علت پيدايش جنگ جهاني دوم

خواص دارویی و گیاهی

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

 

 

   

 

 

جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ در سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز شد

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

 

 

 آشنایی با جنگ جهانی دوم

 

• جنگ جهانی دوم

 

جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، دومین‌ جنگ‌ فراگیر است که از سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز شد و اوت ۱۹۴۵ پایان یافت. جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ علاوه‌ بر اروپا، در بخش‌های‌ گسترده‌ای‌ از قاره‌ آسیا و آفریقا تأثیرات‌ مخرب‌ عمده‌ای‌ برجای‌ گذاشت‌ و کشورهای‌ اسلامی‌، از جمله‌ ایران را درگیر خود کرد‌.

 

 

• علل اصلی آغاز جنگ جهانی دومعلل‌ اصلی‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ عبارت‌ بود از اشتباهات‌ عهدنامه‌ ورسای (7 مه‌ 1919) که‌ ظاهراً به‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ پایان‌ داد، همچنین پیامدهای‌ بحران‌ اقتصادی سال‌ 1929 و از همه‌ مهم‌تر رقابت‌ سیاسی‌ فاشیسم‌ و دموکراسی‌های‌ غربی‌ و مارکسیسم‌. عامل‌ اخیر چنان‌ در جنگ جهانی دوم مؤثر بود که‌ نبرد میان‌ کشورهای‌ درگیر، به‌ شکل‌ بی‌سابقه‌ای‌، عموم‌ مردم‌ را به‌ قلمرو جنگ‌ کشاند، به‌ طوری‌ که‌ در پایان‌ جنگ‌ جهانی دوم تعداد کشته‌شدگان‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ تقریباً با هم‌ برابری‌ می‌کرد.

 

 

جنگ‌ جهانی‌ دوم‌، که‌ بین‌ دو بلوک‌ متحدین‌ (آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌) و متفقین‌ (انگلیس‌ و فرانسه‌ و آمریکا و شوروی‌) درگرفت‌، به‌ لحاظ‌ گستردگی‌ جغرافیایی‌ و قدرت‌ تخریب‌ منابع‌ انسانی‌ و طبیعی‌، بی‌همتا بوده‌ است‌.

 

 

 

یکی از علل آغاز جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ اشتباهات‌ عهدنامه‌ ورسای بود

 

 

وضع‌ اسفبار زندگی‌ مردم‌ آلمان‌ به‌ دنبال‌ شکست‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و الزام‌ دولت‌ آلمان‌ به‌ پرداخت‌ غرامت‌ جنگی‌ سنگین‌، ظهور آدولف‌ هیتلر را که‌ عامل‌ اصلی‌ شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بود، تسهیل‌ کرد. وی‌ که‌ شکست‌ آلمان‌ را نتیجه‌ توطئه‌ یهودیان‌ و کمونیست‌ها می‌دانست‌، نه‌ تنها خواستار تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌ شد، بلکه‌ با طرح‌ شعار پان ‌ژرمنیسم‌ و با اعلام‌ برتری‌ کامل‌ نژاد ژرمن‌، حق‌ گسترش‌ قلمرو آلمان‌ تا سرزمین‌ ملت‌های‌ اسلاو در اروپای‌ مرکزی‌ و شرقی‌ را مسلّم‌ انگاشت‌ و تبعیض‌ نژادی‌ را اساس‌ جهان‌بینی‌ خود قرار داد و به‌ همین‌ شکل‌ در صدد گسترش‌ نفوذ خود در دیگر نقاط‌ جهان‌ برآمد.

از سوی‌ دیگر جامعه‌ ملل، ایتالیا را به‌ سبب‌ اشغال‌ اتیوپی‌ در سال 1935، تحریم‌ اقتصادی‌ کرد و این‌ امر به‌ ایجاد محور رُم‌ ـ برلین‌ در سال 1936 انجامید.

پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌، بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و آمریکا، حدود 78 میلیون‌ کیلومتر مربع‌ از خاک‌ کره‌ زمین‌ (بیش‌ از نیمی‌ از خشکی‌های‌ جهان‌) را در اختیار داشتند. در مقابل‌، سرزمین‌های‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مجموعاً به‌ حدود 6/2 میلیون‌ کیلومتر مربع‌ می‌رسید.

این‌ تفاوت‌ها بیانگر چرایی‌ عزم‌ کشورهای‌ کامیاب‌ (بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و آمریکا) در حفظ‌ مرزهای‌ موجود و اجتناب‌ آنها از جنگ و در عین‌ حال‌ دلیل‌ تداوم‌ ناخرسندی‌ فزاینده‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ بود. این‌ امر 3 کشور اخیر را در طول‌ 20 سال‌ ترک‌ مخاصمه‌ (1919ـ 1939)، به‌ سوی‌ توسعه‌ ابزارهای‌ جنگی‌ کشاند و آنها را به‌ گسترش‌ سرزمین‌هایشان‌ واداشت‌ و ستیزه‌جویی‌های‌ آنها اسباب‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ را فراهم‌ آورد.

 

 

اشغال‌ پراگ‌، پایتخت‌ لهستان‌، به‌ دست‌ ارتش‌ آلمان‌ برای‌ متفقین‌ تحمل‌پذیر نبود. اتحاد جماهیر شوروی‌، که‌ به‌ قدرت‌ مقاومت‌ دولت‌های‌ غربی‌ در برابر آلمان‌ اطمینان‌ نداشت‌، ترجیح‌ داد به‌ آلمان‌ نزدیک‌ شود. پیمان‌ عدم‌ تعرض‌ آلمان‌ و شوروی‌ در 23 اوت‌ 1939، نگرانی‌ هیتلر را از جنگ‌ در دو جبهه‌ زدود.

 

 

 

در پایان‌ جنگ‌ جهانی دوم تعداد کشته‌شدگان‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ تقریباً با هم‌ برابری‌ می‌کرد

 

 

در اول‌ سپتامبر 1939، ارتش‌ آلمان‌ به‌ لهستان‌ حمله‌ برد و در 3 سپتامبر انگلیس‌ و فرانسه‌ به‌ رایش‌ آلمان‌ اعلام‌ جنگ‌ کردند. لهستان‌ در کمتر از یک‌ ماه‌ از ارتش‌های‌ آلمان‌ و شوروی‌ شکست‌ خورد و زمینه‌ برای‌ حمله‌ به‌ دیگر مناطق‌ فراهم‌ آمد. در آغاز، آلمان‌ و متحدانش‌ در تمام‌ جبهه‌های‌ مغرب‌ و مشرق‌ اروپا و خاورمیانه‌ و خاور دور به‌ پیروزی‌های‌ گسترده‌ای‌دست‌ یافتند. از پاییز 1942، اوضاع‌ تغییر کرد و اولین‌ نشانه‌های‌ شکست‌ متحدین‌ پدیدار شد.

اشغال‌ سرزمین‌های‌ شوروی‌ باعث‌ اتحاد متفقین‌ با این‌ کشور شد و زمینه‌ را برای‌ تصرف‌ سرزمین‌های‌ از دست‌ رفته‌ فراهم‌ کرد. در اواخر نوامبر 1942، ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌ در جبهه‌های‌ مشرق‌، ضدحمله‌ گسترده‌ خود را در حوضه‌ ولگا در شمال‌ و استالینگراد در جنوب‌ آغاز کرد و تا 2 فوریه‌ 1943، کلیه‌ قوای‌ آلمان‌ را سرکوب‌ کرد.

ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌، به‌رغم‌ مقاومت‌های‌ سرسختانه‌ قوای‌ آلمانی‌ در سایر نقاط‌ شوروی‌، به‌ پیشروی‌ ادامه‌ داد و توانست‌ همه‌ سرزمین‌های‌ تصرف‌ شده‌ را پس‌ بگیرد. بدین‌ ترتیب‌ در اوایل سال‌ 1943، دولت‌های‌ محور، ابتکار عمل‌ را در کلیه‌ جبهه‌ها از دست‌ داده‌ بودند. پس‌ از گردهمایی‌ سران‌ انگلیس ‌و آمریکا و شوروی‌ در اجلاس‌ تهران‌ (28 نوامبر ـ اول‌ دسامبر 1943)، آمریکا و انگلیس‌ مشغول‌ تدارک‌ حمله‌ای‌ شدند که‌ بزرگ‌ترین‌ عملیات‌ نظامی‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ به‌ شمار می‌رفت‌.

 

 

روس‌ها نیز در بهار 1944‌، همز‌مان‌ با حمله‌ نیروهای‌ مشترک‌ آمریکا و انگلیس‌ در شمال‌ نورماندی، تهاجم‌ بزرگ‌ خود را در حوضه‌ دنیپر آغاز کردند و از آنجا به‌ رومانی‌ و بلغارستان‌ و سپس‌ آلمان‌ حمله‌ور شدند. در جبهه‌ غرب‌، سپاه‌ مشترک‌ آمریکا و انگلیس‌ پس‌ از پس‌ گرفتن‌ پاریس‌ در 25 اوت‌، به‌ سوی‌ مرزهای‌ آلمان‌ پیشروی‌ کرد و به‌ این‌ ترتیب‌، از فوریه‌ 1945 از مشرق‌ و مغرب‌ به‌ خاک‌ آلمان‌ هجوم‌ بردند.

 

 

هیتلر که‌ از قرارگاه‌ زیرزمینی‌ خود در برلینِ تحت‌ محاصره‌، ناامیدانه‌ به‌ مقاومت‌ ادامه‌ می‌داد، وقتی‌ خبر مرگ‌ موسولینی‌ را شنید، در 30 آوریل‌ 1945 خودکشی‌ کرد و دولت‌ جدید آلمان‌ را دونیتس،‌ فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌، در ایالت‌ شلسویگ‌ تشکیل‌ داد و از متفقین‌ تقاضای‌ ترک‌ مخاصمه‌ کرد.ددر 8 مه‌‌، سند قطعی‌ تسلیم‌ بی‌قید و شرط‌ آلمان‌ در برلین‌ امضا شد و براساس‌ تصمیماتی‌ که‌ روزولت‌، استالین‌ و چرچیل‌ در اجلاس‌ یالتا در فوریه‌ 1945 گرفتند، این‌ کشور به‌ مناطق‌ اشغالی‌ تقسیم‌ شد.

 

 

 

هیتلر در 30 آوریل‌ 1945 خودکشی‌ کرد

 

 

 

اما جنگ‌ در خاور دور تا چند ماه‌ دیگر ادامه‌ داشت‌. ژاپن‌ که‌ هنوز اندونزی‌، هندوچین‌، بخش‌ مهمی‌ از خاک‌ چین‌ و تعداد زیادی‌ از جزایر اقیانوس‌ آرام‌ را در اشغال‌ داشت‌، با مقاومت‌ سرسختانه‌ خود، موجب‌ ترس‌ متفقین‌ از ادامه‌ جنگی‌ طولانی‌ شده‌ بود. از همین‌رو، آمریکا مسئولیت‌ پرتاب‌ 2 بمب‌ اتمی‌ را بر شهرهای‌ هیروشیما و ناگازاکی‌ (به‌ ترتیب‌ در 6 و 9 اوت‌ 1945)، پذیرفت‌ و به‌ این‌ ترتیب‌ سند تسلیم‌ بی‌قید و شرط‌ نیروهای‌ مسلح‌ ژاپن‌ در 2 سپتامبر همان‌ سال‌ بر عرشه‌ رزم‌ناو آمریکایی‌ میسوری‌ به‌ امضا رسید و جنگ‌ کاملاً خاتمه‌ یافت‌.

 

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

 

کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود

 

 

• رهبران اصلی در زمان جنگ جهانی دومنویل چمبرلین: آرتور نویل چمبرلین در زمان شروع جنگ جهانی دوم نخست وزیر بریتانیا بود و در می سال 1940 پس از حمله آلمان به نروژ مجبور به کناره گیری شد و وینستون چرچیل جای او را گرفت.

 

 

وینستون چرچیل: او در بیشتر طول جنگ جهانی دوم، نخست وزیر بریتانیا بود. در این مدت سخنرانی های معروف او روحیه مردم را بالا می برد.

 

 

جوزف استالین: استالین رییس جمهور دیکتاتور کمونیست و بی رحم روسیه در خلال سال های 1928 تا 1953 بود. در سال های پیش از جنگ جهانی دوم، استالین تقریباً همه کارکنان نظامی ارشد روسیه را به همراه میلیون ها نفر از شهروندان روسی در یک موج ترور سیاسی به قتل رساند یا زندانی کرد.

 

 

اف. دی روزولت: رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در بین سال های 1933 تا 1945 بود. او بعد از بمباران بندر “پرل هاربر” آمریکا به وسیله ژاپنی ها به این کشور اعلام جنگ داد. اما مدت زیادی زنده نماند تا در جشن پیروزی متفقین در سپتامبر سال 1945 شرکت کند (او در سال 1945 از دنیا رفت و جایش را به هری اس ترومن داد).

 

 

هری ترومن: او در سال آخر جنگ جهانی دوم رییس جمهور ایالات متحده آمریکا شد. وی با تصمیم برای استفاده از بمب اتمی بر ضد ژاپن، نقش اصلی را در یکسره کردن جنگ ایفا کرد.

 

 

شارل دوگل: ژنرال فرانسوی که فرانسه را در جنگ بر ضد آلمان رهبری کرد. بعد از جنگ جهانی دوم او رییس جمهور فرانسه شد.

 

 

 

شارل دوگل در جنگ جهانی دوم فرانسه را در جنگ بر ضد آلمان رهبری کرد

 

 

آدولف هیتلر: تحت رهبری او آلمان قدرتمندترین امپراتوری جهان شد. منتها او فردی نژادپرست بود که هرکس را که از نظر وی نژاد خالص نداشت به قتل می رساند. تعداد این افراد هم به 11 میلیون نفر بالغ شد. او جنگ جهانی دوم را شروع کرد. وقتی مشخص شد که آلمان ها در این جنگ شکست می خورند، خودش را با شلیک گلوله کشت.

هیدکی توجو: نخست وزیر ژاپن از اکتبر 1941 تا جولای 1944.امپراتور هیروهیتو: امپراتور ژاپن.بنیتو موسولینی: نخست وزیر ایتالیا از سال 1922 تا 1943. او به آدولف هیتلر پیوست تا با متفقین بجنگد. در نهایت به وسیله خود مردم ایتالیا اعدام شد.

 

 

• تاثیرات جنگ جهانی دوم بر جهان

 

جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بر سراسر جهان‌ و نیز جهان‌ اسلام‌ تأثیرات‌ گسترده‌ای‌ داشت‌ که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از:- یکی از آثار جنگ جهانی دوم، فروپاشی‌ نظام‌ چند قطبی‌ و شکل‌گیری‌ نظام‌ دو قطبی‌ شرق‌ و غرب‌ به‌ رهبری‌ شوروی‌ و آمریکا بود.- از دیگر آثار جنگ جهانی دوم، رنگ‌ باختن‌ نفوذ قدرت‌های‌ اروپایی‌ مانند انگلیس‌، فرانسه‌، ایتالیا و آلمان‌ در سیاست‌های‌ بین‌المللی‌ بود.- شروع‌ جنگ‌ سرد به‌ عنوان‌ صحنه‌ رقابت‌ دو بلوک‌ در قالب‌ اتحادیه‌ها و پیمان‌های‌ خاص‌، نیز از دیگر آثار جنگ جهانی دوم بود.- تحریک‌ جنبش‌های‌ ضداستعماری‌ و متعاقب‌ آن‌ استقلال‌ مستعمرات‌ و ایجاد چند کشور جدید نیز از دیگر آثار جنگ جهانی دوم بود.

 

 

 

 ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی جان خود را از دست دادند

 

 

• تلفات و خسارات جنگ جهانی دوم

 

نتیجه جنگ جهانی دوم در چهار سالی که از پی آمد، قریب به ۲۷.۵ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشته‌شدگان خارج از شرایط «عادی» جنگ جان خود را از دست دادند. به جز این افراد، ۳ میلیون روس در اردوگاه‌های آلمان و به ویژه در اتاق‌های گاز از پای درآورده شدند.

 

 

در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند. حدود پنج میلیون شهروند لهستانی در طول جنگ جهانی دوم به دست نیروهای آلمان به‌قتل رسیدند که نزدیک به دو میلیون نفر آنان، غیر یهودی و سه میلیون نفر دیگر از یهودیان مقیم لهستان بودند، این رقم بیش از ۱۶ درصد جمعیت آن کشور را نسبت به سال ۱۹۳۹ تشکیل می‌داد.

 

 

تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و ۱/۷ میلیون آن (تخمینی) افراد غیرنظامی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود.

 

 

همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ جهانی دوم بر اثر قحطی در چین، ایران، اندونزی، هندوچین فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند. کل رقم کشته‌شدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می‌شود.

در پی جنگ جهانی دوم ساختارهای زیربنایی و صنعتی اروپا ویران شده بود. این مسئله باعث ارائهٔ طرح مارشال از سوی آمریکا شد که در نهایت نفوذ و تابعیت اروپای غربی از آمریکا را در دهه‌های بعد در پی داشت. از سوی دیگر تقسیم آلمان و نفوذ شوروی در اروپای شرقی عملاً این قاره را به دو نیمه تقسیم کرد. این تقسیم ریشه‌های آنچه بعدها جنگ سرد نام گرفت را تشکیل داد.

 

 

منابع :

 

hamshahrionline.ir

 

fa.wikipedia.org

 

www.020.ir

 

جنگ جهانی دوم بزرگ‌ترین و پرتلفات‌ترین جنگ در تاریخ جهان است. آلمان در ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد، این تاریخ متداول آغاز جنگ جهانی دوم در غرب است. منابع دیگر حمله ژاپن به چین را در ۷ ژوئیه، ۱۹۳۷، آغاز جنگ می‌دانند، و همچنین حمله ژاپن به منچوری که در ۱۹۳۱ انجام شده بود نیز به نوعی یکی از مقدمات جنگ جهانی دوم بود.جنگ جهانی دوم به دلایل بسیاری آغاز شد. بعضی از اصلی تربن آن‌ها، بحران اقتصادی و تورم و درخواست غرامت جنگی از جمهوری وایمار آلمان پس از جنگ جهانی اول، و رکود اقتصادی و نیاز ژاپن به مواد اولیه بود که باعث ظهور و رواج اندیشه فاشیسم و ملی گرایی، ظهور اندیشه دیکتاتوری و محدود کردن فکر و اندیشه شد.اصلی‌ ترین علل جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ عبارت‌ بود از:۱- اشتباهات‌ عهدنامه‌ ورسای (۷ مه‌ ۱۹۱۹/ ۵ شعبان‌ ۱۳۳۷) كه‌ ظاهراً به‌ جنگ‌ جهانی‌ اول ‌پایان‌ داد. پیمان ورساى یكى از ذلت بارترین پیمانهایى بود كه پس از جنگ اول جهانى و در پى شكست آلمانها بر ملت آلمان تحمیل گردیده بود و هیتلر سوگند خورده بود كه این پیمان را براندازد. از جمله مفاد این پیمان دادن سرزمین هایى از آلمان به لهستان بود و چون آلمانی ها، لهستانی ها را ملتى پست تر از خود مى دانستند این امر برایشان بسیار گران مى آمد. بدین سبب به دستور هیتلر در سپیده دم اول سپتامبر ۱۹۳۹ ارتش آلمان از مرز لهستان عبور كرد و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پیش راندند.

۲- پیامدهای‌ بحران‌ اقتصادی‌ ۱۹۲۹/ ۱۳۰۸ ش‌.جنگ جهانی اول به پایان رسید، اما نظام سرمایه‌داری اروپا جنگ دیگری را آبستن بود. سرمایه‌داری اروپا از بازارهای پس از جنگ فربه شده بود. تنها چند ماه پس از جنگ جهانی اول بود که شوراهای انقلابی کارگری به ویژه در آلمان پدید آمده و شدیداً طبقهٔ حاکم را نگران کرده بودند. به همین خاطر طبقهٔ حاکم آلمان به تسلیح میلشیای ارتجاعی همت گمارد تا «خطر» انقلاب را برطرف کرده و بتواند انقلاب روسیه را از حمایت کارگران اروپا محروم نماید. شوراهای انقلابی کارگری درهم‌کوبیده شدند و بحران اقتصادی بر جای ماند تا این که در سال ۱۹۲۹ میزان بیکاری به درجه‌ای بی‌سابقه رسید. اشتهای استعماری قدرت‌های بزرگ سرمایه‌داری و رقابت‌هایشان هم در این زمان به شدت تقویت شده بودند.

۳- و از همه‌ مهم‌تر رقابت‌ سیاسی‌ فاشیسم‌ و دموكراسیهای‌ غربی‌ و ماركسیسم‌. عامل‌ اخیر چنان‌ مؤثر بود كه‌ نبرد میان‌ كشورهای‌ درگیر، به‌ شكل‌ بی‌سابقه‌ای‌، عموم‌ مردم‌ را به‌ قلمرو جنگ‌ كشاند، به‌ طوری‌ كه‌ در پایان‌ جنگ‌ تعداد كشته‌شدگان‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ تقریباً با هم‌ برابری‌ می‌كرد. این‌ جنگ‌، كه‌ بین‌ دو بلوك‌ متحدین‌ (آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌) و متفقین‌ (انگلیس‌ و فرانسه‌ و امریكا و شوروی‌) درگرفت‌، به‌ لحاظ‌ گستردگی‌ جغرافیایی‌ و قدرت‌ تخریب‌ منابع‌ انسانی‌ و طبیعی‌، بی‌همتا بوده‌ است‌.

بدین گونه وضع‌ اسفبار زندگی‌ مردم‌ آلمان‌ به‌ دنبال‌ شكست‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و الزام‌ دولت‌ آلمان‌ به‌ پرداخت‌ غرامت‌ جنگی‌ سنگین‌، ظهور آدولف‌ هیتلر را كه‌ عامل‌ اصلی‌ شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بود، تسهیل‌ نمود. وی‌ كه‌ شكست‌ آلمان‌ را نتیجه‌ توطئه‌ یهودیان‌ و كمونیستها می‌دانست‌، نه‌ تنها خواستار تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌ شد، بلكه‌ با طرح‌ شعار پان ‌ژرمنیسم‌ و با اعلام‌ برتری‌ كامل‌ نژاد ژرمن‌، حق‌ گسترش‌ قلمرو آلمان‌ تا سرزمین‌ ملتهای‌ اسلاو در اروپای‌ مركزی‌ و شرقی‌ را مسلّم‌ انگاشت‌ و تبعیض‌ نژادی‌ را اساس‌ جهان‌بینی‌ خود قرار داد و به‌ همین‌ شكل‌ در صدد گسترش‌ نفوذ خود در دیگر نقاط‌ جهان‌ برآمد. از سوی‌ دیگر جامعه‌ ملل، ایتالیا را به‌ سبب‌ اشغال‌ اتیوپی‌ در ۱۳۱۴ ش‌/ ۱۹۳۵، تحریم‌ اقتصادی‌ كرد و این‌ امر به‌ ایجاد محور رُم‌ ـ برلین‌ در ۱۳۱۵ ش‌/ ۱۹۳۶ انجامید.

تضادهای‌ داخلی‌ نظامهای‌ اجتماعی‌ متفاوت‌ كه‌ اساساً خصلتی‌ اقتصادی‌ داشتند، عامل‌ تعیین ‌كننده‌ دیگری‌ در بروز جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بودند. پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌، بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و ایالات‌ متحده‌ امریكا، حدود ۷۸ میلیون‌ كیلومتر مربع‌ از خاك‌ كره‌ زمین‌ (بیش‌ از نیمی‌ از خشكیهای‌ جهان‌) را در اختیار داشتند. در مقابل‌، سرزمینهای‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مجموعاً به‌ حدود ۶ر۲ میلیون‌ كیلومتر مربع‌ می‌رسید. این‌ عدم‌ تناسب‌ وقتی‌ چشمگیرتر می‌شود كه‌ مستعمره‌های‌ بریتانیا و فرانسه‌ را با متصرفات‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مقایسه‌ كنیم‌. كل‌ جمعیت‌ بریتانیا و فرانسه‌ حدود ۹۰ میلیون‌ نفر بود، در حالی‌ كه‌ امپراتوریهای‌ این‌ دو كشور یك‌سوم‌ كره‌ زمین‌ را تشكیل‌ می‌دادند. در مقایسه‌، آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌ با ۱۸۰ میلیون‌ نفر جمعیت‌ (دو برابر جمعیت‌ بریتانیا و فرانسه‌)، فقط‌ یك‌ بیستم‌ سرزمینهای‌ بریتانیا و فرانسه‌ را در اختیار داشتند.علت پيدايش جنگ جهاني دوم

این‌ تفاوتها بیانگر چرایی‌ عزم‌ كشورهای‌ كامیاب‌ (بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌، ایالات‌ متحده‌ امریكا) در حفظ‌ مرزهای‌ موجود و اجتناب‌ آنها از جنگ‌، و در عین‌ حال‌ دلیل‌ تداوم‌ ناخرسندی‌ فزاینده‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ بود. این‌ امر سه‌ كشور اخیر را در طول‌ بیست‌ سال‌ ترك‌ مخاصمه‌ (۱۹۱۹ـ ۱۹۳۹)، به‌ سوی‌ توسعه‌ ابزارهای‌ جنگی‌ كشاند و آنها را به‌ گسترش‌ سرزمینهایشان‌، از طریق‌ اعمال‌ زور یا تهدید به‌ اعمال‌ زور، واداشت‌ و ستیزه‌جوییهای‌ آنها اسباب‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ را فراهم‌ آورد.

تا زمانی‌كه‌ هیتلر، از طریق‌ تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌، سرزمینهای‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌ را مطالبه‌ می‌كرد، كشورهای‌ غربی‌ به‌ خصوص‌ انگلیس‌، به‌ سیاست‌ ترضیه‌ خاطر و تسكین‌ وی‌ ادامه‌ دادند، اما اشغال‌ پراگ‌، پایتخت‌ لهستان‌، به‌ دست‌ ارتش‌ آلمان‌ برای‌ متفقین‌ تحمل‌پذیر نبود. اتحاد جماهیر شوروی‌، كه‌ به‌ قدرت‌ مقاومت‌ دولتهای‌ غربی‌ در برابر آلمان‌ اطمینان‌ نداشت‌، ترجیح‌ داد به‌ آلمان‌ نزدیك‌ شود. پیمان‌ عدم‌ تعرض‌ آلمان‌ و شوروی‌ در ۳۱ مرداد ۱۳۱۸/ ۲۳ اوت‌ ۱۹۳۹، نگرانی‌ هیتلر را از جنگ‌ در دو جبهه‌ زدود.

در ۹ شهریور ۱۳۱۸/ اول‌ سپتامبر ۱۹۳۹، ارتش‌ آلمان‌ به‌ لهستان‌ حمله‌ برد و در ۳ سپتامبر انگلیس‌ و فرانسه‌ به‌ رایش‌ آلمان‌ اعلام‌ جنگ‌ كردند. لهستان‌ در كمتر از یك‌ ماه‌ از ارتشهای‌ آلمان‌ و شوروی‌ شكست‌ خورد و زمینه‌ برای‌ حمله‌ به‌ دیگر مناطق‌ فراهم‌ آمد.

اینكه چرا جلوی هیتلر گرفته نشد به دلایل متعددی برمیگردد از جمله: ۱- ضعف جامعهً ملل ۲- عدم توانائی كشورهای اروپایی برای دادن پاشخ دندان شكن ( بر اثر سستی و مسامحهً فرانسه و آمریكا و انگلیس در مقابل هیتلر و اعلام بی طرفی از سوی شوروی باعث شد كه هیتلر دست خود را در اجرای اهداف نژاد پرستانه باز ببیند ) ۳- كشورهای قدرتمند جهان هر كدام به دنبال منافع خود بودند و از درگیر شدن با هیتلر پرهیز میكردند و علاوه بر این مسئله همین كشورها به شدت درگیر بحران اقتصادی بودند . ۴ – ساختار به شدت تبعیض آمیز و امپریالیستی نظام بین الملل ، که باعث بوجود امدن چنین جریان های افراطی می گردید .

جهت مطالعه بیشتر ر. ک :- نبرد من، آدولف هیتلر، انتشارات زنگ آزادی .

– والتر اودنیک ,ولودیمیر .یونگ و سیاست .ترجمه علیرضا طیب .نشر نی.

– مقالهً جنگ جهانی دوم ، نوشتهً عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوی‌ .(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، كد: ۲۴/۱۰۰۱۱۲۷۳۷)

   

از ابتدای انقلاب تاکنون،در نسبت با “تعریف وظایف و کارکردهای رهبری”،نظریات مختلفی وجود داشته ‌است.عده‌ای با نگاهی تفریطی،معقتد به “رهبری فرمایشی و نمایشی” هستند که چونان پاپ،هر از گاهی در جمع مردم ظاهر شده و چند کلمه‌ای صحبت کرده و چند عکس یادگاری گرفته و بعد از آن به واتیکان مراجعت کند و کار قیصر را به قیصر واگذار کند و کار خدا را به خدا. در این نگاه، رهبر جامعه، دارای مسئولیت چندانی نیست جز نصیحت‌های مرشدانه.

جهان در آستانه تغییر و تحولات مهم و به تعبیری در یک “پیچ بزرگ تاریخی”است؛این مدعّا صرفاً متعلق به اندیشمندان و صاحب‌نظران در جمهوری اسلامی نیست،چه آنکه برخی صاحب‌نظران در آمریکا مانند ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا و جوزف نای از صاحب‌نظران مطرح حوزه بین‌الملل نیز بر این مدعا صحه گذاشته‌اند.صاحب‌نظران معتقدند قدرت و ثروت در دنیا در حال جابجایی از غرب به شرق است و این موضوع فرصت‌های متعدد و متنوعی نوینی را برای برخی کشورها از جمله ایران می‌تواند فراهم کند. غیر از این سابقه عملکرد غرب و بویژه آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، مزید بر علت می‌شود تا رویکرد «نگاه ب

من به شما کاملاً امیدوارم.من به همه آنچه که درباره جوانان مؤمن گفته شد باور دارم/مراقب باشید وسوسه دشمن در فضای عمومی زندگی تأثیر نگذارد،نفوذ دشمن نتواند در صفوف یکپارچه جوانان مؤمن اختلال ایجاد کند.امروز در فضای مجازی و در بقیه زمینه‌ها دشمن به‌شدت فعال است.تلاش مأیوسانه میکند اما شما باید بایستید،از خودتان آمادگی و اقتدار نشان بدهید و ابتکار خود را به کار ببندید.خدای متعال به شما کمک خواهد کرد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.علت پيدايش جنگ جهاني دوم

وقتی کسی تخلف می‌کند برخورد قاطع کنید…در همین شرکت‌های صوری‌ای که درست کردند و آمدند به‌عنوان اینها ارز گرفتند،دستگاه امنیتی باید دنبال کند،فعال باشد،اینها را شناسایی کند،برخورد کند با اینها…برخورد جدی بکنید.مردم استقبال می‌کنند از این برخورد.

دولت پیمان‌شکن آمریکا سال‌هاست که با توسل به اقدامات گوناگون به دنبال وارد کردن فشار بر مردم ایران و ایجاد شکاف اجتماعی است.این دولت در خلال چهل سال،روش‌های گوناگونی را برای دست‌یابی به هدف خود به کار گرفت و نتوانست در صفوف ملت ایران رخنه کند و آنان را از پای درآورد.این دولت با زیر پا گذاشتن تعهدات خود در برجام، امروز ملت ایران را بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار داده است؛تسلیم و قبول شرایط ظالمانه آمریکا و نادیده گرفتن هر آنچه که به خاطر آن انقلاب کرد و برای آن هزینه داد و یا مقاومت شرافتمندانه و نه گفتن به خواسته‌های زورگویانۀ آمریکا.

عنصر مؤمن و انقلابی بایستی بتواند به خوبی عرصه های نفوذ و آسیب پذیری منظومه انقلاب اسلامی را در فرایند صبرانقلابی شناسایی و برای هر کدام از آنان یک راهکار متفاوت و در عین حال به هم پیوسته در یک نگاه در ظرف منظومه ای انقلاب طراحی نماید.

اول.جامعه‌ی زنده و رو به حرکت، با “چالش” مواجه است.در حرکت است که چالش‌ها به سراغ انسان می‌آید.انسانی که در پای قله‌ی کوه ایستاده و از همان پایین،صرفا به قله نگاه می‌کند که با مسئله و چالشی مواجه نیست.در مسیر رفتن به سمت قله است که چالش‌ها به سراغ انسان می‌آید.چند صباحی از شکل‌گیری جامعه‌ی نبوی نگذشته بود که “جنگ بدر” بر آن تحمیل شد و پس از آن هم جنگ‌ها و چالش‌ها پشت سر هم.انقلاب اسلامی هم همین‌طور،ایران تازه از منجلاب زمان پهلوی نجات پیدا کرده و عزت یافته بود که

تهدید به بستن تنگه هرمز مسبوق به سابقه و مختص شرایط حاد است.علاوه بر دوره جنگ تحمیلی،ایران در سال 2011 و در بحبوحه تحریم‌ها نیز چنین تهدیدی کرد و جامعه جهانی این تهدید را جدی گرفت و عقب نشینی کرد. به دنبال خروج آمریکا از برجام و تهدید آمریکا به «تحریم مطلق نفت ایران تا رساندن صادرات آن به صفر» دکتر روحانی در سفر خود به سوئیس با تهدید تلویحی به بستن تنگه هرمز به آمریکایی‌ها واکنش نشان داد.

در طول سال‌های اخیر پرونده‌های مالی مختلفی مطرح و به آن‌ها رسیدگی شده است.این روزها که

نسل جوان بداند که دشمن با استقلال،عزت و پیشرفت و حضور او در میدان علم و سیاست مخالف است؛البته این را باید یقین داشت که [اقدامات او] نتیجه‌ای نخواهد داشت به‌شرطی که ملت،راه ایستادگی و صبر و تقوا همراه با هوشیاری و تدبیر و انسجام ملی را ادامه دهد/بعضی می‌گویند «تسلیم بشویم تا موذیگری دشمن ادامه پیدا نکند»،نمی‌دانند هزینه‌ تسلیم شدن بمراتب بیشتر از ایستادگی است/ دشمنی آمریکا بیشتر شده و نفرت ملت هم از آمریکا روزبه‌روز بیشتر می‌شود.امروز برنامه‌ی دشمن ایجاد ش

اصلی‌ ترين علت جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ عبارت‌ بود از 1- اشتباهات‌ عهدنامه‌ ورسای (7 مه‌ 1919/ 5 شعبان‌ 1337) كه‌ ظاهراً به‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌پایان‌ داد،(پيمان ورساى يكى از ذلت بارترين پيمانهايى بود كه پس از جنگ اول جهانى و در پى شكست آلمانها بر ملت آلمان تحميل گرديده بود و هيتلر سوگند خورده بود كه اين پيمان را براندازد. از جمله مفاد اين پيمان دادن سرزمين هايى از آلمان به لهستان بود و چون آلماني ها، لهستاني ها را ملتى پست تر از خود مى دانستند اين امر برايشان بسيار گران مى آمد. بدين سبب به دستور هيتلر در سپيده دم اول سپتامبر 1939 ارتش آلمان از مرز لهستان عبور كرد و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پيش راندند)2- پیامدهای‌ بحران‌ اقتصادی‌ 1929/ 1308 ش‌، و از همه‌ مهم‌تر 3- رقابت‌ سیاسی‌ فاشیسم‌ و دموكراسیهای‌ غربی‌ و ماركسیسم‌. عامل‌ اخیر چنان‌ مؤثر بود كه‌ نبرد میان‌ كشورهای‌ درگیر، به‌ شكل‌ بی‌سابقه‌ای‌، عموم‌ مردم‌ را به‌ قلمرو جنگ‌ كشاند، به‌ طوری‌ كه‌ در پایان‌ جنگ‌ تعداد كشته‌شدگان‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ تقریباً با هم‌ برابری‌ می‌كرد. این‌ جنگ‌، كه‌ بین‌ دو بلوك‌ متحدین‌ (آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌) و متفقین‌ (انگلیس‌ و فرانسه‌ و امریكا و شوروی‌) درگرفت‌، به‌ لحاظ‌ گستردگی‌ جغرافیایی‌ و قدرت‌ تخریب‌ منابع‌ انسانی‌ و طبیعی‌، بی‌همتا بوده‌ است‌. بدين گونه وضع‌ اسفبار زندگی‌ مردم‌ آلمان‌ به‌ دنبال‌ شكست‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و الزام‌ دولت‌ آلمان‌ به‌ پرداخت‌ غرامت‌ جنگی‌ سنگین‌، ظهور آدولف‌ هیتلر را كه‌ عامل‌ اصلی‌ شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بود، تسهیل‌ نمود. وی‌ كه‌ شكست‌ آلمان‌ را نتیجه‌ توطئه‌ یهودیان‌ و كمونیستها می‌دانست‌، نه‌ تنها خواستار تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌ شد، بلكه‌ با طرح‌ شعار پان ‌ژرمنیسم‌ و با اعلام‌ برتری‌ كامل‌ نژاد ژرمن‌، حق‌ گسترش‌ قلمرو آلمان‌ تا سرزمین‌ ملتهای‌ اسلاو در اروپای‌ مركزی‌ و شرقی‌ را مسلّم‌ انگاشت‌ و تبعیض‌ نژادی‌ را اساس‌ جهان‌بینی‌ خود قرار داد و به‌ همین‌ شكل‌ در صدد گسترش‌ نفوذ خود در دیگر نقاط‌ جهان‌ برآمد (چرچیل، ج‌ 1، ص‌ 7، 12، 28، 41ـ 45). از سوی‌ دیگر جامعه‌ ملل، ایتالیا را به‌ سبب‌ اشغال‌ اتیوپی‌ در 1314 ش‌/ 1935، تحریم‌ اقتصادی‌ كرد و این‌ امر به‌ ایجاد محور رُم‌ ـ برلین‌ در 1315 ش‌/ 1936 انجامید (چرچیل‌، ج‌ 1، ص‌ 136، 148). تضادهای‌ داخلی‌ نظامهای‌ اجتماعی‌ متفاوت‌ كه‌ اساساً خصلتی‌ اقتصادی‌ داشتند، عامل‌ تعیین ‌كننده‌ دیگری‌ در بروز جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بودند. پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌، بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و ایالات‌ متحده‌ امریكا، حدود 78 میلیون‌ كیلومتر مربع‌ از خاك‌ كره‌ زمین‌ (بیش‌ از نیمی‌ از خشكیهای‌ جهان‌) را در اختیار داشتند. در مقابل‌، سرزمینهای‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مجموعاً به‌ حدود 6ر2 میلیون‌ كیلومتر مربع‌ می‌رسید. این‌ عدم‌ تناسب‌ وقتی‌ چشمگیرتر می‌شود كه‌ مستعمره‌های‌ بریتانیا و فرانسه‌ را با متصرفات‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مقایسه‌ كنیم‌. كل‌ جمعیت‌ بریتانیا و فرانسه‌ حدود 90 میلیون‌ نفر بود، در حالی‌ كه‌ امپراتوریهای‌ این‌ دو كشور یك‌سوم‌ كره‌ زمین‌ را تشكیل‌ می‌دادند. در مقایسه‌، آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌ با 180 میلیون‌ نفر جمعیت‌ (دو برابر جمعیت‌ بریتانیا و فرانسه‌)، فقط‌ یك‌ بیستم‌ سرزمینهای‌ بریتانیا و فرانسه‌ را در اختیار داشتند. این‌ تفاوتها بیانگر چرایی‌ عزم‌ كشورهای‌ كامیاب‌ (بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌، ایالات‌ متحده‌ امریكا) در حفظ‌ مرزهای‌ موجود و اجتناب‌ آنها از جنگ‌، و در عین‌ حال‌ دلیل‌ تداوم‌ ناخرسندی‌ فزاینده‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ بود. این‌ امر سه‌ كشور اخیر را در طول‌ بیست‌ سال‌ ترك‌ مخاصمه‌ (1919ـ 1939)، به‌ سوی‌ توسعه‌ ابزارهای‌ جنگی‌ كشاند و آنها را به‌ گسترش‌ سرزمینهایشان‌، از طریق‌ اعمال‌ زور یا تهدید به‌ اعمال‌ زور، واداشت‌ و ستیزه‌جوییهای‌ آنها اسباب‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ را فراهم‌ آورد (برون‌ و لی، ص‌ 7ـ 8). تا زمانی‌كه‌ هیتلر، از طریق‌ تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌، سرزمینهای‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌ را مطالبه‌ می‌كرد، كشورهای‌ غربی‌ به‌ خصوص‌ انگلیس‌، به‌ سیاست‌ ترضیه‌ خاطر و تسكین‌ وی‌ ادامه‌ دادند، اما اشغال‌ پراگ‌، پایتخت‌ لهستان‌، به‌ دست‌ ارتش‌ آلمان‌ برای‌ متفقین‌ تحمل‌پذیر نبود. اتحاد جماهیر شوروی‌، كه‌ به‌ قدرت‌ مقاومت‌ دولتهای‌ غربی‌ در برابر آلمان‌ اطمینان‌ نداشت‌، ترجیح‌ داد به‌ آلمان‌ نزدیك‌ شود. پیمان‌ عدم‌ تعرض‌ آلمان‌ و شوروی‌ در 31 مرداد 1318/ 23 اوت‌ 1939، نگرانی‌ هیتلر را از جنگ‌ در دو جبهه‌ زدود (مهدوی‌، ص‌ 383ـ 385؛ نقیب‌زاده‌، ص‌ 167ـ 168، 178ـ182). در 9 شهریور 1318/ اول‌ سپتامبر 1939، ارتش‌ آلمان‌ به‌ لهستان‌ حمله‌ برد و در 3 سپتامبر انگلیس‌ و فرانسه‌ به‌ رایش‌ آلمان‌ اعلام‌ جنگ‌ كردند. لهستان‌ در كمتر از یك‌ ماه‌ از ارتشهای‌ آلمان‌ و شوروی‌ شكست‌ خورد و زمینه‌ برای‌ حمله‌ به‌ دیگر مناطق‌ فراهم‌ آمد (چرچیل‌، ج‌1، ص‌319، 330؛ هویل‌، ص‌ 17، 21ـ23). اينكه چرا جلوي هيتلر گرفته نشد به دلايل متعددي برميگردد از جمله: 1- ضعف جامعهً ملل 2- عدم توانائي كشورهاي اروپايي براي دادن پاشخ دندان شكن ( بر اثر سستي و مسامحهً فرانسه و آمريكا و انگليس در مقابل هيتلر و اعلام بي طرفي از سوي شوروي باعث شد كه هيتلر دست خود را در اجراي اهداف نژاد پرستانه باز ببيند ) 3- كشورهاي قدرتمند جهان هر كدام به دنبال منافع خود بودند و از درگير شدن با هيتلر پرهيز ميكردند و علاوه بر اين مسئله همين كشورها به شدت درگير بحران اقتصادي بودند . 4 – ساختار به شدت تبعيض آميز و امپرياليستي نظام بين الملل ، که باعث بوجود امدن چنين جريان هاي افراطي مي گرديد . جهت مطالعه بيشتر ر. ک :نبرد من، آدولف هيتلر، انتشارات زنگ آزادي . والتر اودنيک ,ولوديمير .يونگ و سياست .ترجمه عليرضا طيب .نشر نيمقالهً جنگ جهاني دوم نوشتهً/ عبدالرضا هوشنگ‌ مهدوی‌ / (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 24/100112737)

 

زمانی که ساعت 4:45 بامداد اول سپتامبر 1939 را نشان می‌داد، آلمان با حمله به لهستان آتش بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین جنگ تاریخ بشر را روشن کرد. دست تقدیر و عزم آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی این‌گونه رقم خورده بود که روز جمعه را برای آغاز جنگ انتخاب کند و به این ترتیب جنگی آغاز شد که نزدیک 100 میلیون نفر در آن جنگیدند و حدود 70 میلیون نفر کشته شدند.

 

 

 

 

عصر جنون

 

زمانی که ساعت 4:45 بامداد اول سپتامبر 1939 را نشان می‌داد، آلمان با حمله به لهستان آتش بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین جنگ تاریخ بشر را روشن کرد. دست تقدیر و عزم آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی این‌گونه رقم خورده بود که روز جمعه را برای آغاز جنگ انتخاب کند و به این ترتیب جنگی آغاز شد که نزدیک 100 میلیون نفر در آن جنگیدند و حدود 70 میلیون نفر کشته شدند. جنگ جهانی دوم در حالی آغاز شد که به مدت 6 سال به طول انجامید و کشورهای جهان پس از جنگ جهانی اول همه تلاش‌های خود را به کار بسته بودند تا از آغاز جنگ دیگری جلوگیری کنند و به عبارتی سازوکارهایی را تدارک دیدند تا جنگ دیگری رخ ندهد. اما تاریخ نشان داد نه‌تنها موانع برای آغاز جنگ دیگری کافی نبود؛ بلکه به وقوع آن نیز کمک شایانی کرد. در این میان آنچه وقوع جنگ جهانی دوم را لاجرم کرد، اتفاقاتی بود که دنیا را به روز اول سپتامبر 1939 رساند؛ اتفاقاتی که بازخوانی آن می‌تواند نمایانگر دلایل وقوع جنگی باشد که هنوز بسیاری از انسان‌ها در دنیا با اثرات آن دست و پنجه نرم می‌کنند.علت پيدايش جنگ جهاني دوم

 

 

  معاهده ورسای

 

بررسی دلایل حمله آلمان نازی در بامداد اول سپتامبر، بدون واکاوی نتایج و اتفاقات پس از جنگ جهانی اول به‌طور کلی کاری عبث خواهد بود. وقوع جنگ جهانی دوم به دید بسیاری از کارشناسان و طبق شواهد تاریخی ریشه مستقیم در جنگ جهانی اول داشت. با خاموش شدن آتش جنگ در 11 نوامبر 1918 و پایان جنگ جهانی اول، کشورهای پیروز درصدد تنبیه کشورهای شکست خورده بر‌آمدند. سه محور اصلی شکست خورده در جنگ جهانی اول امپراتوری‌های اتریش – مجارستان، عثمانی و آلمان بودند. در این میان دو امپراتوری اول تجزیه شدند و کشورهای تازه‌ای شکل گرفتند. اما تنها کشوری که با آسیب فراوانی که به آن وارد شد، همچنان شالوده اصلی خود را نگاه داشت، آلمان بود. بعد از جنگ، جمهوری وایمار جایگزین امپراتوری آلمان شده بود. اما آنها باید تنبیهات فراوان خویش را به‌عنوان کشور شکست خورده تحمل می‌کردند. به همین دلیل بود که قرارداد ورسای شکل گرفت که رقم زننده خط پایانی رسمی بر جنگ جهانی اول بود. ورسای پیمان‌نامه‌ای بود که 28 ژوئن سال 1919 در کاخ ورسای به امضای دولت‌های پیروز در جنگ جهانی اول و متحدین شکست خورده، رسید. طبق این پیمان مجازات‌های سختی برای آلمان در نظر گرفته شد؛ آنها نه‌تنها بخش‌هایی از سرزمین‌شان را از دست رفته می‌دیدند؛ بلکه مجازات‌های سنگینی نیز برای آنها در نظر گرفته شد. معاهده ورسای تحقیری بزرگ برای آلمان بود. اما در این میان تلاش فرانسه برای سرکوب هر چه بیشتر آلمان به دلیل طولانی شدن مذاکرات و شکلی که این مذاکرات پیش رفت، نتیجه نداد. گویا فرانسوی‌ها از همه بهتر می‌دانستند که آلمانی‌ها باز خواهند گشت.

 

 

  جامعه ملل

 

یکی از نتایج بزرگ پیمان ورسای، تشکیل نهادی بود که بعدها از ساختارهای آن سازمان ملل متحد شکل گرفت. «جامعه ملل» در فاصله چند ماه پس از معاهده ورسای با هدف «خلع سلاح، جلوگیری از جنگ به واسطه تامین امنیت همگانی، رفع اختلاف و مشاجره بین کشورها از راه مذاکره و دیپلماسی و بهبود سطح زندگی جهانی» شکل گرفت. جامعه ملل در سال‌های ابتدایی نقش کلیدی و مهمی از خود نشان داد اما به تدریج همه بازیگران متوجه این مساله ‌شدند که این جامعه نمی‌تواند نقشی کلیدی ایفا کند. جامعه ملل که در 16 ژانویه 1920 شکل گرفت، به اندازه‌ای ناتوان بود که دو دهه بعد به ورطه فروپاشی رسید و تنها پس از پایان جنگ دوم جهانی در قامت سازمان ملل متحد شکل تازه‌ای گرفت.

 

 

  هیتلر

 

آدولف هیتلر، چهره کلیدی جنگ جهانی دوم بود؛ مردی که زخم‌های جنگ جهانی اول را به‌عنوان یک سرباز بر تن داشت، در سال 1920 به حزب نازی پیوست. به اندازه‌ای توانایی در سخنوری و کسب توجه برای افکار عمومی داشت که یک سال بعد به ریاست حزب انتخاب شد. هر چند در سال 1923 به جرم شرکت در کودتایی نافرجام به زندان افتاد، در همان دوران کتاب نبرد من را نوشت. او در این کتاب از برتری نژاد ژرمن گفت و در آن ایده‌های ملی‌گرایانه، ضدکمونیستی و یهودستیزانه خود را بیان کرد. هیتلر به تدریج در سال 1933 به‌عنوان صدراعظم آلمان انتخاب شد و یک سال بعد در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ قرار گرفت. در دوران او آلمان به سمت قدرت‌گیری دوباره حرکت کرد و از نظر نظامی و اقتصادی به موفقیت‌های فراوانی دست یافت.

 

 

  آغاز جنگ

 

تهاجم ایتالیا به رهبری بینتو موسیلینی به اتیوپی در سال 1935، جنگ داخلی اسپانیا در سال 1936، حمله ژاپن به چین، شوروی و مغولستان در سال‌های 1937 و 1938 همه باعث شدند کشورهای زیادی از جامعه ملل خارج شوند. دنیا بوی فرا رسیدن عصر جنون را می‌داد. امضای پیمان «مولوتوف – ریبن‌تروپ» بین آلمان و شوروی آخرین مانع را برای هیتلر از میان برداشت. آلمان‌ها در زمانه‌ای که رهبران دنیا به جنگیدن علاقه فراوانی داشتند، در اولین اقدام مرزهای از دست رفته خود را پس از جنگ جهانی اول که به لهستان داده شده بود، پس گرفت و به تدریج کل غرب لهستان را گرفت. با این اقدام آلمان، انگلستان و فرانسه در سوم سپتامبر به این کشور اعلام جنگ دادند و در نتیجه آتش بزرگ روشن شد؛ آتشی که همه چیز را با خود برد و درنهایت هیچ دستاوردی جز مرگ نداشت.

منبع: روزنامه فرهیختگان

 

 

 

 

جنگ جهانی اول از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ به طول انجامید. در این جنگ طرفین متخاصم عبارت بودند از متحدین یعنی: آلمان ، اتریش و هنگری ( مجارها) که بعدها ترکیه عثمانی و بلغارستان نیز بدانها پیوستند و متفقین یعنی : فرانسه ، انگلیس ،  روسیه ، بلژیک ، صربستان و ژاپن سپس ایتالیا، رومانی، پرتغال، یونان و ممالک متحده آمریکا.

در سوم آگوست ۱۹۱۴ ، دولت آلمان از بلژیک درخواست کرد تا نیروهای جنگی خود را علیه فرانسه از این کشور عبور دهد ،  لیکن دولت بلژیک این تقاضا را رد کرد. بنابراین نیروهای آلمان از مرزهای بلژیک عبور کرده و وارد این کشور شدند. لذا انگلستان برای نقض بی طرفی بلژیک به آلمان و در دوازدهم همین ماه به اتریش و مجارستان نیز اعلام جنگ نمود . به دنبال آن در ششم آگوست ، دولت صربستان نیز به آلمان اعلام جنگ کرد.

همچنین در اول ماه آگوست، آلمان به روسیه و ترکیه عثمانی اعلام جنگ نمود. نیروهای آلمان در همین روز به کشور لوکزامبورگ در اروپای باختری حمله کرده آن را اشغال کردند و در پی آن فرانسه نیز به اطریش و مجارستان اعلام جنگ نمود. در سی ام ماه آگوست قسمتی از ارتش روسیه توسط آلمان ها نابود شد که نود هزار روسی اسیر گردیدند. در این جنگ فرمانده قشون آلمان ، ژنرال هیندنبورگ بود.

درماه سپتامبرنیروهای آلمان به فرماندهی ” اریش فون فالکن هاین” تا مرز پاریس پیشروی کردند و ( جوزف جفری) فرمانده ارتش فرانسه فرمان حمله عمومی داد. در ۲۸ اکتبر همین سال دولت ترکیه عثمانی به روسیه حمله کرد و در پی آن فرانسه و انگلستان به این دولت اعلام جنگ نمودند.

در بیست و دوم آوریل ۱۹۱۵ در جبهه غربی ، آلمان ها برای اولین بار از سلاح شیمیایی استفاده کردند. این سلاح یک گاز کلر بود و بسیاری از سربازان فرانسوی از پا در آمدند.علت پيدايش جنگ جهاني دوم

در سیزدهم ماه مه ، کشتی مسافری انگلیسی به نام ( لوستیانا) توسط آلمان ها غرق شد.

در این حادثه ۱۱۹۸ نفر کشته شدند که در میان آنان ۱۲۸ نفر آمریکایی بودند. به همین دلیل دولت آمریکا اعتراض شدید اللحنی برای دولت آلمان فرستاد. دولت آلمان معتقد بود که در این کشتی ، تجهیزات جنگی برای انگلستان حمل می شده است. رئیس جمهوری آمریکا ( تئودور روزولت) خواهان جنگ علیه آلمان شد.

درسیزدهم ماه جولای ، حملات تهاجمی آلمان و اتریش به لهستان آغاز گشت. همچنین در بیست و یکم آگوست، ایتالیا به ترکیه عثمانی اعلام جنگ نمود و درچهاردهم سپتامبرآلمان، اتریش، مجارستان ، بلغارستان و ترکیه عثمانی پیمان چند جانبه ای را منعقد ساختند.

درنهم مارس ۱۹۱۶ ، آلمان به کشور پرتغال اعلام جنگ نمود. در ماه مه ، آلمان ها به میزان ۱۱۵۰۰۰ عدد از کشتی های جنگی انگلیسی را منهدم کردند و ۶۹۰۰ سرباز انگلیسی کشته شدند. در مقابل آلمان نیز ۶۲۰۰۰ تن کشتی از دست داد و ۲۹۰۰ سرباز آلمانی کشته شدند.

در بیستم جولای ” هیندنبورک ”  فرمانده ارتش آلمان درجبهه شرق گردید. به همین دلیل قسمت اعظم نیروهای اتریشی تحت فرماندهی هیندنبورک و ( لودندورف) ژنرال دیگر آلمانی درآمدند.

همچنین دربیست و هشتم جولای ، ایتالیا به آلمان اعلام جنگ نمود. در ضمن رومانی به اتریش و مجارستان و نیزآلمان به رومانی و دراول سپتامبر بلغارستان به رومانی و در بیست و ششم نوامبر کشور یونان به آلمان اعلام جنگ نمودند.

در سی ام دسامبر ، کاپیتان آلمانی” فلیکس گراف فون لوکنر” که به او شیطان دریا لقب داده بودند توسط کشتی جنگی خود بیست وسه کشتی متفقین را در دریاهای آتلانتیک و پاسیفیک غرق نمود.

درششم آوریل ۱۹۱۷ آمریکا به آلمان اعلام جنگ نمود و در هشتم دسامبر همین سال به اتریش و مجارستان نیز اعلام جنگ کرد.

درماه آگوست سال ۱۹۱۸حدود ۵۴ هزار نفر سرباز آمریکایی به نفع متفقین وارد جنگ شدند. دراین زمان آلمانها درتمام جبهه ها می جنگیدند و چون اتریش و متحدانش نیز متحمل خسارات سنگین  شده و از ادامه جنگ ناتوان بودند، آلمان ناچار تقاضای صلح کرد.

بنابراین دربیست و دوم اکتبر سال ۱۹۱۸ ، رسماً جنگ جهانی اول با شکست آلمان پایان یافت و ویلهلم دوم امپراتور آلمان به هلند متواری شد و دولت هلند به او حق پناهندگی داد.

سلاح جنگی ( تانک) در بحبوحه جنگ توسط (سرارنست سونتین) اختراع شد.

 

این جنگ علاوه‌ بر اروپا، در بخش‌های‌ گسترده‌ای‌ از قاره‌ آسیا و آفریقا تأثیرات‌ مخرب‌ عمده‌ای‌ برجای‌ گذاشت‌ و کشورهای‌ اسلامی‌، از جمله‌ ایران را درگیر خود کرد‌.

علل‌ اصلی‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ عبارت‌ بود از اشتباهات‌ عهدنامه‌ ورسای (7 مه‌ 1919) که‌ ظاهراً به‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ پایان‌ داد، همچنین پیامدهای‌ بحران‌ اقتصادی سال‌ 1929 و از همه‌ مهم‌تر رقابت‌ سیاسی‌ فاشیسم‌ و دموکراسی‌های‌ غربی‌ و مارکسیسم‌. عامل‌ اخیر چنان‌ مؤثر بود که‌ نبرد میان‌ کشورهای‌ درگیر، به‌ شکل‌ بی‌سابقه‌ای‌، عموم‌ مردم‌ را به‌ قلمرو جنگ‌ کشاند، به‌ طوری‌ که‌ در پایان‌ جنگ‌ تعداد کشته‌شدگان‌ نظامی‌ و غیرنظامی‌ تقریباً با هم‌ برابری‌ می‌کرد.

این‌ جنگ‌، که‌ بین‌ دو بلوک‌ متحدین‌ (آلمان‌ و ایتالیا و ژاپن‌) و متفقین‌ (انگلیس‌ و فرانسه‌ و آمریکا و شوروی‌) درگرفت‌، به‌ لحاظ‌ گستردگی‌ جغرافیایی‌ و قدرت‌ تخریب‌ منابع‌ انسانی‌ و طبیعی‌، بی‌همتا بوده‌ است‌.

وضع‌ اسفبار زندگی‌ مردم‌ آلمان‌ به‌ دنبال‌ شکست‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و الزام‌ دولت‌ آلمان‌ به‌ پرداخت‌ غرامت‌ جنگی‌ سنگین‌، ظهور آدولف‌ هیتلر را که‌ عامل‌ اصلی‌ شروع‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بود، تسهیل‌ کرد.

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

وی‌ که‌ شکست‌ آلمان‌ را نتیجه‌ توطئه‌ یهودیان‌ و کمونیست‌ها می‌دانست‌، نه‌ تنها خواستار تجدیدنظر در عهدنامه‌ ورسای‌ شد، بلکه‌ با طرح‌ شعار پان ‌ژرمنیسم‌ و با اعلام‌ برتری‌ کامل‌ نژاد ژرمن‌، حق‌ گسترش‌ قلمرو آلمان‌ تا سرزمین‌ ملت‌های‌ اسلاو در اروپای‌ مرکزی‌ و شرقی‌ را مسلّم‌ انگاشت‌ و تبعیض‌ نژادی‌ را اساس‌ جهان‌بینی‌ خود قرار داد و به‌ همین‌ شکل‌ در صدد گسترش‌ نفوذ خود در دیگر نقاط‌ جهان‌ برآمد.

از سوی‌ دیگر جامعه‌ ملل، ایتالیا را به‌ سبب‌ اشغال‌ اتیوپی‌ در سال 1935، تحریم‌ اقتصادی‌ کرد و این‌ امر به‌ ایجاد محور رُم‌ ـ برلین‌ در سال 1936 انجامید.

پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌، بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و آمریکا، حدود 78 میلیون‌ کیلومتر مربع‌ از خاک‌ کره‌ زمین‌ (بیش‌ از نیمی‌ از خشکی‌های‌ جهان‌) را در اختیار داشتند. در مقابل‌، سرزمین‌های‌ متعلق‌ به‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ مجموعاً به‌ حدود 6/2 میلیون‌ کیلومتر مربع‌ می‌رسید.

این‌ تفاوت‌ها بیانگر چرایی‌ عزم‌ کشورهای‌ کامیاب‌ (بریتانیا، روسیه‌، فرانسه‌ و آمریکا) در حفظ‌ مرزهای‌ موجود و اجتناب‌ آنها از جنگ و در عین‌ حال‌ دلیل‌ تداوم‌ ناخرسندی‌ فزاینده‌ آلمان‌، ایتالیا و ژاپن‌ بود. این‌ امر 3 کشور اخیر را در طول‌ 20 سال‌ ترک‌ مخاصمه‌ (1919ـ 1939)، به‌ سوی‌ توسعه‌ ابزارهای‌ جنگی‌ کشاند و آنها را به‌ گسترش‌ سرزمین‌هایشان‌ واداشت‌ و ستیزه‌جویی‌های‌ آنها اسباب‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ را فراهم‌ آورد.

اشغال‌ پراگ‌، پایتخت‌ لهستان‌، به‌ دست‌ ارتش‌ آلمان‌ برای‌ متفقین‌ تحمل‌پذیر نبود. اتحاد جماهیر شوروی‌، که‌ به‌ قدرت‌ مقاومت‌ دولت‌های‌ غربی‌ در برابر آلمان‌ اطمینان‌ نداشت‌، ترجیح‌ داد به‌ آلمان‌ نزدیک‌ شود. پیمان‌ عدم‌ تعرض‌ آلمان‌ و شوروی‌ در 23 اوت‌ 1939، نگرانی‌ هیتلر را از جنگ‌ در دو جبهه‌ زدود.

در اول‌ سپتامبر 1939، ارتش‌ آلمان‌ به‌ لهستان‌ حمله‌ برد و در 3 سپتامبر انگلیس‌ و فرانسه‌ به‌ رایش‌ آلمان‌ اعلام‌ جنگ‌ کردند. لهستان‌ در کمتر از یک‌ ماه‌ از ارتش‌های‌ آلمان‌ و شوروی‌ شکست‌ خورد و زمینه‌ برای‌ حمله‌ به‌ دیگر مناطق‌ فراهم‌ آمد.

در آغاز، آلمان‌ و متحدانش‌ در تمام‌ جبهه‌های‌ مغرب‌ و مشرق‌ اروپا و خاورمیانه‌ و خاور دور به‌ پیروزی‌های‌ گسترده‌ای‌دست‌ یافتند. از پاییز 1942، اوضاع‌ تغییر کرد و اولین‌ نشانه‌های‌ شکست‌ متحدین‌ پدیدار شد.

اشغال‌ سرزمین‌های‌ شوروی‌ باعث‌ اتحاد متفقین‌ با این‌ کشور شد و زمینه‌ را برای‌ تصرف‌ سرزمین‌های‌ از دست‌ رفته‌ فراهم‌ کرد. در اواخر نوامبر 1942، ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌ در جبهه‌های‌ مشرق‌، ضدحمله‌ گسترده‌ خود را در حوضه‌ ولگا در شمال‌ و استالینگراد در جنوب‌ آغاز کرد و تا 2 فوریه‌ 1943، کلیه‌ قوای‌ آلمان‌ را سرکوب‌ کرد.

ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌، به‌رغم‌ مقاومت‌های‌ سرسختانه‌ قوای‌ آلمانی‌ در سایر نقاط‌ شوروی‌، به‌ پیشروی‌ ادامه‌ داد و توانست‌ همه‌ سرزمین‌های‌ تصرف‌ شده‌ را پس‌ بگیرد. بدین‌ ترتیب‌ در اوایل سال‌ 1943، دولت‌های‌ محور، ابتکار عمل‌ را در کلیه‌ جبهه‌ها از دست‌ داده‌ بودند.

 

پس‌از گردهمایی‌ سران‌ انگلیس ‌و آمریکا و شوروی‌ در اجلاس‌ تهران‌ (28 نوامبر ـ اول‌ دسامبر 1943)، آمریکا و انگلیس‌ مشغول‌ تدارک‌ حمله‌ای‌ شدند که‌ بزرگ‌ترین‌ عملیات‌ نظامی‌ جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ به‌ شمار می‌رفت‌.

روس‌ها نیز در بهار 1944‌، همز‌مان‌ با حمله‌ نیروهای‌ مشترک‌ آمریکا و انگلیس‌ در شمال‌ نورماندی، تهاجم‌ بزرگ‌ خود را در حوضه‌ دنیپر آغاز کردند و از آنجا به‌ رومانی‌ و بلغارستان‌ و سپس‌ آلمان‌ حمله‌ور شدند.

در جبهه‌ غرب‌، سپاه‌ مشترک‌ آمریکا و انگلیس‌ پس‌ از پس‌ گرفتن‌ پاریس‌ در 25 اوت‌، به‌ سوی‌ مرزهای‌ آلمان‌ پیشروی‌ کرد و به‌ این‌ ترتیب‌، از فوریه‌ 1945 از مشرق‌ و مغرب‌ به‌ خاک‌ آلمان‌ هجوم‌ بردند.

هیتلر که‌ از قرارگاه‌ زیرزمینی‌ خود در برلینِ تحت‌ محاصره‌، ناامیدانه‌ به‌ مقاومت‌ ادامه‌ می‌داد، وقتی‌ خبر مرگ‌ موسولینی‌ را شنید، در 30 آوریل‌ 1945 خودکشی‌ کرد و دولت‌ جدید آلمان‌ را دونیتس،‌ فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌، در ایالت‌ شلسویگ‌ تشکیل‌ داد و از متفقین‌ تقاضای‌ ترک‌ مخاصمه‌ کرد.

در 8 مه‌‌، سند قطعی‌ تسلیم‌ بی‌قید و شرط‌ آلمان‌ در برلین‌ امضا شد و براساس‌ تصمیماتی‌ که‌ روزولت‌، استالین‌ و چرچیل‌ در اجلاس‌ یالتا در فوریه‌ 1945 گرفتند، این‌ کشور به‌ مناطق‌ اشغالی‌ تقسیم‌ شد.

اما جنگ‌ در خاور دور تا چند ماه‌ دیگر ادامه‌ داشت‌. ژاپن‌ که‌ هنوز اندونزی‌، هندوچین‌، بخش‌ مهمی‌ از خاک‌ چین‌ و تعداد زیادی‌ از جزایر اقیانوس‌ آرام‌ را در اشغال‌ داشت‌، با مقاومت‌ سرسختانه‌ خود، موجب‌ ترس‌ متفقین‌ از ادامه‌ جنگی‌ طولانی‌ شده‌ بود.

 

از همین‌رو، آمریکا مسئولیت‌ پرتاب‌ 2 بمب‌ اتمی‌ را بر شهرهای‌ هیروشیما و ناگازاکی‌ (به‌ ترتیب‌ در 6 و 9 اوت‌ 1945)، پذیرفت‌ و به‌ این‌ ترتیب‌ سند تسلیم‌ بی‌قید و شرط‌ نیروهای‌ مسلح‌ ژاپن‌ در 2 سپتامبر همان‌ سال‌ بر عرشه‌ رزم‌ناو آمریکایی‌ میسوری‌ به‌ امضا رسید و جنگ‌ کاملاً خاتمه‌ یافت‌.

شمار تلفات‌ نظامی‌ این‌ جنگ‌ بیش‌ از 23 میلیون‌ تن‌ و تلفات‌ غیرنظامی‌ آن‌ بیش‌ از 26 میلیون‌ تن‌ بوده‌ است‌. در مورد میزان‌ خسارات‌ مالی‌ و هزینه‌هایی‌ که‌ طرفین‌ درگیر متحمل‌ شده‌اند نیز اطلاع‌ دقیقی‌ در دست‌ نیست‌. با این‌ حال‌، این‌ جنگ‌ از لحاظ‌ هزینه‌ به‌ جنگ‌ چهار تریلیون‌ دلاری‌ و از لحاظ‌ تلفات‌ انسانی‌ به‌ جنگی‌ با تلفات‌ چهل‌ میلیون‌ تن‌ نیز موسوم‌ شده‌ است‌.

جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ بر سراسر جهان‌ و نیز جهان‌ اسلام‌ تأثیرات‌ گسترده‌ای‌ داشت‌ که‌ برخی‌ از آنها عبارت‌اند از:

منبع مورد استفاده برای این مدخل

 
علت پيدايش جنگ جهاني دوم

علت پيدايش جنگ جهاني دوم

9

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *