فايده استفاده از ضرب المثل چيست

خواص دارویی و گیاهی

منشاء ضرب المثل ها و فايده
اشان

 


 

مثل چيست ؟

 

مثل
،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز
اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد .

كلمه
مثل عربي است و كلمه فارسي آن “
متل است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را
متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك
تركيب عربي است به معناي مثل زدن .

در همه
زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم
شباهت دارند .

هر قدر
تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري
در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد . 


 


 

مثل ها
چند نوعند ؟


 

·        

عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه
خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي
وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن
فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .

·        

عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و
لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود
) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .

·        

مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر

( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد
گه دانه دانه )


 


 

مثل ها از
كجا مي آيند ؟


 

·        

بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا
پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را
حكمت مي نامند .

·        

بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده
كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده
مشهور شده است .

·        

بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه
حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي
خبر باشند و يا  ممكنست در هر شهري به صورتي نقل شود .

·        

بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته
شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده
است .

مثل هاي
منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در
شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است .


 


 

مثل چه
فايده دارد ؟


 

·        

دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي
روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري هر محلي استفاده مي كنند .

·        

دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند .
چون
اين
جمله ها كوتاه و زيباست و بر دل مينشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و
اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف بيشتر مي شود .

توجه : درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است . اگر در جاي نامناسب گفته شود
و يا با موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكنست صورت متلك به خود گيرد .


 

اين
مطالب خلاصه اي از نوشته هاي مهدي آذريزدي 11/11/46  از كتاب قصه هاي تازه
از كتابهاي كهن ـ  انتشارات اشرفي است .  

 

 

 

 


 

صفحه اصلي سايت كودكان

_
 نوجوان
 > 
كتابخانه ضرب
المثل > 
فايده ضرب المثلها  

    

طراحي صفحات توسط
سايت كودكان دات او آر جي
 ، هر نوع كپي برداري
ممنوع است




خانه

موبایل

تاریخ پیدایش امثال و حکم

 

ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند، و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این‌حال، در سخن به‌کار می‌رود. شکل درست این واژه «مَثَل» است و ضرب در ابتدای آن اضافه است. به عبارتِ دیگر، «ضرب المثل» به معنای مَثَل زدن (به فارسی: داستان زدن) است.

 

كلمه مثل عربي است و كلمه فارسي آن “ متل است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند .در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد .

 

مثل ها چند نوعند ؟ •  عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي و بزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .

•  عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .

•  مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد گه دانه دانه )

 

ضرب المثل در لغت به معناي مثال زدن است. مردم در گفتگوهايشان براي اينكه منظور خود را بهتر بفهمانند، از ضرب المثل ها استفاده مي كنند. ضرب المثل مي  تواند يك بيت شعر يا فقط يك مصراع شعر يا جمله اي معروف باشد.مثلاً وقتي كسي مي گويد:« دو مار از يك سوراخ در نميآيد كه يكيش تركي بخواند يكيش فارسي»، منظورش اينست كه فرزندان يك پدر و مادر برابرند و بر يكديگر برتري ندارند. يا وقتي مي خواهند بگويند كاري خيلي بد بوده و مورد تأييد هيچكس نيست ، مي گويند :« سگ از جاش پا مي شود ، بد مي گويد يا تف و لعنت مي كند.»

 

بررسی نظر کارشناسان در مورد ضرب المثلدانشمندان و زبان شناسان نامدار هنوز تعریفی جامع و کامل برای کلمهٔ ضرب المثل نیافته اند. گرچه در این راستا تحقیقات بسیار ارزشمندی انجام و تفاسیر معتبری نیز ارائه شده است. علامه علی اکبر دهخدا در مقدمه امثال و حکم چنین می نویسد:در زبان فرانسوی هفده لغت یافت می شود که در فرهنگ های عربی و فارسی همه آنها را «مثل» ترجمه کرده اند و در فرهنگ های بزرگ فرانسوی تعریف هائی که برای آنها نوشته اند مقنع نیست و نمی توان با آن تعریفات، آنها را از یکدیگر تمیز داد.

محقق معروف (Archer Taylor) که تحقیقاتش در اوائل قرن بیستم تأثیری شگرف در این زمینه داشته است، نتوانست تعریفی جهانشمول برای امثال و حکم پیدا کند.

 

وی در کتاب معروف خود اظهار می کند که تعریفی برای امثال و حکم نمی تواند وجود داشته باشد. با این وجود تعاریف مختلفی از گذشته تا حال ارائه شده است که مهم ترین آنها تعریف (Friedrich Seiler) می باشد. وی امثال و حکم(ضرب المثل) را چنین تعریف کرده است:سخنان برجسته، روشن و پند آمیز و مستقل که در زبان مردم رایج است.

 

ضرب المثل سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز اشاره مي كند

 

تاریخ پیدایش امثال و حکمآنچه به صورت علم در تاریخ ثبت شده‌است، اندیشه پیشگامان فلسفه در صدهاسال قبل از میلاد مسیح است. فلسفه قبل از سقراط ناظر بر علوم طبیعی بود و با اخلاقیات و دین و آئین مردم و سایر اعتقادات فکری و تربیتی آن دوران، کاری نداشت. فلاسفه تمام کوشش و توان خود را به بحث و بررسی در مورد علوم مادی و فعل و انفعالات طبیعی نموده و توجه خود را صرف علم‌الاشیاء می‌کردند.

 

آنچه جزو علم و دانش آن زمان محسوب نمی‌شد اخلاقیات و اصول اخلاقی و آراء معنوی جامعه بود. علی‌رغم بی‌توجهی به این مهم، از بدو تشکیل اجتماعات شهری و تمدن‌های باستانی، حتی قبل از ظهور ادیان بزرگ، انسان‌ها به ضرورت اخلاق و ادبیات و فرهنگ وابسته به آن پی برده و به اهمیت آن در زندگی خود، آگاهی داشتند. امثال و حکم نیز قبل از طبقه‌بندی علوم و قرن‌ها پیش از ظهور فلاسفه، وجود داشته‌است.

 

انسان اجتماعی، از تشخیص میان خوب و بد عاجز نبوده‌است و بر اساس تجربه و برخورداری از اساطیر و داستان‌های موجود، طبق نیاز و شرایط خود، به ساختن ضرب‌المثل وعبارات و اصطلاحات اخلاقی پرداخته‌است. افکار سقراط در توسعه و رشد اخلاق نقش عمده دارد. وی اخلاق را مهم تر از سایر بخش‌های علوم و به طور کلی فلسفه نظری می‌داند. سیسرو گفته‌است که سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد.

 

این گفتار بدین معنی است که انسان را به عنوان مرکز ثقل و محور مباحثات فلسفی قرار می‌دهد. شاگردان سقراط یعنی ارسطو و افلاطون دنباله بحث اخلاق را گرفته و به آن شکل علمی و فلسفی دادند. علم اخلاق به خصوص مرهون مساعی ارسطو است که برای آن اصول و مبانی قائل شد و این قوائد را در دسترس مردم قرار داد.

 

براساس متون تاریخی اولین‌بار ارسطو به جمع‌آوری امثال و حکم و تحقیق علمی آن اقدام نمود که متأسفانه رساله او بنام «امثال و حکم»∗، از بین رفته‌است. در یونان باستان فلاسفه، شعرا و نویسندگانی مانند: افلاطون، آپولونیوس، سوفکلس، همر، آریستوفان، آیشیلس، اوریپیدس و دیگران با بکار بردن «امثال» در آثار خود، آن را به عنوان بخشی از ادبیات، هم ردیف امثال سایره قرار داده‌اند. نویسندگان و فلاسفه رومی مانند: پلاتوس، ترِنس، هوراس و سیسرو هم نوشته‌های خود را مزیّن به امثال و حکم نموده ولی هیچ‌کدام به جمع‌آوری یا تحقیق در پیرامون آن نپرداخته‌اند، ضمن اینکه اکثر مثل‌های موجود در ادبیات رومی، متکی بر امثال و حکم یونانی است که بعدأ اروپائیان به ترجمه آن‌ها اقدام نموده و به گنجینه فرهنگ عامیانه خود غنای بیشتری دادند.

 

نویسندگان معاصر نیز با استفاده از ضرب‌المثل در آثار خود و تغییر آنها بر اساس ولریسم، چهره‌ای طنزآمیز به ادبیات بخشیده‌اند. نویسندگانی چون برتولت برشت، گونتر گراس، مارتین والزر، اریش کستنر، هانس ماگنوس انسنبرگر و هاینریش بل در آلمان و صادق هدایت، محمدعلی جمال‌زاده، علی‌اکبر دهخدا، ایرج‌میرزا و عارف قزوینی و هنرمندان دیگر در ایران، ستارگان درخشان ادبیات و فرهنگ مردمی هستند و نامشان باقی.

 

در مورد پیدایش و رواج امثال و اصطلاحات مثلی هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. جملاتی که امروزه به عنوان امثال و حکم شناخته شده و در تکلم عموم جاری است، ابتدا گفتار لحظه‌ای و ترواش برق‌آسای اندیشه انسان سخن‌گو بوده که به لحاظ مؤثربودن، دقیق‌بودن و دلنشین‌بودن آن در ذهن شنونده حک و سپس تکرار شده‌است. اولین گوینده یک عبارت مثلی به همان اندازه ناشناس است که گویندگان و نویسندگان اشعار فولکلوریک و اساطیر باستانی.

 

کتب مقدس مانند تورات، انجیل و قرآن نه تنها یکی از سرچشمه‌های لایزال پند و اندرز می‌باشند بلکه بسیاری از امثال و حکم و اصطلاحات مثلی نیز این منابع اخذ شده‌اند. اگر اناجیل عهد عتیق و عهد جدید را به عنوان منبع امثال و حکم و اصطلاحات مثلی شناخته‌اند، به دلیل ترجمه آگاهانه آن به وسیله نابغه زبان آلمانی، دکتر مارتین لوتر∗ است. ترجمه لوتر یک برگردان تحت‌لفظی نیست بلکه تولّدی دیگر از کتاب مقدس مسیحیان است که عناصر فرهنگی و ادبیات مردم آلمان (اروپا) در آن مؤثر بوده‌است. به روایتی دیگر، مارتین لوتر ابتدا انجیل را آلمانی کرد و پس آنگاه به مردم آلمان هدیه نمود.

 

شایان ذکر است که حیات امثال و حکم به دوران قبل از کتابت و نوشتارهای ادیبانه باستانی رسیده که بعدأ به صورت نقل‌قول از گفتارهای ناب نوشته در ادبیات عتیق ملل متمدن ضبط شده‌اند. کتیبه‌های متعلق به سومری‌ها که با خط میخی نوشته شده، حاوی امثال و حکمی هستند که محققین «زبان‌شناس»∗ به کشف و ترجمه آن توفیق یافته‌اند.

 

با توجه به مطلب فوق، هر اثر ادیبانه‌ای که ضابط امثال و حکم باشد، نباید بدون تحقیق و بررسی، منشأ و مبدأ آن مَثَل تلقی گردد. بسیاری از امثال پیش از اینکه در آثار نویسندگان یا شعرا ظاهر شوند، مدت‌ها در زبان و گویش عامیانه مردم رایج و سایر بوده و همانند افسانه‌ها و قصه‌ها، سینه به سینه نقل شده‌اند. در کنار منابع شفاهی و گویشی، اهمیت ضبط و نگارش ادبی امثال و حکم، امثال سایره و اصطلاحات مثلی را نباید نادیده گرفت.

 

از این طریق نیز بسیاری از اشعار مردم‌پسند به لحاظ تکرار مداوم و انتشار آن‌ها در دور و نزدیک، به قلمرو امثال و حکم راه یافته و با اقبال مردم مواجه شده‌اند. اکثر قریب به اتفاق امثال و حکم اروپایی، ریشه در ادبیات قدیم یونان، روم و همچنین انجیل عهد قدیم و جدید دارد. قرن بیستم نیز زمینه‌ای بسیار مناسب برای ایجاد مثل و عبارات مثلی به وجود آورده‌است.

 

امثال و حکم و اصطلاحات مثلیِ متولد در قرن نوزده و بیست، در زبان‌های غیر اروپایی نیز رواج یافته‌است. در سال‌های اخیر به لحاظ توسعه تبلیغات و آگهی‌های تجارتی و استفاده از امثال به منظور کسب اعتبار برای کالاهای تجاری، و نقش رسانه‌های گروهی، اصطلاحات و امثال جدیدی به مِنَصّه ظهور رسیده، بنابراین دوران طرح و انتشار امثال و حکم به سر نیامده‌است.گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته


گنجینه مثل ها و حکایات

منبع = هلپ کده


<!–
document.write( '

ضرب المثل چيست ؟

 

ضرب المثل ،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد .

كلمه مثل عربي است و كلمه فارسي آن “ متل است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن .

در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .

هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد . 

مثل ها چند نوعند ؟ 

( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد گه دانه دانه )

 

 

مثل ها از كجا مي آيند ؟ 

مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است . 

 

مثل چه فايده دارد ؟ 

توجه : درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است . اگر در جاي نامناسب گفته شود و يا با موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكنست صورت متلك به خود گيرد .

 

اين مطالب خلاصه اي از نوشته هاي مهدي آذريزدي 11/11/46  از كتاب قصه هاي تازه از كتابهاي كهن ـ  انتشارات اشرفي است .  به چندنمونه ازضرب المثلها وداستان پدايش آنها توجه نماييد:دعواسرلحاف ملابود

در يك شب زمستاني سرد ، ملا  در رختخواش خوابيده بود كه يكباره صداي غوغا از كوچه بلند شد .

زن ملا به او گفت كه بيرون برود و ببيند كه چه خبر است .

ملا گفت : به ما چه ، بگير بخواب. زنش گفت : يعني چه كه به ما چه ؟ پس همسايگي به چه درد مي خورد .

سرو صدا ادامه يافت و ملا كه مي دانست بگو مگو كردن با زنش فايده اي ندارد . با بي ميلي لحاف را روي خودش انداخت و به كوچه رفت .

 گويا دزدي به خانه يكي از همسايه ها رفته بود ولي صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود كه چيزي بردارد. دزد در كوچه قايم شده بود همين كه ديد كم كم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و كوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فكر كرد كه از هيچي بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را كشيد و به سرعت دويد و در تاريكي گم شد.

وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : چه خبر بود ؟

ملا جواب داد : هيچي ، دعوا سر لحاف من بود . و زنش متوجه شد كه لحافي كه ملا رويش انداخته بود ديگر نيست .

 اين ضرب المثل را هنگامي استفاده مي شود كه فردي در دعوائي كه به او مربوط نبوده ضرر ديده يا در يك دعواي ساختگي  مالي را از دست داده است .

در زمان سلطنت خسرو پرويز بين ايران و روم جنگ شد و در اين جنگ ايرانيها پيروز شدند و قسطنطنيه كه پايتخت روم بود بمحاصره ي ارتش ايران در آمد و سقوط آن نزديك شد .

مردم رم فردي را به نام هرقل به پادشاهي برگزيدند . هرقل چون پايتخت را در خطر مي ديد ، دستور داد كه خزائن جواهرت روم را در چهار كشتي بزرگ نهادند تا از راه دريا به اسكنديه منتقل سازند تا چنانچه پايتخت سقوط كند ،‌گنجينه ي روم بدست ايرانيان نيافتد .

 

اينكار را هم كردند . ولي كشتيها هنوز مقداري در مديترانه نرفته بودند كه ناگهان باد مخالف وزيد و چون كشتيها در آن زمان با باد حركت مي كردند ، هرچه ملاحان تلاش كردند نتوانستند كشتيها را به سمت اسكندريه حركت دهند و كشتي ها به سمت ساحل شرقي مديترانه كه در تصرف ايرانيان بود در آمد .

ايرانيان خوشحال شدند و خزائن را به تيسفون پايتخت ساساني فرستادند .

 

خسرو پرويز خوشحال شد و چون اين گنج در اثر تغيير مسير باد بدست ايرانيان افتاده بود خسرو پرويز آنرا ( گنج باد آورده ) نام نهاد .

 

از آنروز به بعد هرگاه ثروت و مالي بدون زحمت نصيب كسي شود ، آنرا بادآورده مي گويند .

آيا مي دانيد ضرب المثل چيست؟ ضرب المثل در لغت به معناي مثال زدن است. مردم در گفتگوهايشان براي اينكه منظور خود را بهتر بفهمانند، از ضرب المثل ها استفاده مي كنند. ضرب المثل مي  تواند يك بيت شعر يا فقط يك مصراع شعر يا جمله اي معروف باشد.مثلاً وقتي كسي مي گويد:« دو مار از يك سوراخ در نميآيد كه يكيش تركي بخواند يكيش فارسي»، منظورش اينست كه فرزندان يك پدر و مادر برابرند و بر يكديگر برتري ندارند. يا وقتي مي خواهند بگويند كاري خيلي بد بوده و مورد تأييد هيچكس نيست ، مي گويند :« سگ از جاش پا مي شود ، بد مي گويد يا تف و لعنت مي كند.»

به اين ضرب المثل ها توجه كنيد:

*آسوده كسي كه خر ندارد              از كاه و جوش خبر ندارد

*پاي در زنجير پيش دوستان          به كه با بيگانگان در بوستان

*گر صبر كني ز غوره حلوا سازي

* هرچه كه عوض داره گله نداره

*نردبان پله پله

*يك دست صدا ندارد.

*گوشواره عزيز است، گوش عزيزتر.

* گرگ در لباس ميش.

*كس نخارد پشت من       جز ناخن انگشت من.

* دوست آنست كه بگرياند، دشمن آنست كه بخنداند.

*عقلش به چشمش است.

در باره ي هركدام از اين ضرب المثل ها فكر كنيد و ببينيد از هر كدام چه برداشتي مي كنيد؟ به نظر شما هر يك از اين سخنان در چه موردي به كار ميروند؟ آيا مي دانيد بعضي از اين ضرب المثلها قسمتي از سخنان و اشعار بزرگاني چون  حافظ ، سعدي ، مولوي، نظامي و…است؟

اگر مي خواهيد ضرب المثلهاي بيشتري ياد بگيريد، به كتاب« امثال و حكم» تأليف مرحوم علي اكبر دهخدا مراجعه نماييد اما در باره ي دهخدا:

مرحوم علي اكبر دهخدا در سال 1297 ه.ق در تهران متولد شد.مدتها در تهران و سپس در اروپا به تحصيل پرداخت.وقتي از اروپا به ايران بازگشت، با همكاري ميرزا جهانگيرخان و ميرزاسمخان ( در سال 1325ق) روزنامه صوراسرافيل را منتشر كرد كه از روزنامه هاي معروف و مهم صدر  مشروطيت بود. دهخدا در آن روزنامه يك ستون فكاهي با عنوان« چرند و پرند» داشت و مقالاتي پر از نيش وكنايه با طعنه هاي زيركانه و لطيف مي نوشت و افرادي را كه مانع پيشرفت جامعه بودند، به باد انتقاد و مسخره مي گرفت. براي همين اين گروه از افراد با او و دوستانش دشمن بودند. به طوري كه وقتي مجلس شوراي ملي در دوره ي محمدعليشاه قاجار تعطيل شد،ميرزاجهانگيرخان به قتل رسيد و دهخدا را به همراه گروهي از آزاديخواهان به اروپا تبعيد كردند. اما پس از بركناري محمدعليشاه از سلطنت ، دهخدا به ايران برگشت و نماينده ي مجلس شد.

او در دوران جنگ جهاني اول در يكي از روستاهاي چهارمحال و بختياري به سر مي برد و پس از جنگ به تهران بازگشت و از كارهاي سياسي كناره گرفت و به كارهاي علمي و فرهنگي پرداخت.از آثار او مي توان به كتاب هاي امثال و حكم، ديوان اشعار، شرح حال ابوريحان بيروني و لغت نامه اشاره كرد.او كتابهايي مثل روح القوانين اثر منتسكيو را هم از فرانسه به فارسي ترجمه كرده است.

دهخدا در روز شنبه هفتم اسفند1334 ه .ش در سن 83 سالگي در تهران درگذشت. روانش شاد.

مثل چيست ؟

مثل ،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد .

 

كلمه مثل عربي است و كلمه فارسي آن “ متل است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن .

 در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .

 هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد . 

 

مثل ها چند نوعند ؟

عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .

 عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .

 مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر

 

( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه )

 

مثل ها از كجا مي آيند ؟

 

 بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند .

 

بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است .

 بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي خبر باشند و يا  ممكنست در هر شهري به صورتي نقل شود

بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است .

 مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است .

 

مثل چه فايده دارد ؟

دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري هر محلي استفاده مي كنند .

 

دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند . چون اين جمله ها كوتاه و زيباست و بر دل مينشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف بيشتر مي شود .

 

توجه : درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است . اگر در جاي نامناسب گفته شود و يا با موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكنست صورت متلك به خود گيرد .

 

ضرب المثلهای دری

آب از دستش نميچكه ! آب از سر چشمه گله ! آب از آب تكان نميخوره ! آب از سرش گذشته ! آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم ! آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره ! آب زير پوستش افتاده ! آب كه يک جا بمانه، گنده ميشه . آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني ! آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه ! آب نمي بينه اگرنه آبباز قابليست! آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد ! آدم تنبل، عقل چهل وزير داره ! آدم خوش معامله، شريك مال مردمه ! آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه ! آدم زنده، زندگي ميخواهد! آدم گدا، اينهمه ادا ؟! آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !

آرزو بر جوانان عيب نيست ! آستين نو بخور پلو! آسوده كسي كه خر نداره — از كاه و جوش خبر نداره ! آهسته برو آهسته بيا كه گربه شاخت نزنه ! آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك ! آش نخورده و دهن سوخته ! آفتابه خرج لحيمه ! آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي ! آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه ! آمدم ثواب كنم، كباب شدم ! آمد زير ابرويش را برداره، چشمش را كور كرد ! آنانكه غني ترند، محتاج ترند ! آنچه دلم خواست نه آن شد — آنچه خدا خواست همان شد . آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟! آنقدر استاده شو، تا علف زير پايت سبز شوه ! آنقدر سمن هست، كه ياسمن درش گمه ! آنقدر مار خورده تا افعي شده ! آن ممه را لولو برد ! آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟ آواز دهل شنيده از دور خوشه ! از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم ! از انجا مانده، از اينجا رانده ! از او نترس كه هاي و هوي داره، از او بترس كه سر به تو داره ! از اين امامزاده كسي معجزه نمي بينه ! از اين دم بريده هر چي بگويی بر ميايه ! از اي ستون به او ستون فرجه ! از بي كفني زنده ايم ! از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه ! از تنگي چشم پيل معلومم شد — آنانكه غني ترند محتاج ترند ! از تو حركت، از خدا بركت . از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است ! از خر افتاده، خرما پيدا كرده ! از خرس موئي، غنيمته ! از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟! از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هايت بدهد ! از دور دلَ ميبره، از نزديک زهره ره ! از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه ! از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند )) از كيسه خليفه مي بخشه

از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند ! از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد ! از ماست كه بر ماست ! از مال پس است و از جان عاصي ! از مردي تا نامردي يك قدم است ! از نخورده بگير، بده به خورده ! از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن ! از هر چه بدم آمد، سرم آمد ! از هول هليم افتاد دَ ديگ ! از يك گل بهار نميشه ! از اين گوش ميگيره، از آن گوش بدر ميكنه ! اسباب خانه به صاحبخانه ميره ! اسب پيشكشي رَ، دندانهايشه نميشمرند ! اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور ! اسب دونده جو خود را زياد ميكنه ! اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده ! اكبر نته، خداي اكبر بته ! اگر بيل زني، باغچه خودته بيل بزن ! اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره ! اگه بابيشه نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد ! اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد ! اگه تو مره عاق كني، مه هم تره عوق ميكنم ! اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد ! اگه خاله ام ريش ميداشت، آغا مامايم بود ! اگه خير ميداشت، اسمشه مي گذاشتند خيرالله ! اگر داني كه نان دادن ثواب است — تو خود ميخور كه بغدادت خرابست ! اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي ماند ! اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همان كنگر فروشي ! اگه علي ساربانه، ميدانه شترَ كجا بخوابانه ! اگه للو يا داری، چرا خوابت نميبره ! اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) بشكن ! اگه بگويه ماس سفيده، من ميگم سياهه ! اگه مهمان يكي باشه، صاحبخانه برش گاو مي كشه ! اگه نخورديم نان گندم، ديديم دست مردم ! اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته به شو ميته ! امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري ! امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي ! انگور خوب، نصيب شغال ميشه ! اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام ! اول بچش، بعد بگو بي نمكه ! اول برادريته ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن ! اول پياله و بد مستي ! اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد ! اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك ! اين حرفها براي فاطمه تنبان نميشه ! اين قافله تا به حشر لنگه ! اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات ! ايره كه زائيدي بزرگ كن ! اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟! اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !

 

مثل چيست ؟

 

مثل ،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد .

كلمه مثل عربي است و كلمه فارسي آن “ متل است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن .

در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .

هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد . 

 

 

مثل ها چند نوعند ؟

 

·         عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند . اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند .

·         عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است .

·         مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر

( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ اپ خورد گه دانه دانه )

 

 

مثل ها از كجا مي آيند ؟

 

·         بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است . اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند .

·         بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است .

·         بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است ، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد . در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكنست بي خبر باشند و يا  ممكنست در هر شهري به صورتي نقل شود .

·         بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست )كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است .

مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است .

 

 

مثل چه فايده دارد ؟

 

·         دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري هر محلي استفاده مي كنند .

·         دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند . چون اين جمله ها كوتاه و زيباست و بر دل مينشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف بيشتر مي شود .

توجه : درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است . اگر در جاي نامناسب گفته شود و يا با موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكنست صورت متلك به خود گيرد .

 

نشان‌گذاری

عجب سازنده ی این علامت عرب دولاب است
[[رده:نمادهای
نوشتار]]

آسمان اهدافت را لمس کن دست یافتنیست

در این بخش آسمونی تعدادی از ضرب المثل های ایرانی را به ترتیب حروف الفبا و با معنی برای شما عزیزان قرار داده ایم.

ضرب المثل با حرف الف

1- ادب از كه آموختی از بی ادبان : بادیدن رفتار بی ادبان آن کارها را انجام ندادن.

2- آب در هاون كوبیدن : كاربیهوده انجام دادن .

3- آش كشك خاله ات رو بخوری پاته نخوری پاته : این كار را باید انجام دهی چه دلت بخواد چه دلت نخواد.

4- آش دهانسوزی نیست : بسیار مطلوب و محبوب نیست.

5- آتیش بیار معركه: بهم زنی می كند .

6- آتیش زده به مالش : هر چی داشته بخشیده .

7- آب از دستش نمی چكد : خیرش به كسی نمی رسد .

8- آفتاب عمرش لب بومه : چیزی بمرگش نمانده .

9- آسمون همه جاش یه رنگه: هر جا كه باشی وضع همینه .

10- از این ستون به آن ستون فرجی است : گذشت زمان ممكن است برای حل مشكل تو مؤثر واقع شود.

11- آب ازآهن جدا كردن: كار د شواری را انجام دادن .

12- آب ازدریا بخشیدن : از مال دیگران بخشیدن و منت نهادن

13- آب برو ، نان برو تو هم به دنبالش برو: جمله ی توهین آمیزی است.

14- اسب تازی گر ضعیف بود همچنان از طویله ی خربه انتقاد از بی اهمیت ها

15- آن راكه حساب پاك است ا ز محاسبه چه باك است :كسی كه كارش در ست است از حساب و كتاب ترسی ندارد.

16- اندازه نگهدار كلواوشر بواو لا تسرفوا : پرخوری .

17- ای كه پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز را دریابی : استفاده از اندک فرصت مانده

18- آنروز كه آواز بود فكر زمستانت هم بود: به فکر آینده نبودن

19- آب دریا به دهن سگ نجس نمی شود : پشت دیگران ازكسی بدگویی كردن.

ضرب المثل با حرف ب

1- بازبان خوش مار را از سوراخ بیرون می كشد: باچرب زبانی كارهای خویش راپیش می برد .

2- بزك نمیر بهارمیاد .خربزه با خیار می یاد: به كسی و عده های دورو رازدادن.

3- بادمجان بم آفت نداره: مقاومت داشتن در برابر سختی ها

4- با یك گل بهار نمیشه: با یك شخص درستکار دنیا درست نمی شود.

5- با یه من عسل هم نمی شود خوردش: بد اخلاق بودن

6- به دعای گربه ی سیاه ، بارون نمی باره: خشم خدا نسبت به افراد بدکار

7- برای لای جزر دیوار خوبه: خیلی بی مصرف است.

8- با یك تیر و دو نشون زدن: با انجام یک کار به چند نتیجه عالی رسیدن

9- باد آورده را باد می برد: هر چیزی كه آسان بدست می آید آسان هم از دست می رود.

10- به در گفت دیوار بشنوه: غیر مستقیم حرف زدن

11- به نطق آدمی بهتر است از دواب ، دواب از تو به گر نگویی صواب : استفاده از سخنان خوب در حرف زدن

12- با هر دست كه دادی پس می گیری. پاداش حتمی در مقابل هر خوبی

13- بزرگی به عقل است نه به سال.در تقابل بین کارها وسخنان خردمندانه ی خردسال با سخنان وکارهای نابخردانه ی بزرگسال گفته می شود

14- برای همه مادر است برای من زن بابا: با همه مهربان است با من نا مهربان است.

15- با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی: در تأثیر همنشینی گویند ،‌یعنی در اثر همنشینی با بدان ،‌بد می شوی و با نیكان نیك.

16- با پولها كباب بی پول ها دود كباب: شخص ثروتمند از مواهب زندگی استفاده می كند و بینوا می بیند و حسرت می كشد.

ضرب المثل با حرف پ

1- پشت چشم نازك كردن: ناز آوردن

2- پشت دست داغ كردن: تصمیم گرفتن برای انجام ندادن کاری.

3- پا به دریا بگذاره دریا خشك می شود: بد شانس است.

4- پرسیدن عیب نیست ،‌ ندانستن عیب است: در مذمت نادانی

5- پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن كار خردمندان نیست: كار خطرناك كردن كار انسانهای عاقل نیست.

6- پول كه زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت: ثروت زیاد ، انسان را به سرگرمی های ناپسند وا می دارد.

7- پی تقدیر رفتن از كوری است. در نکوهش سستی وتنبلی ویا استفاده نکردن از عقل وفکر خود

8- پشم در كلاه نداشتن. بی مایه بودن

9- پرتو نیكان نگیرد هر كه بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردوگان بر گنبد است

10- پرده هفت رنگ مگذار تو كه در خانه بوریا داری: قناعت.

11- پولش از پار و بالا می ره: ثروت زیادی دارد.

12- پشت دست را داغ كردن: تصمیم به انجام ندادن كاری گرفتن.

13- پایان شب سیه سپید است: مثل از پی هر گریه آخر خنده ای است.

14- پول علف خرس است: دارایی و مال را به هر كس كه بخواهد نباید داد.

15- پیاده شو با هم راه بریم: در مورد كسی كه خیلی مغرور و متكبر شده است.

ضرب المثل با حرف ت

1- توبه گرگ مرگ است: كسی كه دست از عادتش بر نداره.

2- تا تریاق از عراق آرند مار گزیده مرده باشد: به تاخیر انداختن کاری که اهمیت فوری و بسیار دارد.

3- تا تنور گرم است نان را بچسبان: كاملاً از فرصت استفاده كردن.

4- تعارف اومد نیامد دارد: به كسی كه تعارف می كنی ممكن قبول كنه ممكن نكنه.

5- تیرش به سنگ می خوره: به هدفش نمی رسه.

6- تیر توی تاریكی انداختن: با چشم بسته كاری رو انجام دادن.

7- تافته جدا بافته بودن: خود را غیر از بقیه دانستن.

8- تا توانی دلی بدست آور دل شكستن هنر نمی باشد

9- تیشه به ریشه زدن:‌ با پای خود به گور رفتن.

10- توی هفت آسمون یك ستاره نداشتن: بد شانسی آوردن.

11- تو را خواهند پرسید كه عملت چیست نگویند پدرت كیست: باز خواست آخرت.

12- ترسم نرسی به كعبه ای اعرابی كه این ره كه تو می روی به تركستان است

13- تا مردم سخن نگفته باشد عیب و هزش نهفته باشد

14- توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت: كسی كه قانع است قدرتمند است.

ضرب المثل با حرف ج

1- جوجه را آخر پائیز می شمرند: نتیجه كار آخر معلوم می شود.

2- جواب ابلهان خاموشیست: جواب نادانها را نباید داد.

3- جانماز آب كشیدن: در ظاهر خود را خوب نشان دادن.

4- جنگل مولاست: جماعتی نامناسب در جایی جمع شده اند.

5- جواب دندان شكن: یعنی با منطق و حساب پاسخ دادن.

6- جایی نمی خوابه كه آب زیرش بره: برای افراد زیرك گفته می شود.

7- جایی رفت كه عرب نی انداخت: كنایه از این است كه بازگشتی ندارد.

8- جنگ دو سردارد: یعنی پایان جنگ گاهی پیروزیست و گاهی شكست است.

9- جاتره بچه نیست: چیزی وجود ندارد.

10- جان كسی را به لب آوردن: زیادی منتظر شدن.

11- جای كه نمك خوردی نكمدان مشكن : در نکوهش خیانت به افرادی که در حق آدم خوبی کرده اند.

12- جهان ای برادر نماند بر كس دل اندر جهان آفرین بند و بس : دوری از دل بستن به دنیا (نزدیک شدن به خدا)

13- جای سوزن انداختن نیست : شلوغی آن مکان

14- جوانمردی كه بخورد و بدهد به از عابری كه نخورد و بنهد: جوانمردی كه به دیگران كمك می كند بهتر از پارسایی است كه نمی خورد و به دیگران هم كمك نمی كنند.

15- جای شكرش باقی است.

ضرب المثل با حرف چ

1- چرا عاقل كند كاری كه باز آرد پشیمانی: عاقل كاری را كه پشیمانی به بار می آورد نمی كند.

2- چو فردا شد فكر فردا كنیم: از حالا جوش فردا را نزنیم.

3- چند تا پیراهن بیشتر پاره كرده: با تجربه تر است.

4- چغندر به هرات زیره به كرمون: هر چیزی به جای خودش.

5- چیزی كه عوض داره گله نداره: این كار به آن كار در.

6- چاقو دسته خودش را نمی بره: خویشان و بستگان برای همدیگر ناراحتی تولید نمی كنند.

7- چیزی بارش نیست: ساده لوح بودن.

8- چیزی كه از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان: جای مخفی كردن چیزی نیست.

9- چشم بسته غیب می گوید: به كسی گفته می شود كه از موضوع روشن و واضح خبر می دهد.

10- چشمش آلبالو گیلاس می چینه: چیزی را به طور درست نمی بیند.

11- چه خوش گفت آن تهی دست سلحشور جوی زر بهتر از پنجاه من روز.

12- چو آید زپی دشمن جان شان بیند و اجل پای اسب دوان

13- چوب به لانه زنبور كردن: کارهای خطرناک انجام دادن

14- چو انداختن: جال و جنجال را انداختن.

15- چو كردی با كلوخ انداز پیكار سر خود را به نالای شكستی.

ضرب المثل با حرف ح

1- حساب حسابه ، كاكابرادر: مثل ، برادریمان سر جاش بزغاله یكی هفت صنار.

2- حرف راست را باید از بچه شنید: صحبت درست را كه كودك می گوید ، صحیح است.

3- حسود هرگز نیاسود: از بخل و كینه به جایی نمی رسد.

4- حق به حقدار می رسد: كار شایسته سزای آدم دستكار است.

5- حرفهای گنده تر از دهنش می زنه: سخنان نامناسب زدن

6- حالا كه ماست نشد شیر بده: مقصودی معین ندارد.

7- حاجی ، حاجی را در مكه می بیند: وقتی كسی وعده ای می دهد و می رود و مدتی از او خبری نمی شود چون او را می بینند چنین می گویند.

8- حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه را دشمن می داند: حسادت.

9- حال در ماندگان كسی داند كه به اصول خویش در ما ند: دردمندی.

10- حادثه خبر نمی كند: اتفاقات پیش از آنكه بفهمیم روی می دهد.

11- حلوا حلوا دهن شیرین نمی شه: با زدن حرف حلوا بدان كه دهانت شیرین نمی شود.

12- حسنی به مكتب نمی رفت وقتی می رفت جمعه می رفت: كار را بی موقع انجام دادن.

13- حرف حساب جواب نداره: درست گفتن مسئله ای درباره حق كسی.

14- حرف حق تلخه: درست گفتن هر حرفی را گویند.

ضرب المثل با حرف خ

1- خرما از کرگی هم نداشت: بدشانس بودن.

2- خودم كردم كه لعنت بر خودم باد: مانند از ماست که بر ماست

3- خانه به دوش: بی خانه بودن.

4- خرتب می كنه: در فصل تابستان كسی كه لباس گرم بپوشد.

5- خر بیار و باقالی بار كن: در موردی گفته می شود كه آشوب و معركه بر سر موضوعی باشد.

6- خدا از دهنت بشنوه: كاش همان شود كه شما گفتین.

7- خواب زن چپ می زند: در موری گفته می شود كه خواب به تعبیرش خود باشد و بالعكس.

8- خود را به موش مردگی زدن: در مورد كسی گفته می شود كه در انجام کاری سستی می کند

9- خوردن برای زیستن و دكر كردن است تو معتقد كه زیستن از بهر خوردن است

10- خران و گاوان كار بردار به ز آدمیان مردم آزار

11- خر كه كمتر نهر بر وی بار بی شك آسوده تر كند رفتار

12- خواب نوشین بامداد رحیل میل باز دارد سپاه از سبیل عاقبت بد خواب زیاد

13- خاموشی ، به كه جواب سخت.

ضرب المثل با حرف د

1- دیگ به دیگ می گه روت سیاه: كسی كه عیب دارد به دیگران طعنه می زند.

2- در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است

3- دل به دریا زدن: ریسك كردن.

4- دل به دل راه داره: خبر داشتن از دوستی طرف

5- در دوازه رو می شه بست ولی در دهان مردم را نمی شود بست: هر كاری بكنی مردم درباره ات حرف می زنند.

6- دودو تا چهار تا: چیزی كه واضح است.

7- دشمن دانا به از دوست نادان: دانایی و فهمیدگی گرچه در دوست باشد ، خوب است.

8- دیوار موش داره موشم گوش داره: حرف به گوش بقیه می رسد.

9- در كار نكو حاجت هیچ استخاره نیست: در انجام دادن كار خوب فكر و تأمل كردن جایز نیست.

10- دود از كنده بلند می شه: با تجربه بودن افراد مسن

11- درخت هرچه بارش بیشتر می شود سر فروتر می رود. در ستایش فروتنی افراد دارای مقام ویا ثروت

12- دروغی مصلحت آمیز به كه داشتی فتنه انگیز

13- دوست شمار آنكه در نعمت زند لاف یاری و برادر خواندگی

14- دشمن آن به كه نیكی بینند : نیكوكاری حتی در حق دشمنان.

15- داشتم فایده نداره از داریم بگو: از آنچه داشتی نگو بگو اكنون چه داری.

ضرب المثل با حرف ر

1- ریگ تو كفششه: منظور داشتن نقشه ی بدی در فکر

2- روكه نیست سنگ پای قزوینه: پررو بودن.

3- رفتم ثواب كنم كباب شدم: در برابر خوبی ، بدی دیدم.

4- راه باز است و جاده دراز: كسی برای رفتن مانع نمی شود.

5- روده بزرگه ، روده كوچكه رو خورد: وقتی كه انسان خیلی گرسنه باشد.

6- رنگش مثل گچ سفید شد: منظور كسی است كه از چیزی ترسیده و رنگش پریده باشد.

7- رفتن و نشستن به كه دویدن و گسستن: آرامش.

8- روده تنگ به یك نان تهی پر گردد نعمت روی زمین پر نكند و بهره ننگ : قناعت

9- رگ خواب كسی را به دست آورن. پیدا کردن نقطه ی ضعف کسی

10- ریش در دست دیگران داشتن. اختیار در دست خود نداشتن

11- رفت كه ریش در بیاورد ، سبیلش را هم باخت: خواست وضع بهتری پیدا كند ، آنچه داشت از دست داد.

ضرب المثل با حرف ز

1- ز تعارف كم كن و بر مبلغ افزا: هنگامی گفته می شود كه تعارف بی فایده و باعث رنجش دیگران می شود .

2- زدیم و نگرفت : كسی كه خود را به خطر بیاندازد و نتیجه ای نداشته باشد .

3- زبانم مو در آورد : وقتی كه كسی زیاد توضیح دهد و نتیجه نداشته باشد .

4- زیر آب كسی را زدن : ‌كسی را نزد دیگری بی اعتبار كردن

5- زیر كاسه ، نیم كاسه است : یعنی فریب و حقه ای در كار است .

6- زردآلو را می خورد برای هسته اش: هر كاری را برای نتیجه اش انجام می دهد.

7- زن به در سرای مرد نكو هم درین عالم است دوزخ او تأثیرخوب همنیشنی با افراد نیکوکار

8- زیر رنج بود گنج های پنهانی : نتیجه دادن زحمات

ضرب المثل با حرف س

1- سری كه درد نمی كند دستمال نمی بندند : وقتی احتیاج به كاری نیست دنبال كار اضافی نرو.

2- سیب دو نیمه :‌ كنایه از شباهت .

3- سرش به تنش زیادی كرده است :‌ از جانش سیر شده است.

4- سكوت نشانه ی رضایت است :‌ وقتی كسی ساكت است رضایتش را نشان می دهد.

5- سرش به تنش می ارزد :‌ ارزش احترام گذاشتن را دارد.

6- سگ زرد برادر شغال است :‌ یعنی در یك جنسند .

7- سبیلش را چرب كردن : یعنی به كسی رشوه دادن.

8- سر پیری و معركه گیری :‌ در مورد كسانی است كه زمان پیری كار جوانان را انجام می دهند .

9- سالی كه نكوست از بهارش پیداست : مواقعی گفته می شود كه كاری بر وفق مراد باشد.

10- سیر به پیاز میگه پیف پیف چقدر بو می دی :‌ كنایه به كسی است كه خود پر از عیب و اشكال است ولی عیب كوچك دیگران را بزرگ جلوه دهد.

11- سه چیز پایداری نماند مال بی تجارت و علم بی بحث و ملك بی سیاست : سه چیز استوار نمی ماند مال كه خرید و فروش نشود و علمی كه مشورت در آن نباشد و پادشاه بی سیاست.

12- سخن را سر است ای خردمند و بن میاور سخن در میان سخن :‌ دوری کردن از میان حرف دیگران پریدن

13- سخنران پرورده ی پیركهن بیندیشد آنكه بگوید سخن

14- سخی دوست خداست ‌

15- ستاره ی سهیل است

ضرب المثل با حرف ش

1- شتر در خواب بیند پنبه دانه ؟ : كنایه از آدمی است كه آرزوهای دور و درازی دارد.

2- شنیدن كی بود مانند دیدن : هرگاه با چشم خودت ندیدی شایعات را باور نكن .

3- شتر بابارش گم می شه : نا امن بودن مکانی

4- شتر سواری دولا دولا نمی شود : كار را باید با آگاهی انجام داد.

5- شاهنامه آخرش خوش است : همیشه در اول كار نباید قضاوت كرد.

6- شتری كه در خانه ی همه را می زند :‌ عاقبتی كه برای همه است .

7- شمر ، جلودارش نمیشه : یعنی بسیار آدم شروری است.

8- شنیدم گوسفند را بزرگی رها نیندازدهان و دست گرگی

9- شیطان با مخلصان بر نمی آید و سلطان با مفلسان :‌ شیطان با آدمهای یك رنگ كاری ندارد.

10- شوی زن زشت روی و نابینا به : شوهر زن زشت ونابینا باشد بهتر است

11- شام و ناهار هیچ چیز ،‌آفتاب به لگن هفت دست : خوراكی هیچ ،‌اسباب و ظروف و سفره بیار –- اصل هیچ و فروع بسیاراست.

ضرب المثل با حرف ص

1- صابوش به جامه‌ی كسی خوردن : یعنی ضرور و زیان به او هم رسیده.

2-صد تا چاقو بسازه ، یكیش دسته نداره : یعنی هیچوقت به‌حرفش اعتماد نكن.

3- صورتش را با سیلی سرخ نگاه می دارد : آبرومندانه زندگی کردن

4- صبر ،‌كلید كارهاست

5- صیاد بی روزی در دجله نگیرد و ماهی بی اجل بر خشك نمیرد: روزی

6- صبر ایوب داشتن

7- صلاح مملكت خویش خسروان دانند.

8- صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه شكست عهد صحبت اهل طریق را: پیمان شكنی.

9- صدا از ته چاه بر آمدن. ضعیف بودن

10- صلح دشمن چو جنگ دوست بود.

ضرب المثل با حرف ض

1- ضرر تلخه

2- ضرب ، ضرب اول: در مبارزه آن كسی برنده است كه ضربه اول را زده باشد.

3- ضامن روزی بود روزی رسان. اعتقاد به روزی دهندگی خدا

4- ضعیفی كه با قوی دلاور كند یار دشمن است در هلاك خویش: هركس باید به توان خودش كاری را انجام دهد.

ضرب المثل با حرف ط

1- طاقتم طاق شد: بیش از این تحمل ندارم ، صبرم تمام شده است.

2- طوطی وار یاد گرفتن: مطلبی را سرسری یاد گرفتن

3- طبل توخالیست: فقط داد و فریاد می زند و گرنه چیزی بارش نیست.

4- طاووس‌رابه‌نقش ونگاری‌كه هست‌خلق‌تحسین‌كنند واوخجل ازپای‌زشت‌خویش: ظاهر بینی افراد

5- طلب كردم زدانایی به یک پند مرا فرمود با نادان مپیوند.

6- طمع را سه حرف است هر سه تهی : در مذمت ونکوهش طمع

ضرب المثل با حرف ع

1- عاقبت جوینده یابنده بود: كسی كه تلاش می كند به مقصودش می رسد.

2- عقل اون پاره سنگ بر می داره: عقل ندارد.

3- عجله كار شیطونه: عجله كار درستی نیست.

4- عاقبت حق به حقدار رسید: همیشه در سرانجام هر كار كسی كه حق دارد برنده است.

5- عالم نا پرهیزگار كور شعله دارست: در نکوهش دانشمند بی تقوا ونترس از خدا

6- عالم از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.

7- عالم بی عمل به چه ماند گفت به زنبور بی عسل:

8- عاقلان را یك اشارت بس بود.

9- عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید. دوری از تکبر ویا خودتعریفی

10- عطای او را بلقای او بخشیدم: در مورد افردای كه خیر و شر آنها یكی است.

ضرب المثل با حرف ف

1- فیلش یاد هندوستان كرده: یاد خبری دور، افتاده است.

2- فلفل نبین چه ریزه بشكن ببین چه تیزه: هیچ گاه از ظاهر كسی نمی توان قضاوت كرد.

3- فردا هم روز خداست: یعنی اجبار نیست كه همه كارها را امروز بكنید.

4- فلانی اجاقش كوره: منظور از كسی است كه بچه دار نمی شود.

5- فرو مایه هزار سنگ بر می دارد و طاقت سختی نمی آورد. بی تحمل و طاقتبودن افراد بدکار

6- فرق است میان آنكه یارش در بر آنكه دو چشم انتظارش بر در: انتظار.

7- فهم سخن چون نكند مستمع قوت طبع از متلكم بجوی: فهمیدن سخنان گوینده در هنر سخن گفتنش نهفته است

8- فكر نان كن كه خربزه آب است: دل به چیزهای بیهوده نبستن

ضرب المثل با حرف ق

1- قدر زر ، زرگر شناسد ، قدر گوهر ، گوهری: ارزش هر چیزی را خبره آن می داند نه دیگران.

2- قصاص در این دنیاست: یعنی هر كس نتیجه اعمال خود را در زندگی می بیند.

3- قاشق نداره آش بخورد: كنایه از شخص بینهایت تهیدست است و وسیله لازم را دراختیار ندارد.

4- قوز بالاقوز: كار را خراب تر از آنچه كه بود كردن.

5- قرص خورشید در سیاهی شد یونس اندر دهان ماهی شد.

6- قرآن بر سر زبان است و در میان جان: دیانت

7- قدر عافیت كسی داند كه به مصیبتی گرفتار آید: قدر عافیت.

ضرب المثل با حرف ک

1- كوه به كوه نمی رسد آدم به آدم می رسد:

2- كبكش خروس می خونه: خیلی خوشحال است.

3- كوگوش شنوا: گوش ندادن به حرف.

4- كوزه گر از كوزه شكسته آب می خورد: خسیس بودن

5- كارها به صبر برآید و مستعجل به سر در آید: صبر.

6- كس نبیند بخیل فاضل را كر نه در عیب گفتنش كوشد ور كریمی دو صد گز دارد كرمش عیبها فرو پوشد: افراد فاضل.

7- كرم بین و لطف خداوند گار گر بنده كرده است و او شرمسار: در نکوهش بدکاری

8- كند همجنس با همنجنس پرواز: هر كسی با مثل خودش رابطه دارد.

ضرب المثل با حرف گ

1- گر صبر كنی ز غوره حلوا سازی: صبر كردن.

2- گاومون زائیده: دردسر به سراغ آدم آمدن.

3- گاو پیشانی سفید است: همه كس و در همه جا او را می شناسند.

4- گاو بی شاخ و دم: کسی که فقط در ظاهر قوی ووحشتناک به نظر می رسد

5- گر دست فتاده ای بگیری مردی ور بر كسی خرده نگیری مردی

6- گربه شیر است در گرفتن موش لیك موش است در مصاف پلنگ

7- گرت از دست برآید ذهنی شیرین كف مردی آن نیست كه مشتی بزنی بر دهنی

8- گرگ كه پیر می شود ، رقاص شغال می شود: هر آدم شروری ، در روزگار پیری دست آموز دیگرانست

ضرب المثل با حرف ل

1- لگد به بخت خود زدن: در مقابل خود ایستادن

2- نقش دادن: كاری به طول انجامیدن

3- لبش بوی شیر می دهد: بی تجربگی فرد

4- همه مهربانتر از مادر: تملق كردن

5- لذتی كه در بخشش هست در انتقام نیست وقتی می توان ببخشی انتقام نگیر

ضرب المثل با حرف م

1- مرغ همسایه غاز است: نا آگاهی

2- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است: ارزش وقت را دانستن

3- ماست را كیسه كردن: گول زدن

4- مرغ یك پا داره: لجبازی كردن

5- مار تو آستین پرورش دادن: محبت به افراد زیان رساننده

6- مار خورده و افعی شده: شرارت کسی

7- مگواندوه خویش با دشمنان كه لامول گویند شادی كنان: دشمن را به ناراحتی خود شاد نکن

8- مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال: آسایش

9- مورچگان را چو بود اتفاق شیر ژیان را به راننده پوست : در ستایش اتحاد وهمبستگی

10- مزن بی تأمل بگفتار دم نگو گوی گردوگوئی چه غم: بدون فکرحرف نزدن واگر هم سخن گفته شد دیگر جای تأسف خوردن نیست

11- مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد : کسی از چیزی ضرر دیده از آن چیز برای هیشه رعب ووحشت دارد

12- مسكین خر اگر چه تمیز است چون با رهمی برد عزیز است: زحمتكشی

ضرب المثل با حرف ن

1- نفس از جای گرم برآمدن: در مورد شخصی گفته می شود كه بی خیال مستمندان باشد.

2- نم پس نمی دهد: كارش عیب و ایراد ندارد

3- نخود هر آش شدن: فضول بودن

4- نور علا نور بودن: كار خیلی خوب بودن

5- نان خود خوردن و نشستن به كه كمر زرین بستن و به خدمت ایستادن: قناعت

6- نصیحت پادشاهان كردن كسی رامسلم بود كه نیم سرندارد یاامید. كاربیهوده

5- ندانستی كه بینی بر پای چو در گوشت نیامد مردم

6- نماند به ستمكار بد، روزگار بماند بر او لعنت پایدار

7- نان از برای كنج عبادت گرفته اند صاحب دلان به كنج عبادت برای نان: سوء استفاده

8- نا بینا به كار خویش بیناست: هر کسی در انجام کاری مهارت دارد

ضرب المثل با حرف و

1- وجود یكی است ولی شكم دوتاست: یعنی دو نفر هر چقدر به یكدیگر نزدیك باشند باز هم از هم جدا هستند.

2- وقت نداره سرشو بخارونه: منظور آنست كه گرفتار است.

3- وین شكم بی هنر پیچ ، پیچ صبر ندارد كه بسازد به هیچ

4- وقت ضرورت چون نماند گزیر دست‌بگیردسرشمشیرتیز: ضرورت‌كارواجب

5- وفاداری مدار از بلبلان چشم كه هردم بر گلی دیگر سرآیند: بی وفایی

ضرب المثل با حرف هـ

1- هر پستی ، بلندی دارد: بعد از هر سختی آسانی هست.

2- هادی ، هادی اسم خود بر ما نهادی: یعنی كه به ارتكاب عمل خلافی دست زده ای و مرا بدان متهم می كنی.

3- هشتش گرو نهش است: آه در بساط ندارد.

4- هر كه بامش بیش ، برفش بیشتر: ثروت زیاد آسایش به بار نمی آورزد

5- هركه درحال‌توانایی نكوئی‌نكند ازوقت ناتوانی‌سختی ببیند: انجام‌كارخوب

6- هركه در زندگانی نانش بخورند چون بمیرد نامش نبرند: کارحسنه کردن در این دنیا

7- هر كه آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل بدیگری پرداخت : بی وفابودن روزگار

8- هر كه نان از عمل خویش خورد منت از حاتم طائی نبرد : قناعت

9- هر كه با بزرگان ستیز و خون خود ریزد: پا از گلیم خود دراز كردن

10- هر جا سر است سخن است.

ضرب المثل با حرف ی

1- یكی به دو كردن: جر و بحث كردن

2- یك دست صدا نداره: باید با دیگران متحد بود

3- یك من ماست چقدر كره می دهد: تلافی كردن

4- یك پاش لب گور است: پیر است

5- یزدان كسی را كه دارد نگاه نگردد ز سرما و گرما تباه

6- یاردیرینه‌مراگونه‌زبان توبه مده كه مراتوبه‌شمشیری نخواهدبودن: سرسختی

7- یك تیر و دو نشان: با یك كار به دو نتیجه رسیدن

8- یاسین به گوش خر خواندن: پند بی فایده به كسی دادن

9- یك چشم گریان و یك خندان: در مورد كسی گویند كه دو گانه عمل می كند.

برای ورود به بخش کامل ضرب المثلها روی عبارت زیر کلیک نمایید:

ضرب المثل

 

وری گود دمت گگگگگگگگگگگگررررررررررررررممممممممممم
خئییییییییییییییییییییییییی خوب بود
عالی بود
مرسییییییی

من امروز امتحان ترم ادبیات دارم آموزگار محترمم گفته 5 تا ضرب المثل داره توش
امیدوارم خوندن اینا به درد بخور باشه

عالی بود برا تمرین دخترم میخواستم خیلی خوبهدکه با معنیش نوشتین

خیلی از معانی اشتباهه

کدام منظورتان است؟

ساام
عالی ممنونم .

سلام وخسته نباشید خوب بود میشه لطفا ضرب المثل هاطنز هم بزاریدباگویش محلی مرررسی

همه رو اشتباه نوشتين بابا دكترا

سلام خواستم عرض کنم ضربالمثل نم پس نمی دهد کنایه از خسیس نیست ولی شما مرقوم فرمودید کارش درست وبی عیب است

سلام، ما نیز چنین چیزی ننوشته ایم

عالی است ولی خیلی از حروف ها اشتباه تایپ شده

سلام
یه ضرب المثل خیلی مشهور هرچی گشتم نیست!!؟؟؟
شکستن شرح خویش ز مردی نبوود

سلام. خسته نباشید
ولی ای کاش در این همه زحمت، دقت بیشتری در معانی و مفاهیم ضرب المثل ها، انتخاب های زیرکانه تر، و همچنین تصحیح غلط های بیشمار تایپی و نوشتاری می کردید که کارتون رو بی ثمر نگذاره.

سلام میشه یک ضرب المثل بگید که آچار و ابزار و گندن و چکش و آدم توش باشه

عالییی بود?

خیلی عالی و به ثمر بود.ممنونم

با سلام عالی بود .از اینکه برای ترویج فرهنگ ایران اینگونه تلاش می کنید ممنونم

زنده باشید دوست گرامی

خيليييييي خوب بود ممنون

یکیم هست که میگن مثلا به جون خودت که میخوام دنیات نباشه (یه همچین چیزی)
“میخوام دنیات نباشه یعنی چی؟؟؟
:)))

کوته چی است.

کوفته چی است.

یعنی تو اونق برام عزیزی که حاضرم خودت باشی اما دنیاو جهان نباشه یعنی زندگی و دنیا واسم مهم نیس فقط جون تو مهمه.

یه مثال دیگه هم هست که خیلی کاربردیه , خواهش میکنم که این رو هم قرار بدید
من خودم خیلی ازش استفاده میکنم
بعد میریم از قبرست خر میاریم ?

چی چی می گویی

مصطفی چی چی می گویی.

سلام خییییییییییییییییلی خوب بود
خوبه که چندتا دیگه اضافه کنید مثل:
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد
مثل پلو تو دوری
خرما نخورده تب می کنه
هم خرو میخواهد هم خرمارو

سلام خیلی خوبصرب مثل چطور

ضرب المثلی در مورد امانت داری دارید؟؟؟؟؟؟
لطفا پاسخ بدهید

پاسخ دادیم.

واقعا عالی بود مرسی

ورى گود دمت گگگگگگگگررررررممممم

سلام.میشه از مطالب سایت برای تهیه برنامه استفاده کنم.ممنون میشم پاسخ بدین.اگه میشه جوابو به ایمیلم بفرستید

خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی عالی بود مرسی

با سلام از شما کمال تشکر را دارم.

خوب بود مرسی

خوشم اومد عالیه

عالیه ولی جیزی که می خوام پیدا نکردم

عالی بود

چقدر خوب بود چقدر

خیلی عالی بود

خیلی ضرب المثل های زیبا وجالبی بود خیلی خوشم آمد.

خوب بود ولی بعصی ضرب المثل رو نداره

عالي بود ممنوووووووووووووووووووووووووووووووون

Lotf konid zarbolmasal tike dar bzarid

Big like

ارائه یک ضرب المثل عاقل گیر ما نمیاد دیوانه هم دست از سر ما برنمیداره

معنی این ضرب المثل که اب برو نون برو تو هم برو چی میشه

واقعا خوب بود

خیلی خوبه ولی بعضی ها رو نداره

یه ضرب المثل بختیاری هست میگه :
سنگین با سنجننت
سبک مبات ، پیشکننت

به دوستان عزیز پیشنهاد می دهم که به کتاب ضرب المثل iهای بختیاری ورود کنید چرا که ضرب المثل هایی یافت می شود که اثر آنها را در زندگیتان میبینید. اگر نتوانستید بخوانید آن رابه زبان فارسی برگردانید.

آفرين خوب بود

ميشه ازتون خواهش كنم ضرب المثل هاي طنز هم بذارين ممنون

حتماً دوست عزیز ، سایت رو دنبال کنید

خیلی خوبه ولی خنده دارنه داشت

خیلی خوبه ولی خنده دارنه داشت وبار خوب بود

ولی خنده دارنه داشت

لاااااااااااااااااایک

خیلی آموزنده بود

خب معنی هاش کو

جولو شون بود

شفاااااااااا

معنی ها کامل نیستند و کبوتر با کبوتر باز با باز را کامل ننوشته است

پس چرا معنی ضرب المثل ((قدر عافیت کسی داند که )) رو نزاشتید عایا؟!؟! ?

خیلی به دردم خورد

خوب بود ولی از احترام و همکاری زیاد نبود لطفا از این ها بگذارین

خوب بوداما درباره ی اتحادنداشت

سلام
ضرب المثلی درباه ی رضایت مندی خدا دارید؟
اگه دارید بگید به من خیلی ممنون می شم.
مدرسه خواهرم همچین چیزی می خواد حالا اگه کلا درباره رضایتمندی چیزی داشتید بی زحمت به من ایمیل کنید.
با سپاس فراوان

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
بودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

هيچ ضرب المثلى درباره ى فضول بودن نبود و پيدا كردن ضرب المثل مورد نظر در وبلاگ شما واقعا سخت است .

عــــــــــــالی بود
اما خیلی از ضرب المثل ها را نداشت

خیلی عالی ممنون

عالیه

ممنون .عالی بود

خیلی خوب بود

بسیار عالی بود

ععععععععععععععععععععععععععااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

عالی بود ممنون من فردا امتحان ضرب المثل دارم ممنون که کمکم کردین

.عالی بود واقعا عالی بود دست شما درد نکنه

ضرب امثل درباره ی زبان و سخن گفتن اصلا نبود که ؟!

بسیار خنده دار و باحال بود

خیلی مسخره بود خیلی ها رو نداره

خیلی خوب

برای درسم عالی بود ممنون

مممممممممممممممنؤن عاليييييييييييييييييييييييييييي بيدددددددددددددددددددددددد

خیلی خوب بوددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

خیلی بد بود خیلی خیلی چون معنی نداشت خخخخخخخ شوخی کردم خیلی خوب بود

من همه جانظر میدم ولی عالی بود

بازم بذارید ?

منم واسه درسم میخواستم خیلی عالییییییییییییی بود دمتان گرم

عععععععععععععععععععععااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

برای درسم میخواستم عالی بود

خیلی عالی بود

خدا قوت

عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بودن مرسی

عالییییییییییییییی بوووووووووووووود

لطفا ضرب المثل های بهتری بگذارید

لطفا کاربرد های هر ضرب المثل راهم به هر یک از ضرب المثل ها اضافه کنید

سپاس وتشکر ار گردآوران ضرب المثلها .دانش آموزان مدرسه آذرمنش پسرانه ناحیه 3 مشهد جهت تحقیق از آنها استفاده کرده بودند .

خیلی خوب بود. ممنون

ضرب المثل های شما عالی است

آقا دستتون درد نکنه.عالی بود.

مرسی کنایه ازب تاخیر انداختن کاری که اهمیت فوری وبسیار داردتا تریاق ازعراق ارند مارگزیده مرده باشد رانیز اضافه کنید

ممنون اضافه شد

خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوب

خیلی خوب بود ممنون

خواهش

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ

Save my name, email, and website in this browser for the next time I comment.

تبلیغات شما در اینجا:

021-22072529

asemooni.com/advertising

10

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.