (وجه مثبت رنگ‌ها) با رنگ‌های گوناگون جواهرات پادشاه (وجه منفی رنگ‌ها)، همگی از نکات برجسته داستان هستند.[۶]
داستان کامل گنجشکک اشی مشی

در سال‌های اخیر کتاب‌های بسیاری این داستان را در روایت‌های گوناگون منتشر کرده‌اند.[۷] در سال ۱۳۴۰ این متل (با روایت کازرونی) در کتاب هفته کیهان به سردبیری احمد شاملو منتشر شد. احمد شاملو گویش کازرونی آن را به گویش تهرانی برگرداند.[۸]

مدیر وبلاگ : روژنای کادوس

جملاتی که خودم گفتم رو مـینویسم
فقط یک جمله
که ممکنه اقتباسی از مشاهیر باشه
——————————————–
خیفه امه بشم دینیا بومونو
خیفه بعد چمه بلبل بوخونو
ترجمه:
چقد حیفه بعد ما دنیـا بـمونه
چقد حیفه بعد ما بلبل بخونه
——————————————–
گنجشکک اشی مشی
لب بوم ما مشین
بارون میاد خیس میشی
برف میاد گوله میشی
میفتی تو حوض نقاشی

روژنای کادوس

(19)

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

POWERED BY MIHANBLOG.COM

Design by Renato Mitra at http://Mitra.ch

مخاطبان

جستجو

 

 

گنجشکک اشی مشی، به شهر ما پر می کشی؟ تو حوض نقاشی نشین، بر لب بوم ما نشین، از دل جنگل بزرگ، میون شیر و ببر و گرگ، از قصه ها جدا شدی، مهمون شهر ماشدی، خسته شده دو بال تو، زخمی شده خیال تو، تیره و تار آسمون، خاطره شد رنگین کمون، تو شهر سردرگم ما، خاطره شد رنگین کمون، اما تو گنجشکک ناز، اومدی از راه دراز، سر می زنی به لونه ها، میون آشیونه ها …داستان کامل گنجشکک اشی مشی

 

سیما

جدول پخش هفتگی

پخش زنده

فرکانس 

آرشیو

جذب ایده

خبرخوان موضوعی

صفحه برندگان سیما

صدا

جدول پخش هفتگی

پخش زنده

فرکانس 

آرشیو

جذب ایده

خبرخوان موضوعی

صفحه برندگان صدا

پیوندهای عمومی

سازمان صدا و سیما

معاونت امور استان ها

سایت نگاه

باشگاه مخاطبان نگاه

تلویزیون اینترنتی

رادیو اینترنتی

باشگاه مخاطبان

واحد پژوهش

امکانات

صفحه هنرمندان

صفحه دابسمش

صفحات ویژه

پرسش و پاسخ متداول

 ارتباط با ما

 باشگاه مخاطبان

 نقشه سـایت

انتقادات و پیشنهادات

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

کلیه حقوق متعلق به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشد. | هرگونه برداشت مطالب با ذکر منبع بلامانع است. |
آخرین بروز رسانی
:

۱۳۹۸/۰۵/۲۲

پیاده سازی توسط شرکت سپهر افزار ایرانیان

عروسکی بود. آهنگ قشنگ و داستان گیرایی داشت

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження…

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

Виконується…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження…

Завантаження…

مجموعۀ قصه‌های حسنی با اشعار کودکانه، داستان‌های قدیمی که سینه به سینه از گذشته به ما رسیده را بیان می‌کند.لیست پخش های بیشتر:قصه‌های حسنیhttps://goo.gl/t7rbTTعلی و ذره بینشhttps://goo.gl/nCnhdFکارتون بالا رودی ها پایین رودی ها سبیل خان دربرابر توپوزقلی میرزاhttps://goo.gl/gUZX6Fکلینیک خندهhttps://goo.gl/Zckpcnلالایی برای کودکانhttps://goo.gl/VvpSTCکارتون مسافری از دور دوراhttps://goo.gl/9sioSfکارتون نون و پنیر و پستهhttps://goo.gl/mfFg47انیمیشن داستان مشاهیرhttps://goo.gl/FtPaQeمجموعه طنز انتقادی شکرآبادhttps://goo.gl/RnZ62Cماجراهای کوشا 2 – انیمیشن آموزشی برای کودکانhttps://goo.gl/hzQ8QRانیمیشن حکمت پنهانhttps://goo.gl/cRGoiqماجراهای حاکم و حاتمhttps://goo.gl/s39XjNماجراهای پنج انگشتhttps://goo.gl/xQY4Asقصه های کهن ادبیاتhttps://goo.gl/JA65hMداستانهای مثنوی معنوی برای کودکانhttps://goo.gl/ePDCPxماجراهای سینا و لاکیhttps://goo.gl/bx2EjUشکرستان سری 3https://goo.gl/6a9UEMرعنا دختر دهقانhttps://goo.gl/pxyBNGشکرستان- سری دومhttps://goo.gl/oQjDjaاین چیه؟https://goo.gl/ImXmdkقصه های بی بی و باباhttps://goo.gl/CgCiTgمن و مدرسهhttps://goo.gl/cIXey0شجاعانhttps://goo.gl/Ox4BlLآموزش بازی های سنتی و محلی برای بچه هاhttps://goo.gl/DouJZpجوجه جوجه طلاییhttps://goo.gl/YiqJNfمثل های فارسی برای کودکانhttps://goo.gl/aQCJ2bبرف خونهhttps://goo.gl/JueWKKقصه های گلنارhttps://goo.gl/YDYFhmحکایات و حکایت های سعدیhttps://goo.gl/q96kXSماجراهای بهادرhttps://goo.gl/mMepcOنمکی و مار عینکیhttps://goo.gl/1LD3wEعسل آباد براساس ضرب المثل های کردیhttps://goo.gl/AKeo41ماجراهای سعیدhttps://goo.gl/pi6hUAشهر عسلی (شهر زنبورها)https://goo.gl/Rokqocشعرهای کودکانهhttps://goo.gl/xORjglیکی بود یکی نبود سرزمین من ایران بودhttps://goo.gl/mFiI5jداستان های شاهنامهhttps://goo.gl/13t6n0پندانهhttps://goo.gl/wIsBKLشکرستان عروسکیhttps://goo.gl/rLOUygشکرستان تمامی قسمتهاhttps://goo.gl/S3g04jحیات وحشhttps://goo.gl/sXrp6qداستانهای پهلوان کوچک آریو برای کودکانhttps://goo.gl/6FFYwEمهارتهای زندگی برای کودکانhttps://goo.gl/nXJMoIماجراهای سمنو و شقاقلhttps://goo.gl/KoS7Zyخانه ما – انیمیشن آموزنده برای کودکانhttps://goo.gl/jOjaJQقصه های کهنhttps://goo.gl/KR54COقصه ما مثل شد- چقدر با ضرب المثل ها آشنا هستید؟https://goo.gl/D1v5asقصه های خوب برای بچه های خوب نوشته مهدی آذر یزدیhttps://goo.gl/hUAh5Dتاریخ به زبان ساده برای نوجوانان و کودکانhttps://goo.gl/AhGwgcکلیله و دمنهhttps://goo.gl/CO5Xcwدومان و داستان‌های ایلhttps://goo.gl/aZWzJkداستان های بهلولhttps://goo.gl/x3MaE7مجموعه آموزنده پهلوانان – ویژه نوجوانانhttps://goo.gl/nZopCTقصه های انبیاء- فرمانروایان مقدسhttps://goo.gl/wkMPAX #کارتون #انیمیشن #داستان #قصه #انیمیشن #بقصه_های_حسنی #برای_کودکان #اشعار_کودکانه-This video is under CC licenceAuthor: iribtvwebpage: https://www.irib.ir/ https://www.telewebion.com/Licence: ATTRIBUTION LICENSE 3.0 (http://creativecommons.org/licenses/b…)-

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження списків відтворення…

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження…

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

Виконується…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження…

Завантаження…

عروسکی بود. آهنگ قشنگ و داستان گیرایی داشت

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Завантаження…

Виконується…

Завантаження списків відтворення…



«اشی‌مشی» تنها واژه‌ای است که در هیچ یک از لغت‌نامه‌‌ها و ادبیات فارسی، معنی خاصی برای آن ذکر نشده است و معلوم هم نیست که این صفت را چرا به «گنجشک» داده‌اند؛ با این حال با چسبیدن این صفت به گنجشک‌‌ها بود که این پرنده زیبا نیز وارد حوزه ادبیات عامیانه و کودکانه کشورمان شد و سال‌های سال است که مردم کشورمان همه گنجشک‌‌ها را «اشی‌مشی» هم صدا می‌زنند و عده‌ای نیز نام دیگر گنجشک را «اشی‌مشی» می‌دانند.
این ماجرا از روزی شروع شد که «حسن حاتمی» شاعر و قصه‌نویس کودکان اهل کازرون در سال ۱۳۴۰ به تهران آمد و یکراست سراغ احمد شاملو رفت و ماجرای یکی از داستان‌های کودکانه‌اش را برای او شرح داد (که البته همین‌جا از همه کازرونی‌‌ها و شیرازی‌‌ها می‌خواهم تا اگر نامی، نشانی یا تلفنی از این نویسنده و شاعر دارند، ما را باخبر کنند و با ضمیمه ادب و هنر روزنامه اطلاعات در میان بگذارند.)
آن روزها احمد شاملو در روزنامه کیهان کار می‌کرد و مسئول و سردبیر کیهان هفته بود. شاملو داستان گنجشگک اشی‌مشی او را از زبان و لهجه شیرازی و کازرونی به تهرانی تبدیل کرد و در هفته‌نامه «کیهان هفته» به چاپ رسانید.
به گفته حسن حاتمی، نخستین نویسنده و بنیان گذار قصه‌های گنجشگک اشی‌مشی در کشور، «اشی‌مشی» در گویش و لهجه کازرونی، مخفف ترکیب « با شاه منشین» است و به کسی اطلاق می‌شود که با شاه و دربار نمی‌نشیند و از حاکم و شاه و حکومت جانبداری نمی‌کند و طبع بالا و عزت نفس دارد.
«حامد هاتف»، منتقد و داستان‌نویس معاصر نیز معتقد است که داستان کوچک و کودکانه گنجشگک اشی‌مشی، بار سیاسی و اعتراض زیادی در کنه خود دارد و در لایه‌های پنهانی‌اش نوعی فرهنگ اعتراض به چشم‌ می‌خورد و هنگامی که «فرهاد» خواننده معروف جاز کشورمان آن را با آهنگ و تنظیم زیبایی از اسفندیار منفردزاده اجرا کرد؛ جای واژه حاکم باشی، واژه حکیم‌باشی را به کار برد که هم مجوز انتشار بگیرد و هم قابل عرضه به عموم باشد.
«حامد هاتف» در جلسه نقد و بررسی «عناصر بین متنی اشی‌مشی» در شماره ۱۴۵ ماهنامه کتاب ماه کودک و نوجوان شهر کتاب گفته است: انتخاب یک پرنده به عنوان شخصیت اصلی یک داستان کودکانه اعتراضی، قصه احتمال رنگ به رنگ شدن و تغییر چهره را در شرایط ویژه حکایت می‌کند و این که در هر شرایط گنجشک چگونه باید خود را حفظ کند.

قصه گنجشگک اشی‌مشی
روایتی که حسن حاتمی نخستین نویسنده این قصه در کتاب اولیه خود آورده به این شرح است که:
«… گنجشگکی سکه پولی پیدا می‌کند و پس از آن که با جستجوی بسیار صاحب آن را نمی‌یابد با آن ماست می‌خرد و با پیرزنی که نان می‌پزد شریک می شود.
پیرزن به او نارو می‌زند و گنجشگک هم به تلافی، نان پیرزن را می‌بَرَد و با چوپانی شریک می‌شود.
چوپان نیز به او نارو می‌زند. گنجشگک، بره چوپان را به تلافی می‌دزد، با تازه‌ دامادی شریک می‌شود؛اما از داماد هم نارو می‌خورد. گنجشگک عروس وی را می‌رباید و به لوطیان می‌دهد و در عوض تمبکی از آنان می‌گیرد. گنجشگک با تمبک خود به قصر پادشاه رفته و شکایت به او می‌برد.»

بقیه در صفحه ۵
بقیه از صفحه۳
به گفته منتقدان داستان و ادبیات کودکان، از اینجا به بعد، داستان وجه کاملاً سیاسی به خود می‌گیرد. به ادامه این قصه توجه کنید:
«… پادشاه به فراشان دستور می‌دهد تا او را با تیر بزنند. تیرهای زیادی به سمت او رها می‌شود، امّا به او اصابت نمی‌کند. گنجشگک از ترس بیهوش شده و شاه او را می‌گیرد و می‌خورد و گنجشگک در زندان نمور و تاریک شکم شاه به هوش می‌آید و با ترفندهایی موفق به فرار شده و آبروی پادشاه را نزد همه می‌‌برد و تمبک خود را باز پـس می‌گـیرد و نزد لوطیان رفته و عروس را باز پس می‌ستاند و با او زندگی می‌کند.»
البته بخشی از داستان نیز از زاویه‌ای دیگر و از زبان نگهبان پادشاه، جور دیگری نقل شده و در آن اینگونه آمده است:
گنجشگک اشی‌مشی…
لب بوم ما مَشین
بارون میاد خیس میشی
برف میاد گوله میشی
می‌افتی تو حوض نقاشی
می‌گیرتت، فراش باشی،
می‌کشتت، قصاب باشی
می‌پزتت، آشپزباشی
می‌خورتت، حاکم‌باشی
امّا روایت امروزی گنجشگک اشی‌مشی این است که گنجشگک اشی‌مشی از تاج شاه یاقوتی‌اش را می‌دزد تا به بچه‌هایش بدهد و بچه‌هایش با آن بازی کنند، امّا در میان راه آن را به پیرزنی می‌بخشد تا با آن زندگی‌اش را سروسامان بدهد. پس از آن گنجشگک به دزدی‌هایش به شیوه «رابین‌هود» ادامه می‌دهد و بخش‌هایی از جواهرات شاه را دزدیده و بین مردم تقسیم می‌کند و برای این که شناخته نشود، هربار خود را در حوض نقاشی انداخته و به رنگی دیگر در‌می‌آورد.

سراینده گنجشگک اشی‌مشی
در مورد سراینده ترانه گنجشگک اشی‌مشی اطلاع دقیقی در در دست نیست. بسیاری از منابع مربوط به حوزه ادبیات کودک و نوجوان، خود حسن حاتمی نویسنده این قصه را منشاء ساخت این ترانه می‌دانند و برخی از شاعران و پژوهشگران شیرازی بر این عقیده‌اند که این شعر برخاسته از ادبیات عامه و فولکلوریک کازرون است و مردم با همین مصرع‌های کوتاه و بلند آن را زمزمه‌ می‌کرده‌اند.
برخی نیز گفته‌اند که محمود مشرف تهرانی (م‌ـ آزاد) شاعر برجسته کشورمان که صاحب کتاب و آثار زیادی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان است، این شعر را سروده است، امّا خود آن مرحوم که برای انجام کاری به دفتر مجله سروش (محل سابق کارمن) آمده بود، به من گفت: من فقط این ترانه را جمع و جور کردم و درباره آن تحقیقاتی کوتاه انجام دادم و براساس آن کتاب «لی‌لی لی‌لی حوضک» را نوشتم.
کتابی که محمود مشرف تهرانی از آن یاد کرده است، در سال ۱۳۷۸ برای گروه سنی الف ـ ب بـا نقاشی‌های بهـمن دادخـواه و با قیمت ۶ تومان منتشر شد.
امّا پیش از آن نیز مرحوم بانو گیتی پاشایی، خواننده قبل از انقلاب و همسر اوّل مسعود کیمیایی فیلمساز معاصر نیز ترانه‌ای با عنوان «لی‌لی‌لی‌لی حوضکر جوجو اومد آب بخوره افتاد توی حوضک» خوانده بود که در ردیف ترانه‌های پر مخاطب روزگار خودش بود.
امّا درباره گنجشگک اشی‌مشی و دست‌اندرکاران تولید این ترانه مباحثی مطرح است که در شماره‌های آینده از نظرتان خواهد گذشت.
ادامه داردداستان کامل گنجشکک اشی مشی

code

نسخه مناسب چاپ

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

داستان کامل گنجشکک اشی مشی

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 writer طرز تهيه می 26, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *