ضرب و المثل برای پانتومیم

ضرب و المثل برای پانتومیم

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

ضرب و المثل برای پانتومیم

ضرب و المثل برای پانتومیم

پانتومیم بازی شاد و مفرح برای دورهمی های خانوادگی و دوستانه است.

این بازی را می توان با کلمات و عبارات مختلف اجرا کرد.

یک پیشنهاد خوب برای پانتومیم استفاده از ضرب المثل برای پانتومیم است.

کلمات پانتومیم | ۳۰۰ کلمه سخت ، راحت ، خنده دار و ۱۰۰ ضرب المثل برای پانتومیم
پانتومیم کم کم دارد به پای ثابت بازی های دسته جمعی ایرانی ها در مهمانی ها و دور همی های دوستانه و خانوادگی تبدیل میشود . این جور وقت هر دو گروه بازی دنبال کلمات پانتومیم ، حالا چه کلمات سخت چه کلمات ساده ، چه ضرب المثل چه جملات خنده دار … برای این بازی هستند . با ما همراه باشید و کلمات و سوژه های پیشنهادی ما را در بازی پانتومیم یا ادا بازی بخوانید.پانت…

بهینه سازی : دلبرانه

اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است و کپی برداری فقط باذکر منبع با لینک مربوطه بلامانع است Copyright delbaraneh.com © 2019- Allrights Reserved.

پانتومیم کم کم دارد به پای ثابت بازی های دسته جمعی ایرانی ها در مهمانی ها و دور همی های دوستانه و خانوادگی تبدیل میشود . این جور وقت هر دو گروه بازی دنبال کلمات پانتومیم ، حالا چه کلمات سخت چه کلمات ساده ، چه ضرب المثل چه جملات خنده دار … برای این بازی هستند . با ما همراه باشید و کلمات و سوژه های پیشنهادی ما را در بازی پانتومیم یا ادا بازی بخوانید.

حتما این صحنه خاطره انگیز از پانتومیم بازی کردن در فیم درباره الی را یادتان هست ، دم بچه های دانشکده حقوق گرم ! آن موقع ها هنوز پانتومیم یا به قول رامبد جوان ادا بازی انقد ها در جمع ها و در همی های خانوادگی و فامیلی باب نشده بود .

ضرب و المثل برای پانتومیم

 

 

در ویکی پدیا آمده است ، پانتومیم (به انگلیسی: Pantomime)، و معادل فارسی آن ادابازی به اجرای نمایش بی‌کلام فقط با استفاده از حرکات بدن گویند.

سرآغاز آن را باید از روم باستان و نمایش‌های آکروباتیک که به «میموس» مشهور بودند، دانست. نامدارترین هنرمند معاصر این رشته، هنرپیشه مشهور نمایش فرانسه «مارسل مارسو» است که چند سال پیش درگذشت.

بازی کننده ها به شکل دو تیم، یارگیری می کنند. تیم اول یک لغت انتخاب می کنند و به نفر داوطلب تیم دوم به آهستگی لغت را میگویند. نفر داوطلب، با اجرای حرکات پانتومیم (حرکات دست و بدن، بدون کلام) هم تیمی های خود را در تیم دوم راهنمایی میکند. اعضای تیم دوم با توجه به آنچه در اجرای دوستشان حدس میزنند، لغات یا موضوعی را نام میبرند. فرد اجرا کننده باز هم بدون کلام و با راهنمایی کردن هم تیمی هایش، باید کاری کند که لغت یا عبارت مورد سوال را هم تیمی هایش بگویند.

با هم هماهنگ باشید : بهترین راه این است که از ابتدای بازی چند کد را ها هم گروهی های خود هماهنگ کنید مثلا برای مکان ، صفت ، شخصیت ، رنگ ، نسبت فامیلی و خلاصه همه چیز یک کد حرکتی هماهنگ کنید … مثلا همه میدانیم که اجرای یک صفت یا حالت در پانتومیم سخت است ، اما اگر با یک کد ( یک حرکت دست که با هم هماهنگ کرده اید ) به هم گروهی های خود بفهمانید که سوژه یک صفت است کار خیلی راحت تر میشود .

به علاوه بهتر است برای مواردی مثل کلمه مخالف ، مشابه ، یا مثلا یک کلمه به زبان های دیگر هم کد قرار دهید . اینطوی میتوانید هم گروهی های خود را بهتر راهنمایی کنید . شاد باشید !

 

دیدگاه

تصویر امنیتی *

بهینه سازی : دلبرانه

اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است و کپی برداری فقط باذکر منبع با لینک مربوطه بلامانع است Copyright delbaraneh.com © 2019- Allrights Reserved.

یکی از موضوعات بسیار خوب برای پانتومیم، ضرب المثل می باشد که در این مطلب به برخی از ضرب المثل ها اشاره می کنیم.

از تو حرکت، از خدا برکت

هر آن کس که دندان دهد نان دهد

هم خدا را می‌خواهد هم خرما را

با دست پس می‌زنه، با پا پیش می‌کشه

ضرب و المثل برای پانتومیم

از این ستون به آن ستون فرجه

آش با جاش

مار در آستین پروراندن

از اون نترس که‌ های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره

تیشه به ریشه زدن

از دور دل و می‌بره، از جلو زهره رو

پولش از پارو بالا میره

از شیر مرغ تا جان آدمیزاد

هر که بامش بیش برفش بیشتر

اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام

از کوزه همان برون تراود که در اوست

با یه من عسل هم نمی‌شود خوردش

با زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می‌کشد

اسب پیشکشی رو دندوناشو نمی‌شمرند

قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود

اجاره نشین خوش نشینه

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن

بزک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد

تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن هنر نمی‌باشد

از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است

تا تنور داغ است نان را بچسبان

مته به خشخاش گذاشتن

بزرگی به عقل است نه به سال

تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی‌باشد

پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست

مادر را ببین، دختر را بگیر

پول که زیاد شد خانه تنگ می‌شود و زن زشت

هر چه از دوست رسد نیکوست

هیزم‌ تر به کسی فروختن

هر یک از ضرب المثل های ایرانی با داستانی همراه هستند که این موضوع می تواند به روشن شد…

در این مطلبِ سلام نو قصد داریم به برخی از این ضرب المثل های ایرانی و معانی و منظور آن…

19:48

درخواست از مردم خوزستان برای کاهش مصرف برق

19:40

ضرب و المثل برای پانتومیم

اختلافات تاریخی کره و ژاپن بالا گرفت

19:40

پیری جمعیت چیست و با یک کشور چه می‌کند؟

19:15

بخوانید تا حسادت نکنید

18:37

«کار کثیف» خسرو معصومی به هند رفت

18:31

محبوب مجاز به سپیدرود رشت پیوست

18:13

ذوالنوری در مجلس چه می‌کند؟

18:13

نشستن زیاد هم برای انسان ضرر دارد

18:00

رشد 4 درصدی بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

17:35

به بهانه سالروز درگذشت ملکله ریاضی ایران

17:33

حرف‌های احمد توکلی در مورد نماینده ابهر نادرست از آب درآمد

17:20

یارانه تیر ماه کی واریز می‌شود؟

17:17

اصغر اکبری در مس رفسنجان ماندنی شد

17:11

تروریست‌ها در الجزایر ناکام ماندند

17:08

وقتی شبکه سه ماهوراه پخش می‌کند+فیلم

17:05

گام دوم انقلاب باعث خودکفایی کشور می‌شود

17:03

بهترین فیلم از نگاه منتقدان و خبرنگاران سینمایی ارمنستان انتخاب شد

17:01

آیا آمریکا چین را تحریم خواهد کرد؟

16:52

تشکر ربیعی از آتش نشانی و هلال احمری‌ها

16:47

خداحافظی مهدی طارمی از الغرافه

16:36

نامه ۵ کاندیدای فدراسیون وزنه‌برداری به وزیر ورزش

16:34

قیمت فعلی سیب زمینی منطقی نیست

16:32

عبدالرضا کاهانی بازیگر می‌شود

16:27

نمایش موزیکال «اشک‌ها و لبخندها» 25 تیر روی صحنه می‌رود

16:26

جلیقه زردها در روز ملی فرانسه با ماکرون چه کردند؟

16:25

ایرانسل در مناطق سیل زده مدرسه می‌سازد

16:24

معاونت اجرایی حوزه ریاست سابق قوه قضاییه بازداشت شد

16:20

بازارهای سنتی تهران در کانادا

16:11

جریمه نقدی برای قاچاقچی دستگاه تصفیه آب

16:08

مرگ تلخ یک کار

16:08

عاقبت گران فروشی شرکت واردکننده گوشی تلفن همراه

16:05

جعل علامت استاندارد برای واحد تولیدی دستمال کاغذی گران تمام شد

16:05

دو انفجار بزرگ سومالی را لرزاند

16:01

آلمانی‌ها عاشق مرکل هستند!

16:00

بندر مسافری قشم تا اطلاع ثانوی تعطیل!

15:58

درگیری دوباره در باغ کتاب تهران

15:57

موفقیتی دیگر برای گاندو

15:56

بازگشت آوارگان به موصل

سلام نو رسانه‌ نسل جدید روزنامه نگاران است و رسالت خود را آگاهی بخشی و تلاش برای گسترش خیر عمومی در جامعه می‌داند.

کلیه حقوق این سایت محفوظ و مربوط به
گروه
ایده نگاران بینا می‌باشد

به سايت خوش آمديد !

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک
کنيد

۱۳۹۶-۰۸-۲۷ سرگرمی, ضرب المثل ها

در این مطلب از حیاط خلوت ۷۰ ضرب المثل ایرانی زیبا و پر معنی را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. امیدواریم ایم مطلب را دوست داشته باشید. ۱ با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد . ۲ با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با …

“),t.close()},t.write(‘

پانتومیم بازی شاد و مفرح برای دورهمی های خانوادگی و دوستانه است. این بازی را می توان با کلمات و عبارات مختلف اجرا کرد. یک پیشنهاد خوب برای پانتومیم استفاده از ضرب المثل برای پانتومیم است … … ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، “ادامه خبر” را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید …)

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

می پسندم

ضرب و المثل برای پانتومیم

1

“),t.close()},t.write(‘

در این بخش از سایت دیجی جو میخواهیم شماری از کلمات و ضرب المثل های سخت و جدید بازی ادابازی برای جمع دوستان و خانواده به شما پیشنهاد میکنیم

شما هم اگر پیشنهاد کلمه ای دارید در بخش نظرات دیجی جو پایین همین مطلب بفرمایید.

۱۱۰. عزت ملی

 

ضرب و المثل برای پانتومیم

 

عالی بود خیلی کیف داد

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه

نام

ایمیل

وب‌سایت

 

از لیست حروف زیر روی هر یک که کلیک کنید در صورت موجود بودن خیلی سریع به ضرب المثل های آن حرف میرسید

 

 

 

ضرب و المثل برای پانتومیم

آب از آب تکان نخوردن مفهوم : کنایه از آرامش – بدون نگرانی

آب از آسیاب افتادن مفهوم : آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد

آب از سر گذشتن مفهوم : امید نداشتن- به پایان آمدن امری

آب آمد و تیمم باطل شد مفهوم : اصل کار آمد وفرع بی مورد است

آب توی دلش تکان نمی خورد مفهوم : آرام وآهسته حرکت می کند

آب خوش از گلو پایین نرفتن مفهوم : راحتی نداشتن

آب در کوزه ماتشنه لبان می گردیم مفهوم : هدف ومقصود در نزدیکی ما قرار دارد اما به دنبال آن می گردیم.

آب را از سرچشمه باید بست مفهوم : جلوی ضرر وزیان را از مبدا باید گرفت.

آب زیر پوستش رفته است مفهوم : کمی چاق شده است-وضع مالیش بهتر شده است.

آبشان در یک جوی نمی رود مفهوم : با هم توافق ندارند –بایکدیگر خوب نیستند.

آب غوره گرفتن مفهوم : گریه کردن – گریستن

آب کش به کف گیر می گوید چقدر سوراخ داری مفهوم : کسی که خود عیب بسیار دارد وبه اندک عیب دیگری ایراد و خرده می گیرد.

آبم است وگاوم است نوبت آسیابم است مفهوم : به مناسبت چندین کار دیک موقع داشتن

آب نخوردن چشم مفهوم : امیدی نداشتن

آب تاب دادن مفهوم : به موضوعی اهمیت زیادی دادن –اغراق کردن

آب در دست داری نخور بیا مفهوم : در آمدن فوق العاده عجله شتاب اشتن

آبی از او گم نمی شود مفهوم : امکان انجام دادن کار از او نیست-نباید به او امیدی داشت

آبی که به زندگی نداد حسین چون گشت شهید بر مزارش

توجهی به کسی در زمان لزوم نکردن در غیر زمان به آن پرداختن_مانند (نوشداروی پس از مرگ سهراب)

آتش چون بر افروخت بسوزد تر وخشک مفهوم : در اثر حادثه گناهکار و بی گناه از بین بروند

آتش زیر خاکستر مفهوم : آرامش موقت-موذی

آخر کار خود را کردن مفهوم : به مقصو خود رسیدن-به هدف خود نائل آمدن

آخوند شدن چه آسان وانسان شدن چه مشکل مفهوم : سواد پیداکردن راحت است اما انسان شدن سخت است.

آدم باید لقمه را به اندازه دهانش بگیرد مفهوم : باید باتوجه به توانایی خود کاری انجام داد.

آدم شاخ در می آورد مفهوم : از شدت تعجب-حرفهای دروغ وغیر قابل قبول

آدم گدا این همه دادا مفهوم : آدمهای فقیر بیشتر ادا دارند-بیشتر عیب وایراد می گیرند

آدم گرسنه سنگ را هم می خورد مفهوم : به کسی می گویند که بهانه مطلوب بودن غذا را از خوردن آن امتنا می کند.

آدم مفتخور خوش سلیقه می شود مفهوم : کسی که چیزی را رایگان بدست می آورد بر آن ایراد می گیرد.

آدم ناشی سرنا را از سر گشاد آن می زند مفهوم : به کسی که اطلاع از انجام کاری را ندارد وبه نادرست انجام می دهد.

آدم یکبار پایش تو چاله می افتد مفهوم : از هر اتفاق وپیشامدی باید عبرت گرفت

آدم یک دنده مفهوم : ثابت محکم،بیشتر در جهت منفی

آرزو را به گور بردن مفهوم : به هدف ومقصود خود نرسیدن

آزموده را آزمون خطاست مفهوم : باکسی که قبل آشنا بودن ومعامله داشتن به حیث منفی

آسمان به زمین نمی آید مفهوم : اتفاق فوق العاده ای روی نخواهد داد.

آسمان وریسمان را سر هم بافتن مفهوم : دوچیز بی تناسب را به هم ارتباط دادن-نامربوط گفتن

ضرب و المثل برای پانتومیم

آش پز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک مفهوم : دو یا چند نفر در انجام کاری دخالت داشته باشند کار پیش نمی رود

آش دهن سوز نبودن مفهوم : مورد مطلوب نبودن

آش خوب باشد کاسه اش چوب باشد مفهوم : اصل مهم است نه فرع.

آش کشک خالته بخوری باته نخوری پاته مفهوم : در هر حال مجبور به انجام کار بودن.

آش نخورده ودهن سوخته مفهوم : کار ی انجام نداده ولی گناهکار شناخته شده

آشو لاش کردن مفهوم : صدمه وآسیب سختی دادن

آشی برای کسی پختن مفهوم : درد سری برای کسی بوجود آوردن.

آفتاب لب بام است مفهوم : مرگ او نزدیک است

آفتابه لگن هفت دست وشام و ناهار هیچ مفهوم : تشریفات زیاد ولی اهمیت کار کم

آفاتب همیشه زیر ابر نمی ماند مفهوم : حقیقت همیشه پنهان نیست-واقیعت روزی رو خواهدکرد

آمد زیر ابرویش را بگیرد چشمش را کور کرد مفهوم : کار خوبی برای کسی خواست انجام دهد اما برعکس شد.

آن را که حساب پاک است از معامله چه باک است مفهوم : کسی که نیست که پاکی داشته باشدترسی از حساب وکتاب ندارد.

آنقدر بایست که زیر پایت سبز شود مفهوم : انتظار کشیدن بدون نتیجه

آن وقت که جیک جیک مستانت بود یاد زمستانت نبود مفهوم : از قبل باید فکر آینده بود

آویزه گوش کردن مفهوم : پندی را فراگرفتن را بکار بستن

آه در بساط نداشتن مفهوم : کاملاً بی چیز و فقیر بودن

آهسته بیا آهسته برو گربه شاخت نزند مفهوم : پنهان کردن مطلب-بی سر وصدا انجام دادن کاری

اجاق پدر راروشن نگه داشتن مفهوم : فرزند داشتن،که بیشتر منظور فرزند پسر داشتن است.

اجاقش کور است مفهوم : صاحب اولاد نمی شود

اجل دور سرش می چرخد مفهوم : وضیعت ناگوار دارد.نزدیک به مرگ است

احترام امام زاد ه با متولی آن است مفهوم : احترام هر کس را باید نزدیکان او حفظ نمایند.

از آب گل آلود ماهی گرفتن مفهوم : از هرج ومرج استفاده کردن

از این ستون به آن ستون فرج است مفهوم : در انتظار بیش آمد ناگوار همیشه باید امید وار بود.

از بیخ عرب بودن مفهوم : چیزی اصلاً سرش نشدن

از خر شیطان پیاده شدن مفهوم : از لج بازی بیرون آمدن

از دماغ فیل افتادن مفهوم : متکبر ومغرور بودن

از سه چیز باید حذر کرد مفهوم : دیوار شکسته-سگ درنده-زن سلیطه

ا ز کاه کوه ساختن مفهوم : چیز کوچک وبی اهمیت را بزرگ جلوه دادن

از کیسه خلیفه بخشیدن مفهوم : از مال وثروت دیگران اعطا کردن

از هول حلیم توی دیگ افتادن مفهوم : از زیادی طمع عجله به جای سود بردن زیان دیدن

اسب راگم کردن وپی نعلش گشتن مفهوم : اصل رااز دست دادن و به دنبال فرع آن گشتن

اگر در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته است مفهوم : از موقیعت نباید سوء استفاده کرد.

اگر دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد مفهوم : بسیار لابالی وبی فکر واندیشه است

اگر کاردش بزنی خونش بیرون نمی آید مفهوم : از زیادی خشم غضب

اگر کاه از تو نیست کاهدان از تو است مفهوم : به آدم پرخور گفته می شود.

انگشت در سوراخ زنبور کردن مفهوم : برای خود تولید زحمت ودرد سر کردن

ایراد بنی اسرائیلی گرفتن مفهوم : خرده گیری نابه جا و غیر وارد

این شتری است که در خانه هرکس می خوابد مفهوم : مرگ برای همه است.

این کلاه برای سرش گشاد است مفهوم : درخور توانایی ولیاقت او نیست.

 

با پای بروی کفش پاره می شود وباسر بروی کلاه مفهوم : در هر حال کار خرج دارد

با پنبه سر بریدن مفهوم : بانرمی به کسی آسیب رساندن صدمه زدن.

باد آورده را باد می برد مفهوم : چیزی که به آسانی و رایگان بدست آید به آسانی هم از دست می رود.

باد غبغت انداختن مفهوم : افاده کردن-خود را گرفتن

باد در فقس کردن مفهوم : کار بهیوده انجام دادن

بامجان بم آفت ندارد مفهوم : خطر،متوجه زشت کاران نمی شود.

باسیلی صورت خود را سرخ داشتن مفهوم : با وجود تنگدستی ظاهر خود را حفظ کردن

با کدخدا بساز ؛ده را بتاز مفهوم : همراه با بزرگ محل شو و آن محله را بچاپ

بالاخانه اش را اجاره داده است مفهوم : عقلش کم است

بالای سیاهی رنگی نیست مفهوم : وضع از این بدتر نمی شود.

با یک تیر دونشانه زدن مفهوم : از یک عمل دو نتیجه گرفتن

با یک دست دهندوانه نمی توان گرفت مفهوم : از دو کار باید یکی را انتخاب کرد وانجام داد.

بچه عزیز است و ادب عزیز تر مفهوم : تقدّم عزت ادب در وجود انسان

بزک نمیر بهار می آید کمبزه با خیار می آید مفهوم : و عده سرخرمن به کسی دادن.

برادری به جا بز غاله یکی هفت صد دینار مفهوم : معامله داد ستد ارتباطی به دوستی ندارد.

برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند مفهوم : کار را به خاطر یک شخص نابه هنجار تعطیل نمی کنند.

برج زهر مار بودن مفهوم : بسیار عبوس وخشمگین بودن.

بر خر مراد خود سوار شدن مفهوم : به هدف خود نائل آمدن

بر کشک را بسای مفهوم : بر پی کار خود

بز گر از سرچشمه آب می خورد مفهوم : آدم نالایق بیش تر از دیگران به خود می بالد

بلد نیستم راحت جان است مفهوم : به کسی گویند که برای فرار از انجام کاری بگوید بلد نیستم

به بوی کباب آمدیم دیدم خر داغ می کنند مفهوم : دچار اشتباه بزرگی شدن

به تنبل گفتند برو سایه گفت سایه خودش می آید مفهوم : از تنبلی زیاد

به جیب زدن مفهوم : استفاده مالی بردن-پولی به دست آوردن

به چاک زدن مفهوم : فرار کردن

به در د لای جرز خوردن مفهوم : برای هیچ کار مناسب نبودن.

به دریابرود دریا خشک می شود مفهوم : در باره ی افراد بی طالع و بی اقبال گویند.

به رنج و سعی کسی نعمتی به چنک آورد دگر کس آیدو بی سعی و رنج بردارد

توجه به مفتخوری افراد دارد.

به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم مفهوم : به شخصی که بیهوده افراد دیگر را گواه خود سازد.

یه رش کسی خندیدن مفهوم : او را تحقیر ومسخره کردن

به زخم کسی نمک پاشیدن مفهوم : درد یا داغ کسی را تشدید کردن

به شتر گفتند چرا گردنت کج است گفت کجایم راست است مفهوم : کسی که کارها ورفتار او بر خلاف معمول باشد.

به شترمغ گفتند بپرگفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم مفهوم : کسی که به بهانه های مختلف حاضر به انجام دادن کار نیست

به شکم خود صابون زدن مفهوم : وعده وعید به خود دادن.

به کچل گفتند نامت چیست گفت مفهوم : زلفعلی،به مزاح تمسخر

به گمراه گفتنذ نامت چیست گفت مفهوم : رهبر، به مزاح تمسخر

به هر سازی رقصیدن مفهوم : مطابق هر میلی رفتار کردن

بی بی از بی چادری پنهان است مفهوم : اگر کسی کاری انجام نمی دهد بدلیل نداشتن وسیله است.

 

 

 

بی گدار به آب زدن مفهوم : نسنجیده وبدون مطالعه کار کردن.احتایط نکردن.

پا از گلیم بیرو ن بردن مفهوم : توجه به حد وحدود خود نکردن.

پایش لب گور است مفهوم : نزدیک مردن است.

پدر کسی را سوزاندن مفهوم : کسی را بسیار اذیت کردن

پدر کشی داشتن باکسی مفهوم : دشمنی سختی باکسی داشتن

پدر مادر دار بودن مفهوم : اصل نصب داشتن

پرنت پلا گفتن مفهوم : حرفهای ناربط وخارج از موضوع زدن.

پرسه زدن مفهوم : ولگردی کردن-گردش بیهوده کردن.

پُز عالی وجیب خالی مفهوم : ظاهر آراسته وجیب بدون پول

پس از مرگ سهراب ونوشدار مفهوم : کار از کار گذشتن

پستان به تنور چسباندن مفهوم : پبش از اندزه دلسوزی کردن

پشت سر کسی نماز خواندن مفهوم : به کسی زیاد عقیده اعتماد داشتن

پشت کسی را به خاک مالیدن مفهوم : او را شکست دادن

پیله کردن مفهوم : باسماجت و اصرار چیزی را از کسی خواستن.

 

 

 

تابستان پدر یتیمان است مفهوم : در فصل تابستان بینوایان احتیاج به خانه لباس ندارند.

تا پول داری رفیقتم عاشق بند کیفتم مفهوم : زمانی که سود نزد تو دارم با تو دوست هستم.

تا تنور گرم است باید نان را چسباند مفهوم : همین که موقعیت داری استفاده کن.

تابگویی((ف))می گویم فرح زاد مفهوم : متوجه و هوشیار هستم

تا سه نشود بازی نشود مفهوم : هر چیز با سه تا کامل می شود

تا گوساله گاو شو دل صاحب آب شود مفهوم : زمان و مدت طولانی لازم است

تا نباشد ،چوب تر فرمان نبر گاو خر مفهوم : در هر چیزی باید سخت گیری کرد

تا ناشد چیزکی مردم نگویند چیز ها مفهوم : تا مطلب کوتاهی در پیرامون چیزی گفته می نشود مردوم چیزی در باره آن نمی گویند.

تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود مفهوم : کسی که دست به عمل کوچکی زد کم کم کارهای بد برزگتر انجام می دهد.

تر وخشک را باهم سوختن مفهوم : استثنا در کار نبودن

تعارف شاه عبدالعظیمی کردن مفهوم : تعارف ظاهری بودن رضایت باطنی کردن

توبه ی گرگ مرگ است مفهوم : کسی که دست از عادت خود بر نمی دراد.

تو به خیر و من به سلامت مفهوم : دیگر ما به یکدیگر کاری نداریم

تو نیکی مکن در دجله و انداز که ایز در بیابانت دهد باز مفهوم : نتیجه کار خوب به خود انسان برمی گرد.

توی هچل افتادن مفهوم : گرفتار شدن – دچار زحمت شدن

توی هول ولا ماندن مفهوم : مضطرب بودن – ترید داشتن

ته جیبش تار عنکبوت بسته است مفهوم : بی پول و فقیر است

 

جایی نمی رود که آبرویش رود مفهوم : عاقل است

جان به عزرائیل ندادن مفهوم : فوق العاده خسیس بودن

جای سوزن انداختن نبود مفهوم : خبلی پر جمیت و شلوغ بود

جلز ولز کردن مفهوم : بسیار التماس زاری کردن

جنسش شیشه خورده دارد مفهوم : نادرست است

جواب ابلهان خاموشی است مفهوم : در برار افراد نادان باید خاموش بود.

جوجه ها در آخر پاییز می شمرند مفهوم : نتیجه هر کار در پایان آن مشخص می شود

جور استاد به زمهر پدر مفهوم : سخت گیری معلم به نفع شاگرد است.

جیم شدن مفهوم : آهسته وبدون آنکه کسی متوجه شود محلی را ترک گفتن.

 

 

 

چا خان کردن مفهوم : دروغگوئی کردن .

چرت موز بودن مفهوم : جوانی بی ادب و بی اهمیت-غیر قابل اعتناء

چاقو دسته ی خود را نمی برد مفهوم : خویشان وبستگان برای همدیگر ایجاد ناراحتی می کنند.

چاق سلامتی کردن مفهوم : حال واحوالپرسی کردن – سلام وعلیک کردن .

چپ چپ نگاه کردن مفهوم : با تلخی وخشم به کسی نگریستن.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است مفهوم : به جای واجب باید پرداخت .

چشمش شور است مفهوم : کسی که چشم گیرا داشته باشد وباعث آسیب دیگران شود.

چاه کن همیشه ته چاه است مفهوم : کسی که برای دیگران تله ایجاد کند اول خودش می افتد.

چوب تر به کسی فروختن مفهوم : مشکلی برای دیگران ایجاد کردن – دشمنی داشتن با کسی.

چوب دوسر نجس مفهوم : کسی که مورد نفرت دو طرف دعوا ونزا باشد.

چوب لای چرخ گذاشتن مفهوم : مانع پیشرفت دیگران شدن – مانع ایجاد کردن.

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن مفهوم : در آمد نداری قناعت کن.

چانه اش گرم شد مفهوم : زیاد حرف می زند.

چه خاکی به سرم بریزم مفهوم : چه چارهای بیندیشم.

چیزی در چنته نداشتن مفهوم : بی اطلاع بودن.

 

 

 

حرف راست را از دهن بچه باید شنید مفهوم : اشاره به پاک ومعصوم بودن بچه ها.

حساب به دینار، بخشش به خروار مفهوم : در حساب باید دقیق بود ودر بخشش سخاوتمند.

حق کسی را کف دستش گذاشتن مفهوم : سزای عمل کسی را دادن.

حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی مفهوم : تا آزمایش نکنی متوجه نخواهی شد.

حمام زنانه شدن مفهوم : شلوغ و پر سروصدا شدن .

حلزون خود را به جمع شاخدارها می کند مفهوم : چیزی کوچک وبی اهمیت خود را داخل بزرگان می کند.

حنایش رنگ ندارد مفهوم : کاری از او ساخته نیست.

 

 

 

خاله زنک بازی در آوردن مفهوم : حرکات غیر جدی زنانه داشتن .

خدا نجار نیست اما درو تخته را خوب به هم می اندازد مفهوم : این دو نفر در رفتار بسیار به هم شبیه هستند. (به ویژه زن و مرد )

خر بیارو باقالا بار کن مفهوم : کار خراب جبران نا پذیر .

خر پول مفهوم : پول دارو ثروتمند.

خر تو خر بودن مفهوم : هدجو مرج و بی نظمی – شلوغی زیاد.

خر خالی یرقه می رود مفهوم : آدم بی مسئولیت ادعای زیادی دارد.

خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست برای آبکشی است مفهوم : آدم زحمت کش را برای کار کردن دعوت می کنند.

خر رفتو الاغ برگشت مفهوم : همان طورکه بود هست- بهتر نشد.

خرس را به رقص آوردیم دمش را به دست آوردیم مفهوم : کسی را وادار به انجام کاری کردن واز آن نتیجه گرفتن.

خر کوزه پر از شنبه تا پنج شنبه گچ آوردن وجمعه سنگ کشیدن مفهوم : کار همیشگی بدون استراحت.

خر مقدس بودن مفهوم : کسی که از نفهمی در تقدس افراط کند.

خروس بی محل بودن مفهوم : وقتو زمان را تشخیص ندادن.

خر همان خر است اما پالانش عوض شده مفهوم : لباس یا مقام جدید در شخصیت فرد تاثیر ندارد.

خر همیشه خرما نمی ریند مفهوم : همیشه نمی توان در انتظار همان پیش آمد خوب بود – همیشه فرصت خوب به دست نمی آید.

خل بازی در آوردن مفهوم : خود را به دیوانگی زدن.

خواب زن چپ است مفهوم : تعبیر خواب زن معکوس است.

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو مفهوم : خود را به جمعیت واجتماع تطبیق دادن.

خود را به کوچه ی علی چپ زدن مفهوم : نادانی نکردن به منظور اجتناب ودوری از کار.

خود را نخود آشی کردن مفهوم : مدالخه کردن در هر کاری.

خودش می برد وخودش می دوزد مفهوم : همه کاره خودش است.

خون کسی را توی شیشه کردن مفهوم : کسی رابسیار اذیت کردن – بسیار گران فروشی کردن.

 

 

 

داشتم داشتم صاحب نیست دارم دارم صاحب است مفهوم : از گذشته نگو الان چیکاره ای.

داغ شکم از داغ عزیزان کمتر نیست مفهوم : کودک یا کسی که از نخوردن غذا بی تابی می کند.

دانا هم داند وهم پرسد ،نادان نداند ونپرسد مفهوم : تواضع وفروتنی افراد دانا.

دبه در آوردن مفهوم : پس از توافق در معادله برای تغییر دادن شرایط آن به نفع خود تلاش کردن .

دختر تر تیزک است مفهوم : کنایه به زود رشد بودن دختر.

در جنگ نان وحلوا تقسیم نمی کنند مفهوم : طبیعت جنگ ،جنگیدن است.

در خانه هر چه مهمان هر که مفهوم : وقتی مهمان سر زده آمد باید آنچه حاضر است یسازد.

درخت گردو به این بزرگی درخت خربزه الله اکبر مفهوم : به مناسبت مقایسه ی غلط گویند.

درد خروار آید و منقال رود مفهوم : مشکل و سختی که یکباره آمد کم کم رفع می شود.

درد را کی میکشد که می زاید مفهوم : زحمت شاکی می شکد که کار انجام می دهد.

در حوضی که ماهی نیست قورباغه سپهسالار است مفهوم : در جایی که آدم شایسته ای نیست هر ناشایستی لایق شود.

در دیزی باز است حیای گربه کجا رفت مفهوم : از نبودن مانع نباید سوء استفاده نمود.

در مثل مناقشه نیست مفهوم : منظور از مثل یاد شده شخص مخاطب نیست.

دزد آمد و هیچ نبرد مفهوم : همه چیز جای خودش است.

دزد نگرفته پادشاه است مفهوم : کسی را به دلیل ندیدن نمی توان مقصر دانست.

دست از سر کچل کسی برادشتن مفهوم : کنایه از رها کردن کسی.

دست به سر کردن مفهوم : کسی را با حیله و نیرنگ از خود دور کردن.

دست به دهان رسیدن مفهوم : مختصر ثروتی داشتن و امورات خود را پیش بردن.

دست به یخه شدن مفهوم : با هم درگیر شدن.

دست راست و چپ را نشناختن مفهوم : بسیار کودن و ابله بودن.

دست دست را می شناسد مفهوم : امانتی را که از کسی گرفتند باید به همان شخص پس داد.

دستش چسبناک است مفهوم : دزد است.

دستش نمک ندارد مفهوم : به هر کس خوبی یا کمک کند آن شخص منظور ندارد.

دست و پای خود را گم کردن مفهوم : هول شدن.

دست و پنجه نرم کردن مفهوم : کنایه از زور آزمایی کردن است.

روده بزرگ روده گوچک را خورده است مفهوم : بسیار گرسنه بودن.

روزه ی کله گنجشکی گرفتن مفهوم : تا نیم روز روزه داربودن و سپس غذا خوردن.

دل به دل راه داشتن مفهوم : احساس نزدیکی دو نفر به یکدیگر.

دلش مثل سیر و سرکه می جوشد مفهوم : تشویش و اضطراب دارد.

دماغی چاق داشتن مفهوم : سالم و تندرست بودن مفهوم : ثروتمند بودن.

دماغ کسی را به خاک مالیدن مفهوم : او را سخت تنیه کردن.

دم به تله دادن مفهوم : گیر افتادن.

دم بخت بودن مفهوم : دختری که موقع شوهر کردن او فرا رسیده باشد.

دم در آوردن مفهوم : پر رو شدن.

دمش را گذاشت روی کولش و رفت مفهوم : ناامید شد و شکست خورد.

دندان را تیز مفهوم : طمع زیادی به چیزی داشتن.

دهن بین بودن مفهوم : زود باور بودن.

دهنش چفت و بست ندارد مفهوم : بی جهت هر ناسزایی گفتن.

دیوار موش دارد موش گوش دارد مفهوم : موقع راز گفتن نیست.

 

 

 

ذکر خیر کسی را کردن مفهوم : به خوبی کسی یاد کردن.

 

 

 

رو دست خوردن مفهوم : گول خوردن مفهوم : به دام افتادن.

روزگار کسی را سیاه کردن مفهوم : او را بدبخت کردن.

روز وانفسا مفهوم : روز قیامت و صحرای محشر.

روزه ی بی نمازی مفهوم : عروس بی جهاز و قور مربی پیاز مفهوم : همه چیز ناقص است.

روزه خوردنش را دیده ایم نماز کردنش را ندیده ایم مفهوم : کار یدش را دیدیم اما کار خوبش را ندیدیم.

روی سر کسی خراب شدن مفهوم : به زور به مهمانی کسی رفتن مفهوم : خود را بر کسی تحمیل نمودن.

روی شاخش است مفهوم : کارم حتمی است.

روی کسی را سفید کردن مفهوم : موجب سزبلندی و خشنودی کسی شدن.

ریش خود را به دست دیگری دادن مفهوم : تسلیم دیگری شدن مفهوم : اختیار خود را به کسی دادن.

ریش خود را در آسیاب سفید کرده مفهوم : با تجربه و آزموده نیست.

ریش و قیچی هر دو را به دست داشتن مفهوم : اختیار کامل داشتن.

ریگی در کفش داشتن مفهوم : صادق و راستگو نبودن.

 

 

 

زمین دهان باز کرد و مرا در خود فرو برد مفهوم : از بسیاری خجالتی چنین آرزویی کردن.

زن از غاره سرخ شود مرد از غذا مفهوم : زن با آرایش و مرد با جنگیدن خوشرنگ می شوند.

زن نانجیب گرفتن آسان و نگه داشتن او مشکل مفهوم : هر جور زن هرجا پیدا می شود.

زن نانجیب گرفتن مشکل و نگه داشتن او آسان مفهوم : زن خوب هرجا پیدا نمی شود.

زیر اندازش زمین است و رو اندازش آسمان مفهوم : فقیر و بی چیز است.

زیرآب کسی را زدن مفهوم : کسی را نزد دیگری بی اعتبار کردن.

زیر کاسه ای نیم کاسه ای بودن مفهوم : نقشه ای پنهانی در کار بودن .

زیره به کرمان بردن مفهوم : بردن چیزی به محلی که در آنجا فراوان باشد.

زینب ستم کش است مفهوم : خانمی که بیشتر از دیگران کارهای سخت وطاقت فرسا انجام می دهد.

 

 

 

سال به سال دریغ از پارسال مفهوم : روزگار وموقعیت بهتری در پیش نیست.

سالی که نکوست از بهارش پیداست مفهوم : شروع هر کار نمایانگر پایان کار است.

سبیل کسی را چرب کردن مفهوم : به کسی رشوه یا هدیه دادن.

سبیل کسی را دود دادن مفهوم : کسی را تنبیه کردن – خجل وناراحت ساختن.

ستاره ی سهیل است مفهوم : دیر دیر دیده می شود – غیبتهای طولانی دارد.

سر به جهنم زدن مفهوم : بسیار گران تمام شدن.

سر به سر کسی گذاشتن مفهوم : اورا ناراحت کردن – با او شوخی کردن.

سر به صحرا زدن مفهوم : از فرط ناراحتی دیار خود را ترک کردن.

سر به هوا بودن مفهوم : بازی گوش بودن .

سر پل خر بگیری مفهوم : محل بررسی وگیر افتادن .

سر پیری و معرکه گیری مفهوم : کسانی که در زمان پیری کار جوانان را انجام می دهند.

سرد وگرم روزگار و چشیدن مفهوم : تجربه آموختن – آزموده شدن .

سر شاخ شدن مفهوم : درگیر شدن .

سرش تو لاک خود بودن مفهوم : کاری به کار کسی نداشتن – در فکر خود بودن.

سر کسی را گرم کردن مفهوم : کسی را مشغول کردن .

سر کسی شیره مالیدن مفهوم : کسی ا گول زدن مفهوم : اغفال کردن.

سرکه ی مفت شیرین تر از عسل است مفهوم : هر چیزی که رایگان باشد گواراست.

سر کیسه را شل کردن مفهوم : سخاوتمکند بودن مفهوم : پول خرج کردن.

سرم را بشکن و نرخم را نشکن مفهوم : چانه نزن و قیمت جنس را پایین نیاور.

سر و گوش آب دادن مفهوم : کسب خبر و اطلاع کردن.

سری که درد نمی کند دستمال نبند مفهوم : بی مورد برای خود ایجاد مشکل و نگرانی نکن.

سگ زرد برادر شغال است مفهوم : به لحاظ بدی هر دو مثل هم اند.
سگ صاحبش را نمی شناسد مفهوم : ازدحام و شلوغی زیاد.

سگ کیش کردن مفهوم : کسی را بزور به جایی بردن.

سیر تا پیاز را برای کسی نقل کردن مفهوم : مطلبی را به طور تفصیل برای دیگری شرح دادن.

سیر به پیاز می گکه پیف پیف چقدر بو میدهی مفهوم : دو مجرم مثل هم یکدیگر را سرزنش می کنند.

 

 

 

شاخ و شانه کشیدن مفهوم : به خود بالیدن مفهوم : تظاهر به زورمندی کردن.

شال و کلاه کردن مفهوم : آماده شدن مفهوم : لباس پوشیدن برای بیرون رفتن از منزل.

شاهنامه آخرش خوش است مفهوم : باید به پایان کار توجه داشت.

شب آبستن است تا چه زاید سحر مفهوم : حوادثی در پیش است باید در انتظار آن بود.

شب دراز است و قلندر بیدار مفهوم : وقت بسیار است ، شتاب و عجله شایسته نیست.

شتر با بارش گم شد مفهوم : به محل بسیار شلوغ گویند.

شتر دیدی ندیدی مفهوم : آنچه دیدی یا شنیدی بازگو نکن.

شتر سواری دولا دولا نداره مفهوم : این کار پنهان شدنی نیست.

شریک دزد و رفیق قافله مفهوم : کسی که با طرفین دفاع و نزاء زد و بند داشته باشد.

شش ماهه به دنیا آمدن مفهوم : بسیار عجول بودن.

شکم گرسنه فتوای خون می دهد مفهوم : به آدم بی ایمان نمی توان اعتماد کرد.

شیری یا روباه؟ مفهوم : پیروز باز گشتی یا شکست خورده؟.

شورش را در آوردن مفهوم : زیاده روی بیش از حد کردن در کاری.

شتر در خواب بیند پنبه دانه مفهوم : آدمی که آرزوهای دور و دراز داشته باشد.

شیطان را درس دادن مفهوم : باهوش و حیله گر بودن (جهت منفی).

 

 

 

صبر ایّوب داشتن مفهوم : بسیار بردبار و صبور بودن.

صد سال گدایی کرد امّا شب جمعه را نمیداند مفهوم : کسی که به رموز کار خود آگاه نیست.

صلاح مملکت خویش خسروان دانند مفهوم : آنچه را خود مصلحت می بینی انجام بده.

 

 

 

طناب مفت را کردید خود را به دار زد مفهوم : از هرچه رایگان باشد استفاده می نماید.

طوطی وار یاد گرفتن مفهوم : بدون توجه به معنی و مفهوم از بر بودن مفهوم : نفهمیده حرف زدن.

 

 

 

عاقبت جوینده یابنده بود مفهوم : هر کسی که بدنبال چیزی برود به آن می رسد.

عقل کسی گرد شدن مفهوم : عقل درست و حسابی نداشتن مفهوم : کم شدن عقل کسی.

علی ماند و حوضش مفهوم : بیکار بودن.

عمر نوح نداشتن مفهوم : عمر دراز و طولانی نداشتن.

عیسی به دین خود موسی هم به دین خود مفهوم : هر کس در عقیده و اعتقاد خود آزاد است.

 

 

 

غاز چراندن مفهوم : بیکار بودن.

غزل خدا حافظی را خواندن مفهوم : برای رفتن وجدایی آماده شدن – مردن .

 

 

 

فرار وبر قرار ترجیع دادن مفهوم : برای اجتناب از خطر فرار کردن.

فس فس کردن مفهوم : دیر جنبیدن – بسیار آهسته کار کردن .

فضول و بردن جهنم گفت هیزمش تر است مفهوم : بسیار ایراد گیر و اعتراض کننده .

فلفل مبین که ریزه / بشکن ببین چه تیزاست مفهوم : به کوچکی شخص نگاه نکن بلکه به لیاقت او نگاه کن .

فیلش یاد هندوستان کرده مفهوم : به هدف و مقصد دیگری توجه کرده .

 

 

 

قارت وقورت کردن مفهوم : ادعا داشتن با خشم وخشونت .

قلق کسی را به دست آوردن مفهوم : به اخلاق وروحیه ی کسی آشنا شدن .

قوز بالای قوز مفهوم : گرفتاری رو گرفتاری – مشکلی روی مشکل پیش .

 

 

 

کاچی بهتر از هیچی است مفهوم : چیز کم بهتر از هیچ چیز است .

کاردش بزنی خونش در نمی آید مفهوم : بی نهایت خشمگین است .

کاری بکن بهر ثواب نه سیخ بسوزد نه کباب مفهوم : به عدالت رفتار کن .

کبکش خروس می خواند مفهوم : بسیار خوشحال وبا نشاط است .

کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من مفهوم : کسی برای دیگری کاری انجام نمی دهد .

کار حضرت فیل است مفهوم : کاری بسیار سخت ودشوار است .

کف دستم را بو نکرده بودم مفهوم : از غیب نمی دانستم .

کل اگر طبیب بود سر خود دوا نمودی مفهوم : مهارت نداشتن در کاری .

کلاه شرعی بافتن مفهوم : عمل غیر مشروعی را با حیله وتزویر شرعی جلوه دادن .

کار کردن خر وخوردن یابو مفهوم : کار را کس دیگر می کند نتیجه را کس دیگر می برد .

کیسه برای چیزی دوختن مفهوم : طمع داشتن به چیزی .

 

 

 

گاوش زائیده مفهوم : مشکلی برایش پیش آمده است .

گردن کج کردن مفهوم : خود را کوچک کردن – عاجزانه چیزی از کسی خواستن .

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی مفهوم : کارها با صبر وبردباری انجام می شود .

گز نکرده پاره کردن مفهوم : بدون مطالعه به کاری مبادرت کردن .

گل سر سبد بودن مفهوم : برگزیده گروه بودن – ممتاز جمع شدن .

گاو پیشانی سفید مفهوم : همه کس و همه جا او را می شناسند .

گوش بریدن کسی مفهوم : کلاه برداری کردن از کسی .

 

 

 

لفت دادن کاری مفهوم : به درازا کشانیدن کارو با تشریفات زیاد به آن پرداختن .

لنگه کفش کهنه در بیابان نعمت است مفهوم : چیز بی ارزش و ناقابل در شرایط نیاز مفید واقع می شود .

 

 

 

مار پوست خود بگذارد اما خوی خود نگذارد مفهوم : اخلاق ورفتار افراد عوض نمی شود .

مار را در آستین خود پروراندن مفهوم : چیز بد را یاری دادن .

مار گزیده از ریسمان سیاه وسفید می ترسد مفهوم : آدم صدمه دیده همیشه می ترسد.

ماست خود را کیسه کردن مفهوم : ترسیدن.

مثل اینکه مال باباش و خوردم مفهوم : به مناسبت دشمنی با کسی گفته می شود .

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است مفهوم : روی آوردن به کار خود هیچ موقع دیر نیست .

مرغ همسایه غاز است مفهوم : چیزی که دیگران دارند با ارزش تر است .

موش به سوراخ نمی رفت جارو به دمبش بست مفهوم : طرف خودش پذیرفته نبود معرف دیگری شد .

مرغ یک پا دارد مفهوم : از نظرم بر نمی گردم .

مثل خر در گل ماندن مفهوم : عاجز و ناتوان و درمانده شدن .

مرد سر می دهد اما سر نمی دهد مفهوم : رازی که به کسی سپرده شد فاش نمی شود .

مشت نمونه خروار است مفهوم : چیز کم به نشانه فراوان .

مشت وسندان مفهوم : جدال ودرگیری ناتوان با توانا – کار دشوار وخطر ناک.

مگر آمدی آتش ببری مفهوم : عجله زیاد داشتن.

مگر شهر هرت است ؟ مفهوم :  هر کار ی انجام بدهی آزاد نیستی .

مگر کله گنجشک خورده ای ؟ مفهوم : بسیار پر حرف هستی .

من می گویم نر است تو می گویی بدوش مفهوم : بی جهت اصرار کردن
من یک پیراهن بیشتر از تو پاره کردم مفهوم : با تجربه تر و سالخورده تر از تو هستم .

مو را از دست کشیدن مفهوم : دقت بسیار کردن .

موش مردگی درآوردن – خود را به ناخوشسی زدن مفهوم : خود را بیمار جلوه دادن

مومن مسجد ندیده مفهوم :  به شوخی به کسی می گویند که تظاهر به تقدس دارد .

موهایش را در آسیاب سفید کرده مفهوم : گرچه پیر است اما بی تجربه است .

مویی از خرس کندن غنیمت است مفهوم : از آدم خسیس حداقل استفاده هم غنیمت است .

مهمان مهمان را نمی تواند ببیند صاحبخانه هر دو را مفهوم : خسیس بودن صاحب خانه

میانشان شکر آب است مفهوم : روابط آنها خوب نیست ، اختلاف دارند .

 

 

 

ناز شست گرفتن مفهوم : پاداش و جایزه گرفتن .

نازک نارنجی مفهوم : زودرنج ، کم تحمل در مقابل مشکلات

نان به نرخ روز خوردن – پای بند بودن به اصول مفهوم :  رفتار خود را با وضع حاضر تطبیق دادن

نان کسی را آجر کردن مفهوم : موجب ضرر و زیان کسی شدن .
نخود هر آش بودن مفهوم : مداخله در هر کاری کردن .
نشخوار آدمیزاد حرف است مفهوم : لذت داشتن حرف زیاد .
نمک پرورده بودن مفهوم : مدیون کسی دیگر بودن .
نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار مفهوم : با آمدن چیز جدید گذشته و قدیمی و دلگیر می شود .
نه زنگی زنگ نه رومی روم مفهوم : میانه رو بودن – متوسط بودن .
نه سر پیاز نه ته پیاز مفهوم : کاره ای نبودن .
نه چک زدم نه چانه عروس آمد به خانه مفهوم : بدون زحمت به هدف رسیدم .

 

 

 

وقت سر خاراندن نداشتن مفهوم : سخت گرفتار کار زیاد بودن .

 

هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک مفهوم : از افراد درست دیگر انتظار انجام کار بد و زشت نیست .
هر چه پول بدهی آش می خوری مفهوم : به اندازه زحمتت نتیجه می گیری .
هر سرازی سربالایی دارد مفهوم : راحتی سختیهایی هم به دنبال دارد .
هر چه دیدی از چشم خودت دیدی مفهوم : مقصر خودت هستی .
هر چه سنگ است مال پای لنگ است مفهوم : آسیب و صدمه همیشه به آدمهای بیچاره می رسد .
هر کی با آل علی درافتد برافتد مفهوم : معمولاً سادات به مخالفان خود می گویند .
هر کس به امید همسایه نشیند گرسنه می خوابد مفهوم : به دیگران نباید امید داشت ، هر کاری را باید خود انجام داد .
هر کس خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند مفهوم : هر کس باید عاقبت اعمال خود را تحمل کند .
هر که بامش بیش برفش بیشتر مفهوم : هر کس داراتر است گرفتار تر است.
هر که نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد مفهوم : نباید به دیگران متکی بود .
هر که طاوس خواهد جور هندوستان کشد مفهوم : باید سختیها را برای رسیدن به هدف تحمل کرد .
هفت خوان رستم را طی کردن مفهوم : کار بسیار سخت را برای رسیدن به هدف تحمل کرد .
همه را برق می گیرد ما را چراغ نفتی مفهوم : شانس و اقبال دیگران ییشتر از ماست .
هنداونه زیر بغل کسی گذاشتن مفهوم : تملق بی جا گفتن .
هوا گرگ و میش است مفهوم : نه تاریک است نه روشن .
هیچ کاره ی همه کاره مفهوم : آدم هیچ کاره هود را همه کاره می پندارد .

 

 

 

یاسین به گوش خر خواندن مفهوم : کار بی حاصل انجام دادن .
یال و کوپال داشتن مفهوم : سرو وضع خوب داشتن .
یک دستی گرفتن مفهوم : کسی را کتر از آنچه هست پنداشتن .
یک ستاره توی آسمان ندارد مفهوم : ادم بی شانس و اقبال است .
یک شب هزار شب نمی شود مفهوم : به تعارف به مهمان می گویند .
یک کلاغ چهل کلاغ کردن مفهوم : اغراق و مبالغه نمودن + غیبت زیاد .
یک بز گر گله را گرگین می کند مفهوم : یک همنشین بد دیگران را هم به فساد می کشاند .
یکی به نعل می زند یکی هم به میخ مفهوم : هر دو طرف را مراعات می کند .
یک گوش در است و گوش دیگر دروازه مفهوم : کسی که مطلبی را به خاطر نمی سپارد .
یکی را پی نخود سیاه فرستادن مفهوم : به بهانه ای او را ازمیدان خارج مکردن .
یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد تا اشتهایش باز شود مفهوم : کار نابخردانه کردن .


تصویر امنیتی
*

افزونه وردپرس دکان | افزونه ی چند فروشندگی وردپرس

دانلود قالب وردپرس رکو – reco قالب مینیمال و فوق سریع

تراکت لایه باز شرکتی – تراکت و بروشور شرکتی ، خدماتی ، هاستینگ

دانلود سورس ربات تلگرام ( پک ۷۵تایی رایگان )

دانلود مجموعه آموزش انگلیسی Big English Starter – بیگ استارتر

لوگو نمایشگاه اتومبیل

کارت ویزیت دفتر بیمه

کارت ویزیت لایه باز آرایشگاه مردانه

جواب کامل بازی کلمانه تا آخرین مرحله

جواب بازی رولت بخش آبنبات ، جواب کامل تمامی مراحل بازی رولت

جواب بازی رولت بخش شیرینی ، جواب کامل تمامی مراحل بازی رولت

جواب بازی رولت بخش مربا ، جواب کامل تمامی مراحل بازی رولت

جواب بازی شهرزاد ( هزار داستان ) ، جواب تمامی مراحل به صورت کامل

جواب بازی فندق ادامه و آپدیت به صورت کامل

جواب بازی خان باجی – جواب های کامل بازی خان باجی

جواب کامل بازی مثل در حجر – جواب تمامی مراحل

جواب کامل بازی حرف تو حرف (تمامی مراحل)

تمام قطعات و ماشین های متروکه نید فور اسپید پی بک – NFS Payback Derelict cars

جواب بازی کلمچین ، همه مراحل و کامل

جواب های بازی باقلوا

تعداد موارد موجود در سبدخرید: 0

تمامی حقوق مطالب برای “”محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

تبلیغات : لوله برق / گاتر / برندینگ / املاک گیلان / هایک ویژن / فروش فالوور اینستاگرام / تعمیر لباسشویی در کرج

ضرب و المثل برای پانتومیم

ضرب و المثل برای پانتومیم

0

0 ایمان جهرمی داستان جولای 14, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *