چگونه سعي کنيم عصباني نشويم

خواص دارویی و گیاهی :

 

تازگی‌ها احساس می ‌کنم که خیلی زودرنج و بدخلق شده‌ام. با کوچک‌ ترین رفتاری از طرف دیگران عصبانی می ‌شوم. خودم نیز می ‌دانم رفتارم اشتباه است و به همین دلیل چند ساعت بعد احساس بدی دارم.

شما هنگام عصبانیت چگونه خود را آرام می‌ کنید؟

عصبانیت احساسی مخرب است و آرامش فکری را از ما می ‌گیرد. عصبانیت با احساس پریشانی ما را رها می‌ سازد و اغلب افسردگی و پشیمانی از خود به جا می‌ گذارد.

در مواقع عصبانیت، احساس دستپاچگی به ما دست می ‌دهد و به نظر می ‌رسد قدرت متوقف ساختن آن از ما سلب شده است.

1-  نکته اول این که، ما احساس می ‌کنیم عصبانیت چیز بدی است. اگر ما واقع‌بینانه در پی کنترل آن باشیم، این امر غیرممکن نخواهد بود. اگر احساس کنیم عصبانیت چیز خوبی است(موضوعی توجیه‌پذیر)، امری عادی به نظر خواهد آمد. سری چین‌موی درباره آثار مضر عصبانیت می ‌نویسد: عصبانیت مانع بزرگی است. آثار پس از عصبانیت عبارت است از یاس و افسردگی. ما باید عصبانیت را شبیه سارقی فرض کنیم که ماهیت و طبیعت آن دزدی است. عشق و محبتی که درون ماست مانند گنجینه‌ای گرانبهاست. اگر اجازه دهیم که این سارق(عصبانیت) به درون ما نفوذ کند، به سرعت گنجینه ‌مان را به سرقت خواهد برد.

2- ما باید این احساس را داشته باشیم که عصبانیت بخش ذاتی از خود ما نیست، بلکه چیزی است در اطراف ما که اجازه آن را به درون ‌مان می‌ دهیم. اگر ما برای لحظه‌ای به عقب برگردیم، می ‌توانیم مشاهده کنیم که عصبانیت بخشی از طبیعت و هویت ما نیست.

3- این نکته مهم است که به یاد آوریم زمانی که عصبانی می ‌شویم، به آن چه خواهان آن هستیم، دست نمی‌ یابیم. اگر از دست شخصی عصبانی شویم، حتی اگر این عصبانیت توجیه ‌پذیر باشد، شخص طرف مقابل به احتمال قوی واکنش دفاعی از خود نشان می‌ دهد. اما ممکن است با مهربانی پاسخ دهد و سپس وضعیت به حالت عادی برگردد. برای مثال، اگر در خرید از یک مغازه به طرز نادرستی، عصبانی نشویم و نظرمان را به روش مودبانه و قابل قبولی بیان کنیم، در آن صورت مغازه‌دار وادار می ‌شود پاسخ منطقی به ما بدهد. اگر ما به‌طرز خیلی عصبی به مسایل واکنش نشان دهیم، در این صورت اغلب مردم مایل نخواهند بود با چنین شرایطی، درست برخورد کنند. آنان احتمالا به دنبال واکنش‌های محبت‌آمیز هستند. عصبانیت شبیه مانعی میان خودمان و شخص دیگر است.

4- اگر ما احساس ‌کنیم که عصبانی خواهیم شد، اولین چیزی که باید انجام دهیم، این است که سریع واکنش نشان ندهیم. کلمات قدرت فوق‌العاده‌ای دارند. اگر ما با عصبانیت صحبت کنیم، بعدها پشیمان خواهیم شد. در این هنگام بهتر است سعی کنیم آرام نفس بکشیم. وقتی عصبانی هستید، پیش از صحبت کردن تا 10 بشمارید و اگر خیلی عصبانی هستید، تا 100 بشمارید. این روش عاقلانه‌ای است، زیرا اغلب تا ‌آن زمان(اگر تا 100 بشماریم) عصبانیت فروکش کرده است و ما قادر خواهیم بود شرایط را روشن ‌تر ببینیم. به آرامی نفس کشیدن تاثیر قوی بر افکارمان دارد. ذهن ما را آرام می‌ کند و بدین وسیله هیجان ‌مان کاهش می ‌یابد.

5- نکته آخر این که باید سعی کنیم، آرامش درونی‌ مان را استمرار بخشیم. اگر ما تمرکز و یا تمرینات تنفسی داشته باشیم، می ‌توانیم آرامش را بر بدن خویش حاکم سازیم. از طریق تمرکز می ‌توانیم یاد بگیریم روی افکار و ذهن‌ مان کنترل داشته باشیم و دریابیم که ماهیت درونی‌ مان به دنبال آرامش است.

افکار عصبانی، مانند موج‌های دریا هستند. آن ها زودگذرند و بخشی از شخصیت و هویت واقعی‌ مان نیستند. پس اگر ما به آرامش درونی دست یابیم، قادر خواهیم بود از هیجاناتی مانند عصبانیت دور بمانیم.

زهرا پورعلی

هفته نامه سلامت-172

در اوج عصبانیت با مشت حمله كنید، منتها به كیسه بوكس

عصبانیت را شكست دهیم

عصبانیت و راه حل آن

عصبانیت ممنوع!

فنون ریلاكس تراپی: آرامش متعالی

فنون ریلاكس تراپی: تخیلات ذهنی آرام بخش

فنون ریلكس تراپی: دفع سموم روانی

فنون ریلكس تراپی: آرامش تنفسی

 

 

 

2) به علت ضعف قواي جسماني يا قواي اجتماعي، قدرت عصبانيت را ندارد و لذا بجاي عصباني شدن افسرده و غم‌زده ميشود ولي نکته مهم اين است که «هيچ بشري قدرت اين را ندارد که اگر در شرايطي قرار گيرد که موضوع مورد عصبانيت را بفهمد و قدرت عصبانيت را پيدا کند، عصباني نشود»

ولي آيا واقعاً بشريت اينقدر ضعيف است که -در شرايط فوق- نتواند عصباني نشود يعني حتماً عصباني ميشود؟؟

اگر انساني پيدا شد که چنين قدرتي داشته باشد که -در شرايط فوق- بتواند عصباني نشود يعني واقعاً اصلاً عصباني نشود، چطور؟

چنين انساني قطعاً پرواز خود را بسوي ابديت و بينهايت شروع (آري فقط شروع و نه چيز بيشتري!!!) کرده است. چرا ما پيرو چنين انسانهائي نباشيم. چرا خود را وارد دنياي شاد و لذت‌بخش و قدرتمند آنان نکنيم؟؟

واقعاً راهي هست که ما انسانها بتوانيم واقعاً در عين داشتن قدرت و در عين فهم موضوع مورد عصباني واقعاً (فکراً) عصباني نشويم نه آنکه عصباني بشويم ولي عصبانيت خود را کنترل کنيم! اولين همين بود که گفته شد يعني:

«عصباني نشدن با عصبانيت را کنترل کردن بسيار تفاوت ميکند هرچند هر 2 در يک جهت هستند. اما  عصباني نشدن کار ارزشمندي است که چنين فردي توانسته است فکر خود را تحت کنترل خود در آورد!»

 اجازه ندهد هر فکري وارد افکار او شده و افکار او را کنترل کنند. اما فردي که فقط عصبانيت خود را کنترل ميکند متاسفانه چون ياد نگرفته است چگونه مانع افکار منفي به افکار خود شود افکار منفي بصورت عصبانيت وارد افکار او شده اند و افکار او را تحت کنترل گرفته‌اند ولي به دو علت (1-اجبار اخلاق به عدم ظهور عصبانیت 2-ناتوانی اجتماعی در ظهور عصبانیت – مثلأ در برابر رئیس یا خریدار که فروشنده به دریافت پول از او نیازمند است-) عصبانيت خود را به ظهور نمیرساند! هرچند که واقعاً عصباني شده است! و افکار منفي ذهن او را اشغال کرده‌اند! به عبارت ديگر ما انسانها –خصوصاً شهرنشينان و خصوصاً تحصيلکرده‌ها- بايد ياد بگيريم چگونه در شرايط مولد خشم خشمگين نشويم و نه فقط خشم خود را کنترل کنيم! بدانيم کنترل خشم چندان مساًله مهمي نيست. فرديکه فقط خشم خودرا کنترل کرده است ذهن خود را نتوانسته حفظ کند و ذهن او در اشغال افکار منفي قرار گرفته است. به همين دليل بعد از اين مواقع فرد احساس خستگي واضح ميکند و تا مدتي (که کار مهمي دیگري وارد ذهن او نشده است) همچنان به اين موضوع –با عصبانيت- فکر ميکند و هميشه به شدت تمايل دارد در مورد اين موضوع با انسانهاي ديگر خصوصاً آنهائي که از دوستان و آشنايان او هستند صحبت کند و به اصطلاح درددل کند، ولي چرا ما انسانها اجازه ميدهيم درد وارد دل ما شود که بعد مجبور شويم از انسان ديگري کمک بگيريم و او را به زحمت اندازيم و وقت او را بگيريم تا با درددل کردن از شر دردي که وارد دل ما شده است خلاص شويم؟؟

يک نکته مهم در اين شرايط (که سوءتفاهم بين دو انسان سبب ميشود که اين امکان به افکار منفي داده شود که وارد افکار انسانها شوند و (افکار) آن دو انسان را تحت کنترل در آورند،) اين است که ما هميشه به اين موضوع فکر کنيم هدف فرعي ما بايد اين باشد که موضوع را به آن انسان ديگر بفهمانيم  و هدف اصلي ما اين باشد که مطلقاً عصياني نشويم زيرا عصباني شدن يعني وقوع فعلي بر ما (مثلاً در اين شرايط وقوع عصبانيت) مثلاً سرد شدن، خسته شدن، گرم شدن، بيچاره شدن، آيا هيچ انساني از اينکه مثلاً سرد شده، خسته شده، گرم شده، بيچاره شده افتخار ميکند؟! يا اينکه اين موضوع را نقطه ضعف خود ميداند؟ آيا ما انسانها نبايد براي رفع ضعفهاي خود اقدام عاجل کنيم؟

يک علامت شروع عصبانيت ما افزايش شدت صداي ما است! و بايد حواسمان به اين موضوع باشد که اگر شدت صداي ما بالا رفت بدانيم افکار منفي آغاز شده است زنگ خطر است يعني نيروهاي دشمن، چتربازها و کماندوهاي دشمن وارد قلعة ما شده‌اند. بايد وضع فوق‌العاده در قلعة خود را از وضعيت زرد (که از لحظه سوءتفاهم بين ما و انسان ديگر شروع شده بود) به وضعيت ق تبديل کنيم و فورا نيروهاي ويژه و کماندوهاي خود را به اين محل که محل نفوذ نيروهاي دشمن بوده بفرستيم و آنها را دستگير کنيم يعني اين نيروها که کماندوهاي قوي و نيرومند ما انسانها هستند:

1-صداي خود را آهسته کنيم و

2-سعي کنيم لبخند بزنيم (بايد لبخند ما واقعي باشد وگرنه قبول نيست)و

3-به آن انسان اين گونه خطاب کنيم: {دوست عزيز! خانم يا آقاي محترم!} مخصوصاً کلمه «دوست عزيز» به شدت موثر است و به شدت نيروهاي دشمن تفرقه‌افکن را تضعيف ميکند.

خشم پلی است بین هر دو نوع پرخاشگری فیزیکی و کلامی و خصومت ، از این رو اگر بخواهیم پرخاشگری و خصومت را کم کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه خشم خود را کنترل کنیم. مطالب زیادی در باره ی نحوه ی کنار آمدن با اضطراب و افسردگی نوشته شده است. اما در باره ی کنار آمدن با خشم مطالب کمی نوشته شده است، زیرا ما غالباً خشم را چیزی می دانیم که قادر به کنترل آن نیستیم یا نباید آن‌را کنترل کنیم.خشم اگر به درستی مهار نشود ممکن است تبدیل به هیجان بسیار مخربی شود. اگر خشم به درون فرد رخنه کند ممکن است به مشکلات فیزیکی مانند تنش مفرط منجر شود. از طرف دیگر ، اگر بروز داده شود ، غالباً کار را بدتر می کند ، شواهد کمی وجود دارد دال بر این که بروز دادن خشم روش خوبی برای کم توان کردن انرژی آن است. بسیاری از افرادی که خشم خود را بروز می دهند ، از دست دادن کنترل و شرمساری را تجربه می کنند.

اگر بخواهیم پرخاشگری و خصومت را کم کنیم، باید یاد بگیریم که چگونه خشم خود را کنترل کنیم. حالا برای کنترل خشم چند پیشنهاد ارائه می شود:1- به دنبال توضیح دیگری بگردید.

وقتی که کسی از ما انتقاد می کند یا به گونه ای عمل می کند که به هنجارها یا انتظارات ما بی حرمتی می شود ، این امکان وجود دارد که حواسش پرت باشد یا دچار فشار عصبی روحی باشد. یک روز که رانندگی می کردم، ماشینی از چراغ ق عبور کرد و مرا مجبور ساخت که با کوبیدن پایم روی پدال فوری ت کنم. در این تصادف جلو ماشین من آسیب دید. مایه تعجب نیست که من خشمگین شوم. اما وقتی راننده عذرخواهی کرد و توضیح داد که تازه از بیماری سرطان همسرش اطلاع پیدا کرده ، خشم من سریعا فروکش کرد.

2- حواس خود را به چیز دیگر معطوف کنید.

یکی از بهترین راه ها برای کاهش خشم اشتغال به برخی فعالیت ها ی جذاب است. برخی از افراد کارهای ورزشی انجام می دهند ، برخی دیگر مطالعه می کنند یا تلویزیون تماشا می کنند و برخی به سرگرمی های مورد علاقه ی خود می پردازند.

3- شوخی و مزاح کنید.

شوخی طریقی است برای بازسازی موقعیتی برای یافتن ناهمخوانی یا امر محال در آن.

شوخی کردن خشم را کاهش می دهد ، زیرا شوخی با خشم مغایرت دارد. یاد گرفتن اینکه به واکنش های مان بخندیم نه تنها به ما کمک می کند که خشم خود را کاهش دهیم. بلکه به ما کمک می کند با دیگران ارتباط بر قرار کنیم و نشان دهیم که نسبت به نامناسب بودن واکنش های مان آگاهیم.

هرگاه به آنچه موجب خشم شما می شود پی ببرید، می توانید برای کنار آمدن با چنین موقعیت هایی برنامه ریزی کنید.4- ببینید چه چیز خشم شما را برمی انگیزاند.

خاطرات مربوط به خشم خود را یاد داشت کنید ، به این وسیله می توانید بفهمید که چه موقعیت هایی شما را خشمگین می کند. برای مثال، انتقاد موجب خشمگین شدن برخی از افراد می شود.

و رفتار های خاصی عده دیگری از افراد را خشمگین می کند. هرگاه به آنچه موجب خشم شما می شود پی ببرید، می توانید برای کنار آمدن با چنین موقعیت هایی برنامه ریزی کنید.

5- با خودتان گفت وگو کنید.

بسیاری از مردم با خودشان گفت وگو می کنند. گفت وگو با خود موجب کاهش خشم در بعضی از افراد می شود ، ولی در برخی دیگر از افراد موجب افزایش یا پایداری خشم می شود. بعداز طلاق، زوجین ممکن است سال ها نسبت به یکدیگر خشمگین باشند. آنها ممکن است بر سر هر چیزی دعوا داشته باشند ، مثلاً یکی از طرفین رفتاری داشته و طرف دیگر هنوز به دنبال این است که از او عذرخواهی شود زیرا استحقاق آن را دارد.

 

6- بپذیرد که زندگی همیشه منصفانه نیست.

تا وقتی که نپذیریم جهان بی عیب و نقص نیست ، نسبت به همه چیز و همه کس خشمگین می شویم. با برخورد بی ادبانه ای روبه رو شده ایم، به یک میهمانی دعوت نشده ایم یا لاستیک ماشین مان صاف است. اینکه خشمگین بشویم یا نشویم می تواند یک تصمیم باشد که می توانیم آن را آگاهانه یا ناآگاهانه یاد بگیریم، ما می توانیم به اینکه گاهی جهان غیرمنصفانه است ، خو بگیریم.

بیشتر ما علاقه به سازش نداریم ، اما وقتی یاد بگیریم که سازش بهتر از خشم طولانی مدت است، می توانیم برای هنر ظریف سازش، در مقام وسیله ای براداشتن یک زندگی ساده تر، ارزش قایل شویم.

7- یاد بگیرید که مذاکره کنید.

خشم معمولا با تعارض همراه است. یکی ازراه های کاهش خشم شرکت در گفت و گو است. گفت و گو ما را قادرمی سازد تا از نظریات طرف مقابل در مورد موقعیت آگاه شویم. گفت و گو شرایطی برای مذاکره و یافتن راه حل یا سازش فراهم می کند.

بخش دوم

راه‌های تخلیه خشم و کسب آرامش

1- ریلکس کردن تک‌تک اعضای بدن: این تکنیک را هر روز برای کسب آرامش و ایجاد سلامتی بیشتر و به‌خصوص در زمان احساس خشم در خود، می‌توانید انجام دهید. در محیطی آرام قرار گیرید. چشم‌ها را بسته و تمام توجه خود را به تک‌تک اعضای بدن دهید. از نوک انگشت‌های پا شروع و تا فرق سر ادامه دهید. در زمانی که توجه شما روی هر یک از اعضای بدن معطوف می‌شود، تصور می‌کنید که دارید آن عضو را نوازش و ماساژ می‌دهید تا آرام گیرد و به این شکل، تک‌تک اندام‌های بدن را آرام می‌کنید؛ به‌خصوص قسمت‌شانه‌ەا و گردن را. با این عمل، هورمون‌های بدن عوض شده و به آرامش می‌رسید. 2- مدیتیشن یا مراقبه: مدیتیشن دائمی می‌تواند به‌طور کامل، ما را فردی آرام بسازد. 3- مشت کوبیدن: می‌توانید بالش یا کوسنی را بردارید و روی پاهای خود بگذارید و سپس تا می‌توانید به روی آن بکوبید. به این شکل نیز به‌طور کامل از خشم، تخلیه می‌شوید. می‌توانید این کار را نیز از کودکی به فرزندان خود بیاموزید تا هرگاه که عصبانی هستند، به یک بالش و یا کیسهٔ بوکس بکوبند. به این طریق خواهید دید که دیگر عصبانیت خود را بر سر خواهر یا برادر کوچک‌تر یا بر روی شما خالی نمی‌کنند. 4- تکنیک فریاد زدن: الف) باز می‌توانید کوسن و یا بالشی را بردارید و جلوی دهان خود بگذارید و تا جائی که می‌توانید درون آن فریاد بزنید تا به‌طور کامل از خشم تخلیه شوید. ب) به کوه یا دشت بروید و در آن‌جا، تا می‌توانید فریاد بزنید. می‌توانید این کار را نیز به عنوان یک بازی و یا تفریح به فرزندان و اعضای خانوادهٔ خود بیاموزید تا هر گاه که به طبیعت رفتید، این کار را انجام دهند و به این طریق به شکل معجزه آسائی از بارهای منفی تخلیه شوند. 5- ماساژ دادن شقیقه‌ها: می‌توانید شقیقه‌های خود را با کمی روغن لاوندر“ و یا اسطوخدوس“ بسیار ملایم و نرم و به شکل دایره‌ای به مدت دقیقه ماساژ دهید. این کار برای رفع سردردها و فشارهای درون سر و به خصوص سردردهای میگرنی، بسیار مفید است. 6- خنک کردن بدن و خون: دوش گرفتن، وضو گرفتن، غسل کردن، شست‌وشوی دست و صورت و یا نوشیدن آب خنک می‌تواند علاوه بر متعادل کردن انرژی در بدن، به میزان زیادی باعث خنک شدن بدن و خون گردد که خود در کاهش خشم، بسیار مفید است. 7- نوشتن آن‌چه که باعث خشم شده است و سوزاندن آن قبل از طلوع آفتاب نیز معجزه می‌کند. 8- سرگرم کردن خود: از آن‌جائی که ذهن، نمی‌تواند دو کار را هم‌زمان انجام دهد، پس ما می‌توانیم، با سرگرم کردن خود، خود را از فکرهای نفی دور ساخته و میزان خشم را از بین ببریم و یا دست کم کاهش دهیم. انجام اموری مانند: ـ نواختن و یا گوش دادن به یک ساز و موسیقی ملایم مورد علاقه ـ انجام یک کار هنری مورد علاقه مانند نقاشی، خطاطی، خیاطی و… ـ تماشای طلوع و غروب خورشید که در متعادل ساختن چاکراها و ایجاد آرامش، بسیار مفید است. ـ رفتن به طبیعت، نگاه کردن به یک شاخه گل و انرژی گرفتن از طبیعت ـ خندیدن حتی به شکل تصنعی و یا بی‌دلیل تا هورمون‌های بدن تغییر کند. ـ تلفن زدن به یک دوست و یا سرزدن به یکی از اقوام و یا دوستان ـ خوابیدن (تا بیشتر، پیرامون مسائل و مشکل‌ها فکر نکنیم) ـ تماشای یک فیلم لذت‌بخش و شادی‌آور – ورزش کردن: پیاده‌روی و یا دویدن آهسته نیز در کاهش میزان خشم و یا دفعه‌های عصبانی شدن و به‌طور کلی تسلط بر خشم، بسیار مفید است. به‌دلیل: ـ عرق کردن و خارج کردن سموم از بدن ـ تغییر هورمون‌های بد و سمی به هورمون‌های خوب و مفید ـ گرفتن اکسیژن کافی، هوای تازه و انرژی حیاتی بیشتر 10- تغذیهٔ مناسب، پاک‌سازی جسم از سم‌ها: ـ کم کردن و یا قطع گوشت به‌خصوص گوشت ق، کالباس و سوسیس ـ کم کردن میزان ادویه‌جات و نوشابه‌های گازدار ـ کم کردن و یا قطع مواد سفید مانند قند، نمک، برنج و آرد ـ کم کردن و یا قطع مواد کافئین‌دار مانند چای، قوه و شکلات ـ استفاده زیاد از سبزی‌جات، میوه‌جات و جوانه‌ها ـ استفاده از گیاهان داروئی مانند سنبل‌الطیب یا گل گاوزبان ـ نوشیدن آب فراوان در طول روز ( تا لیوان) 11- کمی صبر کردن و کشیدن چند نفس عمیق: جدا کردن خود از آن محیط و فاصله گرفتن تا کم‌کم آرام گیرید؛ ولی قبل از آن، اعلام کنید که هر گاه عصبانی باشم، از آن محیط فاصله می‌گیرم تا آرام شوم“ وگرنه طرف مقابل، این کار را نوعی توهین به حساب آورده و بیشتر عصبانی می‌گردد. 12- تکنیک تجسم خروج عصبانیت با نور سفید؛ در محیطی آرام قرار گیرید. چشم‌ها را بسته و تصور کنید که نوری سفید (نور الهی) از فرق سر شما وارد می‌شود و تمام خشم و انرژی‌های منفی شما را شسته و از نوک انگشت‌های دست‌ها یا پاها به رنگ خاکستری خارج می‌کند. این تکنیک را می‌توانید روزی چند دقیقه یا در زمان خمش انجام دهید. برای تخلیهٔ انرژی‌های منفی و مثبت‌تر کردن روح، جسم، روان، ذهن و فکر ما معجزه می‌کند. در حالت آلفا“ نیز تأثیر بیشتری خواهد داشت. 13- تکنیک آب – آرامش: شیشهٔ آبی را وارونه در یخچال یگذارید و به خود بگوئید: من هر وقت از این آب می‌نوشم، آرام می‌گیرم“ سپس در موقع عصبانیت از این آب بنوشید و به خود پیام دهید: این آب به من آرامش می‌دهد“. 14- تکنیک شمردن و بعد بروز خشم: به خود بگوئید: من خشم خود را بیرون خواهم ریخت، ولی اول باید از یک تا صد بشمارم“ و بعد شروع به شمردن کنید. تا پایان شمارش، خشم شما فرونشسته است. 15- تکنیک آئینه: در آئینه نگاه کنید و یا در خیال خود؛ بعد هر چه‌قدر خواستید به کسی که از دست او عصبانی هستید، بدوبیراه بگوئید و یا دلیل‌های عصبانیت خود را برایش مطرح کنید. این تکنیک نیز ما را بسیار آرام می‌کند. 16- دیدن عصبانیت خود به شکل آگاهانه و ریشهٔابی کردن آن و سپس برخورد با آن به شکل منطقی: بهتر است بنشینید و کمی فکر کنید و ببینید که این عصبانیت از کجا آمده است. از چه کسی، برای چه مدتی است که شروع شده اس. سپس از روش مذاکره استفاده کنید؛ یعنی در زمانی که هنوز خیلی عصبانی نشده‌اید و یا زمانی که عصبانیت‌تان فروکش کرده است؛ در شرایطی مناسب و محیطی آرام به بیان احساس‌ها و فکرهای خود با کلام و منطق درست بپردازید. در این روش: ـ محیط باید به‌طور کامل آرام و دور از تشنج باشد. ـ هر دو طرف باید آرام گرفته باشند. ـ نفر سومی حاضر نباشد. ـ کنار هم بنشینید نه روبه‌روی هم و اگر می‌توانید دست‌های هم را بگیرید. ـ بهتر است با جمله‌هائی مانند من هم اشتباه کرده‌ام و می‌خواهم اوضاع را بهتر کنم“، شروع کنید. ـ و بعد به بیان احساس خود که عصبانیت یا رنجیدگی است به این شکل بپردازید: من از این کار یا حرف تو عصبانی یا رنجیده شده‌ام“، ولی هرگز نمی‌گوئیم که: من از دست تو عصبانی هستم یا رنجیده‌ام“. ما انسان‌ها همیشه از رفتار و کردار یا گفتار کسی عصبانی می‌شویم، ولی ماهیت کار یا نوع رفتار او را به خود او تعمیم می‌دهیم و نمی‌توانی با خود او ارتباط خوبی برقرار کنیم. حال آن‌که فقط کار یا رفتار او غلط و بد است و او خودش آدم بدی نیست. 17- رها کردن گذشته و بخشیدن خود و دیگران از طریق تکنیک بخشش و توبه. (که در قبل توضیح داده شد) نیز ما را از عصبانیت‌های دائمی می‌رهاند. 18- اعتماد کردن به فرآیند زندگی: در ضمن، مراقب جائی که به جهان هستی می‌دهیم، باشیم. وقتی چیزهای ارزان می‌خریم، می‌خوریم یا می‌پوشیم؛ وقتی می‌توانیم با تاکسی برویم، ولی با اتوبوس می‌رویم؛ وقتی می‌توانیم با آژانس برویم، با تاکسی می‌رویم و روزی آن آژانس را هم مسدود می‌کنیم؛ به جهان هستی اعلام می‌کنیم که برای من تا این حد کافی است. خداوند به ما می‌دهد (برای نمونه هزینه‌ای آژانس را) تا ما به دیگران برسانیم و در ضمن، خود نیز راحت‌تر برویم؛ ولی وقتی ما روزیِ او را دفع می‌کنیم، خود نیز سختی را انتخاب می‌کنیم. وقتی نه خود رحم می‌کنیم و نه به دیگران، چگونه منتظر مرحمت خداوند هستیم. ارزان خریدن، ارزان خوردن، ارزان پوشیدن و… فقر را نزدیک می‌کند. البته منظورمان اسراف کردن نیست؛ بلکه خساست نکردن است. 1- ابراز علاقه کردن به کسانی که دوست‌شان داریم: همان‌گونه که گفته شد، ما نمی‌توانیم دواساس متضاد را در آنِ واحد در خود داشته باشیم. بنابراین اگر به‌طور عمد تلاش کنیم تا احساس مهر را در خود بیدار کنیم، دیگر جائی برای احساس کینه و یا خشم باقی نمی ما‌ند.

بخش سوم

الف- روش‌های آرامش (Relaxation echniques)

با آرام کردن دستگاه عصبی خودمختار می‌توان به فرونشاندن خشم کمک کرد. برخی از روش‌های این کار عبارتند از:

• تنفس عمیق

تنفس عمیق روشی است که می‌توان برای به آرامش رسیدن سریع مورد استفاده قرار داد. در صورتی که به طور مرتب آن را انجام داده باشید اثر آن بیشتر است.

1- از طریق بینی نفس بکشید. مدتی که هوا را به داخل می‌کشید باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا سه باشد.

2-هنگامی که هوا را به داخل می‌کشید معده  خود را به طرف بیرون فشار دهید.

3-هوا را از طریق دهان خود بیرون دهید. این کار باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا شش طول بکشد.

4- این کار را دوبار دیگر تکرار کنید

توجه: اگر احساس گیجی داشتید، آهسته‌تر نفس بکشید. • مدیتیشن

* پاسخ آرامش (Relaxation Response)، شکل ساده‌ای از مدیتیشن است که هر کس می‌تواند آن را انجام دهد. به کارگیری روزانه  این روش می‌تواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز کمک کند.

a- موضوع تمرکز را انتخاب کنید.یک کلمه یا عبارت کوتاه یا تصویر و یا دعایی که می‌خواهید روی آن تمرکز کنید را انتخاب کنید. در بعضی از انواع مدیتیشن به این «مانترا» می‌گویند. آنچه انتخاب کرده‌اید می‌تواند ریشه در نظام اعتقادی شخصی شما داشته باشد. مثلاً یک فرد مسیحی ممکن است بر روی عبارت «یا عیسی مسیح» تمرکز کند و یک فرد مسلمان روی کلمه «الله». حتی می‌شود واژه‌های خنثی و عمومی مانند «صلح» یا «آرامش» را در نظر گرفت و یا بر روی حرکت تنفسی (دم و بازدم) خود تمرکز کرد. b- آرام بنشینید.مکان آرامی را انتخاب کنید و راحت بنشینید. زنگ ساعت را تنظیم نکنید ولی جایی بنشینید که اگر خواستید بتوانید ساعت را ببینید. چشمانتان را ببندید و عضلاتتان را شل کنید. c- به طور طبیعی و آرام تنفس کنید.به طور طبیعی و آرام تنفس کنید. موضوعی که برای تمرکز انتخاب کرده‌اید را با هر بار بازدم (بیرون دادن نفس) تکرار کنید. d- بازگشت به موضوع تمرکز در ابتدا حواس شما پرت می‌شود. اشکالی ندارد. دقت کنید به کجا می‌رود و آن را به تنفس و موضوع تمرکزتان بازگردانید. آنچه اهمیت دارد این است نباید در این حالت از خودتان انتقاد کنید. پرت شدن حواس شما چیز بدی نیست. این چیزی است که اتفاق می‌افتد. به آن توجه کنید و آن را دوباره به کاری که در دست دارید بازگردانید. با این کار، توجه و تمرکز شما هم بیشتر می‌شود. e- ده تا بیست دقیقه ادامه دهید. این کار را برای 10 تا 20 دقیقه ادامه دهید. اگر خواستید هر از گاهی به ساعت نگاهی بیاندازید. هر گاه افکار دیگری به ذهن‌تان آمد، آن‌ها را بیرون برانید و به کار تمرکزتان بازگردید. برای این که بهترین نتیجه را کسب کنید روزی یک تا دوبار این فرایند را تکرار کنید. هر چه تجربه‌تان بیشتر شود، راحت‌تر تمرکز خواهید کرد و رفته‌رفته متوجه می‌شوید که پراکندگی و آشفتگی ذهنی شما برطرف می‌شود.

* مراقبه (Mindfulness Meditation) نوع دیگری از مدیتیشن است که بسیار ساده است امّا انجام دادن آن آسان نیست. مراحل آن به قرار زیر است:

توجه: روزی چند بار کارتان را متوقف کنید و به تنفس کردن خود توجه کنید. حس «بودن» را در خودتان پرورش دهید، به جای آن که همیشه حس کنید که وظیفه  شما در این دنیا این است که باید کاری را انجام دهید.

• شمارش

ساده‌ترین کاری که می‌توان کرد این است که قبل از نشان دادن هرگونه عکس‌العملی به هنگام خشم و عصبانیت، از یک تا 10 بشمارید. این کار باعث می‌شود که واکنش شما کمتر پرخاشگرانه باشد.

ب- روش‌های شناختی (Cognitive echniques)این روش‌ها به شما کمک می‌کنند تا باورها و انتظارات خود را تغییر دهید. هنگامی که عصبانی هستید، تفکرات شما می‌تواند افراطی و مبالغه‌آمیز گردد. سعی کنید افکار افراطی را با افکار معقولتری جایگزین نمائید. به جای فکر کردن به این که «این وضعیت، بسیار بد و افتضاح است» به خودتان بگوئید «این وضعیت ناراحت‌کننده است و این که من از این بابت ناراحتم قابل درک است امّا من می‌دانم چگونه در حالت خشم، عکس‌العمل نشان دهم.»از مهمترین روش‌های شناختی، روش‌هایی است که برای افسردگی و اضطراب به کار می‌رود.

• شناخت درمانی برای افسردگی و اضطراب

رویکردهای متفاوتی به روان درمانی وجود دارد. برخی از روان‌درمانگران گرایش‌های خاصی دارند. در حالی که برخی دیگر بازتر عمل می‌کنند و روش‌های متنوعی را به کار می‌گیرند. بسیاری از روان‌ درمانگران، در بعضی مواقع از شناخت درمانی یا شناخت-رفتار درمانی استفاده می‌کنند. شناخت درمانی سعی در تغییر نحوه  تفکر آدم‌ها نسبت به چیزهای مختلف دارد. روش درمانی آلبرت الیس یک نمونه  خوب است. الیس معتقد است که هیجانات قوی، از تعامل بین رویدادهای محیطی و اعتقادات و انتظاراتی که ما داریم نتیجه می‌شوند. برخی از این اعتقادات بسیار قوی یا محکم هستند. (مثل اعتقاد به این که «همه باید مرا دوست داشته باشند.») در روش الیس، بیماران یاد می‌گیرند که اعتقاداتشان را اصلاح کنند به نحوی که از شدّت کمتری برخوردار شود. (مثل این که «من دوست دارم که مردم مرا دوست داشته باشند، امّا می‌دانم که همه این جور نیستند.»)آرون بِک، روشی برای درمان اضطراب و افسردگی بر پایه  نظریه  شناخت به وجود آورده است. در این روش، بیمارانی که دچار افسردگی هستند یاد می‌گیرند که چگونه از طریق گفتگوهای درونی، اختلالاتی که در الگوهای فکری و انتظارات و عقایدشان وجود دارد را تغییر دهند. جان کوک، روش درمانی بِک برای اضطراب را چنین توضیح می‌دهد: «این نظریه، نقش تفکر نادرست در ایجاد اضطراب را تشریح می‌کند و روشی را برای بازسازی آن از طریق تجدید ساختار شناختی فرد ارائه می‌نماید. به گفته بِک، روشی که ما اطلاعات را پردازش می‌کنیم توسط ساختاری به نام «طرحواره» اداره می‌شود. این طرحواره‌ها متشکل از قوانینی برای تشریح اطلاعات ی و نیز قوانینی برای بازیابی آنچه تاکنون یادگرفته‌ایم هستند و قادرند تاثیرات قوی و مهمی بر روی چگونگی ارتباط ما با دنیا بگذارند. برای مثال، طرحواره  فردی که دارای ترس از اجتماع است باعث می‌شود که او از طریق تشریح اطلاعات ی و خاطراتی که از تهدیدهای اجتماعی دارد، مضطرب و دوری گزین گردد. روش درمانی، شامل تصحیح تفکر نادرست و غیرمنطقی از طریق مواجه ساختن مکرّر طرحواره  شناختی با اطلاعات مغایر و متضاد آن طی تمرینات خانگی است.» اضطراب و افسردگی را می‌توان از طریق دارو درمانی یا روان درمانی و یا هر دو درمان کرد. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ترکیب این دو می‌تواند تأثیر بسیار بیشتری داشته باشد. البته دارو درمانی برای اضطراب گاهی به وابستگی شخص منجر می‌شود امّا این مسأله به ندرت در مورد داروهای ضدافسردگی پیش می‌آید.

ما والدین باید به كودكان خود متذكر شویم حتى اگر در زندگى خصوصى مان به موفقیتى دست نیافته ایم اما مى توانیم هنوز والدین خوبى بوده و به خوبى مراقب شان باشیم. روى هم رفته وظیفه ما فراهم كردن محیطى كامل و بى عیب براى كودكان نیست بلكه موظف هستیم به آنها كمك كنیم تا براى كسب موفقیت در دنیایى پر از نقص، مهارتهاى لازم را به دست آورند.

نتیجه‌گیری خشم فروخورده می‌تواند مشکل‌زا باشد امّا این بدان معنی نیست که راه چاره، بیرون ریختن خشم و عصبانیت است. رویکرد متعادلی شامل قبول خشم و انتخاب واکنش مناسب، می‌تواند برای بسیاری راه‌گشا باشد. خشم هم می‌تواند انگیزه  کمکی برای انجام دادن کاری باشد و هم ممکن است مشکل‌زا گردد و شما را به دردسر بیاندازد. هرگاه عصبانی شدید به یاد بیاورید که برای واکنش نشان دادن به این احساس، حق انتخاب دارید.  

وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را کنترل نماییم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:عصبانیت توانایی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد  زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یکدیگر هستند.

عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیحشان می‌گردد.عصبانیت موجب کاهش مهارتهای اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

عصبانیت به معنای از دست دادن کار است، زیرا روابط را نابود می‌کند.همچنین عصبانیت به معنای شکست در کاری است که در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرمتر میتوان موفقیتی در پی داشت.

اگر در افراد پیرامون خود کمی تامل کنیم و رفتارشان را زیر نظر بگیریم، متوجه می شویم که بعضی از آنان پر تحرک، فعال، شاد ، پویا و خوش بین هستند و در هر چیزعادی، جلوه نویی می بینند و ازهر تجربه ای درسی می آموزند و خود را امیر قلمرو تن و روح خویش می شناسند؛ اما گروهی دیگر خسته، فرسوده، کسل و دل مرده هستند و اطراف خود را سراسر ملال آور می بینند و در برابر حوادث بی توجه و ناامید هستند؛ امید هیچ نوع اصلاحی ندارند و « بوی بهبود از اوضاع جهان» نمی شنوند.

به این دو گروه، نام های متعددی می توان داد و آن ها را از جهات گوناگون می توان طبقه بندی کرد؛ اما غالباً به افراد گروه اول،« شاداب» و به افراد گروه دوم، « افسرده» و یا « کسل» گفته می شود. البته چنین نیست که به راحتی بتوان هر کسی را در این یا آن گروه گذاشت و برای همیشه تکلیفش را روشن کرد.

اگر چه تقریباً همه دوست داریم که ما را شاداب به حساب آورند، اما گاه ناخواسته کسل می شویم و از علت آن بی خبریم. اگر کمی در این باره فکر کنیم، می بینیم که حالات روحی، عقاید و تفسیرهای ما درباره حوادث است که باعث شادابی یا کسالت ما می شود.

به تعبیر دیگر، دل است که گاه مایه شادابی و گاه باعث کسالت ما می شود. شاداب یا کسل بودن ما، به این بستگی دارد که اطراف خود را چگونه تفسیر کنیم و چه تصوری از آن داشته باشیم.

بهار طرب انگیز، طلوع خورشید، صبح پر لطافت، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ ، ازدواج و پیوند دو انسان ، و بسیاری دیگراز پدیده های جهان ، برای انسان شادی آور است. غم نیز جزء زندگی انسان و همزاد اوست: بیماری، مرگ، پیری، تنگدستی و حوادث دیگر، خیمه ماتم را در دل آدمی بر پا می کنند.

آری! انسان با این دو واقعیت روبه روست: گاهی غم و زمانی شادی.

 شادابی، به معنای انکار واقعیات و ندیدن مشکلات خود و دیگران نیست. شادابی، به معنای چشم بستن بر تلخی های زندگی نیست و بالاخره، شادابی به معنای خوش بینی بی پایه و خود فریبی نیست.

انسان شاداب، ناکامی و تلخی را انکار نمی کند، اما معتقد است که می توان آن ها را به کامیابی و شیرینی تبدیل کرد.او فشارهای زندگی را مانند حرکات ورزشی می داند که هرچه شدیدتر باشد، بدن او را نیرومند تر خواهد کرد، او شکست را مقدمه پیروزی ، و سختی را طلیعه آسانی می داند . چنین کسی با نگاه امیدوارانه به زندگی و اعتماد به خدا و درنتیجه، امید به هدایت او و اعتقاد به نیروهای درونی خود، دلیلی برای افسردگی نمی بیند.

این شادی ها گاهی برای خود آدمی و زمانی برای دیگران است . تبسم به دیگران، پوشیدن لباسهای شاد، استفاده از بوی خوش، مهربانی کردن، شاد کردن مردم و .. همه برای ایجاد فضای شاد و در نتیجه تجدید قوا برای ادامه حرکت تکاملی است.

آری! با شادی، زندگی انسان معنا می یابد و ناکامی و ناامیدی و ترس و نگرانی بی اثر می شود. در پرتو شادی است که انسان می تواند خودسازی کند و در اجتماع مفید باشد.

در زندگی گاهی مشکلاتی به وجود می آید که رفع آنها بیرون از توان انسان است. ما، معمولاً از این مشکلات خشنود نیستیم و آنها را، با دید ظاهری، مانع اهداف و امیال خود می دانیم. بیشتر ناخرسندی های ما درهمین مواقع بروزمی کند، چون می خواهیم به هر صورت مشکلات فوق طاقت خود را رفع کنیم؛ در حالی که بهترین راه غلبه بر این رخدادها، کنار آمدن با آنها است.

لذت و خوشی، فقط با عوامل مادی به دست نمی آید ، بلکه عوامل معنوی هم در ایجاد شادی مؤثرند. گاهی انجام دادن کارهایی که عادتاً باید لذت بخش باشند، هیچ لذتی به انسان نمی دهد، حتی عذاب وجدان هم می آورد؛ چرا که روح و وجدان، آماده لذت بردن نیستند . یک غذای لذیذ یا خانه بسیار زیبا، اگر حرام و نامشروع باشد، برای انسان سالم و طبیعی، تلخ و ناگوار است.

پرهیز از گناه ، در بیشتر مواقع ، پرهیز از لذت های مادی سطحی است ، اما شادی آور است ؛ زیرا روح آدمی به گونه ای است که گاهی از پرهیز و  ریاضت معقول ، سرخوش می شود . ارضای تمایلات به هر صورت ، شادی آور نیست؛ گاهی پرهیز از لذت لذت بخش است .

شادی، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگرانی ها و اندوه ها را از خود دور کند، شاد است. البته انسان های شاد نیز گاه غمگین می شوند که طبیعی است؛ چرا که بعضی از غم ها لازمه زندگی است، اما بسیاری از آنها برخاسته از نگرانی ها و ناامیدی هاست. این نگرانی ها منشأ مشکلات بسیار دیگری، از جمله بیماری است.

 آری! کسانی که دچار دلهره و نگرانی باشند، از هیچ یک از امکانات زندگی، لذت نمی برند.

گرمی تبسم و لبخند، کینه ها را از بین می برد و به روابط انسانی تعادل می بخشد . وقتی می خندیم، همه چیز به نفع جسم و روح ما پیش می رود. هنر شاد بودن، مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن است.

ما می توانیم در خندیدن، کودکان را سرمشق خود قرار دهیم. کودک به طور طبیعی تقریباً به همه چیز می خندد؛ گویی می داند که یک خنده سیر، او را سالم و متوازن نگه می دارد.

حتی وقتی انسان عمیقاً غمگین و ناراحت است، باید هنگام رو به روشدن با دیگران، خود را شاد نشان دهد و تبسم کند.

باید صادقانه خندید و شخصیت خود را نیز در نظر داشت. خنده، آن گاه مؤثر و درمان بخش است که به موقع باشد و به شخصیت دیگران آسیب نرساند . خنده های بی مورد و تمسخر آمیز، انسان را غافل می کند و پرده سیاهی بر روی عوامل شادی آفرین دیگر می کشد.

شوخ طبعی و خوش رویی را می توان ساده ترین راه آفرینش شادی دانست. شوخی ، روح را شاد می کند و با آفرینش لبخند، انسان و محیط را شادابی و خرمی می بخشد . خنده ، حتی نیم خند و حتی خیال خنده، شگفتی مطبوعی به روح انسان می بخشد که غالباً با آرامش اعصاب و سبکی ذهن همراه است.

در روابط انسان ها، بوی خوش، عامل فرح انگیز مهمی است و متقابلاً بوی بد، ناامید کننده و باعث افسردگی است.

رنگ ها ، عکس العمل های گوناگونی را در انسان بر می انگیزند. رنگ روشن، شادی آفرین است

آراستگی ظاهری انسان، عامل مهمی در جذب افراد به کردارهای پسندیده است. روان شناسان اجتماعی ، آراستگی شکل ظاهری را عامل مؤثری در کارآیی پیام دهی می دانند

کار، جوهر آدمی و نشان حیات او است. آن که تلاش نمی کند و به تنبلی خو کرده، بهره اش از زندگی اندک است و سلامتی اش در خطر، و شادابی اش بر باد . کار و تلاش، استعدادهای آدمی را شکوفا می سازد، از انحراف و لغزش او جلوگیری می کند و بر سرزندگی و نشاطش می افزاید.

گشت و گذار در طبیعت و دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب ورسوم ملل، گذشته از فایده های بی شمار مادی و معنوی، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامتی جسم و روان او کمک می کند.

 

1 – هرشب زود به بستر برو و به موقع هم از خواب برخیز. اما چند دقیقه در بستر بنشین تا سیستم عصبی و ماهیچه ها آماده کارکرد طبیعی خود شوند، آنگاه کارهای روزانه را بدون اضطراب و شتاب آغاز کن!

2 – همه کارها چنان که ما می خواهیم و یا ما پیش بینی می کنیم ، پیش نمی روند. پس همیشه هرکجا که می خواهی بروی ، زودتر از موقع حرکت کن و برای خودت وقت اضافی درنظر بگیر.

3 – بی جهت غصه نخور. شاد باش و هر از گاه کمی بخند.

4 – توجه داشته باش که بعضی وقت ها، کم هم زیاد است. مثلاً اگر برای انجام دادن کاری یک ساعت وقت ، کافی باشد ، اگر دو ساعت در نظر بگیری خیلی زیاد است ! برخی از چیزهای تلف شده برگشت ناپذیر است.

5 – همیشه به اندازه پولی که در جیب داری خرج کن. نسیه کردن و حتی استفاده از کارتهای اعتباری برای خریدهای روزانه ، کار بسیار نادرستی است که نگرانی های زیادی به دنبال دارد.

6 – تلاش کن همیشه خونسرد باشی . اضطراب فقط تمرکز انسان را می کاهد.

7 – همیشه احتیاط کن. اگر خودرویت دارای یک کلید اضافی دارد آن را همیشه در کیف دستی خود به همراه داشته باش. همچنین یک کلید اضافه از منزل را در گوشه ای پنهان کن که از آن باخبر باشی. مقداری پول خرد و چند تمبرهم همیشه به همراه داشته باش.

8 – افکار، اندیشه ها و الهاماتی که برخی اوقات برایت پیش می آید در جایی یادداشت کن.

–  سعی کن تا می توانی ساکت باشی و حرف نزنی، سکوت خیلی از مشکلات را حل می کند.

10 – کارهایت را جدی بگیر اما خودت را نه!

11 – تلاش کن بینش بخشاینده ای را در خودت توسعه بدهی. شاید همان اشتباهی که مردم مرتکب می شوند، بهترین کاری بوده که می توانسته اند، انجام دهند.

12 – کارها را به افراد شایسته واگذار کن و خودت هم اگر شایستگی انجام کاری را نداری از پذیرش آن خودداری کن.

13 – کارهایی که با جدول برنامه کاری تو متناسب نیست، یا به آرامش و سلامت فکری تو آسیب می رساند، با صراحت و جسارت رد کن. به اندازه ای که می توانی کار انجام بده.

14 – اگر فرزند خردسال داری هر روز برایش کاری کن که خوشحال شود. این کار را پس از خوشحال کردن همسرت انجام بده.

15 – سعی کن در هرشبانه روز وقتی را پیدا کنی که با خودت تنها باشی.

16 – اگر می توانی با نامهربانان هم مهربان باش، آنها احتمالاً بیشتر از دیگران به مهربانی احتیاج دارند. چه بسا عقده کمبود محبت آنان را به بی مهری کشانده است.

17 – همیشه به خودت گوشزد کن که تو مدیر کل جهان نیستی.

18 – زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.

1 – سعی کن همیشه بر اعصابت مسلط باشی.

20 – بدان، تمام اخباری (مواردی که دیگران به تو می گویند) را که می شنوی درست نیست.

21 – مسائل کم اهمیت را بشناس و نادیده بگیر.

22 – تا وقتی شغل بهتری پیدا نکردی شغل فعلیت را از دست نده.

23 هر شرایطی خونسردی خودت را حفظ کن.

24 – جلسات را درست در زمان مقرر شروع کن. اهمیت نده که دیگران به جلسه برسند یا نرسند.

25 – وقتی شخصی خطایی مرتکب می شود و تو دلیلی برای اثبات آن نداری ، سعی کن بپذیری که حق با اوست.

26 – وقتی دچار یأس و ناامیدی شدی سه بار( در جایی مانند کوه ، دشت و …) فریاد بکش.

27 – هیچوقت سوار اتومبیلی نشو که راننده اش هوشیاری کامل ندارد.

  

 

قانون1: بیائید ذهنمان را سرشار از فکر آرامش، شجاعت، سلامتی و امید کنیم زیرا زندگی ما همان چیزی است که ذهنمان می سازد.

قانون 2: بیائید حتی با دشمنان حتی الامکان درگیر نشویم ، زیرا این کار بیشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نیرو می گیرد.بیائید حتی یک دقیقه را هم صرف فکر درباره کسانی که دوست نداریم نکنیم.

قانون 3: الف- به جای نگرانی درباره ناسپاسی، انتظار ناسپاسی داشته باشیم. یادمان باشد که حضرت مسیح فقط در یک روز ده آدم جذامی را شفا داد وفقط یک نفر از او تشکر کرد.

ب- یادمان باشد که تنها راه دست یافتن به خوشحالی وسعادت، انتظار تشکر از دیگران نیست، بلکه بخشش را باید به خاطر شادی بخشش دوست داشت.

د- یادمان باشد که سپاسگزاری را باید همچون بذری کاشت بنابراین اگردوست داریم، فرزندانمان آدمهای شکرگزاری بار بیایند، باید این صفت را به آنها بیاموزیم.

قانون4: همیشه چیزهایی را که باید شکرشان را به جا بیاورید بشمارید، نه مشکلاتتان را.

قانون 5: از دیگران تقلید کورکورانه نکنیم. خودمان را بشناسیم وخودمان باشیم زیرا حسادت یعنی جهل و تقلید یعنی خودکشی.

قانون 6: وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.

قانون 7: با اندکی شاد کردن دیگران، اندوه خود را از یاد ببریم. وقتی به دیگران نیکی می کنید به خود نیکی کرده اید.

 

 

 

 

  RSS

عصبانیت احساسی است که بدون شک تمام افراد در زندگی خود آن را تجربه خواهند کرد. یک احساس طبیعی که بیانگر سلامتی هر فرد است ولی اگر آن را تحت کنترل نگیرید، آنگاه عصبانیت است که شما را تحت کنترل میگیرد و باعث نتایج ویرانگر و بعضا غیرقابل جبران خواهد شد.

بسیاری از دوستیها، روابط خانوادگی، کاری و تحت تاثیر عدم توانایی فرد در کنترل عصبانیت و بروز بی احترامی ناخواسته، به سمت ویرانی کشیده میشوند. هیچکس فردی که در اکثر اوقات عصبانی است را دوست ندارد و به عنوان همنشین خود انتخاب نخواهد کرد. اما راهکارهایی برای کنترل عصبانیت وجود دارد تا با استفاده از این تکنیکها، بتوانید از این احساس به شیوه درست استفاده کنید. در این مطلب قصد داریم 10 روش برای کنترل عصبانیت و فروکش کردن آن را بررسی کنیم.

شمردن تا 10 تنها برای کودکان و بچه ها نیست! هنگامی که در شرایطی قرار میگیرید که از چیزی عصبانی میشوید با شمردن آهسته از یک تا ده وقفه زمانی ایجاد کنید. اینکار باعث میشود تا احساس خشم اولیه تاحدودی فروکش کند. بعد از این وقفه اگر لازم بود موقعیت یا فردی که شما را عصبانی کرده است ترک کنید تا بر اعصاب خود مسلط شوید.

هنگامی که به آرامش رسیدید و میتوانستید درست فکر کنید، دلیل عصبانیت خود را توضیح دهید. اگر فردی کاری کرده است که باعث عصبانیت شما شده، به صورت مستقیم و رک ولی بدون بی احترامی یا لحن تند، به وی بگویید که چه کاری باعث عصبانیت شما شده است. سعی نکنید دیگران را تحت کنترل خود در آورید.


در برخی شرایط که نمیتوانید عصبانیت خود را کنترل کنید و اصطلاحا جوش آورده اید میتوانید کمی ورزش کنید. چند حرکت ساده ورزشی باعث فعال شدن زنجیره فرآیندهای شیمیایی در بدن شما خواهد شد و همین امر به شما کمک میکند تا از شرایط تنش زا دور شوید و کنترل اعصاب خود را در دست بگیرید. ورزش کردن میتواند حتی یک پیاده روی و قدم زدن ساده باشد، ولی نتیجه آن بسیار برای شما مفید خواهد بود.

در شرایط عصبانیت ممکن است هر حرفی را بزنید یا حرکتی را انجام دهید که در شان شخصیت شما نباشد و موجبات پشیمانی شما را بوجود آورد. قبل از هرگونه صحبت کردن و یا نشان دادن عکس العمل چند ثانیه فکر کنید، این مدت را میتوانید با شمردن برای خود فراهم کنید. مزیت دیگر این کار این است که به طرف دیگر نیز فرصت میدهید تا حرف یا اشتباه و یا حرکت خود را جبران کند و یا طرف سوم برای آرام کردن محیط کمک کند.

به جای اینکه بر روی عاملی که شما را عصبانی کرده است تمرکز کنید، بر روی راه حل آن اندیشه کنید. آیا فرزند شما اتاق خود را تمیز نگاه نمیدارد و این مساله شما را عصبانی میکند؟ خیلی راحت در اتاق را ببندید و سر فرصت و با آرامش با او صحبت کنید. آیا شریک زندگی شما شب برای شام دیر میکند؟ میتوانید ساعت شام خوردن را تغییر دهید و یا اینکه چند شب در هفته را تنها غذا بخورید. به خاطر داشته باشید که عصبانیت اگر چیزی را بدتر نکند، بهتر نخواهد کرد، پس سعی کنید منطقی باشید.

برای جلوگیری از بیشتر شدن تنش، در مورد مشکلی که دارید صحبت کنید و مؤدب باشید و احترام طرف مقابل را حفظ کنید. در بیان دلیل عصبانیت خود از واژه ی “من استفاده کنید. به عنوان مثال بجای عبارت تو هیچوقت در کارهای منزل کمک نمیکنی بگویید من از اینکه سفره ترک کردی بدون اینکه برای جمع کردن آن کمک کنی عصبانی شدم.

بخشودن شاید از قدرتمندترین ابزارهایی باشد که در اختیار بشر قرار داده شده است. اگر به احساس عصبانیت اجازه دهید تا در درون شما رشد کند و تبدیل به احساس کینه شود، بیشترین کسی که آسیب خواهد دید خود شما خواهید بود. با بخشیدن کسی که باعث عصبانیت شما شده است هر دو نفر شما از موقعیت بوجود آمده درس خواهید گرفت. بسیار غیرمنطقی است که انتظار داشته باشیم همه، در تمام شرایط طبق خواسته های ما عمل کنند.

افرادی که طبع شوخ دارند حتی در شرایط عصبانیت نیز با یک جمله طنزآمیز شرایط را تغییر میدهند. البته طنزآمیز بودن را نباید با تمسخر کردن و یا نیشخند زدن اشتباه بگیرید، تمسخر کردن تنها اوضاع را بدتر خواهد کرد و صفتی زشت و زننده است.

هنگامی که آتش غضب در وجود شما شعله ور شده است، میتوانید با استفاده از تکنیک های آرام بخش این احساس را کنترل کنید. تکنیکهایی مانند عمیق نفس کشیدن، تصور یک تصویر آرامبخش و یا تکنیکهایی که در مطالب قبلی با شما در میان گذاشته بودیم. میتوانید به مطلبی با عنوان “ 10 تکنیک برای کاهش استرس مراجعه کنید.

مساله عصبانیت برای تمام افراد یک چالش بزرگ است. اگر احساس میکنید که بیش از حد عصبانی میشوید و یا اینکه کنترل خود را از دست میدهید از اطرافیان، خانواده و یا دوستان خود بخواهید در این شرایط به شما کمک کنند تا بتوانید زمان لازم برای تغییر رفتار خود را داشته باشید. از کلاسهای روانشناسی مدیریت عصبانیت و کاهش استرس استفاده کنید. ورزش کنید و تلاش کنید بر روی اعصاب خود مسلط شوید، این کار تنها به تمرین و صبر نیاز دارد.

شما بیشتر در چه شرایطی عصبانی میشوید؟ وقتی عصبانی میشوید برای آرام کردن خود چکار میکنید؟ در بخش ها منتظر پاسخ شما به این سوالات هستیم.

سلام لیدا هستم من وقتی دخترم حرفم روگوش نمیده با دو بار گفتن عصبانی میشم و پرخاشگری میکنم بعضی وقتا هم میزنمش یا با حرفهام حسابی خوردش میکنم وبعد عذاب وجدان میگیرم لطفا راهنمایی کنید.

منسال دارم ومدام بامادرم وحتی باخوهرم هم دعوادارم وجیغ میکشم حرف های بدنیزنم خسته شدم چیکارکنم کمکم کنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.