خواص حسبي الله ونعم الوكيل

خواص دارویی و گیاهی :




خانه

موبایل

 

 

امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!

1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

 

2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)

 

3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) … پناه نمی برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)

 

4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»


در ادامه بخوانید

وی عنوان کرد: کسی که امر خود را به خدا واگذار کند و اعتقاد داشته باشد خدايی که کار خود را به او واگذار کرده است، خدايی دقيق‌بين، حکيم و قدرتمند است که هميشه به بندگان خود کمک می‌کند، چنين باوری، توحيد حقيقی و کامل است. در واقع آيه 173 آل‌عمران تکميل‌کننده آيه «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِينُ» است که ما هر روز در نمازهايمان در سوره حمد تکرار می‌کنيم.

علوی‌مهر ادامه داد: چنانچه ما به خدايی قدرتمند و حکيم اعتقاد داشته باشيم، بايد هوای نفس و پيروی از شيطان و هر آنچه را که غير خدا باشد کنار بگذاريم که اين موضوع در جمله «إِیَّاکَ نَعْبُدُ» خلاصه شده است و از سوی ديگر، بر اساس عبارت «إِیَّاکَ نَسْتَعِينُ» کمک خواستن از هر کسی غير از خداوند متعال را بايد کنار بگذاريم. جز ارتباط‌ها و کمک‌هايی که جزو ضروريات زندگی است و نمی‌توان آنها را نفی کرد؛ کمک خواستن انسان در اصل زندگی نبايد از کسی به غير خدا باشد.

عضو هيئت علمی جامعة‌المصطفی(ص) العالمية قم عنوان کرد: آيه «حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ» به اين معنا است که خدايا تو برای ما کافی و بهترين وکيل هستی و بر اين اساس کارهای خود را به تو واگذار می‌کنيم. ما در بيان آيه «اياک نعبد» بايد همواره از خداوند بخواهيم که ما را به جايی برساند که تنها او را پرستش کنيم و فقط از او کمک بجوييم. بيان اين جملات خالص از آن کسی است که واقعاً هوای نفس خود را سرکوب می‌کند، شيطان را هميشه از خود دفع می‌کند و انسان قدرتمندی است؛ اين جمله به اين معنا درست است.

وی افزود: در جمله بعد «اياک نستعين» وقتی خداوند کارهای ما را رهبری می‌کند و ما امور خود را به خدایی واگذار کرديم که قدرتمند است و خزائن آسمان و زمين در دست اوست، نبايد در زندگی نگرانی داشته باشيم.

عضو هيئت علمی جامعة‌المصطفی(ص) العالمية قم اظهار کرد: من شخصی و من نوعی اگر در زندگی خود به مشکل و مانع خاصی برخورد کردم که متحير و درمانده شدم، در چنين حالاتی بهتر است با به ياد داشتن اين آيه، دو رکعت نماز بخوانم و کارم را به خدا واگذار کنم؛ «حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ». معنای واقعی اين آيه در عمل همين است.


 




آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در خود مطالعه کنید.


حاضرین در سایت :


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است.


Copyright 2015 – All Rights Reserved

گر من آلوده دامنم چه عجب؟ همه عالم گواه عصمت اوست

زمین ما تشنه ی حضور آسمانی توست

یه گوشه چشمتو که بهم بندازی از تمام محبتها و توجهات کل مردم کره زمین حالم خوشتر میشه.

ما آدما استعداد پرت شدنمون خیلی زیاده…خودت میدونی که آدم ناسپاسه…فراموشکاره…عجوله… و هزار و یک عیب اکتسابی دیگه داره.

عزیز همیشگی ما … تو که هیـــــــــــــــــــچ عیب و ایرادی بهت راه نداره ایرادهای مارو محو کن.

مهربون عظیم و اعلا فقط تویی که راه رو بلدی…بلدی و میدونی چطور میشه گم نشد و توی مسیر موند.

تویی که میدونی ما کجاها اشتباه میکنیم و خبر نداریم

تویی که توجهت به همه هست و کمتر کسی حواسش به توست

ای دوست … ای رب من !که زبون و قلم من  یه نقطه از بیکران حضور تو رو نمیتونه تصور کنه

این دست من…این دست خالی من…  این پای لرزان ضعیف من… این ذهن محدود کوتاه من… فقط به بینهایت خدایی تو خدایی میشه…

عزیز بی همتا میدونم هوامو داری… کمکم کن منم تو رو داشته باشم

سلام

 .

ملاصدرا با پیرپرستی مخالف بود و اگر او را صاحب کرامات می‌نامیدند، نمی‌پذیرفت

چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی


امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) … پناه نمی برد.زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد!1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.2- در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» (سوره انبیاء آیه 87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.» (سوره انبیاء آیه 88)3- در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد» (سوره غافر آیه 44) … پناه نمی برد.زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.» (سوره غافر آیه 45)4- در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

واژه‏هاى قرآن

ما، در قرآن به كلمه‏هایى برخورد مى‏كنیم. این كلمه‏ها در زبان ما، در گفت‏وگوهاى روزمره‏ى ما هم جریان دارند و در نتیجه بحران شروع مى‏شود و گره‏هاى كور، سبز مى‏شوند، چون ما به برداشت‏هایى دست مى‏زنیم كه از عادت‏هاى ما مایه مى‏گیرند .

ما به هر كس كه ساده و جانماز آبكش بود، مؤمن مى‏گفتیم و به هر كس كه از ما كنار مى‏كشید و لب به جام ما نمى‏زد، متقى مى‏گفتیم و هر كس كه دست و دل باز مى‏شد، محسن مى‏گفتیم و هر كس كه رام مى‏گردید، صابر مى‏گفتیم و هر كس كه دهانش همراه تسبیحش باز و بسته مى‏شد، ذاكر و شاكر مى‏گفتیم.

ما به اینگونه با مؤمن و متقى و محسن و صابر و شاكر و ذاكر و عادت كرده بودیم و اكنون كه با قرآن و آن كلمه‏هاى دقیق و تیپ‏هاى مشخص 1 برخورد مى‏كنیم، باز همان‏ها را مطرح مى‏كنیم و همان‏ها را مى‏فهمیم و یا بهتر بگویم نفهمیده با آنها بازى مى‏كنیم و بر آنها ستم مى‏نماییم.

این ستم از آنجا شروع مى‏شود كه ما بدون رسیدن به معنى و مقصود، به كلمه‏ها و لفظها رسیده‏ایم و با الفاظ خالى انس گرفته‏ایم و آنها را در برخوردها به رخ یكدیگر كشیده‏ایم . اگر ما با حركت فكرى همراه مى‏شدیم و در خود مى‏جوشیدیم و مطلب‏ها و مفهوم‏ها را درك مى‏كردیم و آنگاه در به در، به دنبال كلمه‏ها مى‏گشتیم، در آن لحظه كه به یك كلمه مى‏رسیدیم، از آن بهره مى‏گرفتیم و همچون تشنه‏هاى به آب رسیده، كلمه‏ها را قطره قطره مى‏چشیدیم و جذب مى‏كردیم .

ما پیش از آنكه تشنه شده باشیم، نوشیده‏ایم و پیش از آنكه به اشتها آمده باشیم و با سؤال‏ها گلاویز شده باشیم، خود را تلنبار كرده‏ایم و پیش از آنكه به معناها دست یافته باشیم، به كلمه‏ها رسیده‏ایم و این است كه باد كرده‏ایم و با آنكه زیاد داریم، مریض و بى‏رمق هستیم و به امتلاء ذهنى و پرخورى فكرى دچار شده‏ایم .

اسفناك اینكه، این بیمارى و این پرخورى، همه گیر شده و اسفناك‏تر اینكه، این بیمارى در ابتدا به عنوان یك افتخار و نشانه‏ى سلامتى و روشنفكرى هم قلمداد مى‏گردد، اما رفته رفته سنگینى و خستگى و ضعف ذهنى را به دنبال مى‏آورد و روشنفكر تلنبار شده را به بن بست مى‏رساند .

قرآن كتابى بود كه پس از شكل گرفتن، رهبرى كردن را مى‏آموخت، كه رشد، رهبرى كردن استعدادهاى تكامل یافته است

اینها با اینكه خیلى دارند، فقیر هستند، چون پیش از سؤال، به جواب‏ها رسیده‏اند و پیش از عطش، به آب .

دواى اینها، همان طرح سئوال‏هاى بنیادى است كه بتواند به تفكرات آنها سازمان بدهد، تا بتوانند با تفكرات سازمان گرفته، به مطالعات خویش سر و سامانى بدهند و آن را هضم كنند و شیره‏كشى نمایند .

هیچ چیز بى‏حاصل‏تر، از این مطالعات دستورى و كتاب خواندن‏هاى پیشنهادى نیست، كه پیش از طرح سئوال و جوشش پرسش‏ها، گریبان‏گیر تازه راه افتاده‏ها و نو مسلمان‏هاى شعار زده مى‏شود .

كسانى كه مى‏خواهند دیگرى را به راهى و به تفكراتى و به مطالعاتى وادار كنند، ناچارند كه زودتر زمینه‏ها را فراهم سازند و تشنگى را در طرف بریزند و تنور را داغ كنند و سپس نان بچسبانند و مطالبى و كتاب‏هایى را در دسترس بگذارند .

اینگونه، حرف‏ها و طرح‏ها زودتر جذب مى‏شوند و كلمه‏ها زودتر مفهوم مى‏شوند و در عمل شكل مى‏گیرند و در خارج پیاده مى‏گردند .

 

خُسر

خسر، رشد، تكامل، هم از آن كلمه‏هایى هستند كه بسته بندى شده به ما هدیه شده‏اند، بدون آنكه آنها را یافته باشیم، با آنها به بازى نشسته‏ایم .

در برابر دیگران كه مى‏گویند براى چه آفریده شده‏ایم، خیلى پر طمطراق و شتاب‏زده مى‏گوییم براى تكامل و طرف بدون اینكه مفهومى از خودش، از استعدادهایش، از نقص‏ها و كمبودها و نیازهایش و از شكل گرفتن‏ها و به اوج رسیدن استعدادهایش، در نظر داشته باشد، زبانش بند مى‏آید و مبهوت نگاه مى‏كند .

و اگر عصیان‏گرتر و طوفانى‏تر باشد، با خستگى مى‏پرسد، خوب اصلًا تكامل براى چه؟ چرا تكامل پیدا كنیم؟ من نمى‏خواهم به كمال برسم .

این هر دو عكس العمل از آنجا مایه مى‏گیرند كه هنوز معناها را ندیده، به كلمه‏ها رسیده‏ایم و به جاى همپایى و همراهى، كلمه‏ها را به یكدیگر هدیه داده‏ایم و مطالب را بسته بندى شده براى هم، پرت كرده‏ایم .

در حالى كه براى شناخت اینكه براى چه هستم، باید بدانم با چه چیزهایى هستم. از وسائلى كه در یك اطاق هست مى‏توان كشف كرد كه این اطاق براى چیست و براى چه آفریده شده. از استعدادها و نیروهاى انسان هم مى‏توان كشف كرد كه او براى چیست و براى چه آفریده شده است .

براى من از سال‏هاى دور این سئوال كه براى چه هستم طرح شده بود و به جواب بسته بندى شده‏اش هم رسیده بودم و با شور و حال مى‏شنیدم براى تكامل، تا اینكه دوره‏ى نقادى و عصیان‏گرى شروع شد و حرف‏هاى سربسته به تحلیل رسیدند و در برابر سؤال‏ها، با حلم و تأنى، كار تحلیل آغاز گردید .

در این دوره بود، كه به این نكته رسیدم كه انسان در یك مرحله خودش را كشف مى‏كند و در یك مرحله، این معدن را استخراج و تصفیه مى‏كند و در یك مرحله به استخراج شده‏ها و آهن‏هاى تصفیه شده، شكل مى‏دهد و آنها را به صورت ماشین‏ها و ابزارهاى گوناگون درمى‏آورد و به تكامل مى‏رساند. ولى مسأله در همین‏جا خلاصه نمى‏شود كه پس از شكل گرفتن و به تكامل رسیدن، نوبت رهبرى كردن و جهت دادن به ماشین‏هاى تكامل یافته، مى‏رسد .

آه اینگونه بود، كه یافتم انسان براى مسأله‏اى بالاتر از شكل گرفتن و تكامل یافتن باید بكوشد، چون تنها این كافى نیست كه شكل بگیریم و در ابعاد وسیع ماده و معنا تكامل پیدا كنیم، زیرا با این تكامل یافتن، مسأله‏ى بن‏بست و عبث و پوچى زودتر پیش مى‏آید و عمیق‏تر، مطرح مى‏گردد .

كسى كه بهترین ماشین را و شكل گرفته‏ترین وسیله‏ها را و تكامل یافته‏ترین مركب‏ها را با خود دارد مسأله‏ى بن‏بست و ترافیك و محدودیت‏ها را بیشتر احساس مى‏كند و عمیق‏تر مى‏فهمد .

انسانى كه در دو بُعد ماده و اخلاق شكل گرفته و به تكامل رسیده، اما جهت ندارد و راه ندارد، به بن‏بست و عبث و پوچى عمیق‏ترى گرفتار خواهد شد و این بن‏بست و عبث و پوچى 2را دیگر نمى‏توان با عرفان شرق هم درمان كرد و با هیپى‏گرى مداوا نمود، چون این عرفان، خود یك نوع تكامل براى استعدادهاى عظیم‏تر انسان است كه پس از شكل گرفتن و تكامل یافتن، باید به دنبال راهى بزرگ‏تر براى حركت كردن و جهتى برتر براى دویدنش بود .

قرآن كتابى بود كه به انسان، نه تكامل، كه رشد را هدیه مى‏داد. یَهْدى الى الرُّشْدِ

براى این انسان مسأله‏ى جهت و صراط و مركب‏ها و رهبرى‏ها و روش حركت و منزل‏ها، مطرح مى‏شوند و تنها استعدادهاى تكامل یافته در دو بُعد ماده و اخلاق مسأله‏اى را حل نمى‏كنند .

آن لحظه‏اى كه انسان فكر و عقل و دلش را مثل ابزارها و ماشین‏هایش شكل بدهد، آیا آن روز این استعدادها شكل گرفته و به بن‏بست نشسته، بحران‏هاى بزرگترى را سبز نمى‏كنند ؟

انسان هنگامى آدم مى‏شود كه به استعدادهاى شكل گرفته‏اش جهت بدهد. براى این انسان، مكتبى، مكتب مى‏شود، كه جهت حركت و صراط و روش حركت او را به او یاد بدهد و بیاموزد، بدون آنكه او را مسخ كند و او را در راه بغلطاند و یا بغل بگیرد .

با این دید بود كه آیه‏هاى اِلَیْهِ تُرْجَعُونَ 3، انَّ الى‏ََ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‏ََ 4 و آیه‏هاى اهْدِنَا الصِّرََاطَ 5 وَ انَّكَ تَهْدى الى صِرََاطٍ مُسْتَقیمٍ6 و آیه‏هاى مربوط به معاد و اینكه بهشت منزل است، نه مقصد و جَنَّات الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا،7 پیام‏هاى عظیمى همراه مى‏آوردند و نورهاى بزرگى بر سر راه مى‏ریختند .

با این دید و پس از این حركت فكرى وقتى به دنبال جواب سؤال سابقم كه براى چه آفریده شده‏ام، قرآن را مى‏كاویدم، آیه‏هایى از قبیل، أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً 8 و انّا سَمِعْنا قُرآناً عَجَباً یَهْدى الى الرُّشْد  و یا وَ لَقَدْ آتَیْنا ابْراهیمَ رُشدَه مِن قَبل 10و روحم را به گونه‏اى گرفتند كه تمام عصیانم به تسلیم رسید و یافتم كه چگونه انسان پس از تشهد به تسلیم مى‏رسد و یافتم كه این تسلیم از تمام عصیان‏هاى تاریخ عظیم‏تر است، كه در چنین تسلیمى، تمام عصیان‏ها شكل گرفته‏اند و جهت گرفته‏اند .

این تسلیمى است كه عصیان‏ها در آن به زنجیر بسته‏اند و در راهند .

قرآن كتابى بود كه به انسان، نه تكامل، كه رشد را هدیه مى‏داد. یَهْدى الى الرُّشْدِ 11

قرآن كتابى بود كه پس از شكل گرفتن، رهبرى كردن را مى‏آموخت، كه رشد، رهبرى كردن استعدادهاى تكامل یافته است .

 

بخش قرآن تبیان

 

 

 

 

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّـهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّـهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ

  و چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه ما را به راه‌هايمان رهبرى كرده است؟ و البته ما بر آزارى كه به ما رسانديد شكيبايى خواهيم كرد، و توكل‌كنندگان بايد تنها بر خدا توكل كنند.

متنوع … حتی در مورد شیطان پرستی…میخوام بدونم چی شد که آدمیزاد با خدای خودش احساس دشمنی کرد… حتی این معضل در مورد بعضی آدمای به ظاهر با ایمان موجوده که ته دلشون با خدا مشکل دارن…

نظر بدین. ممنونم

الله اکبر اولین مشاهده بعد از این پست ایه کنار وبلاگ این بود:


«خود فریبی»

سوره مبارکه قیامه

آیه شریفه 5

بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ

معنی: انسان می خواهد آزاد باشد و با رهایی از اندیشه ی قیامت، مرتکب گناه شود.

پیام آیه: برخی از انسان ها دیگران را فریب می دهند، اما بعضی خود را دچار فریب می کنند، کسی که در مسیر انحراف گام برمی دارد، خود را دچار فریب ساخته است.


آیه شریفه 43

وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ

معنی: مثال کسانی که غیر از خدا را سرپرست خود می دانند مانند عنکبوتی است که به خانه ی سست خود پناه می برد. این مثال هایی است که برای مردم می زنیم و جز دانایان آن را درک نمی کنند.

پیام آیه: تکیه و اعتماد به هرچیز غیر از خداوند حکیم، تکیه بر پایه های سستی است که هرگز ادامه نخواهد داشت. خداوند عالمان و خردمندان را می ستاید زیرا آنان می دانند که همه ی گنجینه ها نزد خداست. و تنها تکیه گاه باید او باشد. بکوشیم از عالمان و خردمندان باشیم

کاش معجزه ی قرآن را میدیدیم… کاش بینا بودیم…کاش شنوا بودیم

خدایا الغوث از ضلالت

سگی پای صحرا نشینی گزید

به خشمی که زهرش ز دندان چکید

شب از درد بیچاره خوابش نبرد

به خیل اندرش دختری بود خرد

پدر را جفا کرد و تندی نمود

که آخر تو را نیز دندان نبود؟

پس از گریه مرد پراگنده روز

بخندید کای مامک دلفروز

مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش

دریغ آمدم کام و دندان خویش

محال است اگر تیغ بر سر خورم

که دندان به پای سگ اندر برم

توان کرد با ناکسان بدرگی

ولیکن نیاید ز مردم سگی

اگه گوش دادین…اگه دل دادین…اگه حالتون خوش شد… یادی از منم بکنید… برام دعا کنید…

مهربانم… قدرتی عظیم از تو میطلبم … معرفتی میخواهم که ندارم…من کوچکم عزیز… خیلی کوچکم…

خدایا آلودگی کینه ها و حقارتها را چنان از دلم پاک کن که دل سزاوار تو شود…

خدایا… خداوند من…

مرا در مسیر سبز خویش قرار ده…توانایی ماندن در مسیر به رغم تمام ناملایمات را از تو میخواهم…

جز با یاری تو هرگز مرا با بضاعت اندک اکتسابی ام یارای قرار گرفتن و ماندن در مسیر تو نیست…

خداوندا به ما …با این که اعتراف میکنم که آینه ی قابلی نداریم ولی شفافیت و میزان و فرقان عنایت فرما…

خداوندا به تو پناه میبرم از آنچه مرا از تو دور میسازد

اینها را درحالی مینویسم که بغضی سنگین دارم و درمانش را نمیدانم

خدایا میدانم که هستی…همیشه و همه جا… میدانم که تنهایم نمیگذاری…اما نگذار من با وجود داشتن چنین خدای بی همتایی احساس تنهایی کنم

خدایا روی ماهت را میبوسم. مراقبم باش…که هستی


«عفاف »

آیه شریفه 5

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ

معنی: ای پیامبر به همسران، دختران خودت و زنان مومن بگو: خود را مغنه ی بلند بپوشانند.

پیام آیه: حجاب راهی است برای رسیدن به پاک دامنی و عفاف قرآن، نظام خانواده را می پسندد، بی حجابی و از بین رفتن حریم ها، نظام خانواده را از بین می برد و زن و مرد را آلوده به گناه می کند. اسلام در روابط زن و مرد نه بی بند و باری را اجازه می دهد و نه مبارزه با نیاز غریزی را می پسندد بلکه تعادل و برنامه ریزی صحیح را پیشنهاد می کند



فلسفهء ذکر های طولانی چیست ؟ آیا واقعاً به اجابت می رسد ؟
مثلاً چطور ممکن است ذکر یک خطی را مثل حسبی الله و نعم الوکیل و لا حول و لا قوه الا با الله العلی العظیم لا اله الا انت سبحانک انی کنت من ظالمین را هـــــــــزار بار یا دوازده هـــــــــــزار بار با تـــــــــوجــــــــه کامل خواند .
چطور می توان نمازی که در هر رکعت آن 50 بار سوره توحید دارد و یا نمازی که پایان آن 1 بار آیه الکرسی دارد ( که هر یک حدود 1 ساعت طول می کشد را با تـــــــو جــــــــه خواند ؟ چطور ؟اگر انجام ندهی به خواسته ات نمی رسی، اگر نماز و ذکر را بخوانی ، نمی توانی توجه داشته باشی . تکلیف چیست ؟

و اینکه افرادی مثلاً مانند شیخ بهاالدین عاملی در برخی از ذکرها گفته اند مجرب است مجرب است مجرب است ( با تأکید ) واقعاً چه ضمانتی برای اجابت دعا وجود دارد؟
این مورد اخیر را نیز در برخی از کتب مثل بحار الانوار از پیامبر اکرم(ص) و اگر اشتباه نکنم از امام حسین (ع) و امام صادق (ع ) نقل شده است . جواب یکی مثل من را که خیلی از این ذکر ها را برای کاری( که استخاره آن مثبت بوده ) خوانده و نتیجه نگرفته ، چه کسی میدهد ؟
آیا می توان گفت که کاری که استخاره ان مثبت بوده ، خدا با انجام شدن آن مخالف است .
تکلیف 3 ماه دعا و ذکر و نمازی که با هـــــــزار امــــــیــــــــد با دانستن اینکه استخاره مثبت بوده و خوانده شده و به اجابت نرسیده چیست ؟
لطفاً من را توجیه کنید، من از خودم ، نماز ، ذکر و توجه خدا ناامید شدم ، مگر خدا نمی گوید ادعونی استجب لکم، 3 ماه در خانه اش را کوبیدم ، جوابم را نداد ، حالا از چه کسی طلب کمک کنم ؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
عزيز گرامي ! در آغاز لازم است به نکاتي قابل تأمل توجه کنيد .
1- افراط و تفريط در هر کاري ، نه تنها انسان را به نتيجه دلخواه نمي رساند ، بلکه گاه نتيجه عکس مي دهد .اين حکم کلي در مورد عبادات هم صادق است . اگر ميزان عبادت ها با ظرفيت انسان متناسب نباشد ، چه بسا باعث دلزدگي از کل عبادات شود . بنابراين به جا است که انسان در امور عبادي خود نيز مديريتي واقع گرا داشته باشد .
2- در امورعبادي اولويت را به انجام واجبات و ترک محرمات داده ، سعي کنيد به طورتدريجي به آنچه که ملاک اسلام است، نزديک شويد .
3- در مستحبات اصلا به خود فشار نياوريد . سختگير نباشيد و به اندازه حالي که داريد ، مستحبات را انجام دهيد . در صورتي که انگيزه اي براي عمل مستحبي نداريد، به خود فشار نياوريد . از بعضي روايات استفاده مي شود كه هميشه حالات روح را بايد ملاحظه كرد. از هر گونه اكراه و اجبار و تحميل اجتناب ورزيد. امام علي(ع) با تأكيد بر اين مطلب ، دليل را چنين مي فرمايد: إنّ القلب إذا أكره عمي؛ دل اگر مورد اجبار قرار گيرد، نابينا مي شود.(1)يعني شوق و رغبتش مي رود ، کسالت و بي حالي عارضش مي شود .
ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : دل گاهي ميل دارد و گاهي ميل ندارد (اقبال و ادبار). هر گاه حال خوشي داشتيد، نافله را هم بخوانيد. هر گاه مي بينيد ميل نداريد، به واجبات اكتفا كنيد.(2)
4- . از نماز ها يا دعاهاي طولاني مدت که خستگي و کسالت روحي براي شما دارد ، جدا بپرهيزيد . در اسلام بيش از کميت برکيفيت عمل تاکيد شده است.
5- به تدريج بكوشيد همراه با تنظيم وقت براي عبادات ، معرفت و شناخت خود را از مسايل عقيدتي مانند خداشناسي ، پيامبر و امام شناسي و معاد شناسي بالا ببريد . تا ظرفيت تحمل شما افزوده شود و بتوانيد از عبادت لذت ببريد .
6- درباره فلسفه احکام و عبادات و اسرار باطني و حقايق پنهان آن مطالعه نماييد. مثل کتاب اسرار عبادات آيت الله جوادي آملي = پرواز در ملکوت امام خميني = معراج السعادة نراقي ،فصل اسرار وضو و نماز و حج . زيرا وقتي عبادت همراه با شناخت و معرفت باشد ، حالت نشاط و شادابي در انجام آن ها حفظ خواهد شد .
7- اهل سير و سلوک معتقدند که روح انسان همانند جسم هم به تغذيه نياز دارد و هم به ورزش نياز . تقيّد و پايبندي به انجام واجبات در اولين لحظات وجوبش مثل خواندن نمازهاي واجب در اول وقت، و ترک گناهان کوچک و بزرگ است ، ولي ورزش روح آن است که بايد متناسب با ميزان معرفت و آگاهي از احکام ظاهري و اسرار باطني و ظرفيت و توانايي هاي روح به گفتن برخي ذکر ها و انجام برخي مستحبات و ترک بعضي مکروهات پرداخت . همان گونه که اگر يک وزنه بردارتازه کار، وزنه بزرگي را بر دارد ، يا کسي که تاکنون کوهنوردي نکرده ، بخواهد مسير طولاني و پر فراز و نشيب و سنگلاخي را بپيمايد ، نه تنها براي سلامت جسمش مفيد نيست ، بلکه ضرر مأيوس کننده و باز دارنده از ادامه ورزش را همراه دارد ، ورزش روحي نيز همين وضعيت را دارد .از اين رو اهل سير و سلوک گفتن بعضي ذکرها و خواندن برخي نمازهاي مستحبي را براي بعضي افراد تجويز نمي کنند. .به همين خاطر است که در بعضي کتاب ها نوشته شده که در حرم ائمه عليهم السلام زياد نمانيد ، پيش از آن که خسته شويد، از حرم خارج شويد تا دوباره با اشتياق بدان جا برگرديد.
پرسشگر گرامي ! دعا بر دو قسم است:
قسم اوّل: گاه انسان به زبان خود، خدا را مي‏خواند و از او حاجت طلب مي‏كند. در اين گونه دعا خواندن دعا به صورت دستورات وارده شرط نيست؛ هر كسي مي‏تواند به زبان خود خدا را بخواند و با او مناجات كند. خداوند نيز به تمام آن چه بنده مي خواهد، به هر زبان و به هر شکل باشد، احاطه دارد.
قسم دوم: دعاهايي است كه به زبان عربي و به كيفيّت خاص نقل شده است؛ مانند دعاي ايام خاص و با فضيلت.
اگر بخواهيم فضيلت اين گونه دعاها را به صورت كامل درك كنيم ، بايد آن ها را به زبان عربي و به همان صورت که گفته شده بخوانيم؛ البتّه اگر معناي آن ها را بفهميم، دعا كامل‏تر است. چون مضامين عرفاني و ملكوتي آيات الهي و ادعيه از طرف معصومان، انس خاصي با فطرت معنوي هر انسان حقيقت طلبي دارد. هنگامي كه ادا مي شوند, با روح و روان آدمي همراه مي شوند.گويا ملكوت دعاها و الفاظ با سرشت و خميره بشر آميخته است . علاوه بر آن که در بسياري از موارد ادعيه ماثوره راه و روش دعا کردن و چگونگي بيان خواسته ها و مهم تر اينکه چه چيز هايي را از خدا خواستن به ما ياد مي دهند . البته در بعضي موارد طولاني شدن دعا ها يا زيارت ها به جهت مضامين آن ها و در واقع جنبه آموزشي دارد مثل زيارت جامعه کبيره يا دعاي جوشن کبير . روشن است که هر کس بايد به اندازه ظرفيت خود به آن ها بپردازد و از آن ها بهره برداري کند

پي نوشت ها:
1. نهج البلاغه، قصار 304.
2. همان، قصار 184.

با توجه به عدم امکان پاسخگویی در بخش نظرات لطفا سوالات خود را در سامانه «ارسال پرسش» یا بخش «پاسخگویی آنلاین» مطرح نمائید

درباره ما


کلیه حقوق متعلق به مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی می باشد ©

انتخاب سریع یک انجمن
 

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)


نمایش برچسب‌ها

مشاهده قوانین
انجمن


این با اجازه و عنایت حضرت حق , به انتشار مطالب
ادبی , عرفانی و تاریخی ایرانی اسلامی و…درچهارچوب قوانین پرداخته ومواردموردنیازدرجامعه برای خصوصانوجوانان و انتقادازعرفانهای نوظهوروساحروجادوگروشیادوانواع ترفندبازیها؛ فی سبیل الله ازطریق وب درخدمت جامعه ولایتمدارمیباشد . .صالح و طالح متاع خويش نمودند/تا که قبول افتد و که در نظر آيد
حضرت امام موسی كاظم علیه السلام فرمودند: از خدا در نهان ‏هاى خويش شرم کنید، همچنان كه در آشکارا از مردم ، شرم مى ‏كنيد.
هشدارونویدقران:قال الله تعالی فی کتاب
المبین : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏ :حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْماً أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ )(سوره نمل/84)‏ زماني كه ( به پاي حساب سوق ، و در آنجا حاضر ) مي‌آيند ( خدا توبيخ‌كنان خطاب بديشان ) مي‌گويد : آيا آيات مرا تكذيب كرده‌ايد ، بدون آن كه ( تحقيق نموده و ) كاملاً از آنها آگاهي پيدا كرده باشيد !؟

http://shakerali.blogfa.com/post/16083ادامه در

 

رسیدن به مقامات مرحوم مجتهدی سوره حمد را بهترین ختم از ختومات مهمی می دانست که در میان اهل آن رایج و جاریاست. طبق نقل که در دست است، ایشان با این ختم، حتی به زنده کردن مرده نیز قادر بوده است. ایشان میفرمود: زمانی که در مسجد سهاه معتکف بودم، به ختم سوره ای حمد مشغول شدم و موکلان (الرحمن الرحیم ) در اختیار قرار گرفته اند که مهم ترین موکلان می شوند. پس از آن بر سر قبری که سوره حمد قرائت می نمودم به محضه اینکه به الرحمن الرحیم رسیدم، نه تنها آن دو ملک موکل حاضر می شودند، بلکه صاحب قبر نیز برمی خاست و با روح خود تحت فرمان من قرار می گرفت(یاس عرفان ص2). سالک الی الله علامه حسن زاده آملی می فرمایند: اگر سالکی بداند که طی مراحل و قطع منازل جز به گام های منفی و اثبات مسیر نیست و این معنی جز در کلمه طیبه لا اله الا الله یافت نشود. اهل الله گفته اند که هیچ نوع از اذکار و عبادت در ترقی درجات و مقامات معنوی اثر این کلمه طیبه را ندارد. از این رو رسول خدا(ص) فرمودند که: در روز رستاخیز هر کار نیکی سنجیده شود جز گواهی دادن به لا اله لا الله که آن در ترازو ننهد چه اگر در ترازو رود. آسمان و زمین های هفتگانه با وی برابری نکنند. کنایه از این که ثواب این کلمه را نهایت نباشد و به شمار نیاید و هیچ چیز همسنگ او نگردد(تازیانه ها سلوک ص86). اوقات فراغت سالک عالم ربانی مرحوم آیت الله کشمیری که به یکی از شاگردانش که پرسیده بودند در ایام تعطیلات تابستان حوزه چه ذکری را سفارش می کنید فرموده بودند: ذکر استفغار، سی هزار مرتبه بسیار مطلوب است. البته اگر به اندازه وقت نیز بگوید، مثلا روزی سه هزار بار مرتبه نیز خوب است همچنین برای ادای قرض هم خوبست، اما برای مبتدیان فرمودند: عددش 1001 مرتبه است(به نقل از شاگردان). آداب خواب سالک ایشان در سفارش خود می فرمودند: توجه این نکته لازم است که سالک باید هماره خواب را برادر مرگ بداند و هر شب آمادگی این پدیده را داشته باشد. با تجدید عهد و ایمان خود، وضو ساخته، رو به قبله با یاد و نام خدا به بستر رود ابتدا آیة الکرسی و سپس تسبیحات حضرت زهرا(ع) را بخواند و در آخر استغفار کند(طریق سیرو سلوک الی الله در بیان و بنان سالکان ص74). آداب سلوک مرحوم به سالکان الی الله توصیه می کردند: قدری از اذکار و دعوات ورد خوان ساختن در اوقات معّینه خصوصآ بعد از نماز های فریضه، و اگر تواندکه اکثر اوقات زبان را مشغول ذکر حق دارد و اگر چه جوارح در کارهای دیگر مصروف باشد. چنان که منقول است از حضرت امام محمّد باقر(ع) که زبان مبارک ایشان اکثر اوقات تر بوده است . به کلمه طیبه لا اله الا الله، اگر چیزی می خوردند و اگر سخن می گفتند و اگر راه می رفتند. امام صادق درباره ی پدر بزرگوارشان امام باقر(ع) می فرمایند: پدر بیسار یاد خدا می کرد، با او که راه می رفتم مشغول ذکر بود، و چون با او طعام می خوردم او را مشغول ذکرمی دیدم و چون با مردم سخن می گفت، سخن گفتن او از یاد خدا باز نمی داشت، و پیوسته می دیدم زبانش به کامش چسبیده مشغول ذکر لا اله الا الله بود، و صبح ما را جمع میکرد و امر می کرد مشغول ذکر یاد خدا باشیم تا طلوع آفتاب…(گنجینه عرفان، ص28). استغار علامه قزوینی بر مداومت بر استغفار و طالب آمرزش در ساعات روز و شب، خصوصآ در وقت سحر و عصر تأکید می فرمودند. از رسوا خدا(ص) روایت شده: خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه ی عمل خود، زیرا هر گناهای استغفار و طالب آمرزش از خدا را بیابد(گنجینه عرفان، ص6). رفع پستی ها درونی وبیرونی شخصی از آیت الله بهجت سوال کرد، ما آلوده به پستی های درونی و بیرونی هستیم، در رفع آن ما را راهنمایی بفرمایید. فرمودند: زیاد بگویید استفغرالله و خسته نشوید و خاطر جمع باشید این علاج است داؤکُم الذنوب و دواؤکُم الاستغار(پرسش های شما و پاسخ های آیت الله بهجت، ص). شروع سلوک معنوی آیت الله کشمیری به کسانی که علاقمند به سیرو سلوک بودند می فرمودند: برای همه راه باز است و آنها که گذشته ی خوبی ندارند، استفغار و ذکر یونسیه بگویند و عزم بر بازگشتن از کارهای ناپسند گذشته کنند(شیدا، ص134). ازدیاد توحید حضرت آیت الله آملی می فرمودند: کلینی در کتاب دعای اصول کافی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمودند: جبرئیل به رسول خدا(ص) فرمودند: خوشا به حاله کسی از امت تو که گوید لا الهَ الاّ وَحدَهُ وَحدَهُ وَحدَه سه بار گفتن (وحد) به اعتبار توحید ذات و توحید صفات و توحید افعال است(آداب سالک، ص55). آداب سیرو سلوک ایشان بعد از مراتب توصیه می کنند که سالک قدر معینی از شب باید مشغول ذکر با حضور بشود، در تمام حالتش خالی از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصیل نماید به اسباب و بعد از فارغ از ذکر، تسبیحات سیدهّ نسا(ع) را دوازده مرتبه سوره توحید و ده مرتبه الا الهَ الاّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لهَ لَهُ المَلک … تا آخر و صد مرتبه لا اله لا الله و و هفتاد مرتبه استغفار بخواند و قدری از قرآن شریف تلاوت نماید و دعای معروف صباح (یا مَن دَلَعَ لِسانَ الصبَّاح…) خوانده شود و دائمآ در وضو باشد و اگر بعد از هر نماز دو رکعت نماز بکند بسیار خوب است(طریق سیرو و سلوک الی الله در بیان و بنان سالکان، ص55). سیرو و سلوک می گویند آیت الله کشمیری، برای سالک الی الله به دو چیز خیلی اهمیت می دادند، اول استغفار و ذکر یونسیه و بعد مراقبه(شیدا، ص135). اذکاری برای طریق میر محمد حسین خاتون آبادی در دستور العنل خود در قسمت اذکار، ذکرهایی را که مهم تر هستند برای سالکان طریق این گونه می فرمایند: اما ذکرهای زبانی، بعضی از مهم تذین و کامل ترین آنها عبارت است: مداومت بر کلمه لا اله لا الله کم ترین مقدار ذکر است لا اله لا الله صد مرتبه در روز دیگر اذکار مهم، تسبیحات اربعه(مشهور به باقیات صالحات) است..بهتر این است که روزانه این ذکر، سی یا صد مرتبه خوانده شود یا پس از هر نمار واجب، سی مرتبه گفته شود. استغفار، از مهم ترین ذکرهاست و گردآورنده ی خیر دنیا و آخرت است(پیام حوزه، ص6). طی طریق برای سالک ملا حسینقلی همدانی می فرمودنند: بعد از نماز فریضه ی صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه کلمه ی توحید و دعای صباح بخوان، و تسبیح سیده نساء را بعر از هر نمار فرسضه ترک مکن، و در هر روز هر مقدار بتوانی لااقل یک جزء قرآن را با احترام و وضو و خشوع و خضوع بخوان، و در بین خواندن حرف مزن، مگر در مقامضرئرت، و در وقت خواب شهادت را بخوان، و آیه الکرسی، و یک مرتبه فاتحه، و چهار مرتبه سوره ی توحید و پانزده مرتبه سوره ی قدر، و آیه ی (شَهِدَ اللهُ أنَّهُ لاَ ؤ|ژإلَهَ إلاَّ هُوَ وَ إالمَلاَئُکَهُ وَاٌولُوا العِلمُ قَآئُمَاً بِالقِسطِ لا إلَهَ إِلاَّ هُوَ العَزِیزُ الحَکیِمُ) بخوان و استغفار هم مناسب است و اگر بعضی اوقات بتوانی سوره مبارکه ی توحید را صد مرتبه بخوانی، سبیار خوب است و از یاد مرگ غافل مشو و دست بر گونه ی راست گذاشته به طرف راست با یاد خدا بخواب. و از وصیت کردن غافل مشو و ذکر مبارک لا ألهَ ألاَّ اَنتَ سُبحانَکَ أنَّس کُنتَ مِنَ الظاَّلِمین را بسیار بگو، اولا در هر شب صد مرتبه سوره ی مبارکه ی قدر را بخوان، و دعای کمیل را در هر شب جمعه ترک مکن و مناجات عشره را؛ حالت با هر کدام از آنها مناسب باشد، خصوصآ مناجات های مساکین و تائبین و مفتقرین کامله ی سجادیه هر کدام در مقام مناسب، بسیار خوب است و در وقت عصر هفتاد بار استفغار و یک سبحان اللهِ العظیم؛ سبحان اللهِ و بِحَمدِه بخوان و سجده ی طولانی را فراموش مکن، و قنوت طول دادن بسیار خوب است و البته همه ی انها باید با ترک معاصی همراه باشد(طریق سیرو و سلوک الی الله در بیان و بنان سالکان، ص63). بصیرت و ادراک میرزا آقا جواد تبریزی در سیرو سلوک می فرمودند: از دیگر اعمالی که بصیرت و ادراک ناب برای سالک فراهم می آورد تداوم بر دعای عهد پس از نمازهای پنچگانه است. پس ازآن سه بار سوره ی توحید را به نیابت از حضرت مهدی (عج) تلاوت کن و نیز در هر صبح دعای عهد بخوان تا خداوند تبارک تعالی او را از ظلمات معصیت و غفلت نجات بخشد(طریق سیرو وسوک الی الله در بیان و بنان سالکان، ص75). احب مقام محمود علامه حسن زاده املی می فرمایند: بدان که به درستی برای صاحب مقام محمود (مقامی که نمازگزاران در شب بدان نائل می شوند) دعایی معین است و آن قول خداوند تعالی است خطالب به پیامبرش(ص) وَ قُل رَّبَّ اَدخِلِنی مُدخَلَ صِدقٍ وَاَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقٍ وَاجعَل لَّی مِن لَّدُنکَ سُلطَانًا نَّصیِراً وَ قُل جَاء الحَقُّ وَرَهَقَ البَاطِلُ إنَّ البَاطِلَ کَانَ زَهوُقًا (اسرارء/81 و 80) که او را به گفتن آن امر کرده است(نور علی نور، ص130). موثرتین اعمال جوارح میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در دستور اول سلوک این گونه بیان می کنند: من از بعضی مشایخ خودم که همانند او حکیم عارفی و معلم حاذقی را در راه خیر ندیده ام، پرسیدم: کدوام یک از اعمال جوارح را که شما تجربه نموده اید اثرش در قلب بیشتر است؟ فرمود: سجده ی طولانی که یک ساعت یا سه ربع ساعت طول انجامد و در آن گوید: لا اِلهَ الاّ اَنتَ سُبحانَکَ اِنَّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین(سند عرفان، ص25). طی طریق جناب سید احمد کربلایی در اولین دستور العمل اخلاقی خود سفارش می کنند:ان شاءالله تعالی مواظبت تمام به تهجد و برخاستن سحر و اشتغال به نافله ی شب با کمال حضور و اقبال و اشتغالبه تعقیباتو قرائت قرآن تا طلوع آفتاب و هفتاد یا صد مرتبه استفغار را صبح و عصر ترک ننماید؛ و صد مرتبه لا اله لا الله و اذکار سبحان اللهِ العطیمِ و بِحَمدهِ، اَستَغفرُِالله لااقل ده مرتبه در صبح و شام بگوید؛ و هم چنین لا اله لاّ الله وحده لا شریک له و ربی اَعودُ بِک و (اَشهَدُ اَن اللهُ وحدَهُ لاشریکَ لَه) بگوید و نیز در وقت صبح بگوید: اللّهمَّ انتَ رَبَّی لا شریکَ؛ لَکَ اَصبَحنا و اَصبَحَ المُلکُ لِلّهِ و در وقت شب به جای جمله دوم: اَمسَینا و اَمسَی المُلکُ لِلّه بگوید و طلوات کبیره ی اللّمّ صلّ علی المطفی محمّد والمرتضی علیّ… و در هر شب جمعه و عصر جمعه صد مرتبه سوره ی قدر را مواظبت کند و مهم تر از همه ی امور مزبور این که در تمام اوقات و در همه ی احووال و در جمیع حرکات و سکنات، حضرت حق جل و علا را حاضر و ناظر بداند، به قسمتی که اگر ممکن باشد، لحظه ی از حضور آن حضرت جل سلطانه غافل نشود. و نیز مواظبت کامل بر دوام توجه و توسل به حضرت حجت(عج) که واسطه ی فیض زمان است ملحوظ بدارد و بعد از هر نماز دعای غیبت را که اللّمّ عَرّّفنِی نفسَک … باشد و سه سوره ی توحید هدیه به آن بزرگوار را و دعای فرج اللّهمّ عَظُمَ البَلاء … را ترک نکند. همچنین مواظب تمام در دوام طهارت و خواب با طهارت و تسبیحات حضرت زهرا(ع) را در وقت خواب و بعد از هر نماز واجب و قرائت آیت الکرسی را و سجده ی شکر را بعد از بیداری و خواندن آیات إنَّ فِی خَلقِ السَّموَاتِ وَالاَرضِ…(آل عمران/10-14) را بعد از بیدار شدن برای نافله شب با کمال توجه به معنی و تفکر در آن و نظر در آسمان و کواکب و آفاق را و دعاهای صحفیه یسجادیه را بعد از نماز شب ترک نکند(سند عرفان، ص132). بهای بهشت حضرت علامه حسن زاده از اما صادق(ع) روایت می کنند: گفتن لا اله لا الله بهای بهشت است(آداب سالک الی الله، ص43). به بهشت ایشان روایت می کند از زید ابن ارقم از نبی(ع) که فرمودند: کسی که لا اله لا الله را مخلصاً گوید وارد بهشت می شود و اخلاص او به این است که لا اله لا الله او را از هر چ که خداوند حرام فرموده باز دارد(آداب سالک، ص43). داخل شدن در رحمت خدا علامه حسن زاده آملی فرمودند: روایت شده است که حضرت رسول(ص) پیش از خواب سوره های مسبّحات را که با تسیبح شروع می شود، یعنی سوره های حدید، صف، جمعه، حشر، تغابن، و اعلی، می خواندند که باعث می شود تا ذکر در رحمت خداوند وراد شود (صد و ده اشاره، ص262). تقویت ایمان حاج اسماعیل دولای در خصوص تقویت ایمان سالک می فرمودند: بر پیغمبر(ع) صلوات بفرست که قوه ی شما را زیاد می شود. هر وقت دعایی می شنوی یا مصیبتی از خوبان می شنوی و ناراحت می شوی، آهسته صلوات بفرست. این قوه و ظرفیت شما را زیاد می کند. صلوات ظرفیت انسان را بزرگ می کند. یعنی آدمی کع ضعف اعصاب دارد، کوچک است. اگر یک شب نمازش عقب و جلو شود، خودش را می خورد، یا اگر یک شب موفق شود بی قرار می شود و ادّعا می کند، به برکت صلوات این حالت از او رفع می شود. صلوات در خوشی و ناخوشی به انسان قوت می دهد و بهجت می آورد و غم را زائل می کند. آنجا هم که سرور است آن را بزرگتر نشان می دهد. صلوات، در راه خدا به انسان خیلی کمک می کند، در بین دعاها برای رفع خستگی و باز شدن نطق و راه افتادن زبان مفیداست. هر وقت با خدای خود صحبت می کنی، اگر دیدی زبانت تعطیل شد و نتوانستی حرف بزنی، صلوات بفرست، دوباره نطقت باز می شود… انسان گاهی درمانده که به خدا چه بگوید، صلوات راه را باز می کند (طوبای محبت1، ص124). برای اهل بصیرت علامه حسن زاده آملی برای بصیرت یافتن در سیرو سلوک می فرمودند: چند آیه ی آخر سوره ی مبارکه ی فرقان، از آیه ی وَ عِبَادُ الرحَّمَنِ الَّذِینَ یَمشِونَ عَلَ الاَرضِ هَوناً … (فرقان/63) تا آخر سوره، برای اهل بصیرت دستورالعمل کلی است(نور علی نور، ص26) حب و قرب الهی حضرت آیت الله بهجت در خصوص ازدیاد حبّ الهی و بالا رفتن مرتبه می فرمود: کار آسان و کوچک و مفید بعد از ملاحظه ی واجبات و محرمات صلوات فرستادن است؛ صلوات محبت آور است و محبت انسان را بالا می کشد(نفس مطمئنه، ص35). عبد شکور شدن علامه حسن زاده می فرمایند: ابن ابویه در من لا یحضره الفقیه از حفص بن بَختَری از امام صادق(ع) روایت کرده است که نوح نبی(ع) در هر صبح و عصر ده بار این دعا را می خواند و از این رو عبد شکور نامیده شده است: اللّمّ اِنّی اُشهِدُکَ ما اَصبَحَ و اَمسیَ بی نِعمةً و عافیةٌ فی دیِنی او دُنیایَ فَمنِک وَحدکَ لا شریکَ لک، لک الحمدُ و لک السَّکر بها عُلُیَّ حتّی تَرضَی و بَعَدَ الرَّضا(پندهای حکیمانه2،ص73).

 

پی نوشته ها:

1.معراج العارفین ص1

2. اعراف 55-57

3. اصول کافی خ1 ص27

4. نور علی نور ص18 وص 128

5. انبیا / 87

6. اصول کافی، معرب، ج2 ص 454

7. نور علی نور، ص132

گردآور: قفسه


msg =
ابو تراب سردرود ; msg = … + msg;pos = 0;
function scrollMSG() {
document.title = msg.substring(pos, msg.length) + msg.substring(0, pos);
pos++;
if (pos > msg.length) pos = 0
window.setimeout(scrollMSG(),200);
}
scrollMSG();


قال حضرت محمد صلی الله علیه و آله:خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) :آزار رساندن به خاندان پیامبر (صلی الله علیه آله) نیز کیفر دارد، امام صادق(علیه السلام) از نیاکان خود از رسول خدا چنین روایت کرده که هر گاه در مقام محمود قرار گرفتم گناهکاران امتم را شفاعت می کنم و خدا شفاعتم را درباره آنان می پذیرد و به خدا سوگند درباره آزار دهنده نوادگانم شفاعت نمی‌کنم:متن کامل نمونه:.shakerali.blogfa.com/post/14532وhttp://shakerali.blogfa.com/post/16083


فرمايش گهربار حضرت امام علي (ع)علم با عمل مقرون است پس هر که می داند، باید عمل کند، و علم عمل را صدا زند اگر او پاسخش را نداد از نزد او برود.آتش عشق چون به جان داریم
دردووادی ره امان داریم.ازحقیقت زنیم دم نه مَجاز.مردحق برمَجاز نیست مجاز


فلسفه ذكر گفتن چيست؟ حقيقت ذكر انواع ذكر فضيلت ذكر خدا
«ذكر»، يعني يادكردن، خواه با زبان باشد، يا با قلب يا با هر دو، بعد از نسيان باشد، يا بعد از ادامه ذكر. به عبارت ديگر، ذكر حالت روحي خاصي است كه انسان در آن حال، دانسته خويش را مورد توجه قرار مي دهد و گاهي به يادآوري چيزي با زبان و گاهي به حضور چيزي در قلب گفته مي شود.
فضيلت ذكر خداادامه مطلب وکامل بآدرس
http://shakerali.blogfa.com/post/16083.


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ
الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي
كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً
حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها
طَويلاً



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.