نویسنده ی من پیش از تو

نویسنده ی من پیش از تو

پیشنهاد شما مخصوص شما :

خواص دارویی و گیاهی

نویسنده ی من پیش از تو

نویسنده ی من پیش از تو

114

До зустрічі з тобою (англ. Me Before You) — роман Джоджо Мойєс 2012 року.

Луїза Кларк — двадцяти шестирічна дівчина з бідної сім’ї. Після того, як вона втрачає свою роботу в кафе, бюро праці пропонує їй спробувати себе у догляді за Вільямом Трейнером, багатієм, якого прикувало до інвалідного візка після того, як два роки тому його збив мотоцикл. Кімілія Трейнор, матір Віла, бере її на роботу з надією, що їй вдасться покращити настрій хворого. Незважаючи на початкові труднощі, Віл згодом стає більш відкритим до Лу.

Одного дня, Луїза дізнається, що Віл уже якось намагався накласти на себе руки і планує закінчити своє життя у центрі Dignitas, швейцарській організації, яка пропонує людям з важкими формами інвалідності можливість померти, здійснивши асистоване самогубство. Луїза вирішує переконати його, що життя варте того, щоб жити. Протягом шести місяців вони багато подорожують та відвідують численні культурні заходи. А поїздка на Маврикій має стати останньою спробою переконати Віла облишити думку про самогубство.

З їхніх розмов Віл дізнається, що Лу зовсім не має амбіцій. Він намагається мотивувати її дії, веселощів та пригод. В останній день відпустки на Маврикії, Луїза освідчується Вілу в коханні та цілує його. Почуття є взаємним, проте воно не змінює його рішення відмовитися від життя.

نویسنده ی من پیش از تو

Вони погоджуються, що останні шість місяців були найкращими в їхньому житті. А Віл незабаром здійснює свій задум у Dignitas. Він, однак, залишає Лу значну сумму грошей, аби вона розширила свої горизонти та закінчила освіту.

Луїза (Лу) Кларк — доглядачка хворого

Вільям (Віл) Трейнор — інвалід, що страждає на тетраплегію

Кімілія Трейнор — матір Віла

Стівен Трейнор — батько Віла

Катрина (Трина) Кларк — молодша сестра Лу

Патрик — Луїзин хлопець

Натан — санітар Віла

Алісія Дьюар — колишня дівчина Віла

Джорджина Трейнор — Вілова сестра

Руперт Фрешвел — друг з роботи, який одружився з Алісією.

Франк — колишній роботодавець Луїзи

Томас — Луїзин племінник

2016 року вийшла екранізація книги з однойменною назвою. Режисер — Теа Шеррок.[1]

من پیش از تو (به انگلیسی: Me Before You) یک رمان عاشقانه نوشته جوجو مویس است. این کتاب نخستین بار در ۵ ژانویه ۲۰۱۲ در بریتانیا چاپ شد. ادامه‌ای بر این کتاب با نام پس از تو نوشته شد که از طریق کتاب‌های پاملا دورمن در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۵ منتشر شد. این رمان تقلیدی از رمان “هیچ چیز جاودانه نیست” اثر سیدنی شلدون است.

لوییزا کلارک ۲۶ ساله با خانواده‌اش زندگی می‌کند. او جاه طلب نیست و صلاحیت‌های کمی دارد و مدام از خواهر کوچکترش، ترینا، کم می‌آورد. لوییزا که در تأمین خانواده کمک می‌کند، شغلش را در یک کافه محلی از دست می‌دهد. بعد از چندین تلاش بی‌نتیجه، بالاخره یک موقعیت استخدامی خاص گیر می‌آورد: کمک برای مراقبت از ویل ترینر، یک مرد جوان موفق و ثروتمند که دو سال پیش در اثر سانحه موتورسیکلت فلج شده‌است. مادر ویل، کامیلا، لوییزای بی‌تجربه را استخدام می‌کند تا به زندگی ویل طراوت ببخشد. در این بین لوییزا با ناتان (پرستار مسائل پزشکی ویل) و استیون، پدر ویل، نیز ملاقات می‌کند.

در ابتدا بخاطر اوقات تلخی و رنجش ویل، رابطه او و لوییزا سخت است. وقتی دوست دختر سابقش، آلیشا با بهترین دوستش، روپرت ازدواج می‌کند اوضاع بدتر می‌شود. کم‌کم با مراقبت‌های لوییزا، ویل روشن فکرتر می‌شود. لوییزا متوجه مچ‌های زخمی ویل می‌شود و بعداً می‌فهمد وقتی کامیلا درخواست او مبنی بر مرگ آسان از طریق دیگنیتاس را رد کرده، اقدام به خودکشی کرده‌است. بعد از این ماجرا قرار شده ویل ۶ ماه زندگی کند و بعد درباره مرگ آسان تصمیم بگیرند.

لوییزا همراه با ترینا تصمیم می‌گیرد کاری کند این فکر از سر ویل خارج شود. طی چند هفته بعد، ویل آرام‌تر می‌شود و اجازه می‌دهد لوییزا صورت و موهایش را اصلاح کند. آن‌ها مدام باهم بیرون می‌روند و به هم نزدیک می‌شوند.

درنهایت بخاطر این رابطه، پاتریک، دوست پسر لوییزا، همه چیز را تمام می‌کند. در همین زمان، پدر لوییزا شغلش را از دست می‌دهد و مسائل مالی بیشتر پیش می‌آید. خوشبختانه آقای ترینر به آقای کلارک یک موقعیت شغلی اعطا می‌کند(نگهبان قلعه). لوییزا همراه با ویل به عروسی آلیشا و روپرت رفته و باهم می‌رقصند.

نویسنده ی من پیش از تو

قرار می‌شود این دو باهم به تعطیلات بروند اما پیش از آن، ویل دچار ذات الریه مرگباری می‌شود. بنابراین برنامه‌ها عوض شده و باهم به جزیره موریس می‌روند. شب قبل از برگشت به خانه، لوییزا عشقش را به ویل اظهار می‌کند اما ویل می‌گوید با اینکه اوقات خاصی را باهم داشتند، اما نمی‌تواند زندگی در ویلچر را تحمل کند.

شب پرواز ویل به سوییس برای پایان دادن به زندگیش، لوییزا برای آخرین بار با او ملاقات می‌کند. آن‌ها قبول دارند که ۶ ماه اخیر بهترین اوقات زندگیشان بوده‌است. ویل اندکی بعد در کلینیک می‌میرد و طبق وصیت ثروت زیادی را برای لوییزا به جای می‌گذارد. با این پول او می‌تواند تحصیلاتش را ادامه دهد و بطور کامل زندگی را تجربه کند. رمان اینطور پایان می‌یابد که لوییزا در کافه‌ای در پاریس است و آخرین نامه ویل را می‌خواند.

بازخوردها برای کتاب من پیش از تو مثبت بودند. یو اس ای تودی و نیویورک تایمز هردو این کار را ستودند.[۱] منتقد نیویورک تایمز گفت: “وقتی این رمان را تمام کردم، نمی‌خواستم آن را نقد کنم؛ می‌خواستم دوباره آن را بخوانم”.[۲]

مدافعان حقوق افراد ناتوان از کتاب و فیلم انتقاد کردند چون داستان بر این تأکید داشت که ویل برای جامعه مانند یک سربار است. [۳]

نوشتار اصلی: من پیش از تو (فیلم)

فیلم من پیش از تو به کارگردانی تیا شروک و بازی امیلیا کلارک و سم کلفلین در نقش‌های اصلی، دستمایه اقتباس سینمایی قرار گرفت و توسط برادران وارنر در ۳ ژوئن ۲۰۱۶ اکران شد.

من پیش از تو (انگلیسی: Me Before You) یک فیلم درام رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیا شروک است که براساس رمانی به همین نام نوشته جوجو مویز ساخته شده‌است. از بازیگران آن می‌توان به امیلیا کلارک، سم کلفلین، جانت مک‌تیر و چارلز دنس اشاره کرد. داستان فیلم دربارهٔ ویل ترینر ماجراجو، کسی که همواره به ورزش‌های مخاطره‌آمیزی چون صخره‌نوردی می‌پرداخت، در اوج جوانی و سلامت و ثروت اتفاقی برایش رخ می‌دهد و به لحظه‌ای زندگی‌اش تغییر می‌کند و در این بین لوییزا کلارک مسئولیت مراقبت از او را به عهده می‌گیرد. من پیش از تو توسط وارنر برادرز در ۳ ژوئن ٢٠١۶ در ایالات متحده اکران شد.

بعد از گذشت دو سال از تصادف ویل ترینر اتفاق جدیدی در زندگی او می‌افتد! لوییزا کلارک بعد از اخراج از یک کافه شغل خود را از دست داده و باید شغل جدیدی پیدا کند؛ بنابراین قبول می‌کند از ویل ترینر مراقبت کند. او یک پسر پولدار فعال و ورزشکار بوده و به شدت از زندگی خود راضی بوده اما بعد از تصادف با موتورسیکلت از ناحیه گردن به پایین کاملاً فلج شده است و دیگر زندگی قبلی خود را نمی‌تواند داشته باشد ابتدا، ویل رفتار سردی به لوییزا دارد، اما بزودی با یکدیگر دوست می‌شوند و نسبت به هم ابراز احساسات می‌کنند؛ اگرچه لوییزا یک دوست پسر بی‌ملاحظه و دونده ماراتون به نام پاتریک دارد. لوییزا متوجه می‌شود ویل به والدینش ۶ ماه زمان داده تا او را برای اتانازی به سوئیس ببرند؛ چون نمی‌تواند با درد و رنج ناتوانیش کنار بیاید و زندگی اکنونش را نپذیرفته. در این بین لوییزا مخفیانه تصمیم می‌گیرد کاری کند نظر ویل را عوض کند.

پس او را به جاهایی می‌برد تا به ویل ثابت کند که زندگی ارزش ماندن را دارد. اما، در آخرین سفر خود به جزیره‌ موریس، ویل اعتراف می‌کند که نظرش تغییر نکرده و نخواهد کرد و قصد دارد مرگ آسان را انجام دهد و می‌خواهد لوییزا او را همراهی کند. قلب لوییزا می‌شکند و تا آخر سفر حرفی نمی‌زند. وقتی به خانه می‌رسند، او به سوییس می‌رود تا در آخرین لحظات، ویل را ببیند. بعد از مرگ ویل، طبق وصیتش به لوییزا پولی می‌رسد تا تحصیلاتش را ادامه دهد و به خوبی زندگی کند و به دنبال اهدافش برود.

پس از تو (به انگلیسی: After You) یک رمان عاشقانه نوشته جوجو مویز است. این کتاب نخستین بار در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۵ در بریتانیا چاپ شد. رمان پس از تو، ادامه‌ای است بر کتاب رمان پرفروش قبلی نویسنده با عنوان من پیش از تو که در سال ۲۰۱۲ منتشر شده بود. مویز می‌گوید؛ من قصد نداشتم که ادامه‌ای بر ماجراهای داستان من پیش از تو بنویسم، اما کار بر روی یک اسکریپت سینمایی و خواندن حجم انبوهی از توئیت‌ها و ایمیل‌های به اشتراک گذاشته شده مرا متوجه این موضوع کرد که این مسئله تبدیل به سؤال روزانهٔ اغلب آنها گردیده؛ لو (لوئیز – شخصیت رمان اول) پس از آن ماجراها با زندگی خودش چه کرد. حقیقت اینکه شخصیت‌های اصلی داستان به هیچ عنوان مرا ترک نکردند.[۱]

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «After You (Moyes book)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی.

دیگنیتاس نام سازمانی در سوئیس است متشکل از پرستاران و پزشکان حرفه‌ای که به آن دسته از افراد که بیماری لاعلاج داشته باشند، کمک می‌کند تا خود را از بین ببرند. این بیماری‌های لاعلاج در حال حاضر تنها شامل بیماری‌های جسمی است و نه بیماری‌های روحی روانی. ملاک بیماری لاعلاج این است که منجر به مرگ طی چند ماه شود یا درد غیرقابل تحمل به همراه داشته باشد. این سازمان در کشور سوئیس به افرادی که بیماری لاعلاج دارند با اجازهٔ پزشک، طبق رای دادگاه کمک می‌کند تا توسط خودکشی کمکی به زندگی خود پایان دهند.

من پیش از تو (انگلیسی: Me Before You) یک فیلم درام رمانتیک آمریکایی به کارگردانی تیا شروک است که براساس رمانی به همین نام نوشته جوجو مویز ساخته شده‌است. از بازیگران آن می‌توان به امیلیا کلارک، سم کلفلین، جانت مک‌تیر و چارلز دنس اشاره کرد. داستان فیلم دربارهٔ ویل ترینر ماجراجو، کسی که همواره به ورزش‌های مخاطره‌آمیزی چون صخره‌نوردی می‌پرداخت، در اوج جوانی و سلامت و ثروت اتفاقی برایش رخ می‌دهد و به لحظه‌ای زندگی‌اش تغییر می‌کند و در این بین لوییزا کلارک مسئولیت مراقبت از او را به عهده می‌گیرد. من پیش از تو توسط وارنر برادرز در ۳ ژوئن ٢٠١۶ در ایالات متحده اکران شد.

بعد از گذشت دو سال از تصادف ویل ترینر اتفاق جدیدی در زندگی او می‌افتد! لوییزا کلارک بعد از اخراج از یک کافه شغل خود را از دست داده و باید شغل جدیدی پیدا کند؛ بنابراین قبول می‌کند از ویل ترینر مراقبت کند. او یک پسر پولدار فعال و ورزشکار بوده و به شدت از زندگی خود راضی بوده اما بعد از تصادف با موتورسیکلت از ناحیه گردن به پایین کاملاً فلج شده است و دیگر زندگی قبلی خود را نمی‌تواند داشته باشد ابتدا، ویل رفتار سردی به لوییزا دارد، اما بزودی با یکدیگر دوست می‌شوند و نسبت به هم ابراز احساسات می‌کنند؛ اگرچه لوییزا یک دوست پسر بی‌ملاحظه و دونده ماراتون به نام پاتریک دارد. لوییزا متوجه می‌شود ویل به والدینش ۶ ماه زمان داده تا او را برای اتانازی به سوئیس ببرند؛ چون نمی‌تواند با درد و رنج ناتوانیش کنار بیاید و زندگی اکنونش را نپذیرفته. در این بین لوییزا مخفیانه تصمیم می‌گیرد کاری کند نظر ویل را عوض کند.

پس او را به جاهایی می‌برد تا به ویل ثابت کند که زندگی ارزش ماندن را دارد. اما، در آخرین سفر خود به جزیره‌ موریس، ویل اعتراف می‌کند که نظرش تغییر نکرده و نخواهد کرد و قصد دارد مرگ آسان را انجام دهد و می‌خواهد لوییزا او را همراهی کند. قلب لوییزا می‌شکند و تا آخر سفر حرفی نمی‌زند. وقتی به خانه می‌رسند، او به سوییس می‌رود تا در آخرین لحظات، ویل را ببیند. بعد از مرگ ویل، طبق وصیتش به لوییزا پولی می‌رسد تا تحصیلاتش را ادامه دهد و به خوبی زندگی کند و به دنبال اهدافش برود.

قیمت مصرف‌کننده همان قیمت چاپ‌ شده بر روی کالا می‌باشد.

دیجی‌کالا

آماده ارسال

این کالا در حال حاضر در انبار دیجی‌کالا موجود ، آماده پردازش و ارسال است

گنجینه نفیس

امتیاز:

۴

از ۵

۸۰٪

رضایت خرید محصول

نویسنده ی من پیش از تو

ارسال از ۳
روز کاری آینده

این کالا در انبار فروشنده موجود است. برای ارسال باید برای مدت زمان ذکر شده منتظر بمانید.

طهران بوک
فروشنده برگزیده
امتیاز:

۵

از ۵

ارسال از ۵
روز کاری آینده

این کالا در انبار فروشنده موجود است. برای ارسال باید برای مدت زمان ذکر شده منتظر بمانید.

کتا‌ب‌کالا

امتیاز:

۳

از ۵

۸۰٪

رضایت خرید محصول

ارسال از ۲
روز کاری آینده

این کالا در انبار فروشنده موجود است. برای ارسال باید برای مدت زمان ذکر شده منتظر بمانید.

کتاب «من پیش از تو» نوشته‌ی «جوجو مویز» و ترجمه‌ی «مریم مفتاحی» است. کتابی که پیش رو دارید، یک رمان عاشقانه در سبکی متفاوت است. عشقی ورای عشق‌های زمینی و داستانی که اگرچه عشق موضوع اصلی آن است؛ اما عاشقانه نیست. این اثر داستان زندگی مرد جوان و ماجراجویی است که با علاقه‌ی فراوان، ورزش‌های خطرناکی انجام می‌دهد و در یک حادثه تمام زندگی‌اش دچار تغییر می‌شود. در بخشی از این رمان می‌خوانید: «رهبر ارکستر قدمی به جلو برداشت و با پا دو بار به سکو ضربه زد، یک هیس قوی سالن را فراگرفت. سکوت برقرارشده زنده و مشتاق بود. بعد رهبر ارکستر چوبش را به حرکت درآورد و یک‌باره صدای ساز درنهایت شفافیت سالن را پر کرد، موسیقی حالا برایم عینیت مادی پیدا کرده بود؛ چیزی نبود که فقط از راه گوشم بشنوم؛ بلکه در تمام وجودم جاری ‌شده بود، اطرافم را گرفته و حواس پنج‌گانه‌ام را به لرزه انداخته بود. پوستم سوزن‌سوزن شده و کف دستم عرق کرده بود… قوه‌ی تخیلم به طرز غیرمنتظره شکوفا شده بود؛ همان‌طور که نشسته بودم، هیجان‌های گذشته یک‌باره در وجودم غلیان پیدا کردند. افکار و ایده‌های نو در ذهنم پیچیدند، گویی به بینش و بصیرت دیگری دست ‌یافته‌ام. خیلی چیزها بود؛ اما اصلا دلم نمی‌خواست به پایان می‌رسید، دوست داشتم تا ابد همان‌جا بنشینم…» جوجو مویز یک روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی انگلیسی است که از سال 2002 رمان‌های پراحساسی را قلم ‌زده است. او تنها کسی است که تابه‌حال توانسته دو بار موفق به کسب جایزه‌ی انجمن رمان‌نویسان رمانتیک شود و آثارش جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز است. این کتاب را انتشارات «آموت» منتشر کرده است.

«جوجو مویز» نویسنده‌ای است که این روزها در ایران هم‌زمان با بیشتر کشورهای جهان، بسیار محبوب است. مویز ابتدا یک ژورنالیست بود و  از سال ۲۰۰۲ شروع به نوشتن رمان کرد. جالب اینجاست از همان اول، هدف خود را نوشتن رمان‌های احساسی قرار داد. اغلب رمان‌های «مویز» به لحاظ ادبی، در زمره‌ی آثار درجه‌یک قرار نمی‌گیرند؛ اما با این حال مویز را نمی‌توان یک نویسنده‌ی «پاورقی» دانست. سبک خاص او در تصویرکردن لحظات احساسی، از او نویسنده‌ای توانمند در بیان حالات عاطفی و ایجاد همذات‌پنداری مخاطب با اثر ساخته است. به همین دلیل است که او تاکنون دو بار جایزه‌ی «بهترین رمان رمانتیک سال» را به خود اختصاص داده است.

فروش بالای رمان من پیش از تو در کنار سایر رمان‌های این نویسنده در یک سال اخیر باعث شده است به‌‌راحتی بتوان از شکل‌گیری یک موج بین مخاطبان ایرانی نام برد به اسم موج «مویز‌خوانی». در طول یک سال اخیر، تقریبا کتاب‌فروشی‌ای پیدا نمی‌شد که رمانی از مویز، بین پرفروش‌ترین‌ کتاب‌هایش قرار نگرفته باشد. این اتفاق در سطح جهان هم با همین قوت در حال تکرار است. در واقع بین مخاطبان بازار کتاب، تقریبا بیشتر افراد کاری از این نویسنده را خوانده‌اند یا اسم مشهورترین اثرش حتما به گوششان خورده است. رمانی عاشقانه به نام: «من پیش از تو»

مویز خود را راوی زندگی زنان می‌داند. در مصاحبه‌ای می‌گوید: «زنانی که دوست دارم در موردشان بنویسم، زنانی نیستند که به دنبال مردهای جذاب هستند، یا بیشتر دغدغه‌شان، خرید عطر و لباس‌های لوکس است؛ من به زنانی علاقه دارم که علایقشان ورای مطالبات مادی و سرخوشی‌های لحظه‌ای باشد. زنانی که «عشق» وجه اصلی زندگی‌شان است.» بیشتر شخصیت‌های اصلی رمان‌های مویز از جمله رمان من پیش از تو را نیز زنان تشکیل می‌دهند. نویسنده معتقد است در جامعه‌ی جهانی در بیشتر نقاط جهان، زنان هنوز به حق و حقوق خود نرسیده‌اند و هنوز هم نگاه جنسیتی در اغلب کشورها حکمفرماست. او حتی به تبعیض در حق زنان کشور انگلستان هم اشاره کرده است. او تمام تلاش خود را کرده تا در رمان‌هایش نیز این مسئله را به نمایش بگذارد.

رمان، داستانی را در مورد یک پرستار به نام «لوییزا» روایت می‌کند که در روند شغلی‌اش‌ به بیمار خود، «ویل» علاقه‌مند می‌شود. رمان در واقع بازگوکننده‌ی روند شکل‌گیری علاقه و رابطه‌ی عاشقانه این دو با هم است. ‌ داستان علاوه‌بر اینکه به فرازونشیب‌های رابطه‌ی این دو می‌پردازد، به نوعی نقد مثبتی بر «دیگنیتاس» نیز محسوب می‌شود. «دیگنیتاس» در واقع نام بنیادی متشکل از پزشکان و پرستاران حرفه‌ای‌ است که کمک می‌کنند تا کسانی که بیماری لاعلاجی دارند، بتوانند با میل خودشان، خود را از بین ببرند. این قانون با وجود موافقان و مخالفان فراوان، در بعضی از کشورهای جهان به تصویب رسیده است. در این رمان نیز یکی از گره‌های داستانی، درگیری شخصیت‌ها با این مسئله است. درگیری‌ای که به تصمیمی منجر خواهد شد که نقطه‌ی عطفی را در داستان رقم خواهد زد.

 این نوع داستان عاشقانه قبلا در ادبیات معاصر نیز به‌وفور دیده شده است. مهم‌ترین مثال برای این نمونه از داستان، رمان «بیمار انگلیسی» اثر «مایکل اونداجی» است که آن کتاب هم از رمان‌های مشهور دهه‌ی نود به‌حساب می‌آید. داستان آن کتاب نیز در مورد پرستاری به نام «هانا» است. او که پرستار بیمارستانی در یکی از مناطق جنگی است، مجبور می‌شود مدتی از خلبانی گمنام که دچار زخم‌های سنگینی شده است، پرستاری کند. جالب اینجاست از هر دوی این رمان‌ها نیز اقتباس سینمایی صورت گرفته است. با این تفاوت که اقتباس سینمایی «بیمار انگلیسی» به فیلمی مشهور با کارگردانی، «مینگلا» و بازی «بینوش» تبدیل شد؛ اما فیلم اقتباس‌شده از رمان «من پیش از تو» که با کارگردانی «تیا شروک» و بازی «امیلی کلارک» همراه بود، نتوانست نظر منتقدان را به خود جلب کند.

 

 

فیلم‌نامه‌‌ی این فیلم توسط نویسنده‌ی رمان یعنی مویز نوشته شده است. او توانسته با حذف برخی از حوادث فرعی، روی موضوعات اصلی متمرکز شود. کارگردانی این فیلم را «تی شاروک» انجام داده است. کارگردانی فیلم اصلا از نقاط قوتش محسوب نمی‌شود. در واقع این کارگردان در اولین فیلم بلند خود سعی کرده است در حد معمول این داستان عاشقانه را پرداخت کند؛ اما هیچ نقطه‌ی مبتکرانه‌ای در سبک ‌او دیده نمی‌شود. نقطه‌‌ی قوت فیلم را باید در بازی‌های آن جست‌وجو کرد. «امیلی کلارک» که این روزها به‌خاطر بازی در سریال بازی تاج و تخت به شهرتی جهانی دست یافته است، نقش «لوییزا» را بازی می‌کند و «سم کلفلین» در نقش «ویل» ایفای نقش می‌کند. هر دوی این بازیگران به‌خوبی از عهده‌ی نقش خود برآمده‌اند.

 

 

«مویز» نویسنده‌‌ای بریتانیایی است که سال‌ها روزنامه‌نگاری کرده است. اولین رمان او در سال 2002 منتشر شد و تاکنون سیزده رمان از او به چاپ رسیده است. کتاب‌های او تاکنون به یازده زبان ترجمه شده‌اند و همگی جزو آثار پرفروش قرار گرفته‌اند. مویز تا سی‌سالگی در لندن زندگی کرده است و یک‌باره تصمیم می‌گیرد به مزرعه‌ای در کمبریج نقل‌مکان کند تا بتواند به دور از هیاهوی شهری به نوشتن بپردازد. هرچند به گفته‌ی خودش در این فضا گاهی افسردگی به سراغش می‌آید و برای همین یک دفتر کار در لندن هم در اختیار اوست تا بتواند بیشتر با آدم‌ها در ارتباط باشد. او دارای سه فرزند است که یکی از آن‌ها به لحاظ جسمی دارای ناتوانی است. در واقع شخصیت «ویل» در رمان نیز به‌نوعی براساس الهامی از تصور زندگی بزرگسالی پسرش، در ذهن مویز شکل گرفته است. به گفته‌ی خودش آدم رمانتیکی نیست؛ اما به‌شدت واقع‌گراست. شاید همین موضوع باعث شده نقاط اوج و فرود داستان‌هایش کمی متفاوت با داستان‌های عاشقانه‌ی دیگر جلوه کند.

به اندازه‌ی طول و عرض (درازا و پهنا) کتاب و ‌مجلات، قطع می‌گویند. استاندارهای قطع برای شناسایی اندازه‌های مختلف و انتخاب بهترین ابعاد برای کتاب یا مجله موثر است.

یکی از قطع‌‌های ‌رایج کتاب با ابعاد تقریبی 15×22 سانتی‌متر.

جلد یا رویه محافظ کتاب، مجله، دفتر، کاتالوگ، صفحه‌ی موسیقی و هر چیز دیگر در برابر آسیب‌های فیزیکی بیرونی است.

اگر جنس جلد کتاب منعطف، نرم و از مقوای نازک باشد، اصطلاحا به آن جلد شومیز گفته می‌شود.

قبلا در این نظرسنجی شرکت کرده‌اید.

ارسال سریع کالای سوپر مارکتی فقط در تهران و کرج امکان پذیر است.

نویسنده ی من پیش از تو

با توجه به محدودیت ارسال، آیا مایل هستید این کالا به سبد خرید شما افزوده شود؟

من پیش از تو با عنوان اصلی Me before you اثری از جوجو مویز نویسنده و روزنامه‌نگاری انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ به نوشتن رمان‌های عاشقانه مشغول است. این کتاب او در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است که می توان آن را محبوب‌ترین کتاب جوجو مویز در ایران نامید. کتابی که برای اولین بار از سوی انتشارات آموت در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت. این کتاب به مدت ۱۲ هفته از جمله کتاب‌های پر فروش نیویورک تایمز بود.

جوجو مویز که متولد ۱۹۶۹ است تابه‌ حال توانسته دو بار جایزه‌ انجمن رمان‌‌نویسان رمانتیک را دریافت کند. پشت جلد کتاب من پیش از تو نظرات مختلفی درباره رمان نوشته شده است که در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

نویسنده ی من پیش از تو

بعضی کتاب ها را نمی توان زمین گذاشت، پیشنهاد ما: کتاب من پیش از تو را باید همراه با یک جعبه دستمال کاغذی فروخت.  -آسوشیتدپرس

من پیش از تو خواننده را غافلگیر می‌کند، سوزناک و تاثرانگیز و امیدبخش است. کتابی که تا دیروقت بیدار می‌مانید و صفحه به صفحه جلو می‌روید و نمی‌توانید زمین بگذارید. -نویسنده کتاب خواهران غریب

رمانی خواندنی، مسحور کننده و منظبق با نیازهای دنیای امروز.   -نشریه آمریکایی پابلیشرز ویکلی

عشقی پرشور، غیرممکن و آرمانگرایانه.   -رومنتیک تایمز

نویسنده ی این کتاب خواننده را در موقعیتی قرار می دهد که اشک ریزان بخواند و جلو برود…    -نیویورک تایمز

[ لینک: کتاب ملت عشق ]

ماجرای این کتاب با حادثه‌ای که برای ویل ترینر اتفاق می‌افتد شروع می‌شود. ویل ترینر پسری از طبقه بالای جامعه است که متخصص امور مالی نیز می‌باشد. او ورزشکار، ماجراجو، اهل سفر و عاشق است که وضعیت مالی بی‌نظیری دارد. از آن دسته از آدم‌هاست که تا به حال کمبودی در زندگی نداشته و هرچه را که می‌خواسته به دست آورده است.

حادثه مهم رمان در سال ۲۰۰۷ رخ می‌دهد و نویسنده به طور خلاصه آن را شرح می‌دهد. باران به شدت می‌بارد و ویل بعد از اینکه به قصد انجام دادن کارهای خود، دوست دخترش لیسا را ترک می‌کند در خیابان با یک موتورسوار تصادف می‌کند. تصادفی که باعث می‌شود دچار آسیب در مهره‌های ۵ و ۶ ستون فقرات شود و فلج شدن دست‌ها و پاهای او را به همراه داشته باشد.

صدای گوش‌خراشی می‌آید، ویل نگاه می‌کند. صدای ناخوشایند بوق اتومبیلی است. تاکسی سیاه براق را مقابلش می‌بیند. راننده شیشه اتومبیل را پایین داده است. در گوشه‌ی میدان دیدش چیزی می‌بیند که نمی‌تواند به‌خوبی تشخیص دهد. آن چیز با سرعت باورنکردنی به‌طرفش می‌آید. صورتش را به طرف آن برمی‌گرداند، بلافاصله متوجه می‌شود در مسیرش قرار دارد و به هیچ طریقی نمی‌تواند خودش را از سر راهش کنار بکشد. او وحشت، دستش باز می‌شود، گوشی بلک‌بری رها می‌شود و می‌افتد زمین. فریادی می‌شنود که احتمالا از گلوی خودش خارج شده است. آخرین چیزی که می‌بیند دستکش‌های چرمی هستند و صورتی که داخل کلاه ایمنی است. (من پیش از تو – صفحه ۱۲)

پس از این اتفاق، ادامه کتاب از سال ۲۰۰۹ روایت می‌شود. جایی که شخصیت لوئیزا کلارک به داستان اضافه می‌شود. دختر ۲۶ ساله‌ای که زندگی بسیار متفاوتی با ویل دارد. لو بسیار ساده است، تا به حال سوار هواپیما نشده، دنیا را ندیده، لباس های عجیب و غریب می‌پوشد و در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند.

لوئیزا در حالی که سخت تلاش می‌کند شغل خود را حفظ کند با نقل مکان کردن رئیسش به استرالیا بیکار می‌شود و مجبور است به دنبال شغل تازه‌ای باشد. پس از یک سری اتفاقات لو به عنوان پرستار ویل استخدام می‌شود. در ظاهر وظیفه او انجام دادن کاری‌ها ساده است، او باید در غذا خوردن به ویل کمک کند، برایش نوشیدنی فراهم کند، فیلم مورد نظرش را پخش کند، مراقبش باشد مشکل خاصی برای او پیش نیاید و کارهایی از این قبیل. ویل یک پرستار تخصصی هم دارد و نقش لوئیزا کمکی است. اما در اصل وظیفه لو این است که مانع از افسردگی بیش از حد ویل شود. کاری که لو هیچ ایده‌ای برای انجام دادن آن ندارد اما…

مترجم کتاب – مریم مفتاحی – درباره رمان من پیش از تو می‌گوید:

شاید برخی فکر کنند که رمان من پیش از تو یک رمان عاشقانه است. اما من این تصور را ندارم. به نظرم یک داستان امیدبخش و سرشار از کشمکش‌های روحی و ذهنی است. در نظر دارم کتاب‌های بیشتری از جوجو مویز به فارسی ترجمه کنم.

دیگر ترجمه‌های مریم مفتاحی از جوجو مویز که در کافه‌بوک نیز معرفی شده‌اند عبارتند از:

بحث‌های زیادی پیرامون این رمان که به چاپ‌های بالا رسیده است وجود دارد. بحث‌هایی که عمده آن درباره خوب و یا زرد بودن این کتاب است. طرفداران، من پیش از تو را یک عاشقانه خوب می‌دانند که احساسات را به شدت درگیر می‌کند و درنهایت باعث غافلگیری شما می‌شود. و در مقابل افرادی هم هستند که این کتاب را یک رمان کم عمق با محتوایی زرد می‌دانند. مخالفان داستان این رمان به شدت کلیشه‌ای می‌دانند.

به عنوان یک مخاطب، تحت تاثیر این بحث و جدل‌ها در حالی که تا به حال بیشتر از چند رمان عاشقانه نخوانده بودم، تصمیم گرفتم این کتاب را مطالعه کنم تا بهتر بتوانم درباره آن صحبت کنم. به اعتقاد من، برای صحبت کردن در مورد یک کتاب، هر کتابی که باشد، ابتدا باید آن را خواند. و بعد از خواندن من پیش از تو اولین چیزی که درباره آن به ذهنم آمد داستان عامه‌پسند آن بود. ماجرای کتاب بین یک دختر و پسر است. پسری از قشر بالای جامعه و دختری از طبقه پایین. خود این موضوع، یعنی انتخاب افراد از دو قطب جامعه، کاملا گویای عامه‌پسند بودن آن است، اما آیا عامه‌پسند بودن یک کتاب آن را زرد می‌کند؟

این رمان ساده و خوش‌خوان است . روایت خطی دارد. شما فقط با دو شخصیت اصلی طرف هستید و در هنگام مطالعه از خواندن آن خسته نمی‌شوید. از دیالوگ‌ها و توصیف‌های کتاب لذت می‌برید و ممکن است ساعت‌ها مشغول خواندن آن شوید. اما دقت داشته باشید که شما نباید از این رمان انتظار معجزه داشته باشید. همان‌طور که اشاره شد، این رمان عامه‌پسند است و اگر شما طرفدار ادبیات فاخر هستید و به دنبال شاهکارهای جهانی، قطعا من پیش از تو شما را ناامید می‌کند.

اما یک موضوع درباره کتاب که به شدت من را نامید کرد این بود که اتفاقات کتاب به راحتی قابل‌پیش‌بینی بودند. وقتی کتاب را تا صفحه ۱۰۰ خواندم تصمیم گرفتم که یک پیش‌بینی از ماجراهای کتاب داشته باشم. حدس و گمان‌های خود را یادداشت کردم و باید بگم ۹۰ درصد از اتفاقات را به درستی حدس زده بودم اما در مورد آخر داستان کاملا اشتباه فکر می‌کردم. شاید هنر نویسنده هم در همین جا باشد. جایی که خواننده را غافلگیر کند. چیزی که شاید هرگز فکرش را هم نمی‌کردید.

نکته نهایی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، این است که جوجو مویز به خوبی می‌داند که چطور یک کتاب پرفروش بنویسد. حتی می‌توانم بگویم او در این زمینه استاد است. شاید مخاطبان بسیار کمی پیدا شوند که بتوانند ویل را درک کنند و با او همزادپنداری کنند. فردی که هیچ‌گونه مشکل مالی ندارد و در زندگی هر چیزی را که دلش می‌خواسته به دست آورده است شخصیت آسانی برای درک کردن نیست. اما در مقابل حجم گسترده‌ای از مخاطبان وجود دارند که شبیه لو هستند. شبیه قهرمان مثال‌زدنی داستان، کسی که شرافتمندانه به دنبال کار است تا لقمه‌ای نان به دست آورد. چنین آدمی حتی اگر پرستار یک فرد پولدار شود، از او کینه‌ای به دل نمی‌گیرد و یا از خود سوال نمی‌پرسد چرا او همه‌چیز دارد و من هیچ‌چیز ندارم. بزرگی چنین آدمی فراتر از آن است که حتی به فکر سوءاستفاده از منابع این خانواده ثروتمند باشد. این آدم بازهم با شرافتمندی تمام به او خدمت می‌کند و حتی حاضر است خودش را فدای او کند. و مخاطب می‌بیند که در نهایت چه اتفاقی می‌افتد (برای جلوگیری از افشای اتفاقات اصلی کتاب از ذکر آن خودداری می‌کنیم.) ماجراهای کتاب و تاثیری که این دو شخصیت روی هم می‌گذارند نیز احساساتی از همین دست را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث پرفروش شدن آن می‌شود. اما بازهم یک نکته وجود دارد، آیا پرفروش بودن یک رمان دلیل کم‌ارزش بودن یا زرد بودن آن کتاب است؟

پیشنهاد می‌کنم اگر به دنبال یک رمان ساده و خوش‌خوان هستید که شب‌ها قبل از خواب مطالعه کنید گوشه چشمی به رمان من پیش از تو داشته باشید. این رمان عاشقانه که درباره عشق است ولی عشق موضوع اصلی آن نیست، می‌تواند برای افرادی که تازه به کتاب و کتابخوانی رو آورده‌اند نیز گزینه مناسبی باشد. در نهایت این نکته بسیار مهم را فراموش نکنید که در کتاب خواندن سلیقه شخصی شما مهم‌ترین موضوع است.

بر اساس این رمان فیلمی نیز ساخته شده است که نقش لوئیزا را امیلیا کلارک، بازگیر معروف سریال تاج و تخت بازی می‌کند. در فیلم شخصیت‌های کتاب به خوبی به تصویر کشده شده‌اند و خواننده‌ای که فیلم را نیز تماشا کند ارتباط خیلی خوبی با آن می‌گیرد.

همیشه مشکلی که در این نوع فیلم‌ها وجود دارد (فیلم هایی که از روی کتابی ساخته می‌شوند) این است که کارگردان فرصت ندارد تمام اتفاقات کتاب را به تصویر بکشد و یا وارد جزئیات کار شود. به همین خاطر ببینده احساس می‌کند که چقدر سریع همه چیز اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود. در فیلم من پیش از تو هرچند که کارگردان همه ماجرای کتاب را به تصویر نکشید اما توانست فیلم خوبی بسازد. اگر کتاب را خوانده‌اید پیشنهاد می کنم حتما فیلم را نیز تماشا کنید. اما پیشنهاد همیشگی ما این است که ابتدا رمان را بخوانید و بعد فیلم را ببینید.

» یک پیشنهاد: اگر قصد دارید کتاب پس از تو – ادامه رمان من پیش از تو را نیز بخوانید بهتر است فیلم را بعد از خواندن کتاب پس از تو ببینید. در غیر این صورت هنگام خواندن کتاب پس از تو مدام چهره‌های فیلم در ذهن شما خواهد بود و ممکن است ذهن شما در تصویرسازی شخصیت‌ها زیاد آزاد نباشد.

[ لینک: معرفی رمان‌های عاشقانه ]

دلم واقعا برایش می‌سوخت. وقتی می‌دیدمش که به بیرون پنجره ماتش برده است، به نظرم غمگین‌ترین فردی آمد که به عمرم دیده‌ام. با گذر ایام، دریافتم شرایطش فقط مربوط به اسارت در صندلی چرخدار نیست، نه چون آزادی جسمی‌اش را از دست داده است، بلکه به فهرست بلندبالا و بی‌پایان مشکلات جسمی و روحی‌ای مربوط می‌شود که می‌توانند عواقب بدی در پی داشته باشند. با خودم فکر کردم اگر من جای او بودم احتمالا به همین اندازه احساس درماندگی می‌کردم. (کتاب من پیش از تو – صفحه ۷۱)

اگر واقعا عاشق کسی هستی وظیفه داری کنارش بمانی؟ به او که افسرده است کمک کنی؟ در بیماری، در سلامت، و در هر شرایطی؟ (کتاب من پیش از تو – صفحه ۸۵)

هر کسی کیف پولی به عمق معدن الماس داشته باشد، می‌تواند هرچیزی را خوشگل و زیبا کند. (کتاب من پیش از تو – صفحه ۱۳۸)

می‌گویند وقتی سن آدم کمی بالا می‌رود به گل و گیاه علاقه‌مند می‌شود، و من فکر می‌کنم درست باشد. به احتمال قوی، چیزی است که به چرخه‌ی اصلی زندگی مربوط می‌شود. رویش دوباره بعد از زمستانی حزن‌انگیز چیزی کمتر از معجزه نیست. نوعی خوشی و شادی که هر سال پیش می‌آید. شیوه‌ای است که طبیعت در پیش می‌گیرد تا درنهایت قدرت نمودهای مختلف باغچه را نشان دهد. (کتاب من پیش از تو – صفحه ۱۵۸)

برای اولین‌بار داشتم لذت می‌بردم که مرکز توجه هستم. شاید بچگانه بود، ولی واقعیت داشت. وقتی می‌دیدم بابا و ویل از دست کارهای من می‌خندند، عشق می‌کردم. وقتی می‌دیدم تمام غذاها و دسرها باب میل من درست شده‌اند، کیف می‌کردم. از این‌که می‌توانستم همان کسی باشم که دوست دارم و خواهرم نیست که مرتبا گوشزد کند که چه کسی هستم، حال می‌کردم. (کتاب من پیش از تو – صفحه ۲۵۶)

بدترین نکته درباره‌ی کار پرستاری آن چیزی نیست که احتمالا فکرش را می‌کنید. ربطی به بالا و پایین کردن مریض و نظافت ندارد، یا دارو و دستمال مرطوب، و یا بوی همیشگی و محسوس مواد ضدعفونی کننده. حتی این واقعیت هم نیست که اغلب افراد فکر می‌کنند تنها کاری است که از دستتان برمی‌آید. بلکه این واقعیت است که آدم وقتی تمام روز را کنار کسی می‌گذراند، هیچ گریزی از حالت‌های روحی او ندارد، حتی از حالت‌های روحی خودش. (کتاب من پیش از تو – صفحه ۳۳۴)

تفاوت بین تربیت من و تربیت ویل در این بود که کسی مثل او خودش را شایسته همه‌چیز می‌دانست. به‌نظر من اگر آدم در شرایط او بزرگ شده باشد، با پدر و مادر ثروتمند، در خانه‌ای بزرگ، مدرسه‌های درجه یک و رستوران‌های گرانقیمت، احتمالا این حس را هم دارد که زندگی همیشه بر وفق مراد است و به طور طبیعی جایگاه بالایی در دنیا دارد. (من پیش از تو – صفحه ۳۵۱)

هیچ‌کس حاضر نیست حرفی در این مورد بشنود. هیچ‌کس نمی‌خواهد تو از ترست برایش حرف بزنی، یا از دردت، یا این‌که چه‌قدر می‌ترسی عفونتی پیش بیاید و بمیری. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند چه‌قدر بد است که دیگر نمی‌توانی با زنی بخوابی، نمی‌توانی غذایی که با دست‌های خودت پختی، بخوری، هیچ‌وقت نمی‌توانی بچه‌ی خودت را بغل کنی. هیچ‌کس نمی‌خواهد بداند وقتی توی این صندلی چرخدار هستم گاهی دچار ترس از فضای بسته می‌شوم. وقتی فکرش را می‌کنم که یک روز دیگر را باید توی این لعنتی سر کنم، فقط دلم می‌خواهد عین دیوانه‌ها فریاد بکشم. (من پیش از تو – صفحه ۳۶۱)

دست‌های ویل دست یک مرد تروتمیز بود – زیبا و خوش‌فرم، با انگشتانی چهارگوش. نمی‌شد به آن نگاه کرد و فکر کرد که قدرتی ندارد، این که دیگر هرگز نمی‌تواند چیزی را از روی میز بردارد، دستی را نوازش کند یا حتی مشت کند. (من پیش از تو – صفحه ۴۳۵)

نویسنده ی من پیش از تو

میفهمید چقدر سخت است که سکوت کنید و هیچی نگویید، در حالی که ذره ذره وجودتان میخواهد منفجر شود؟ تمام راه فرودگاه تا آنجا را داشتم با خودم تمرین می‌کردم که چیزی نگویم. اما واقعا داشتم می‌مردم. ویل سر تکان داد. سرانجام وقتی توانستم حرفی بزنم صدایم بریده بریده و بی‌رمق بود جمله ای که به زبان آوردم تنها حرف خوبی که می‌توانستم بزنم. -دلم برایت تنگ شده بود! (من پیش از تو – صفحه ۵۲۱)

نظر شما در مورد رمان من پیش از تو چیست؟ لطفا اگر این رمان را خوانده‌اید حتما نظرات ارزشمند خود را با ما به اشتراک بگذارید. به نظر شما عامه‌پسند بودن یک کتاب آن را زرد می‌کند؟ در مورد فروش چطور – آیا پرفروش بودن یک رمان دلیل کم‌ارزش بودن یا زرد بودن آن کتاب است؟

[ اینستاگرام کافه‌بوک ]

» معرفی چند کتاب دیگر:

کافه‌بوک، پاتوقی برای عاشقان کتاب است. ما در کافه‌بوک اعتقاد داریم که باید کتاب خوب بخوانیم و به همین خاطر، در انتخاب کتاب خوب به شما کمک می کنیم. (در شبکه های اجتماعی هم، همراه ما باشید.)

واقعااا عالی بود من که از خوندن این کتاب خیلی لذت بردم . کتاب من پیش از تو و هنوز هم من هم خیلی عالی بود

عالی بود، من ترجمه خانم رضایی را خوندم، خیلی خوب بود، ولی خیلی گریه کردم! و اصلا انتظار این پایان غم انگیز را نداشتم! نمی دونم به نظرتون رمان پس از تو را هم بخونم؟ یکی از دوستان توصیه کرده اونا نخونیم!! از دیروز که رمان را تموم کردم از فکرش بیرون نمیام

من واقعا پس از تموم کردنش خیلی ناراحت بودم.ویل شخصیت اصلی داستان با قدرت ولی غمبار صحنه رو ترک کرد.با اینکه بیشتر طرفدار پایان خوش هستم ولی به جرعت میتونم بگم این کتاب میتونه دید خیلی هارو از جمله من به نعمت های خدا نظیر سلامتی عوض کنه.

خیلی حالم رو بد کرد ….. درست زمانی که داشتم بعد از یه شکست ، دوباره انرژیمو جمع می کردم. باز به طرز وحشتناکی خالی شدم …..

کتاب خیلی خوبی بود ، یک لحظه هم نتونستم کتاب رو ببندم تا اینکه تمومش کردم.. ولی دوست داشتم عشق بتونه نظر ویل رو تغییر بده..‌‌

من اصلا الان بعد تموم کردنش حالم خوب نیست و خیلی گریه کردم و متاثرم برای اینکه شخصیت قشنگی چون ویل نباید این بلا سرش میومد. خوبه ک واقعی نیست خداروشکررر.واگرنهرقلبم پاره میشد.اومدم تو نت ک چنتا نقد بخونم ک حالم خوب شه.که بگم ازین نویسنزه و کلا مترجمش متنفرممم. و انگیزه ای برای خوندن من پس از تو ندارم. دلم شکست . دلم سوخت. کاش این دو کتابو نمیخریدم از فرودگاه.اه

نمیدونم واقعا یک معلول بعد از خواندن این کتاب چه حسی پیدا میکند، مردی که ”عشق“ که از نظر دیگر معلولان مهم ترین و تاثیرگذارترین عنصر انگیزه بخش است را پیدا میکند و میبیند که برای ادامه زندگی اش کافی نیست، با وجود غم انگیز بودنش برام خیلی انگیزه بخش بود، آخر کتاب هم زمان که اشک میریختم،برای سفر بعدی ام برنامه ریزی میکردم،😊

با سلام. من چند ترجمه از این کتاب دیدم. میشه راهنمایی کنید که کدوم ترجمه بهتره؟

سلام و درود – ما ترجمه های مختلف این کتاب رو مقایسه نکردیم اما ترجمه‌ای که معرفی شده قابل قبول است. همچنین قسمت هایی از کتاب قرار داده شده و شما میتونید کیفیت ترجمه رو مشاهده کنید.

سلام کتاب قشنگی بود پیشنهاد میکنم ترجمه ملیحه وفایی رو نخونید چون یه چند جایی رو تغییر داده و اگه میخواین شیرینی کتاب براتون باقی بمونه پس از تو رو هم نخونید چون خیلی بی محتواست

این بهترین رمانی بود که خوندم

من کتاب صوتی این رمان رو گوش کردم وبرایم بسیار لذت بخش بود ، زمانهای زیادی به ویل و لویی فکر میکردم این کتاب دید انسان رو نسبت به زندگی و ارزش زنده موندن و ارزش زمان عمر ، مثبت میکنه ، وباعث میشه بیشتر به کارهایی که میکنیم توجه کنیم، وانگیزه ای ایجاد میکنه که تجربیاتی که قبلا جسارت و حتی فکر کردن بهشون رو نداشتیم دست بزنیم قدر و قیمت زندگی و بهتر درک کنیم

کتاب رو دو روزه تموم کردم. خوندنی بود ولی همونطور که فرمودین قابل پیش بینی بود. به نظر من متوسط بود از خوندنش پشیمون نیستم.

عالی بود

فقط میتونم بگم عالی بود!! با ترجمه مریم مفتاحی بخونید کتاب رو. احساسات به شدت متتقل میشه و شما نمیتونید مانع خندیدن یا جاری شدن اشکهاتون بشید…

عالی بودمن هردوجلدکتاب روتهیه کردم وهردوشون در۵روزتموم کردم این کتاب بهترین رمانی بودکه خونده بودم وساعت هابدون احساس گذرزمان مشغول خواندن کتاب می شدم

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه

ما در وب‌سایت معرفی کتاب کافه‌بوک اعتقاد داریم که باید کتاب خوب خواند و به همین خاطر در انتخاب آن به شما کمک می‌کنیم. هدف نهایی ما ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی است.

 

نسخه
الکترونیک
کتاب من پیش از تو
به همراه
هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا
دانلود کنید

کتاب من پیش از تو نوشته جوجو مویز را با ترجمه مریم مفتاحی به صورت الکترونیکی خریدم. بر این قصد بودم که بتوانم هر شب قبل از خواب بخشی از آن را بخوانم. شروع کردم، در گوشه‌ای از اتاق در سکوتی جاودانه داستان عاشقانه بین لوئیزا کلارک و ویل ترینر را از طریق تبلت می‌خواندم. آنقدر با کتاب اُنس یافته بودم که احساس می‌کردم از زندگی‌ام الهام گرفته شده است. هر شبم آکنده از غم، شادی، اشک و خنده بود، بی‌آنکه بدانم در کجایم، در داستان غرق شده بودم. هر لحظه بخش از رمان انگار تداعی بخش خاطره‌ای دور و تجربه‌ای نزدیک بود. مواقعی بعد از خواندن رمان من پیش از تو، افسردگی وجودم را می‌گرفت و زمانی از حس عاشقانه لبریزم می‌کرد. وقتی آخرین صفحات کتاب را خواندم و پایان داستان را فهمیدم، پیش از پیش به زندگی‌ام بالیدم؛ به ناگهان از جایم برخاستم و شتابان به اتاق همسرم رفتم و او را که بر روی ویلچرش نشسته بود، بوسه باران کردم. سپس همسرم رو به من کرد و گفت: «من فقط می‌خواهم مردی باشم که دختری با لباس قرمز در کنارم و در کنسرت موسیقی زنده نشسته‌ است؛ فقط برای چند دقیقه بیشتر.»

 

این روزها به ندرت رمان عاشقانه‌ای خواهید یافت که درس زندگی دهد، یا اینکه قهرمانان کتاب در پایان با قلب مخاطب همراه شوند. اثر پرفروش من پیش از تو نوشته رمان‌نویس مشهور انگلیسی جوجو مویز از این دست کتاب‌ها است.

نویسنده ی من پیش از تو

کتاب با لوئیزا کلارک که دختری جوان و 26 ساله است شروع می‌شود. او که جاه طلب و موفق نیست، مدام در داشتن شغلی پایدار و همیشگی شکست می‌خورد. لوئیزا با سمت پیشخدمت در کافه‌ای محلی مشغول به کار است و شغلش به عنوان کمک درآمدی برای خانواده‌ فقیرش است. در ادامه داستان، دیری نمی‌گذرد که کارش را از دست می‌دهد.

او که بسیار مأیوس شده، به سفارش دوست ورزشکارش «پاتریک» به مرکز کاریابی می‌رود. از آنجا او پیشنهاد مصاحبه برای سرپرستی فردی بالغ اما معلول را می‌پذیرد. او مرد جوانی به نام «ویل ترینر» می‌باشد که از طبقه بالای جامعه است. او روزگاری فردی بسیار پر جنب و جوش با آرزوهای بزرگ بود، ولی به علت تصادف با موتورسیکلت فلج شده و تمام وقت بر روی صندلی چرخ‌دار (ویلچر) نشسته و تمایل خود را برای زندگی از دست داده است. مادر ویل، کامیلا به خوبی می‌داند چگونه اوضاع را مدیریت کند تا روزی که او برای پایان دادن به نابسامانی‌های فرزندش، دختری شاد، سرزنده‌ و با احساس را که همان لوئیزا است را استخدام می‌کند.

نویسنده باهوش سرشارش در دام عاشقانه‌های کلاسیک گرفتار نشده و بیشتر به دنبال نمایش و تأکید بر ویژگی‌های مهم زندگی است. این کتاب به ما می‌آموزد که چگونه زندگی را به چالش بکشیم و کجا باید داستانی عاشقانه و شیرین را در پس‌زمینه‌ای از رویدادهای آموزنده زندگی، نه با صدایی بلند و نه خیلی محو شده در عشقی خوش‌بینانه را دید. اگر شما به دنبال رمانی واقع‌بینانه هستید و نمی خواهید تنها سرانجام عشق را ببینید، باید به دوردست‌ها خیره شوید، جایی که داستان لوئیزا و ویل می‌خواهد تصوری پایدار در ذهن خواننده ایجاد کند.

جوجو مویز، رمان من پیش از تو را بسیار روان نوشته است و با احساسات عمیق از سر آگاهی خواننده را متحول می‌کند. گفتگوها در کتاب خنده‌دار، جذاب و آزاد است. داستان دوستی بین لوئیزا کلارک و ویل ترینر از دل دعواها، ناسازگاری‌ها و سوء تفاهمات بیرون می‌آید.

شخصیت‌های کتاب، واقعی و صادقانه رفتار می‌کنند و با نقص‌های خود به خوبی روبرو شده و سعی در برطرف کردنشان هستند. رفتار لوئیزا کلارک واقع گرایانه است و رشد شخصیت او به اندازه کافی قانع کننده است تا خواننده بتواند به خاطر شیرین بودن، طبیعت احساسی و تعلق خاطرش برای مراقبت از ویل، با او همزادپنداری کند. از سوی دیگر، ویل ممکن است ناراحت کننده، خودمحور و در عین حال شخصیتی ناخوشایند به نظر رسد و مخاطب تنها برای او تأسف می‌خورد. اما با پیشرفت داستان، می‌توان تصویری پرجنب‌و‌جوش از مردی سرشار از زندگی و عشق را دید.

 

 

نویسنده تفسیر تازه‌ای از داستان‌های عاشقانه در سطوح رایجش را ارائه می‌دهد و از حساسیت‌های بی‌مورد بر مخاطب جلوگیری می‌کند. شخصیت‌ها فوراً در دام عشق نمی‌افتند، اما نخست دوستی و اعتماد را پرورش می‌دهند؛ زیرا آنها ناامیدی و سختی‌های زندگی را درک کرده‌اند. لوئیزا در بخشی از کتاب می‌گوید: «شما خوشحالی مرا می‌سازید، حتی زمانی که خیلی بداخلاق می‌شوید. من ترجیح می‌دهم با شما باشم، نسبت به هر کس دیگری در جهان.»

با خواندن کتاب، گاهی ممکن است از سر خنده، دیوانه‌وار شاد شوید و یا گاهی سیل‌آسا اشک ریزید. جادوی کلمات از سوی نویسنده نه تنها قدرتمند، بلکه زیبا هستند و می‌توانند خواننده را با عمیق‌ترین احساسات درونی‌اش مواجه کند. به طور کلی، کتاب بسیار غیر منتظره و با حالتی بسیار دلهره‌آور به پایانش نزدیک می‌شود. قسمت‌های نخستین تا میانه‌های رمان روایتی ساده و مستقیم دارد، اما در نهایت، شما به نقطه‌ای می‌رسید که نمی‌توانید کتاب را به کنار بگذارید.

 

هرکسی که هستی و هر کجا زندگی می‌کنی، مشکلات شخصی و اجتماعی که در این کتاب وجود دارد تا حدودی برایت آشنا خواهد بود، به این معنا که شما با هر یک از کاراکترها درنهایت همزادپنداری خواهید کرد. یکی از دوستانم حتی گفت: «هدیه‌ای مناسب برای یک دوست می‌تواند نسخه‌ای از کتاب من پیش از تو باشد، زیرا این را یادآوری می‌کند که زندگی تنها شادی نیست.»

موضوع یا بهتر است بگوییم موضوعات حساسی را جوجو مویز در رمانش بیان می‌کند، مانند تجاوز، افسردگی، خودکشی و ظلم و ستم به زنان. او به ما چشم‌انداز زندگی فردی را در مورد این مشکلات به ما می‌دهد و به ما یادآوری می‌کند که قربانی هرگز نباید مورد سرزنش قرار گیرد. به طور کلی، همه ما به کسی نیاز داریم، زیرا همه ما به تنهایی قادر به روبرو شدن با برخی از رویدادهای دهشتناک زندگی نیستیم.

جوجو مویز به موضوع طبیعت بشر می‌پردازد و اینکه ارتباط برقرار کردن با افراد خاص باعث می‌شود که عمق زندگی را بیشتر درک کنید. داستان نه تنها در پس زمینه‌ای عاشقانه روایت می‌شود، بلکه این نکته را بیان می‌کند که چگونه زندگی می‌تواند در هر لحظه تغییر کند.

این کتاب اصل زندگی را به تصویر می‌کشد که ما آن را تجربه خواهیم کرد، اما همان‌طور که واقعاً است، با واقعیت‌های سخت و بی‌عدالتی‌ها. با این حال، دیدگاه این کتاب خواننده را تشویق می‌کند که زیبایی را در نقایص افراد، چه جسمی و چه احساسی پیدا کند و ما را قادر به درک طوفان‌های زندگی در میان آفتاب کند.

 

بخشی از رمان من پیش از تو نوشته جوجو مویز را با ترجمه مریم مفتاحی در زیر آورده‌ایم:

ویل چپ چپ به من نگاه می‌کرد. نگاهش هنوز شادی چند ثانیه پیش را داشت. حالتش می‌گفت: خیلی خب، بیا از این برنامه لذت ببریم.

رهبر گروه، قدمی به جلو برداشت، دو بار روی میز زد و سکوتی فراگیر پخش شد. من سکون را حس کردم، تالار کنفرانس سرزنده و منتظر شروع بود. سپس او چوبش را پایین آورد ناگهان صدای خالص شنیده شد. صدا را مثل یک چیز فیزیکی حس می‌کردم؛ فقط با گوش‌هایم صدا را نمی‌شنیدم. تمام وجودم را می‌گرفت، اطرافم را پر می‌کرد. تمام احساساتم را مرتعش می‌کرد. پوستم سوزن می‌شد و دست‌هایم عرق کرده بود. ویل هیچ کدام از این‌ها را به من نگفته بود. فکر می‌کردم که از موسیقی خسته می‌شوم. زیباترین چیزی بود که تا به حال شنیده‌ام.

موسیقی باعث می‌شد که از تصوراتم به جاهای غیر قابل باوری برود؛ وقتی آنجا نشسته بودم، به چیزهایی فکر می‌کردم که سال‌ها به آنها فکر نکرده بودم، احساسات قدیمی‌ام وجودم را فراگرفت، افکار و ایده‌های جدید از مغزم خارج می‌شود. انگار خیالاتم شکل جدیدی پیدا کرده بودند. این فشار زیادی به من وارد می‌کرد؛ ولی نمی‌خواستم تمام شود. می‌خواستم برای همیشه آنجا بنشینم. نگاهی به ویل کردم. حواسش کاملاً پرت شود و در حال و هوای خودش نبود. برگشتم، اصلاً می‌ترسیدم که به او نگاه کنم. از این که چه حسی دارد و در حال و هوای خودش نبود. برگشتم، اصلاً می‌ترسیدم که به او نگاه کنم. از این که چه حسی دارد می‌ترسیدم، عمق نابودی که در خودش حس می‌کرد، ترس فراگیری که احساس می‌کرد. زندگی ویل ترینر بسیار فراتر از تجربیات من بود. من کی باشم که به او بگویم باید چگونه زندگی کند؟

همچنین، برای دانلود نسخه الکترونیکی کتاب من پیش از تو به سایت فیدیبو مراجعه کنید، همچنین اگر از گوش فرادادن به داستان بیشتر از خواندن لذت می‌برید، خرید آنلاین نسخه کامل و یا خلاصه من پیش از تو را در قالب کتاب صوتی پیشنهاد می‌دهیم.

درباره نویسنده کتاب من پیش از تو

جوجو مویز در سال 1969 در میدستون انگلستان متولد و در لندن بزرگ شد. او در رویال هالووی، دانشگاه لندن تحصیل و در آنجا اولین مدرک خود را دریافت کرد، سپس در دانشگاه دیگری از لندن در رشته روزنامه‌نگاری در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل کرد.

مویز قبل از اینکه به نویسنده پرکار و مشهور تبدیل شود، به کارهای دیگر اعم از: تایپ اظهارات بانک بریل، نوشتن بروشور، کار کردن به عنوان کنترل کننده (minicab) و ده سال به عنوان روزنامه‌نگار در هنگ‌کنگ و انگلستان مشغول بود.

جوجو مویز اولین رمانش را با عنوان باران پناهنده در سال 2002 منتشر کرد. بعد از آن و تاکنون نزدیک به 14 رمان دیگر نیز به رشته تحریر درآورد. بیش از دوازده رمان دیگر منتشر شده است. من پیش از تو (2012) بیش از 3 میلیون نسخه فروخت و نامزد دریافت جایزه کهکشان ملی انگلستان شد. مویز همچنین فیلم‌نامه‌ای اقتباسی برای فیلمی با همین نام از رمانش مشهورش تهیه کرد، سپس فیلم در سال 2016 به اکران عمومی درآمد. علاوه بر این، او نه یک بار، بلکه دو بار موفق به دریافت جایزه «رمان عاشقانه سال» شد.

جوجو مویز در حال حاضر به همراه همسر و سه فرزندش در اسکس انگلستان زندگی می‌کند.

 

– باران پناه دهنده

– میوه خارجی

– مرکز فروش طاووس

– کشتی عرو‌س‌ها

– خلیج نقره‌ای

– موسیقی شب

– اسب رقاص

نویسنده ی من پیش از تو

– آخرین نامه از معشوقت

– ماه عسل در پاریس

– دختری که تو پشت سرت جا گذاشتی

– یک به علاوه یک

– پس از تو

– تک و تنها در پاریس

– باز هم من

 

همانطور که در بالا بیان شد، فیلمی از رمان من پیش از تو توسط «تیا شروک» در سال 2016 ساخت شد. فیلم بسیار گرافیکی است، صحنه‌های رنگی، شاد با فضایی عاشقانه، بیننده را به شدت جذب می‌کند. در حالی که لحظات طنز و شادی وجود دارد، لحن فیلم عمیق و گاهی کاملاً غم‌انگیز است. دو شخصیت اصلی که نقششان را «امیلی کلارک» و «سم کلفلین» بازی می‌کنند، باورپذیر هستند. با این حال، فیلم به هیچ عنوان حق مطلب را نسبت به رمان ادا نمی‌کند، زیرا به مانند دیگر فیلم‌های عاشقانه نه چندان جدی این چند سال سینمای هالیوود است. ولی برای یکبار دیدن و تصویرسازی از وقایع داستان، می‌تواند تاحدودی نقش تعیین کننده‌ای داشته باشد.

 

رمان من پیش از تو، عاشقانه‌ای ساده نیست، خیلی بیشتر از آن است. کتاب بینشی تازه در مورد عشق را بیان می‌دارد، طوری که اشتیاق شما را برای خواندن فصل بعد زنده نگه می‌دارد. هنگامی که هر فصل را تمام کردید، سریعاً فصل بعد را شروع خواهید کرد. راز چنین شور و اشتیاقی را می‌توان به رابطه واقعی لوئیزا و ویل که بر اساس احترام، صداقت و طنز است، یافت. اینکه آنان در کنار عشق به واقعیت‌های زندگی نیز پی می‌برند و خود را اسیر دوست داشتن‌های افراطی و بی‌مایه نمی‌کنند. در کل، کتاب من پیش از تو ماهیت وجود خواننده را لمس می‌کند و با او از سر صداقت رفتار می‌کند. جوجو مویز داستانی عالی در مورد عشق، دوستی، خانواده، زندگی و مرگ را در لابه‌لای جملات رمان به نهایت استادی بیان می‌کند.

 

الیف شافاک

فردریک بکمن

دارن هاردی

اروین یالوم

میچ آلبوم

پائولا هاوکینز

هاینریش بل

فئودور داستايفسكی‌

لیل لوندز

یوناس یوناسن

جاشوا فریس

اریک فروم

فریبا کلهر

یوکو اوگاوا

یوسف علیخانی

جوجو مویز

نرگس جورابچیان

اما دون اهو

اس .جی. واتسون

یوکو اوگاوا

کترینا اینگلمن سوندبرگ

لیان موریارتی

هانری بوشو

گريچن رابين

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

جوجو مویز

نام کتاب، نویسنده، مترجم، ناشر یا هر واژه مورد نظرتان را
بنویسید

iOS

اندروید

ویندوز



https://fidibo.com/book/65672

کتاب مورد نظرتان را درخواست کنید تا در صورت امکان آن را به فروشگاه اضافه کنیم.

کتاب «من پیش از تو» نوشته‌ی «جوجو مویز» و ترجمه‌ی «مریم مفتاحی» است. کتابی که پیش رو دارید، یک رمان عاشقانه در سبکی متفاوت است. عشقی ورای عشق‌های زمینی و داستانی که اگرچه عشق موضوع اصلی آن است؛ اما عاشقانه نیست. این اثر داستان زندگی مرد جوان و ماجراجویی است که با علاقه‌ی فراوان، ورزش‌های خطرناکی انجام می‌دهد و در یک حادثه تمام زندگی‌اش دچار تغییر می‌شود. در بخشی از این رمان می‌خوانید: «رهبر ارکستر قدمی به جلو برداشت و با پا دو بار به سکو ضربه زد، یک هیس قوی سالن را فراگرفت. سکوت برقرارشده زنده و مشتاق بود. بعد رهبر ارکستر چوبش را به حرکت درآورد و یک‌باره صدای ساز درنهایت شفافیت سالن را پر کرد، موسیقی حالا برایم عینیت مادی پیدا کرده بود؛ چیزی نبود که فقط از راه گوشم بشنوم؛ بلکه در تمام وجودم جاری ‌شده بود، اطرافم را گرفته و حواس پنج‌گانه‌ام را به لرزه انداخته بود. پوستم سوزن‌سوزن شده و کف دستم عرق کرده بود… قوه‌ی تخیلم به طرز غیرمنتظره شکوفا شده بود؛ همان‌طور که نشسته بودم، هیجان‌های گذشته یک‌باره در وجودم غلیان پیدا کردند. افکار و ایده‌های نو در ذهنم پیچیدند، گویی به بینش و بصیرت دیگری دست ‌یافته‌ام. خیلی چیزها بود؛ اما اصلا دلم نمی‌خواست به پایان می‌رسید، دوست داشتم تا ابد همان‌جا بنشینم…» جوجو مویز یک روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی انگلیسی است که از سال ۲۰۰۲ رمان‌های پراحساسی را قلم ‌زده است. او تنها کسی است که تابه‌حال توانسته دو بار موفق به کسب جایزه‌ی انجمن رمان‌نویسان رمانتیک شود و آثارش جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز است. این کتاب را انتشارات «آموت» منتشر کرده است.

 

 

نویسنده ی من پیش از تو

دانلود کتاب خودت باش دختر ریچل هالیس

سلام با عرض تشکر
لطفا کتاب من پس از تو از همین نویسنده که ادامه کتاب فعلی میباشد را در سایت قرار دهید

با سلام خدمت شما
لینک دانلود کتاب پس از تو : http://iran-paper.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%ac%d9%88-%d9%85%d9%88%db%8c%d8%b2/

سلام..امکانش هست من پس از تو با ترجمه مریم مفتاحی رو بزارید؟ممنون میشم از سایت خوبتون..
اگه کتاب دختری که رهایش کردی هم قرار بدید عالی میشه

کتاب مذکور در سایت موجود هست . از قسمت جستجو استفاده کنید.

هنوز هم من رو هم بزارید ♡

هنوز نسخه الکترونیکی این کتاب منتشر نشده است . به محض انتشار در سایت گذاشته می شود.

سلام
چرا کتابهای جوجو مویز نیست
همه کتابهاش رو لطفا بذارین تا استفاده کنیم
بقیه سایتهای پولیه

کتاب باز هم من جوجو مویز چرا نمیذارین ؟؟؟

سلام میشه لینک دانلود رمان من پیش از تو رو درستش کنید

چرا ی pdf باید ۶۸m حجم داشته باشه؟ عجیب نیس؟

سلام میشه کتاب از دانیل استیل هم بزارید .مثل انگشتر .تصویری در اینه و …

کتاب من پیش از تو خیلی اعصاب منو بهم ریخت فقط آخرش داشتم اشک میریختم دلم نمیخواست اینطوری تموم بشه چه پایان تلخی.😞

سلام من خیلی سایتتون و دوست دارم خسته نباشید و ممنون از زحماتتون

لطفا هنوز هم من رو بذارین

سلام چرا کتاب من پیش از تو نصفه دانلود میشه, کامل نمیشه

سلام و وقت بخیر
فایل کاملا سالم می باشد . فایلو حذف کرده و سپس اقدام به دانلود مجدد کنید.

سلام
لینک دانلود مستقیم کتاب من پیش از تو خرابه و دانلود نمیکنه و سریع دانلود ناموفق میزنه لطفا لینک سالمشو قرار بدید من مشتاق خوندن این کتابم
ممنون از سایت عالیتون

سلام
مشکلی مشاهده نشد

سایتتون خیلی جامع هست.. ولی سرعت دانلودش خیلی کمه ..البته فکر کنم از اینترنت من باشه

سلام هرچی بگم کم گفتم از متعالی بودن سایتتون.هرچی خواستم بود.ممنون

تمامی مطالب این سایت از دیگر سایت ها گرفته شده است . جهت حذف کتاب خود لطفا با مدیریت سایت از قسمت نظرات تماس بگیرید.

 

Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.

برای دانلود قانونی رمان من پیش از تو و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

برای دانلود قانونی رمان من پیش از تو و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

رمان من پیش از تو اثر جوجو مویز و با ترجمه شیدا رضایی یکی از پرفروش‌ترین کتاب های نیویورک تایمز و سال 95 در ایران است. من پیش از تو داستان قصه‌ای‌ست که در خاطره‌ها می‌ماند. جوجو مویز تاکنون دو بار موفق به کسب جایزه‌ی انجمن رمان‌نویسان رمانتیک شده است.

من پیش از تو (Me Before You) یک داستان عاشقانه، متفاوت و غم‌انگیز است. جوجو مویز (Jojo Moyes) در این روایت عاشقانه سعی دارد درسی به خوانندگان بدهد که هیچ‌وقت برای شروع زندگی از صفر دیر نیست. من پیش از تو دارای فضاسازی‌ها و تصویرسازی‌های زیبایی‌ست که به راحتی خواننده را با خود همراه می‌کند.

باید گفت فقط یک حادثه می‌تواند، زندگی هر کسی را دچار تغییر و تحول عمیقی کند. اما چه چیزی باعث می‌شود که بعد از آن، هنوز به زندگی ادامه می‌دهد. ویل ترینر جوان ورزشکار و ثروتمندی است که در اثر یک تصادف، قطع نخاع می‌شود و بعد از آن باید روی یک صندلی چرخدار زندگی کند. تصادفی که انگار به خط سرنوشت او خورده است تا به نخاعش!
دختر جوانی به نام لوئیزا می‌خواهد به ویل نوع دیگری از نگاه کردن را یاد بدهد و او را از خودکشی برهاند.
پیش داوری نکنید حتی تا صفحه آخر رمان نیز کسی نمی‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد!

نویسنده ی من پیش از تو

رمان «من پیش از تو» اثری واقع‌گرا و عامه‌پسند است که مورد توجه طیف گسترده ای از خوانندگان در سنین مختلف قرار گرفته است.

در بخشی از متن این رمان می‌خوانید:

رهبر ارکستر در جایش قرار گرفت، دو بار بر روى تریبون زد و سکوتى عظیم همه جا را فرا گرفت. سکون و انتظار را در سالن حس مى‌کردم. آن گاه رهبر ارکستر چوب دستى‌اش را پایین آورد و ناگهان صدا در سراسر سالن پخش شد. موسیقى را مانند ماده‌اى فیزیکى حس مى‌کردم؛ فقط وارد گوش‌هایم نمى‌شد، بلکه در من جارى مى‌شد، در اطرافم مى‌گذشت و من را به لرزه در مى‌آورد. باعث مى‌شد که پوستم مور مور شود و کف دست‌هایم عرق کند. ویل نگفته بود که شنیدن موسیقى در سالن چه حسى دارد. فکر مى‌کردم باید خسته‌کننده باشد، اما آن موسیقى زیباترین چیزى بود که تا آن موقع شنیده بودم.

و شنیدن آن موسیقى باعث مى‌شد چیزهاى غیرمنتظره‌اى وارد تخیلاتم شوند، همان طور که آن‌جا نشسته بودم، متوجه شدم چیزه‌هایى راهشان را به ذهنم باز مى‌کنند که براى سال‌ها به آن‌ها فکر نکرده بودم. احساسات قدیمى از درونم پاک مى‌شدند، افکار و ایده‌هاى جدید به ذهنم مى‌آمدند، انگار ادراکم داشت گسترش مى‌یافت.

بیش از حد احساساتى شده بودم، اما نمى‌خواستم تمام شود. مى‌خواستم تا ابد همان جا بنشینم. نگاهى به ویل انداختم، او هم ناخودآگاه در موسیقى و تخیلاتش غرق شده بود. رویم را برگرداندم، ترسى غیرمنتظره مرا از نگاه کردن به او بر حذر مى‌داشت؛ از آنچه ممکن بود احساس کند وحشت داشتم؛ از چیزى که از سر گذرانده بود، از عمق نقصانش و وسعت ترس‌هایش. زندگى ویل ترینور چیزى فراتر از تجربه و ادراک من از زندگى بود. من چطور مى‌توانستم به او بگویم چطور باید زندگى کند؟

برای دانلود رمان من پیش از تو و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتابراه مرجع قانونی دانلود کتاب الکترونیکی و دانلود کتاب صوتی است که امکان دسترسی به هزاران کتاب، رمان، مجله، و کتاب صوتی و همچنین خرید کتاب الکترونیک از طریق موبایل تبلت و رایانه برای شما فراهم می کند. شما با استفاده از کتابراه همیشه و همه جا به کتاب‌ها و کتابخانه خود دسترسی دارید و می‌توانید به سادگی از هر فرصتی برای مطالعه استفاده کنید. در کتابراه برای همه سلیقه‌ها از داستان، رمان و شعر تا روانشناسی، تاریخی، علمی، موفقیت و… کتاب‌هایی پیدا می شود. همچنین در کتابراه هزاران کتاب رایگان نیز قابل دانلود است. اپلیکیشن کتابخوان کتابراه برای اندروید، IOS و ویندوز در دسترس است.

کارشناس ارشد تغذیه و رژیم درمانی

اگر نظر من رو درباره ی این کتاب بخواید بدونید میتونم بگم که خیلی خوب بود. شاید کسی که این مطلب رو میخونه، هنوز این کتاب رو نخونده باشه، پس قول میدم داستان کتاب رو لو ندم.

به قول یکی از دوستان، خوندن این کتاب یه مدت بسیار مد شده بود، همه استوری و پست اینستاشون شده بود کتاب من پیش از تو و یه جورایی خوندن این کتاب شوآف به تمام معنا بود.

اما من همین چند روز پیش که قسمت سوم این کتاب (باز هم من) هم چاپ شده، قسمت اول این کتاب یعنی من پیش از تو رو خوندم و زندگی کردن رو همراه با لویزا کلارک ( شخصیت اول این کتاب) تجربه کردم. زندگی کردن با این شخصیت و مشکلاتش واقعاً لذت بخش و هیجان انگیزه. شاید هیچ وقت تو اون شرایط قرار نگیریم اما خوندن این کتاب میتونه تجربه خیلی خوبی باشه که دریچه تازه ای از زندگی رو به ما نشون بده.

خب همون جوری که میدونید فیلم سینمایی Me before you با بازی امیلیا کلارک رو هم ساختن ، اما اگه نظر منو میخواید قبل از اینکه فیلم رو ببینید کتاب رو حتما بخونید. چون خوندن کتابش واقعاً لذتش خیلی بیشتر از دیدن فیلمشه. بعد از خوندن کتاب دوست داشتم ببینم تو فیلم چجوری همه چیز رو به تصویر کشیدن اما مطمئنم اگه اول فیلمش رو دیده بودم امکان نداشت بتونم کتابش رو تا آخر بخونم چون انتهای داستان رو میدونستم.

نویسنده ی من پیش از تو

در نهایت میتونم توصیه کنم حتماً این کتاب رو بخونید.

کارشناس ارشد تغذیه و رژیم درمانی

با ثبت نام در ویرگول به آرشیو بزرگی از مقالات مرتبط با این موضوع دسترسی خواهید داشت

مطلبی دیگر از این نویسنده

مطلبی دیگر در همین موضوع

بر اساس علایق شما

از این پس او نمی‌تواند پروفایل کاربری و مطالب شما را ببیند.

نویسنده ی من پیش از تو

نویسنده ی من پیش از تو

0

پیشنهاد شده برای شما :
0 man عکس برای پروفایل ژانویه 25, 2019
برچسب ها :

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *