شعر زیبای غم انگیز

شعر زیبای غم انگیز

شعر زیبای غم انگیز

شعر زیبای غم انگیز

یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟

مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم

 یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟

شعر زیبای غم انگیز

به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟

 یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟

کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم

.

.

بقیه در ادامه مطلب

لیلی می شنبد که معشوقش می گوید:

در غار همیشه جای مار است

ای ماه ترا چه جای غار است؟

با دل زخم دار من چه خواهی کرد؟

جواب داد:هیچ به دورش می افکنم

نویسنده پرسید:پس چرا با تیر نگاهت شکارش کردی؟

خندیدوگفت:میدانی شکارچی بیرحم است شکار میکند ولی هرگز به شکارخود دل نمی بندد

نامم را پاک کردی… یادم را چه میکنی؟

 

یادم را پاک کنی… عشقم را چه میکنی؟

 

اصلا همه را پاک کن

 

هر آنچه از من داری

 

از من که چیزی کم نمیشود…

 

فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟

 

نکند آن را هم پاک کرده ای؟

 

نــــــــــــه ! شدنی نیست…

 

نمیتوانی آنچه که نداشتی را پاک کنی.

شعر زیبای غم انگیز

 

گاهی عمر تلف میشود ؛

به پای یک احساس ….

گاهی احساس تلف میشود ؛

به پای عمر !

و چه عذابی میکشد ،

کسی که هم عمرش تلف میشود ؛

هم احساسش …

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام

آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست

آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم ..

 

من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم


میدونی جز تو کسی رو ندارم ..

 

باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم

برگا همه ریختن ولی شاخه هست , کم کم باید بارو بست

خداحافظ ای دنیــــــــای نیــــــــرنگ و نامردی

خداحافظ ای تنهـــــــایی و شبهـــــای سردی

 

خداحافظ ای دلهـــــــــــــایی یخ زده و سنگی

خداحافظ ای عاشقــــــــان کاغــــذهای رنگی

 

خداحافظ ای شبهـــــــای غــــم و اندوه و درد

خداحافظ ای یاران همــــــــــدم و مونس سرد

 

خداحافظ ای دلهــــــــــــای شکسته و خسته

خداحافظ ای عاشقـــــــــان به انتظار نشسته

 

خداحافظ ای کــــــــــــــوچه های تنگ و باریک

خداحافظ ای زمستــــــــــــانهای سرد و تاریک

عمر آدمی شیشه است و اجل مثل سنگ

خدا کنه وقتی این دو به هم میرسند غبار دنیا


……………………………… 

خدایا آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

و آن گونه بمیران که کسی به وجد نیاید از نبودنم . . .

……………………………… 

ترجیح میدهم به جای شاخه ای گل بوته ای خار باشم!که دست هر کودک نابالغی نتواند پایان بخش زندگیم شود…

اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم

آسون وداع کردم باهات، با اینکه می مردم برات کاشکی نمی ذاشتم بری، کاشکی می افتادم به پات خواستم بگم ترکم نکن، پیشم بمون ای نازنین شرح پریشونیم و تو، چشمای بارونیم ببین هر شب با کلی اشتیاق، زل می زدم به آسمون فرصت نمونده واسه ی، ابراز احساس جنون

رفتی و من تنها شدم، با این غم نا مهربون هرجا پی ات گشتم ولی، هیچ جا نبود از تو نشون دل خوش به این بودم تو هم، گاهی کنار پنجره ماه و تماشا می کنی، با کولی باری خاطره هر شب با کلی اشتیاق، زل می زدم به آسمون فرصت نمونده واسه ی، ابراز احساس جنون

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
.
.
.

این شعرها دیگر برای هیچکس نیست
نه ! در دلم انگار جای هیچکس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست

.

.

.

بقیه در ادامه مطلب

 

 عکســـــت را نگــــاه میکنــــم  آخ کــــه ایــــن عکـــس  پیـــر نمیشـــود امــــــا ،  پیـــــــرم میکنــــد

 

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند و…و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید بانوی دریای من…کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت

آواز عاشقانه ما در گلو شکست /

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند /

تنها بهانه ما در گلو شکست

تا آمدم که با تو خداحافظی کنم /

بغضم امان نداد و وداع در گلو شکست . . .

بقیه در ادامه مطلب

مجموعه کامل زیباترین شعرهای غمگین و عاشقانه کوتاه برای عشق زندگی و همسر با موضوعات : تنهایی و دلتنگی، جدایی و دلشکسته سوزناک، دوری یار و اشعار احساسی و رمانتیک عاشقانه برای کسی که دوستش دارید.

اشعار زیبا و غمگین عاشقانه

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

بنیامین دیلم

شعر زیبای غم انگیز

******

شعر عاشقانه غمگین جدایی

به خدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخه ام چید
شعله آه شدم صد افسوس ٬ که دلم باز به دلدار نرسید

******

شعر عاشقانه کوتاه

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دو صد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی

******

شعر عاشقانه غمگین کوتاه

ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

‫‏سعید بیابانکی

******

دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

******

اشعار کوتاه غمگین عاشقانه

تو این سکوت بی کسی صدای دلدار و ببین
تو این شبا تو رویاها چهره عاشق رو ببین

وقتی دلت تنگه براش بغض چشاتو میگیره
تو لحظه های عاشقی نم نم بارون رو ببین

******

شعر غمگین جدایی و دلتنگی

تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
نه با آرزوی من …

******

شعر عاشقانه کوتاه برای عشقم

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی

******


شعر عاشقانه کوتاه دوست دارم

این ابرها را
من در قاب پنجره نگذاشته ام
که بردارم
اگر آفتاب نمی‌ تابد
تقصیر من نیست
با این همه شرمنده توام
خانه ام
در مرز خواب و بیداری ست
زیر پلک کابوس‌ ها
مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاری از دستم بر نمی‌آید

رسول یونان

******

دوستت داشتم
دوستت دارم
و دوستت خواهم داشت
از آن دوستت دارم‌ ها
که کسی نمی‌داند
که کسی نمی‌تواند
که کسی بلد نیست

******

شعر زیبای غم انگیز

شعر عاشقانه غمگین و دلشکسته

نفرین به عشق و عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو
تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو
به اون دل سیاه تو

******

شعر نو کوتاه عاشقانه

چقدر سفت شده است پدال دوچرخه دونفره عشقمان
یا من خسته شدم یا به سربالایی رسیدیم
شاید هم تو دیگر رکاب نمی زنی … !

******

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

******

کاش میشد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش میشد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه اینکه دل شکست

******

عاشقان همه نام و نشانی دارند
آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم

******

گوشه قلب قشنگت اگر من نباشم غمی نیست
تو منو زندونی کردی عاشقی جرم کمی نیست

******

شعر نو غمگین عاشقانه

من از راهی دور
برای خواندن خواب های تو آمده‌ام،
من از راهی دور
برای گفتن از گریه های خویش
راهی نیست،
در دست افشانی حروف
باید به مراسم آسان اسم تو برگردم،
من به شنیدن اسم تو عادت دارم
من
مشق نانوشته ام به دست نی،
خواندن از خواب تو آموخته ام به راه
من
باران بریده ام به وقت دی،
گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه
به من بگو
در این برهوت بی خواب و طی،
مگر من چه کرده‌ ام
که شاعرتر از اندوه آدمی ام آفریده اند؟

سیدعلی صالحی

******

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

******

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست

******

بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود
حتی برای گریه مهیا نمی‌شود

بعد از تو جز صراحت این درد آشنا
چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود

******

اشعار سوزناک عاشقانه

تو نیستی و خورشید
غمگین‌ تر از همیشه غروب خواهد کرد
و من دلتنگ‌ تر از فردا
به تو فکر می‌کنم
چقدر دوست داشتنی بودی
وقتی چهره رنجور و چشمان مهربانت
در نگاهم خیره می‌شد

اکنون که بازوان خاک
پیکرت را در آغوش گرفته است
کلمه‌های سیاه پوش شعرم
برایت مرثیه‌های دلتنگی سروده‌اند

******

کاش یک نفر بود
که دوستم داشت
که دوستش داشتم
و همین را برای همیشه میگفت
و همین را برای همیشه میگفتم
همین دوستت دارم را
به همین سادگی…

******

چرا روی نقاشی ها بی خودی سایه میزنی
این همه حرف خوب داریم، حرف گلایه میزنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو
چرا با حرفات و نگاهت بهم کنایه میزنی؟

******

شعر نو عاشقانه غمگین کوتاه

عاشقت نشدم
که ناچار باشم برای دوستت دارم هایم
مجوز بگیرم
دوستت دارم هایم را منتشر کنم
و بعد تصور کنم این شعر را
معشوقه‌ ات برای تو می‌خواند…

لیلا کردبچه

******

غزل غمگین عاشقانه و دلتنگی

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا

گر سرم در سر سودات رود نیست عجب
سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا

ز آب دیده که به صد خون دلش پروردم
هیچ حاصل به جز از خون جگر نیست مرا

بی رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم
غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا

محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل من
بر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرا

بر سر زلف تو زانروی ظفر ممکن نیست
که تواناییی چون باد سحر نیست مرا

دل پروانه صفت گر چه پر و بال بسوخت
همچنان ز آتش عشق تو اثر نیست مرا

غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم
که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا

تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو
بر گل و لاله کنون میل نظر نیست مرا

امیر خسرو دهلوی

******

دوبیتی عاشقانه غمگین

ما طعم شیرین یافتن را در طعم تلخ از دست دادن یافتیم
و در این میان سهم ما تنها یک یادت به خیر ساده بود

******

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟
چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟

چه دلداری؟ که هر لحظه دلم از غم به جان آری
چه غم خواری؟ که هر ساعت تنم را در بلا داری

به کام دشمنم داری و گویی: دوست می‌دارم
چگونه دوستی باشد، که جانم در عنا داری؟

چه دانم؟ تا چه اجر آرم من مسکین بجای تو
که گر گردم هلاک از غم من مسکین، روا داری

بکن رحمی که مسکینم، ببخشایم که غمگینم
بمیرم گر چنین، دانم مرا از خود جدا داری

مرا گویی: مشو غمگین، که خوش دارم تو را روزی
چو می‌گردم هلاک از غم تو آنگه خوش مرا داری!

عراقی کیست تا لافد ز عشق تو؟ که در هر کو
میان خاک و خون غلتان چو او صد مبتلا داری

عراقی

******

کاش می شد در سایه ی مژگانت
لحظه ای هر چند کم به تماشای دریای خوشرنگ چشمانت می نشستم

******

دیگر بوی بهار هم سرحالم نمی کند
چیزی شبیه گریه زلالم نمی کند

آه ای خدا مرا به کبوتر شدن چکار ؟
وقتی که سنگ هم رحمی به بالم نمی کند

******

شغر غمگین حافظ

ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

******

آخر قصه ی عشق ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند : یکی بود … یکی نبود …

******

بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد
آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزش به جز از وصل تو خشنود نکرد

******

اشعار غمگین مولانا

در هوایت بی‌قرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل از عاشقان می‌خواستند
جان و دل را می‌سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب

می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود
تا به گردون زیر و زارم روز و شب

ساقیی کردی بشر را چل صبوح
زان خمیر اندر خمارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
همچو اشتر زیر بارم روز و شب

تا بنگشایی به قندت روزه‌ام
تا قیامت روزه دارم روز و شب

چون ز خوان فضل روزه بشکنم
عید باشد روزگارم روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب

تا به سالی نیستم موقوف عید
با مه تو عید وارم روز و شب

زان شبی که وعده کردی روز وصل
روز و شب را می‌شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشک بارم روز و شب

******

خودش اول نگاهم کرد خدایا
به صد خواهش صدایم کرد خدایا
گناه این جدایی گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدایا

******

شعر خیلی غمگین عاشقانه و دل شکسته

حتما کسی را تازگی ها در نظر داری
لابد به غیر از من کسی را زیر سر داری

دیگر سراغی از دل تنگم نمی گیری
با اینکه از حال پریشانم خبر داری

بی طاقتی این روزها جایی دلت گیر است
بو برده ام از شهر من قصد سفر داری

بو برده ام از عطر مشکوک تنت شب ها
جایی دگر عشقی دگر یاری دگر داری

سردی زمستانی در این گرمای تابستان
لب های بی رنگ و نگاهی بی ثمر داری

آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد از من کسی را دوست تر داری

******

ای عشق بیا دوباره فریاد شویم
از این همه غم دوباره آزاد شویم

یک بوسه و یک جام در آغوش سحر
برداشته و در دل شب شاد شویم

از ناله و از اشک به جایی نرسیم
کاری بکنیم دوباره آباد شویم

******

شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت بر این سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم

از طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته‌هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم

گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم

مولانا

******

دیدی چه آسون و بی هوا یهویی دل بریدی
دیدی دلم تیکه پاره شد آخه اینم ندیدی

******

شعر غمگین تیکه دار

دنیای دنی پر هوس را چه کنی
آلوده هر ناکس و کس را چه کنی

آن یار طلب کن که تو را باشد و بس
معشوقه صد هزار کس را چه کنی

******

من آه شدم ابر شدم باریدم
تو ولی باخبر از حال بدم، خندیدی

******

ای بی خبر از محنت روز افزونم
دانم که ندانی از جدایی چونم

باز آی که سرگشته تر از فرهادم
دریاب که دیوانه تر از مجنونم

******

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

هوشنگ ابتهاج

******

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌ هایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله‌ هاست
آه بی‌ تاب شدن عادت کم حوصله‌ هاست

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ‌ کس هیچ‌ کس این‌جا به تو مانند نشد

******

دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر، از کوی خود
وز رشته گیسوی خود
بازم رهاند.
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم
وای به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
از گل شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزلم کنم
وای، به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم، از فتنه گردون رهی
افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم

رهی معیری

******

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث

******

تا بوی گل یاس پراکند به باد
عطر تن چون یاس توام آمد یاد
باد آمد و بوی دوست آورد بیاد
یکبار دگر دل مرا داد به باد

******

سر ز بالین به چه امید برآرم سحری
که در آن روز نبینم رخت ای رشک پری
آه از آن شب که نگیری خبر از من در خواب
وای از آن روز که من از تو نگیرم خبری

عماد خراسانی

******

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﻭ ﻣﻦ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ
ﻭ ﻣﻦ ﮐﻪ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻻ ﺑﻼﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺎﻋﺖ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻐﺾ ﻣﻦ ﺗﺮﮎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻫﺎ

******

ای یاد تو در ظلمت شب همسفر من
وی نام تو روشنگر شام و سحر من
جز نقش تو نقشی نبود در نظر من
شب ها منم و عشق تو و چشم تر من

******

در سایه های اشک تو تصویر میشوم
با واژه های شعر تو تعبیر میشوم
با آخرین نگاه دو چشم جوان تو
من قطره قطره میچکم و پیر میشوم

خبری نیست خیاطی می کنم
آسمان را به زمین می دوزم و چشم هایم را به در
خدا می داند دلم را چند بار کوک زدم
که این چنین دل تنگم

******

خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
می گویی دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی وا ژه هایت را خوب نمی دانی
دلتنگی ارزانی خودت

******

شعر غمگین درباره زندگی بدون عشق

کاش می شد هیچ کس تنها نبود
کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو می مانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت
دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا می رسی
کاش روز دیدنت فردا نبود

******

دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

******

باران که می بارد
دلم برایت تنگ تر می شود
راه می افتم
بدون چتر، من بغض می کنم، آسمان گریه

******

چقدر این صدا برایم آشناست
صدای هق هق گریه های آسمان را می گویم
صدای بارش باران را
بارها آن را از اعماق وجودم شنیده ام
صدایی است که رنگ تنهایی دارد بوی فراق و درد دوری

******

دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم
روی آن نقطه هم میخ می کوبم و قاب عکس تو را می آویزم

فال حافظ

سلامت و پزشکی
سبک زندگی
گیاهخواری
اطلاعات دارویی
خواص ها
مد و فشن

سرگرمی
چهره ها
عکس های جالب و دیدنی
اشعار زیبا
آهنگ
ویدیو کلیپ
آهنگ تولدت مبارک

کپی برداری ممنوع !

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب کوکا به هر نحو غیر مجاز می باشد.
هر گونه کپی برداری از محتوای سایت کوکا پیگرد قانونی دارد.
استفاده از مطالب سایت کوکا در سایت های خبر خوان و دارای آی فریم نیز اکیدا ممنوع است.

مطالب بخش سلامت و پزشکی سایت کوکا فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.

  بیوگرافی پانته آ سیروس بازیگر نقش بی بی مریم با عکس های پانته آ سیروس و داستان زندگی شخصی هنری و همسرش را در سایت فتوکده می خوانید   بیوگرافی پانته آ سیروس     پانته آ سیروس متولد 1 فروردین 1353 در تهران، بازیگر است   فارغ التحصیل لیسانس رشته طراحی صنعتی از دانشگاه […]

.

 

 

شعر زیبای غم انگیز

 

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیز

شهر خالی ست مرا همنفسی نیست عزیز

 

حافظ از حال من سوخته آگاه تر است

زده ام فالی و فریاد رسی نیست عزیز

 

نیست حتا پر و بالی که به سویت بپرم

آسمان بی تو مرا جز قفسی نیست عزیز

 

کیمیایی و من خسته مسی ناچیزم

به سر کوی توام دسترسی نیست عزیز

 

قلب بیمار مرا عشق شما درمان است

غیر آغوش تو دل را هوسی نیست عزیز

 

 

 

دل من سمت شما میل پریدن دارد

قدمم سمت شما میل رسیدن دارد

 

شعر یک گوشه ای از حس قشنگم به شماست

که قلم در ره تو میل تپیدن دارد

 

روز ها میگذر فرصت ما کافی نیست

حرف از لعل لبت هم که شنیدن دارد

 

عادتم این شد هر روز به تو فکر کنم

نار چشمان تورا وای کشیدن دارد

 

اگر ازکوچه ما قصد عبورش کردی

جامه ها در طلبت شوق دریدن دارد

 

مقصدم گم شده بود و سر راهی بودم

و دلم سمت شما میل پریدن دارد ..

شعر زیبای غم انگیز

 

 

سخن عشق من افتاده به هر انجمنی

درد این قصه نشسته به دل یاسمنی

 

برکه را گرچه گرفته همه جا مهر سکوت

به همه چه تو فقط جان من و عشق منی

 

چه شود گرمی دستان تورا نوش کنم

بعد از آن من بروم تا که کنم کوه کنی

 

چه شود باز بغل باشد و من باشم و تو

تا ببافی به تنم از تن خود پیرهنی

 

من همان بلبل شوریده ی نالان توام

تو ولی یک رز زیبا به سرای چمنی

 

من فقط حرف تورا در همه عالم زده ام

هیچ جایی نزدم جز تو و حسنت سخنی

 

 

 

ظاهرم قصر است. اما از درون، ویرانه ام

من صدای خسته ی پروانه ای بی خانه ام

 

عاشق صیادم و عمدا به دام افتاده ام

آه … او پنداشت من دنبال آب و دانه ام

 

باد، میزد شانه مویش را !!!… تلافی میکنم

گیسوان او،فقط مال من است و شانه ام

 

باد در مویش روان و من روانی میشوم…

با همین عاشق کشی ها میکند دیوانه ام

 

عاشقم… دیوانگی های مرا جدی بگیر

آنقدر دیوانه،حتی با خودم بیگانه ام …

 

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشود

دل که اسیر شد دگر ساده رها. نمیشود

 

باز تویی که آمدی واژه به شعر من دهی

دِین غزل سرایی ام بر تو ادا نمیشود

 

در دل من چه آتشی عشق رخت بپا نمود

سوز و گداز عاشقان هیچ دوا نمیشود

 

حبس ابد سزای من چون که رها نمیشوم

سحر سیاه چشم تو وای که وا نمیشود

 

کاش رسیم ما به هم فاصله گم شود دمی

غرق دعا و حاجتم حیف روا نمیشود …

 

 

در حسرت آغوش ” تو ” هستم بغلم کن

از عطر بر و روی ” تـو” مستم بغلم کن

 

گیرم که دلم لایق این بزم نبوده

بیخود که دلم را نشکستم بغلـم کن

 

کی گفته قراره که دور از ” تـو ” بمونم

مـن با احدی عهد نبستم بغلم کن

 

آرومتر از خواب کنار” تو”نشستم

هم سایه و هم سایه پرستم بغلم کن

 

بغلـم کن …. بغلـم کن … بغلـم کن

با سنگ زدی تـا بپرم از سر کویت

 

من بال نداشتم، نپریدم …بغلـم کن

 

عمری پراز حسرت دیدار “تو”بودم

حـالا که سر آغاز ” تـو” هستم بغلم کن

 

 

ویران کن و بگذار که ویرانه بماند

از قصه‌ی تو غصه‌ی جانانه بماند!

 

از روی سرم رد شو و نگذار پس از تو

جز خاطره‌ی موی تو بر شانه بماند!

 

از پشت همین پنجره‌ی بسته گذر کن

تا عطر قدم های تو در خانه بماند!

 

حیرانی محض است نصیب همه مرغان

تا گوشه‌ی لب‌های تو این دانه بماند!

 

آنسوی زمین خنده به لب‌های تو آمد

باعث شده این‌سو گل و گلخانه بماند

 

با یاد تو عشق است که این شاعر مجنون

دیوانه‌ی دیوانه‌ی دیوانه بماند …

 

 

 

بی خبر از هم خوابیدن چه سود ؟

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود ؟

 

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ،

ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود ؟

 

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود ،

خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود ؟

 

گر نپرسی حال من تا زنده ام ،

گریه و زاری و نالیدن چه سود ؟

 

زنده را در زندگی قدرش بدان ،

ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود ؟

 

گر نکردی یاد من تا زنده ام

سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود ..!

 

 

عاشقت هستم تا در بدنم جان دارم

و کنار تو مگر نقطه ی پایان دارم ؟

 

تا که عطر نفست مزرعه را پر کرده

چه نیازی به گل قمصر کاشان دارم ؟

 

مثل یک رود که خسته است از آرامش خود

سمت دریای پریشان تو جریان دارم

 

موج موهات مرا بی خود از خود کرده

از سر توست اگر من سر طغیان دارم

 

تا که لرزید دلم، اشک شدم یک دفعه

من به باران پس از زلزله ایمان دارم

 

 

من انتظار دارم او وفا کند، نمی کند!

به جز من هر که هست را، رها کند، نمی کند!

 

کسی شبیه من نشد اسیر خنده های او

ز جمع باید او مرا، جدا کند، نمی کند!

 

چقدر آرزو کنم، به زیر سقف خانه ام

مرا به نام کوچکم، صدا کند، نمی کند!

 

برای جلب خاطرش چه مکرها نکرده ام

مگر کمی به حالم اعتنا کند ، نمی کند!

 

و خفته روح ساده ام شبیه قصه ها که او

به بوسه خواب مرگ را دوا کند، نمی کند !

 

چه خسته درد میکشم در این حصار و باید او

برای رفع خستگی، دعا کند، نمی کند!

 

خدا کند فقط کمی دلش هوای من کند

خدا کند خدا کند خداکند، …..!

 

عکس نوشته و شعر های عاشقانه غمگین | سایت فتوکده

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه

عالییییییییییییییییییییییییییییییییی ?????????

فتوکده بعنوان مجله خبری و تفریحی از سال 92 فعالیت خود را شروع کرده است، تمام تلاش این گروه انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران ایرانی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد، هرگونه کپی نیاز به اجازه کتبی از سایت فتوکده می باشد

  بیوگرافی پانته آ سیروس بازیگر نقش بی بی مریم با عکس های پانته آ سیروس و داستان زندگی شخصی هنری و همسرش را در سایت فتوکده می خوانید   بیوگرافی پانته آ سیروس     پانته آ سیروس متولد 1 فروردین 1353 در تهران، بازیگر است   فارغ التحصیل لیسانس رشته طراحی صنعتی از دانشگاه […]

.

 

 

شعر زیبای غم انگیز

 

وقتی دلت مثل من ترک برداشت دیگر آمدن یا رفتن بودن یا نبودن هیچ فرقی نمی کند آدم یک روز به جایی می رسد که دلش می خواهد همیشه بخوابد خواب چقدر خوب است برای نداشتن ها …

photokade.com

photokade.com

باز “جمعه” با همان منوی همیشگی اش!چشمانی که ولگرد خیابانهای بی تو شده اندخاطراتی که بهانه های تنهاییم را دست به ڪمر زده اندشاید جمعه منم!که زماڹ روی دستم باد ڪردهو تا ابد تاریخ انقضا خوردهکه صبح تا شب جای خالیت را دوره ڪنمو در آزمون هر شب نبودنتچناڹ بیفتم ڪهبمیرم!جمعه منم!که ملودی خنده هایت در دلم تاب می خورددردت به جانم:تو هم که نیستیاصلا بگذار ساده اش ڪنمعجب زهر ماری ست جمــــــــــعه .

photokade.com

photokade.com

حالا که دلم را نمی خواهی ساده می روم اما عکس هایم را پاره نکن من در آن عکس ها کنار ِ تو لبخند نزدم با تمام ِ جانم خندیدم …

photokade.com

photokade.com

ﺗـــﻮ ﺭﺍﺩﻭﺳـــت ﺩﺍﺭم….ﭼﻪ ﻓـﺮﻕ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼــــﺮﺍ…؟ﯾـــﺎ ﺍﺯ ﭼــــﻪ ﻭﻗـﺖ…!ﯾـﺎ ﭼﻄـﻮﺭ ﺷـﺪ ﮐﻪ…!ﭼﻪ ﻓـــــﺮﻕ ﻣﯿﮑـﻨﺪ…؟!ﻭﻗﺘﻰ …ﺗــﻮ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑـــﺎﻭﺭ ﮐﻨـﻰ،ﮐـﻪ می کنـــﻰ…!ﻭ ﻣــﻦ نبـﺎﯾـﺪ ﻓـﺮﺍﻣــــﻮﺵ ﮐــﻨﻢ،ﮐـﻪ ﻧﻤـﻰ ﮐــــﻨﻢ…!

photokade.com

photokade.com

این روزها … دروغ گفتن را خوب یاد گرفته ام حال من خوب است خوب خوب فقط زیاد تا قسمتی هوای دلم طوفانی همراه با غبارهای خستگی ست

photokade.com

photokade.com

چه زیبا گفت .

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ …!!ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴانی ﺳﺎﺧﺘﻪ!ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ؛ ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ!ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ …!! ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ؛ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ “ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ “…!!ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡﻫﺴﺘﻢ …!! ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ …!اﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡﻫﺴﺘﻢ …!!ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ …

photokade.com

photokade.com

گاهی دست خودت نیست دوست داشتن کسی که می دانی نمی شود او را داشت اما مطمئنی تا ابد دوست داشتنش تکه تکه ات می کند …

photokade.com

photokade.com

دیدمت انگار چيزى بر دلم تأثير کرد با نگاه ساده ات دنياى من تغيير كردديدمت با لحن آرامى صدايم كردى و اين دل مغرور در لحن صدايت گیر کرد.غرق آرامش مرا خواندى و گفتى ميشود با سوالم ذهنتان را هم كمى درگیر کرد؟ميشود با من بمانى! ساده… ميخواهم تو را  جمله ای ساده دلم را بردو در زنجير كرد.اندکی با شوق، بی وقفه نگاهت کردمو در دلم گفتم که چشمانت دلم را پیر کرد!رفتى و از دور میدیدم پر از دلشوره ای تو نفهميدى که عشقت در دلم تکثیر کرد.تیر اخر را زدی وقتی که گفتی عاشقم  عاشقت بودن مرا از هر تجرد سیر کرد

photokade.com

photokade.com

دلم؛ برای خودم تنگ می شودروزهایی که بیشتر می خندیدم روزهایی که اتاق هوای بیشتری داشت ،روزهایی که تو را داشتم …

photokade.com

photokade.com

می دانم…تو دست نیافتنی ترین معشوق زمین باش!حتی دور از دستانِ من،ولی باش..!اینجا میان شعرهای مندست کسی به تو نخواهد رسید…از میان انبوه زخم هاسکوت بغض هاو خاموشی واژه ها “تـو”بی بهانه سر ذوقم می آوری …پس بمااان

photokade.com

photokade.com

باد لاى موهایت مى پیچدموهایت موج بر مى داردو در کرانه اى دوردستاسب هاى ترکمن رم مى کنند!چشم هاى تو ارتباطِ مستقیمِ باد و باران استچشم هاى تو پیامبر باغچه و ناودان استچشم هاى تو معجزهچشم های تو ابرچشم های تو..آه اى معشوق!عادت کرده ام به تنهایىعادت کرده ام به سکوتکمى نگاهم کنتا صداى دریا بدهم!

photokade.com

photokade.com

شعر زیبای غم انگیز

گاهي خوابت را مي‌ بينم

بي‌ صدا بي‌ تصوير

مثلِ ماهي در آب‌هاي تاريک که لب مي‌ زند

و معلوم نيست حباب‌ها کلمه‌اند يا بوسه‌ هايي از دلتنگي

photokade.com

photokade.com

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلامخسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چراغرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا؟ رفته ای! با خاطراتت اشک میریزم هنوزباز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرانسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشقآه، محتاج پرستارم نمی آیی چراهیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیستاز تب این عشق، بیمارم نمی ایی چرا

photokade.com

photokade.com

عشق توشوخي زيبايی بود که خداوند با قلب من کرد !زيبا بود امّا شوخی!!!!حالا . . .تو بي تقصيری !خدای تو هم بی تقصير است !من تاوان اشتباه خود را پس ميدهم . . . !تمام اين تنهايیتاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » بود.

photokade.com

photokade.com

تومعاشقه نمی دانیاندام مرا پادشاهان بزرگ دنیا لمس کرده اندموهایم درون تمام شعرهای تاریخ جاری ستلبهایم آنقدر خون ریخته است تاکنون که بارها پیامبران منعش کرده اندوخدا درهرپیامش آن را گناه کبیره دانسته استآویزان شدن را درچوبه دار آموخته ایچه می دانی چطور می شود برگردنم آویزان شویسینه هایم بزرگترین شیاطین را فرشته کرده استماه را کشیده روی زمینقیصر را خواب ربوده است ….تو معاشقه نمی دانیدستی بزن به این موهایمببین کفر مطلق استبنوش کمی از لبانمجهنمی ست از حرارت ودردتو معاشقه نمی دانی

photokade.com

photokade.com

دلم تنگ است …دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است،سکوت از کوچه لبریز است،صدایم خیس و بارانی ست،نمی دانم چرا؟در قلب من پاییز طولانی ست …!

photokade.com

photokade.com

چمدان دست تو و ترس به چشمان من استاین غم انگیزترین حالت غمگین شدن است.قبل رفتن دو سه خط فحش بده،داد بکشهی تکانم بده،نفرین کن و فریاد بکش.قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شومطوری از ریشه بکش ارّه که کوتاه شوم

photokade.com

photokade.com

بی تومن با بدن لخت خیابانچه کنم؟

با غم انگیزترین حالت تهرانچه کنم

photokade.com

photokade.com

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد.تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد.مهر با بی مهری و نامهربانی میرسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد.بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد.کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سردبوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

photokade.com

photokade.com

رفتی؟به سلامت..!من خدا نیستم که بگویم صدبار اگر توبه شکستی باز آی..آنکه رفت به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد..رفتنش مردانه نبود لااقل مرد باشد برنگردد..خط زدن برمن پایان من نیست,بلکه آغاز بی لیاقتی توست..همیشه بهترینها مال من بوده و هست..اگر مال من نشدی قطعا بهترین نبودی و نیستی..این تو نیستی که مرا فراموش کردی..این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند..صحبت از لیاقت است..

محکمتر از آنم که برای تنها نبودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم..احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی..

photokade.com

photokade.com

سکوت درمانی ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﮕﻮﯾﯽ, ﻓﻘﻂ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ!ﮔﺎﻫﯽ ﻧﮕﻔﺘﻦ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺳﺨﻨﺎﻥِ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﺳﺒﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ … ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ .ﯾﮏ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯼ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺩﺍﺭ، ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯽﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﺪ …ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﭼﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﺁﻭﺍﺭِ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺁﻣﺪ، ﮐﺴﯽ ﺭﺍﻣﻘﺼﺮ ﻧﮑﻦ, ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞِ ﺍﺻﻠﯽ ﺭﺍ، ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﺑﯽ !ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺲِ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ, ﺳﮑﻮﺕﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ, ﮐﻪ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﺖ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻤﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﺩ .ﯾﮏ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ” ﺳﮑﻮﺕ” ﭘﺎﺳﺦِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻫﺎﺳﺖ

photokade.com

photokade.com

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفتروزی که کمترین سرودبوسه استو هر انسانبرای هر انسانبرادری ستروزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندندقفلافسانه ای استو قلببرای زندگی بس است

photokade.com

photokade.com

پشت حرف های یک مرد …پشت نوازش ها …سرزنش ها …پشت تمام نگاه های معنی دارش …پشت سکوتش …پشت لبخند های پراز رازش …عشقی است پنهان تر از محبت زنانه …

photokade.com

photokade.com

عاشق نباشی حس باران را نمی فهمی فرق قفس با یک خیابان را نمی فهمی عاشق نباشی می روی در جاده ها،اما معنای فصل برگ ریزان را نمی فهمی .عاشق نباشی،زندگی بی رنگ و بی معناستدرد درون چشم انسان را نمی فهمی در شعرها دنیایی از اسرار پنهان استعاشق نباشی،درد پنهان را نمی فهمی .عاشق نباشی فصل پاییز و بهار،حتی زیبایی فصل زمستان را نمی  فهمی

photokade.com

photokade.com

منبع : سایت فتوکده دات کام

.

.

متن های عاشقانه و احساسی با غم,متن عاشقانه غمگین برای تلگرام,متن های عاشقانه زیبا,متن های غمگین,نوشته های عاشقانه و احساسی غمگین,متن و شعرر عاشقانه جدید غم

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه

عالی بود،ممنونم

سلام تمام مطالبی که گذاشتی واقعا زیبا بودند خسته نباشی لذت بردم

عالی بوداماکم بود

واقعاحرف نداشت مرسی بابت متن های عالیتون

زیبا بود عالی لااااااااااااااااااااااااااااایک

فتوکده بعنوان مجله خبری و تفریحی از سال 92 فعالیت خود را شروع کرده است، تمام تلاش این گروه انتشار محتوای سالم و منحصر بفرد مورد نیاز کاربران ایرانی با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد، هرگونه کپی نیاز به اجازه کتبی از سایت فتوکده می باشد

 

*
*
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی
*
*
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم
*
*

*
*
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟
*
*
درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت
*
*

*
*
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
*
*
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد
من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد
خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها
عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد
*
*

*
*
چقدر زمونه بی وفاست
نمی دونم خدا کجاست
یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟
گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد
بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟
*
*
میزنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشه بیتابی ام
میروم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم
*
*شعر زیبای غم انگیز

*
*
لحظه جدایی از تو ، لحظه اومدن غم
بعد رفتنت عزیزم ، جون میدم تو دست ماتم
*
*
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچکس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم زیبا و قشنگ
آنکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
*
*

شعر های عاشقانه غمگین کوتاه

*
*
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین
قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند
*
*
دریا چه دل پاک و نجیبی دارد
بنگر که چه حالت غریبی دارد
آن موج که سر به صخره ها میکوبد
با من چه شباهت عجیبی دارد !!!
*
*

شعر های عاشقانه غمگین کوتاه

*
*
دلم توفانی از غم هاست ، طلوع سخت ماتم هاست
نمیدانم چرا این دل همیشه غرق رویاهاست ؟؟؟
*
*
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !
*
*

*
*
مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا
مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها
*
*
پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا ، دلم تنهاست
*
*

شعر های عاشقانه غمگین کوتاه

*
*
غربت آن نیست که تنها باشی / فارغ از فتنه ی فردا باشی
غربت آن است که چون قطره ی آب / در به در ، در پی دریا باشی
غربت آن است که مثل من و دل / در میان همه کس یکه و تنها باشی
*
*
وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم
ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد
دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد
*
*

*
*
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم
*
*
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
*
*

شعر های عاشقانه غمگین کوتاه

*
*
ســـ ــینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
*
*
کاش بودی و دلم تنها نبود
تا اسیر غصه ی فردا نبود
کاش بودی تا برای قلب من
زندگی اینگونه بی معنا نبود
*
*


ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم
نه به هر قیمتی زندگی کنیم
زندگی شاید آن مجلس رقصی نباشد که تو انتظار آن را داشته ای
اما حالا که دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص
طوری برقص گویا هیچ کس تو را نمی بیند
طوری عاشق شو گویا هیچ کس تا به حال دلت را نشکسته است
طوری زندگی کن گویا اینجا بهشت است
منتظر خضورتم
وبلاگ منم فقط شعره

با تبادل لینک موافقین ؟

منو با اسم رویاهای عاشقانه لینک کن و مرسی که اومدی

دنیا…
چه میخواهی از من؟
سوی چشمانم؟
قلب لرزانم؟
یا روان ترسانم؟
همه ارزانی خودت
سهم من گور سردیست
آن را از تو میستانم…

نظرت در مورد شعرم چیه؟

سلام مر30 قشنگگ بود موفق باشین
مثه من کسـﮯ توﮮ دُنیا نـبود

کسـﮯ شاید اینجورﮮ تنها نـبود

دلم از غم لحظـﮧ ها مـﮯگرفت

از این روزگارﮮ کـﮧ با ما نـبود !

خستـﮧ ام …

منو بـﮯخودت رآهـﮯ قصـﮧ کردﮮ

دل عاشقم رو پُر از غُصـﮧ کردﮮ

کسـﮯ حرف این خستـﮧ رو گوش نکرد

دلم این شکست رو فراموش نکرد !

خستـﮧ از آسمون ، از زمین ، آدما !

من تورو دآرم اینجآ فقط اﮮ خُدآ . . .

سلام وب زیبایی دارید[لبخند]
قصد داشتم از مطالب زیباتون در وبم استفاده کنم و ترجیح میدم کسایی ک از وب من دیدن میکنن خودشون مستقیما این مطالب رو بخونن.[خجالت]
با تیادل لینک موافقید؟؟؟[بدرود]

عاااااااااااااااااااااااااااااالی بودن شعرات

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دستت درد نکنه

مرسی شعرهاتون بسیار عالی بود…
لادن جون و مسافر شعرهای شما like داشت…

واقعا عالی بودن

سلام..
وبت عالیه…
موفق . سربلند باشی عزیز…
بااجازت کپی کردم…
لینکم شدی نازیم…

کانال مطالب عاشقانه در تلگرامhttps://telegram.me/delekhon

تک درختم سوخت بزار جنگل هم بسوزد..مرتضی کرمان~منوجان

زیاد خوشم نیومد

ماشین برقی

ماشین برقی آسمان پرستاره را آبی کند
درشب آدمی با آسایش چه خوابی کند

خودروجهان خواب وکوتاهی کرده بسیار
ازاین توان عقب مانده -شده مانند بیمار

با ارابه های برقی نفس ها صاف می شود
چنین نشود منجر به هوای کثیف گاف می شود

راه حل نفس سینه از قفس سخت دودی
شتاب بسیار باید ودوری کند زکمبودی

گرعلم بر عقل استوار شود در این صفا
خواهی دید چه شفایی می دهد بر این جفا
………………………………….
کامران مشایخی7بهمن ماه 94
………………………………….
باسلام وارادت محضردوستان ارجمند وگرامی
استفاده ازوسایل پاک به جای استفاده ازوسیله های دودزا یک اولویت مهم برای بشرامروزی است . بعضی ازکشورها با سرعت بسیار دارند این مهم را انجام می دهند .لذا خودروسازها نیز باید با مدیریت آگاهانه وبا استفاده از بخش خصوصی سالم وتوانمند برای کنترل هزینه های سربار و اضافی درجهت بهبود کیفیت اقدام نمایند.

عرض سلام و خسته نباشید دمت عزیزان و دوستداران شعر
واقعا ممنون بابت شعرها جالب و مفید بود
امیدوارم همچنان پاینده و زنده باشید در پنا حق.

امروز انچنان هوا دلگیرست
که نمیکند کسی از دل خسته ام یاد
گویی دو نفر بر زیر چتر
من دلم سرد سرد
ای ادم عاشقی که دست داری در دستان عشق من
آهسته قدم بزن که عشقم عاشق نم باران است

سلام
وب زیبایی دارید
تقدیم به شما

/////جغجغه/////

سالها دستان تاول زده ی دعا و نحیفم را

با گردنی کج

پیش اغیار نمایش دادم .

سالها دریچه ی زخم بر روی دلم

گشوده بود .

سالها می گذرد از دست نوشته ی زیبایت

که نوشته بودی :

بیا من هستم .

اما . . . . . . . نمی توانستم

آخر دستانم به پیش مردم گرو بود !!

مپرس که چه می کردند ؟

چون . . .

چون . . .

چون. . . تکدی گری برای بقای مردگی ام

واجب بود .

یادم می آید . . .

یکبار تو را پشت چراغ قرمز دیدم

پوپک هم در کنارت بود

لبهایت به رنگ ناخنهایت

ناخنهایت به رنگ آلبالویی

دقیقا همرنگ لنگ تازه ای بود

که شیشه های

اتومبیلها را با آن تمیز میکردم .

یادت هست ؟

یادت هست که مرا دیدی

و نشناختی ؟

اما پوپک شناخت

تو آنقدر محو سونات مهتاب بودی که

حتی سلسله ای از چهره مرا هم

بیاد نیاوردی .

. . .

. . .

چراغ سبز شد .

پوپک بای بای کرد .

مرا به جرم واقعیت دستبند زدند .

وقتی دستانم را بستند و پیش قاضی ایستادم

یاد کودکی ام افتادم که

برای بستن دهانم

به دستم جغجغه دادند .

من همان کودکم .

مرا از زندان بزرگی رها کنید .

مرا به قالب کودکی ام برگردانید .

من نمی خواهم بفهمم .

باقر رمزی باصر

 

بهترین ها

هنوز وجود دارند…

 

تنهایی یعنی
امشبم مثل شبای دیگه
رو تختت دراز بکشی
آهنگ بزاری و بازم فکر کنی
به نبودنش
به حرفایی که باهم میزدید
به اینکه با غریبه ای رفته
و مثل همیشه چشمات تقاص پس بدن… !!!
اگه چشمات تقاص پس نده وای ب روزته.    دلم واسه چشماي تودلم واسه دستاي تودلم واسه حرفاي توميميرهشعر زیبای غم انگیز

گاهی خسته می شوم

    
از بودنم

    
گاهی دلم می گیرد

    
گاهی از دیدار ها خسته می شوم

    
گاهی به دیدار ها دلتنگتر

    
گاهی یکی را صدا میزنم که به دادم برسد

    
گاهی فریاد کسی می شوم ، تا با من صدا بزند

    
گاهی با سکوتم ، فریاد کسی را جواب میدهم و به کمکش می شتابم

    
گاهی سکوتم ،فریاد می کند که به دادش برسم

    
گاهی فریادم ، سکوت می شود و اِنقدر آرام می شوم

    
که در میان فریاد ها به سکوت فرو می روم

    
آری فریاد من سکوت است !

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود…

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردنن

فراموشت میکندد………

 

قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم…

 

 

شعر زیبای غم انگیز

 

 

 

 

ای
كسانی كه مامورین دفن من هستید برروی تابوتم پرده ای سیاه بكشید تا همه
ببیند كه سیاه بخت بودم

دستانم را از تابوت آویزان كنید تاهمه ببیند كه دست
خالی از دنیا رفتم…

چشمانم را باز بگذارید تاهمه ببیند كه چشم انتظار از
دنیا رفتم …

ودر آخر اینكه تكه یخی بر روی قلبم بگذارید تا با اولین تابش
خورشید…

آب شده و به جای ……گریه كند

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!

ومن شمع می سوزم  ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!

و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!

کسی حال من تنها نمی پرسد

ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!

که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او

ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!

 

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و  درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست است!

 

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا …دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد… بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن…اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه… اونوقت… اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم… اونوقت قول می دم مشقامو …معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا …و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .

 

 

 

 

دیوانه را محبت ارام می کند… مرا محبت تو دیوانه می کند…  آرامتــر

تكــانـش دهیــد…مـَـرگ مَغـــزی شُــده…بــایـد زودتـــر دفــن

شــود…چیـــزی بــَرای اِهـدا هـــم نــدارد…اِحســـاسَـــم ا …

 

 

 

  هیزم شکن تبر میزد بر تنه‌ی درخت…درخت از مرگ و از افتادن ن

می‌ترسید…نگرانی‌اش از این بود که آن پرنده‌ای که سال‌ها پیش کوچ کرده

بود، روزی باز گردد و جایی برا …

 

 

 

 

در آن هنگام که میگردد نفس در سینه ها خاموش

نمیخواهم کسی از مردن من با خبر گردد

نمیخواهم پدر بر هم نهد چشمان بازم را

نمیخواهم که مادر سختی جان کندنم بیند

ولی ای دوست اگر روزی رفیقی مهربان آمد!!!!!!!

زتو پرسید فلانی کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگو در سنگر ناکامی وحسرت بسی جان داد..

ولی تا لحظه ی آخر چنین میگفت:

(امید من   رفیق من)   

 

    تقدیم به دو رفیق نازنین من(حامد،،، وحید)

 

 

 

 

اگر تمامی ابر های آسمان ببارند…

گلهی قالی نخواهند شکفت ……

واین قانون زیر پا ماندن اســت…

 

 ن

 

 

 

 

 

 

   اون بالا رووووو!!!!!!!!!!

       با این نظرای خوکشلتون!!!

 

نگا چقد شنگولم نظر میدید!!!!!

 

  “”  اما آنقدر با وفایند “”

که شاخه های درختان در فصل سرد زمستان تنها

   نمیــــــــــــــــــــگذارند … .. . . .. .

 

 

 

“”هرگاه مرا نخواستی فریاد نکن

         آرام در گوشم بگو تا آهسته بمیرم””

 

 

 

“من از بازی هفت سنگ بدم میاد،

،میترسم انقد سنگ رو سنگ بذاریم که بینمون دیوار بشه

                              بیا لیله بازی کنیم…

                          “تا تو هرجا رفتی دوباره برگردی پیشم”

 

میگن اشک چشم هیچوقت دروغ نمیگه!پس با اشک چشمام می نویسم “دوستت دارم”  (از یه دوست عزیز)

 ٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

 

دوستت دارم بي آنکه مرا دوست داشته باشي

دوستت دارم حتي اگر به چشمان خيسم بخندي و بي خيال اين باشي که دلم شکسته است…

دوستت دارم حتي اگر دلت سنگ باشد ، حتي اگر هيچ احساسي بر من نداشته باشي با اينکه ميدانم در دلت يک دنيا محبت است و احساست ، مثل آب پاک و زلال است…

مرا باور داشته باش ، حتي براي يک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن …

بيا تا تنهايي دوباره به ويرانه دلم نيامده است !

تا تنهايي قاب خالي و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است، تو بيا و قاب زيباي عکست را در آنجا بگذار!

عزيزم اينک که مينويسم دوستت دارم چشمانم خيس است ، به خدا خيس است ، پس چشمهاي خيس مرا باور کن و تو نيز به من بگو مرا دوست ميداری…..

  ”   مرگ قناری دیدن نداره

                      گلی که خشکید چیدن نداره

                            میرم از اینجـــــــــــــــــــــــــــــا

                                 باپای خسته با چشمی گریون قلبی شکسته

                     بغضی هنوزم مونده تو سینه،دوری چه سخته

               قسمت همینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه” 

 

 

 

کد موزيک

مجموعه ایی متفاوت و احساسی از انواع شعر دل شکسته کوتاه را در این مطلب ارائه می دهیم که هر یک از این شعر های زیبا و غم انگیز می توانند بهترین مرهم برای دل های شکسته و عاشق باشند.

اغلب شاعران به سرودن انواع شعر دل شکسته و غمگین پرداخته اند و وقتی به مجموعه شعر های هر یک می نگریم با تعدادی شعر کوتاه دل شکسته مواجه می شویم که مطمئنا این شعر های غمگین و احساسی، در لحظات غم انگیز تنهایی سروده شده اند و می توان آنها را از جمله زیباترین و احساسی ترین اشعار نامید. ما نیز سعی نمودیم از بین این مجموعه ها، چند شعر دل شکسته زیبا و کوتاه را گلچین نموده و ارائه دهیم که امیدواریم مورد توجه شما دوستان واقع گردند. تا پایان با این اشعار غم انگیز و سوزناک همراه ما باشید.

انواع مختلف شعر دل شکسته را می توان از جمله زیباترین شعرهای غمگین و عاشقانه دانست. همانگونه که می دانید انواع شعر های عاشقانه در وصف معشوق سروده شده اند و اغلب شعرهای غمگین عاشقانه نیز بخاطر بی وفایی معشوق و در تنهایی بیان شده اند.از این رو اینگونه اشعار می توانند بهترین مرهم برای کسانی باشند که دچار دل شکستگی شده اند.

شعر زیبای غم انگیز

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار، که دادند
در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ
حاجی که خدا را به حرم جست چه باشد
از پارهٔ سنگی شرف اندوز و دگر هیچ
خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
روزی که دلی را به نگاهی بنوازند
از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانش
گهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ
زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ

*******

مـن تــک درخـتِ خُــشکـم، در ایـن کـویـرِ تشنه
بـا شـاخـه ای شـکـسـتـه، از زخمه هایِ دشنه
هـر رهـگـذر بـه نـوعـی، زخـمـی زد وُ گـذر کرد
مـن سَـروی اسـتـوارم، در خـاک وُ گـِل نشسته
صد ریشه ام به خاک است، پیشینه ام چنان است
نـی چـون غـریـبـه گـانی، از بـاد غــم شـکـسـتـه
اینجا کویرِ عشق است، من هم درختِ عاشق
بَـر شـاخ وُ بـرگِ جـانَـم، صـد یـادگـار نـوشـته
آنـهـا کـه دشـنــه دارنـد، از درد خـبـر نـدارنـد
صــد زخمـه دشنـه هاشان، رویِ تنم نشسته
ایـنجا کـویـرِ خشکی ست، درمانده از محبت
گـُـلهایِ آدمـیـیـت، خـشـکـیـدن از قـسـاوَت
در ایـن کـویـرِ تـشـنـه، مِـهـری ز کَس نبینی
جُــز مُــردن صــداقــت، جُــز مَــرگِ آدمیـیت

*******

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟
در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریـزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟
محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر ســـرم افتـــاد ، کجایی ؟
آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نـدارم
در راه تــو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟
اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟
دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟

*******

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلدار
دیوانه شوی نیست ترا مونس و غمخوار
حرفم نه شنیدی و بلرزید وجودت
برحس نگاهی شده ای سخت گرفتار
فریاد مکن دل، رهِ عشاق دراز است
در پیچ و خم عشق نشسته غم بسیار
با چشم بگو اشک نشوید اثر رنج
شاید که کند خون مددی بر تو دگربار
افسانه شود قصه ی عاشق به تحمل
از شکوه به بزم دگران دست نگه دار
جعفر شنود درد تو ای عاشق همراه
شاید کند آسان گذر از این ره دشوار

*******

بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما؟
دل را به میهمانی غم برده ایم ما
گل های زرد دسته به دسته شکفته اند
بر ما چه رفته است که پژمرده ایم ما؟
سبزیم اگرچه مثل سپیدارهای پیر
سهم کلاغ های سیه چرده ایم ما
شاید به قول شاعر لبخندهای تلخ
“یک مشت خاطرات ترک خورده ایم ما”
باور کنید هیچ دلی را در این جهان
نشکسته ایم ما و نیازرده ایم ما
گفتی پناه می بری از بی کسی به چاه
ای بغض ناصبور مگر مرده ایم ما؟

*******

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

*******

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند
ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند
با من از این هم دلت بی‌اعتنا تر خواست، باش
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟
مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند
اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند

*******

با زیباترین سری از انواع شعر دل شکسته آشنا شدید، امیدواریم مطالعه این شعرهای غمگین و زیبا برای شما دوستان نیز لذت بخش بوده باشد. از شما عزیزان علاقه مند به اینگونه اشعار دعوت می نماییم با کلیک بر روی شعر عاشقانه از دیگر مطالب و اشعار زیبا و احساسی دیدن فرمایید.

منبع : آرگا



موهاتو ابریشمی کن !



روغن خراطین و خواص شگفت انگیز آن !


مدل ساعت های لوکس زنانه و مردانه با استایل های جذاب



چطور ارزان به آنتالیا سفر کنیم؟



تخفیف ویژه ساعت مچی لوکس به مدت محدود


همه چیز در مورد مجموعه واترگاردن در تور استانبول

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه

نام

ایمیل

شعر زیبای غم انگیز

وب‌سایت

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

شعر زیبای غم انگیز

شعر زیبای غم انگیز

0

0 داستان آگوست 19, 2019
برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *