داستان حضرت یونس در شکم ماهی

داستان حضرت یونس در شکم ماهی

هنوز کشتی از ساحل دور نشده بود و از خشکی فاصله زیادی نگرفته بود که دریا طوفانی شد و امواجی سهمگین، کشتی را متلاطم ساخت. سرنشینان کشتی بدفرجامی را برای خود پیش بینی می کردند، چشمها خیره شده بود و قلب ها به تپش و دست و پای افراد به لرزه درآمده بود و در این حال راهی جز سبک کردن کشتی به نظرشان نمی رسید.مسافرین با یکدیگر مشورت کردند که چه کنند، سپس به توافق رسیدند که قرعه بیندازند و به نام هرکس اصابت کرد او را به دریا بیفکنند.(2) پس قرعه انداختند و بنام یونس درآمد، ولی به خاطر احترام و ارزشی که برای او قائل بودند، حاضر نشدند او را به دریا اندازند، پس بار دیگر قرعه را تکرار کردند، بازهم بنام یونس درآمد، اما این بار هم دریغ کردند که او را به دریا افکنند و برای سومین بار قرعه انداختند و این بار نیز قرعه بنام یونس درآمد.«پس یونس با سرنشینان کشتی قرعه انداخت و خود از بازندگان شد.»(1)یونس چون دید سه بار قرعه به نامش...
0 جمشید کاظمی داستان جولای 12, 2019